این کودک می گوید: بابا را در کی یف گذاشتیم و آمدیم
اون چیزهایی رو می فروشه و به قهرمان هامون کمک می کنه و به ارتشمون
شاید حتی بجنگه
ما سه ساعت راه رفتیم
و شما ما رو نجات دادید
فکر می کردم مجبور باشیم دو سه روز راه بریم
فکر کردیم کل روز باید راه بریم
و شما به ما کمک کردید...