جماران | آخرین اخبار ایران و جهان، سیاست، اقتصاد و اندیشه

در کنفرانس فارابی دانشگاه فارابی قزاقستان؛

حمید پارسانیا: فارابی در تعاملات بینافرهنگی زنده و فعال است

حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا طی سخنانی با عنوان «فارابی در تعاملات فرهنگی و تمدنی معاصر» در کنفرانس فارابی دانشگاه فارابی قزاقستان، گفت: اندیشمندانی چون ابن سینا، غزالی، شیخ اشراق، ابن رشد، فخر رازی، خواجه نصیر الدین طوسی، ابن عربی، تفتازانی، صدر الدین دشتکی، دوانی، میرداماد و صدر الدین شیرازی در طی سده‌­های مختلف با مواجهات و مناظرات مستمر و پیاپی خود به ابعاد معرفتیِ راهی که فارابی ارائه می­‌داده افزودند و حکمت نوصدرایی در ایران امروز نیز، هم خود را وامدار فارابی می‌داند و هم مواجهات فرهنگی و تمدنی خود را در رقابت­‌های سازنده علمی با جهان مدرن از همین پایگاه سامان می‌­بخشد.

کد خبر: ۱۷۳۵۵۱۹
حمید پارسانیا: فارابی در تعاملات بینافرهنگی زنده و فعال است

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی با تأکید بر اینکه فارابی اندیشمندی مدفون در تاریخ گذشته نیست، گفت: رویکرد فلسفی فارابی پس از او بر خلاف برخی از دیگر جریان‌­های فکری معاصر او هرگز منقطع نشد، بلکه در تعامل خلاق با جریان­‌های عرفانی، حدیثی و کلامی به تدریج از انسجام و دقت بیشتری برخوردار شد.

به گزارش جماران، حجت‌الاسلام والمسلمین دکتر حمید پارسانیا طی سخنانی با عنوان «فارابی در تعاملات فرهنگی و تمدنی معاصر» در کنفرانس فارابی دانشگاه فارابی قزاقستان، گفت: فارابی به عنوان معلم ثانی و مؤسس فلسفه اسلامی شناخته می‌­شود. او در تعامل فعال و خلاق با جریان‌­های معرفتی و فرهنگی که در آن زیست می‌­کرده و نیز با بازخوانی و بازسازی میراث عقلی فرهنگ یونان، عقلانیتی را قوام بخشید که جمعی سالم بین رویکردهای حدیثی-عرفانی و نیز عقلی و به بیانی دیگر جمعی سالم بین قرآن، برهان و عرفان داشت و مانع از افراط‌هایی می‌شد که در اثر تقابل بین این رویکردها پدید آمده بود و این رویکرد اینک با گذشت بیش از هزار سال همچنان زنده و پویا استمرار یافته است.

وی افزود: فارابی بسیار گزیده‌­نویس است اما برخی از مکتوبات فلسفی او افق‌­های نوینی را بر تاریخ اندیشه­ بشری گشوده است. پرسش‌­ها و مسائل جدیدی را پدید آورده و آیندگان را در گسترش و تعمیق آنچه بیان کرده است، مشغول داشته است. به گونه‌­ای که می­‌توان گفت جریان­‌های فلسفی مشایی، اشراقی و صدرایی در امتداد راهی قرار گرفته­‌اند که فارابی هموار کرده است و به همین دلیل فارابی اندیشمندی مدفون در تاریخ گذشته نیست، بلکه متفکری است که در محور عقلانیت جهان اسلام و در تاریخ اندیشه بشری و در تعاملات بینافرهنگی تداوم یافته و اینک زنده و فعال است.

پارسانیا تأکید کرد: نوع و سطح عقلانیت و علم از زمره محوری­‌ترین معانی و مفاهیم هویت‌­بخش هر فرهنگ و تمدن است؛ به گونه­‌ای که خصوصیات و حتی تطورات تاریخی فرهنگ را با نظر به این مفاهیم می‌توان شناسایی کرد. ماکس وبر بر همین اساس فرهنگ و تمدن مدرن را که اینک حضوری گسترده و جهانی پیدا کرده است مبتنی بر عقلانیت معطوف به اهداف دنیوی و علوم ابزاری و فقدان عقلانیت معطوف به ارزش­‌ها و حقایق متافیزیکی و مانند آن می­‌داند. او البته معتقد است که این سطح از عقلانیت در فرهنگ‌­های دیگر زنده و فعال بوده است، اما امروز با غلبه  عقلانیت و علم ابزاری، اثری از آن نوع عقلانیت باقی نمانده است.

وی ادامه داد: ماکس وبر به همین دلیل معتقد است در جهان مدرن به دلیل فقدان عقلانیت و علمی که ناظر به حوزه ارزش‌ها و حقایق متعالی باشد ناگزیر هرکس از شیطان خود باید پیروی کند. وبر این مطالب را در سال 1919 در کتاب دانشمند و سیاستمدار خود بسط داده است. توصیف ماکس وبر از عقلانیت فرهنگ و تمدن مدرن توصیفی گویا و مقبول است، اما اِخبار او از زوال دیگر انواع و سطوح عقلانیت و علم در جهان امروز، خالی از اشکال نیست. هر چند غلبه و سلطه­ی فرهنگ اروپایی به ضعف دیگر سطوح عقلانیت در دیگر فرهنگ‌ها منجر شده و یا امکان بروز یا مشاهده­ آنها را ضعیف کرده باشد. شاهد این مدعا، تداوم، حیات، نشاط، جریان معرفتی و عقلانیتی است که فارابی به عنوان معلم و از زمره­ مؤسسان آن شمرده می‌­شود.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران اظهار داشت: رویکرد فلسفی فارابی پس از او بر خلاف برخی از دیگر جریان‌­های فکری معاصر او هرگز منقطع نشد، بلکه در تعامل خلاق با جریان­‌های عرفانی، حدیثی و کلامی به تدریج از انسجام و دقت بیشتری برخوردار شد. اندیشمندانی چون ابن سینا، غزالی، شیخ اشراق، ابن رشد، فخر رازی، خواجه نصیر الدین طوسی، ابن عربی، تفتازانی، صدرالدین دشتکی، دوانی، میرداماد و صدر الدین شیرازی در طی سده­‌های مختلف با مواجهات و مناظرات مستمر و پیاپی خود به ابعاد معرفتیِ راهی که فارابی ارائه می­‌داده افزودند و حکمت نوصدرایی در ایران امروز نیز، هم خود را وامدار فارابی می‌­داند و هم مواجهات فرهنگی و تمدنی خود را در رقابت­‌های سازنده علمی با جهان مدرن از همین پایگاه سامان می‌­بخشد.

وی با اشاره به اینکه علامه طباطبایی از شاخص‌­ترین فیلسوفان معاصر ایران است، گفت: حضرت آیت‌الله جوادی آملی که حامل نامه امام خمینی(ره) به گورباچف بود و خود بیش از نیم قرن بر کرسی تدریس فلسفی معاصر ایران مستقر است، به نقل از استاد خود علامه طباطبایی می­‌فرمود «ابن سینا و ملاصدرا اگر با یکدیگر ممزوج شوند، فارابی می­‌شود». این عبارت حضور فارابی در تاریخ فلسفه و عقلانیت اسلامی و نیز زیست علمی او را در مواجهه با مسائل نظری معاصر نشان می­‌دهد.

وی تأکید کرد: میراث و سنت فکری فارابی، در متن فرهنگ و تمدن اسلامی، اولاً حریم عقلانیت و علم متناظر با آن را که مقوّم هویت تاریخی آن است حفظ می­‌کند؛ و ثانیاً در مواجهه­ فعال با فرهنگ مسلط دنیای غرب، در یک گفت­‌وگوی فاخر و عمیق علمی، نقاط عطف و هویت­بخش آن را به چالش می­‌کشاند.

پارسانیا یادآور شد: در فلسفه فارابی عقلانیت به عنوان پدیده‌­ای انسانی و تاریخی ریشه در اتصال و ارتباط شهودی با واقعیتی متعالی و transendent به نام عقل دارد، که با شمول و گستردگی وجودی خود، هم اجزاء محدود و مقید و متکثر عوالم مختلف را به عنوان کل فراگیر تحت پوشش خود قرار می‌­دهد و هم ادراکات علمی آدمیان را از قوه به فعلیت می­‌رساند. عقل انسانی در اثر ارتباط و اتصال با این حقیقت عقلانی به مراتب مختلف معرفت علمی، اعم از علوم تجربی و تجریدی راه می‌­یابد. عالی­‌ترین مرتبه ارتباط به تعبیر فارابی در اثر اتصال با عقل فعال پدید می‌­آید و انسان در این صورت صاحب عقل مستفاد می­‌شود.

وی افزود: فارابی براساس تبیینی که از عقل و نیز مراتب عقلانیت دارد، علم را به دانش تجربی و علوم ابزاری محدود و مقید نمی‌گرداند و از متافیزیک و علومی که اغراض، ارزش‌­ها و نیز آغاز و انجام حیات انسان و سعادت و شقاوت او را نیز تبیین می­‌کنند سخن می­‌گوید و ضمن معتبر دانستن دانش تجربی، تقلیل معرفت به دانش ابزاری را نکرا و شیطنت می­‌خواند.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی اظهار داشت: تاریخ فلسفه اسلامی پس از فارابی، در تبیین و تعمیق مدعیات فارابی و خصوصاً مسائلی نظیر چگونگی اتصال و شهود حقایق عقلی و یا ارتباط عقل فعال با مراتب قوای حسی و خیالی انسان سپری شده است.

وی افزود: امام خمینی(ره) در نامه به گورباچف به نقاط عطفی که عقلانیت و علم مدرن را به محدوده عقلانیت و علم ابزاری تنزل داده، اشاره کرده است و به موازات آن به نقاط قوتی اشاره می­‌کند که در رویکرد فلسفی فارابی شکل گرفته و مانع از افول عقلانیت و علم به محدوده عقلانیت ابزاری می‌­شود.

پارسانیا گفت: از جمله نقاط عطف، با شکل­گیری جریان فلسفی آمپریسیسم و حس­گرایی که توسط فیلسوفانی چون بیکن، لاک، برکلی و هیوم شکل گرفت و اوج آن در حلقه وین است.

وی افزود: نقطه عطف دوم، ناشی از حوادثی است که در جریان راسیونالیسم و عقل‌گرایی مدرن در بستر اندیشه‌های دکارت، کانت و در رویکردهای نوکانتی پدید آمد. دکارت معرفت عقلی را به عقل مفهومی فروکاهید و شهودهای عقلی را که در رویکرد فلسفی فارابی بسط و گسترش می‌یابد نادیده انگاشت. کانت در مسیری که دکارت ایجاد کرده بود شهود واقع را به شهود حسی محدود و مقید ساخت و لذا شناخت مفهومی عقلی را شناختی سوبژکتیو و صرفا ذهنی دانست.

عضو هیأت علمی دانشگاه تهران ادامه داد: ذهنی دانستن معرفت عقلی، اولاً متافیزیک را به معرفت‌شناسی و اپیستومولوژی فروکاهید. ثانیاً معرفت علمی نسبت به واقع را به علم فیزیک محدود ساخت. ثالثاً انقلاب کوپرنیکی کانت را در شناخت علمی به دنبال آورد. یعنی در شناخت علمی تجربی، مفاهیم عقلی به جای آنکه از متن واقع گرفته شود، سایه خود را بر جهان واقع می‌گستراند.

وی افزود: نقطه عطف سوم، مربوط به رویکردهای پسامدرن است که با رویکردهای نوکانتی پدید می‌آید. در رویکردهای نوکانتی، مفاهیم عقلی که در دیدگاه کانت برساختار معرفت علمی تحمیل می‌شوند، پدیده‌هایی بیناذهنی(intersubjective) فرهنگی و تاریخی و در نتیجه متکثر هستند. در این رویکرد معرفت علمی تجربی که متأثر از ذهنیت تاریخی است، خصلت روشنگرانه خود نسبت به واقع و صورت ثابت و جهانی خود را به طور کلی از دست می‌دهد. 

پارسانیا گفت: امام خمینی(ره) در نامه خود، به ابن سینا اشاره می‌­کند که در تداوم اندیشه‌­های فارابی شناخت انسانی را به معرفت حسی تقلیل نمی­‌دهد، بلکه علم تجربی و حسی را مبتنی بر معرفت علمی و عقلی می‌داند. سپس به شیخ اشراق و ابن عربی اشاره می­‌کند که شناخت شهودی را پایه و بنیان ادراکات مفهومی می­‌دانند.

وی اظهار داشت: تأکید امام خمینی(ره) بر اهمیت شهود عقلی، اولاً مانع از سوبژکتیو شدن و اینتر سوبژکتیو‌ شدن معرفت عقلی می‌شود. ثانیا تصریح ایشان بر ابتنا معرفت تجربی بر علوم عقلی، خصلت علمی بنیان‌های معرفت تجربی را حفظ کرده و مانع از شکل‌گیری رویکردهای پسامدرن نسبت به علوم تجربی می‌گردد.

عضو شورای عالی انقلاب فرهنگی ادامه داد: ایشان از صدر هیأت رئیسه شورای عالی شوروی می­‌خواهد تا در تحولات پیش­روی خود به ظرفیت­‌های فرهنگی و تمدنی و میراث شرقی تاریخ خود نیز توجه کند و تیزهوشان جامعه خود را به کانون زنده آموزه‌­های فلسفی‌ای بفرستند که از سطوح عالی عقل و عقلانیت بهره­‌مندند و معرفت علمی را به دانش ابزاری فرو نمی­‌کاهند.

وی تأکید کرد: به نظر می­‌رسد، نامه مزبور بخشی از تعامل زنده و فعال رویکرد فلسفی فارابی در دوران معاصر است که برای حفظ هویت فرهنگی خود و نیز پاسخگویی به مشکلاتی نوشته شده است که فرهنگ و تمدن مدرن به آن گرفتار آمده است.

انتهای پیام

دیدگاه شما