گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران مطرح شد؛

خاطرات امرالله عزیزنیا از ۳۵ سال عکاسی در حرم امام خمینی(س)

این گفت‌وگو روایتی صمیمانه از زندگی حرفه‌ای و معنوی «امرالله عزیزنیا» است که بیش از سه دهه به‌عنوان عکاس در حرم مطهر امام خمینی(س) خدمت کرده است. عزیزنیا در این گفت‌وگو، مسیر ورود خود به دنیای عکاسی تا استقرار در حرم امام را شرح می‌دهد و با نگاهی دلسوزانه از سختی‌های حرفه عکاسی خبری می‌گوید. او که خود را پیش از هر چیز «خادم» امام می‌داند، ضمن گلایه از عدم دیده شدن عکاسان به‌عنوان «سنگرسازان بی‌سنگر»، بر اشتیاق بی‌پایان خود برای ثبت لحظات ناب معنوی و ارتباط قلبی زائران با ضریح تأکید می‌کند و این خدمت عاشقانه را افتخاری می‌داند که مسیر زندگی او را دگرگون کرده است.

پایگاه خبری جماران: به مناسبت روز جهانی عکاس به سراغ یکی از پیشکسوتان عکاسی خبری رفتیم. چون میان هیاهوی مراسم‌ها، دیدارها و پروتکل‌های رسمی، همیشه حضور دوربین‌هایی را حس می‌کنیم که وقایع را به تصویر می‌کشند. اما کمتر کسی به پشتِ این دوربین‌ها فکر می‌کند؛ به کسانی که دهه‌هاست بی‌وقفه، راویِ تاریخِ انقلاب و لحظات معنویِ این مکان مقدس بوده‌اند. «امرالله عزیزنیا» یکی از همین راویانِ بی‌ادعاست. عکاسی که از سال ۱۳۷۰ دوربین خود را به حرم امام برده و از آن زمان تا امروز، شاهدِ آمد و شدِ رؤسای جمهور، مسئولان بلندپایه و زائران دل‌سوخته از دریچه لنز دوربینش بوده است. او نه تنها یک عکاس خبری، بلکه به گواه کلامش، یک «خادم» است که عشق به امام و شهدا، او را در این مسیر ماندگار کرده است.

او بی‌پرده و صریح از سختی‌های حرفه‌ای می‌گوید که شاید از چشم بسیاری پنهان مانده است؛ اما وقتی لنز دوربینش را از چهره‌های رسمی و مسئولان برمی‌گرداند، گویی روح تازه‌ای در کارش دمیده می‌شود؛ با عشقی خالصانه از لذتِ ثبتِ ناب‌ترین لحظاتِ حضور مردم در کنار ضریح سخن می‌گوید؛ همان لحظاتی که زائرانِ ساده‌دل، فارغ از هرگونه تشریفات، با چشمانی اشک‌بار و دلی لرزان، حاجت‌های خود را در آستانه‌ی این حریم مطهر می‌جویند.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با امرالله عزیزنیا را در ادامه می‌خوانید:

 

ابتدا خودتان را کامل معرفی کنید و بفرمایید از چه زمانی و با چه انگیزه‌ای به دنبال عکاسی رفتید؟

بنده امرالله عزیزنیا متولد سال ۱۳۴۵ هستم. از اواخر سال ۱۳۵۹ و اوایل سال ۱۳۶۰ عکاسی را در عکاس‌خانه شروع کردم. سال ۱۳۶۴ که به سربازی رفتم، در منطقه هم کار عکاسی می‌کردم. پس از آن هم تا سال ۱۳۷۰ عکاس‌خانه اجاره می‌کردم و عکاسی داشتم.

 

از چه سالی به حرم مطهر امام خمینی(س) آمدید؟

سال ۱۳۷۰ به حرم امام آمدم. باعث آمدنم به حرم امام - خدا رفتگان شما را بیامرزد - مادرم بود. مادر خدابیامرزم خیلی مشتاق بود که بنده در حرم امام مشغول به کار شوم. با دعای خیر پدر و مادر و امام و شهدا، بنده حقیر از آن سال در حرم حضرت امام مشغول شدم.

به‌حرم امام که آمدم، گفتند چه کاری بلدی؟ گفتم من شغلم عکاسی است و کار عکاسی بلدم. مستحضر هستید که آن موقع کار عکاسی زیاد به چشم نمی‌آمد. گفتند: «ما اینجا فعلاً کار عکاسی نداریم و نیازی به عکاس نداریم؛ ما اینجا جوشکار، مکانیک، تراشکار، راننده و... می‌خواهیم». در قسمت کفشداری مشغول به‌کار شدم. متأهل و مستأجر بودم.

یک سال و نیم، دو سال گذشت؛ بعد متوجه شدم که نیاز به یک عکاس دارند. نامه‌‌ام را از مدیریت حرم به قسمت معاونت فرهنگی زدند. حاج‌آقای جوادی - که هنوز هم در خدمتشان هستیم - در معاونت فرهنگی بودند. نامه را نوشتند و من برای کار عکاسی به قسمت فرهنگی رفتم. آن موقع بحث خبر خیلی مطرح نبود، قرار شد یک عکاس‌خانه آنجا بگذاریم؛ چون تخصص بنده در عکاس‌خانه، تاریک‌خانه و چاپ و این تشکیلات بود.

خدا رحمت کند مرحوم حجت‌الاسلام والمسلمین حاج احمد آقای خمینی را در مراسم‌ها از ایشان که عکس می‌گرفتیم، قرار شد در کنار این عکس‌انداختن‌ها، یک تاریک‌خانه یا یک عکاس‌خانه آنجا دایر کنیم. بعداً حاج‌آقا جوادی فرمودند که حاج‌آقای انصاری با عکاسی موافقت نکرده‌اند. آن موقع سایت، خبرگزاری، اینترنت و فضای مجازی که نبود؛ قرار شد یک روزنامه‌دیواری یا ماهنامه تهیه کنیم و در ساختمان اداری بزنیم تا در طول هفته یا ماه که مراسم‌هایی در حرم مطهر برگزار می‌شود، عکس‌های بنده را آنجا بگذارند و کسی هم گزارشی بنویسد. این طرح هم به‌دلایلی انجام نشد. دوباره دوربینم را جمع کردم و در کارهای معاونت فرهنگی در خدمت حاج‌آقای جوادی بودم.

تا چندین سال گذشت؛ مجدداً حاج‌آقای جوادی به بنده فرمودند: «شما تمایل به عکاسی داری؟» هیچ چیزی به اندازه دوربین و عکاسی تو راضی‌ام نمی‌کند.» بس که من علاقه به عکاسی داشتم. گفتم بله. دوباره من را به روابط‌عمومی فرستادند. صحبت‌هایی با بنده کردند و گفتند: «آقا ما دوربین و وسیله نمی‌توانیم برای تو تهیه کنیم، اگر خودت تمایل داری و دوربین و تشکیلات داری، با همان تشکیلات خودت می‌توانی مشغول به کار شوی». گفتم اشکالی ندارد، من چون به این کار علاقه دارم با دوربین خودم مشغول به کار می‌شوم.

قرار شد من در داخل حرم مطهر مستقر شوم. به تمام قسمت‌ها نامه زدند که هر ارگان کشوری و لشکری که می‌آید، برای عکس‌های خبری از بنده استفاده شود. خدا را شکر تا امروز به همان روال پیش رفته است. خدا را شاکرم که هنوز خودم را خادم امام می‌دانم، نه اینکه بگویم یک عکاس یا یک خبرنگار. هنوز خودم را خادم می‌دانم و ممنونم که امام من را به خادمی پذیرفته است.

 

از فرازوفرودهای کار عکاسی برای ما بگویید و اینکه آیا در این مدت احساس خستگی هم کردید؟

ما در منطقه بودیم؛ جهادگرانی که زحمت می‌کشیدند پشت سنگر برای بچه‌ها سنگر می‌ساختند را همیشه سنگرسازان بی‌سنگر می‌گفتیم. چند روز پیش که روز خبرنگار بود، خدمت دوستان گفتم عکاسان سنگرسازان بی‌سنگرند. چون نه دیده می‌شوند و نه تشویق می‌شوند.  بالأخره وقتی از ما کاری می‌خواهند، می‌گویند آقای رئیس‌جمهور، رئیس مجلس یا فلان شخصیت آمده، برو عکس بگیر. بارها برای گرفتن عکس از شخصیت‌ها دچار مشکل شده‌ام، ولی بااین‌حال می‌خواهم بگویم که کارم را دوست دارم.

این شب‌ها برای گزارش به میادین مختلف می‌رفتیم؛ خیابان فتح، یافت‌آباد، نارمک، تجریش، شمیران، شهریار و... بنده با ماشین خودم و استهلاک ماشین خودم مسافت‌ها را می‌رفتم. اصلاً پولی نمی‌دادند که بگویم به‌خاطر پولش می‌رفتم؛ اگر پولی هم می‌دادند آن‌قدر ناچیز بود که با آن فقط می‌شد یک شام خورد! ولی این عشق و کار من است. من با دوربین عجین شده‌ام؛ اگر دوربین دستم نباشد مریضم. من نمی‌توانم در خانه بنشینم. وقتی می‌روم یک گزارش تهیه می‌کنم، به‌خاطر دل خودم است؛ نه به‌خاطر هزینه‌اش.

نکته دیگر اینکه بعضی‌ها نسبت به ما خیلی کم‌لطف‌اند. می‌گویند حالا یک عکاس است دیگر، یک دوربین دوش گرفته و چهار تا عکس هم می‌گیرد! نه، این‌طور نیست. پشت این عکاسی سالیان سال تجربه خوابیده است. همان‌طور که یک دکتر، مهندس یا معلم درس خوانده، این عکاس هم دوره دیده و تخصص کسب کرده است. یک عکاس خبری معادل فوق‌لیسانس و دکترا تخصص دارد، این‌طور نیست که بگویند حالا یک دوربینی گرفته و چهار تا عکس می‌گیرد. امروز یک دوربین با وسایلش ۷۰۰، ۸۰۰ میلیون تا یک میلیارد تومان پولش است؛ لنز، فلش و تشکیلاتش کلی قیمت دارد. قیمت به کنار، کار تخصص است؛ با چشم حقارت به آدم نگاه نکنند.

 

از فضای کار در حرم امام و بودن در کنار دوستان و بیت امام بگویید؛ چگونه است؟

من با اشتیاق در حرم مطهر حضرت امام و در خدمت بیت و علاقه‌مندان به ایشان کار می‌کنم. کار خبر معمولاً با ۲۰، ۳۰ تا عکس برای پوشش خبری انجام می‌شود، ولی من کمتر از ۱۵۰ شات هیچ موقع عکس نمی‌گیرم! دوربین شخصی است، استهلاک دارد و قیمتش پایین می‌آید، اما ذوق‌وشوق عکاسی من را خسته نمی‌کند. وقتی مراسمی شروع می‌شود تا آخر مراسم من یک دقیقه نمی‌نشینم، فقط دنبال سوژه می‌گردم.

ذوق‌وشوق این کار را دارم، شغلم و کارم را دوست دارم. مثل بعضی‌ها نیستم که بگویم دوربینم شخصی است پس با ۲۰ تا عکس کارم را راه می‌اندازم و می‌روم. من تعهد اخلاقی به کارم دارم. دوستانی که با من کار کرده‌اند خصوصیات اخلاقی من را می‌دانند؛ دوربین بیاید دستم نمی‌توانم بنشینم.

 

در این سال‌ها شخصیت‌ها، رؤسای جمهور، رؤسای مجلس، سران ارتش و سپاه و مقامات داخلی و خارجی همه به حرم آمده‌اند. آیا خاطره‌ای از این مسئولین بلندپایه دارید؟

اگر بخواهم از خاطره بگویم، من از مقامات بالا تا پایین همه را عکاسی کرده‌ام؛ از ریاست‌جمهوری گرفته تا خود آقا(رهبر شهید)، از سه قوه تا ارگان‌های دیگر.

 

از رهبر شهید هم وقتی به حرم امام آمده‌اند عکس گرفته‌اید؟

بله، بعد از فوت خدابیامرز حاج احمد آقا، مقام معظم رهبری به حرم امام تشریف آوردند و من از ایشان عکس گرفتم. چندین سال این کار را می‌کردم، اما بعداً از دفتر رهبری فرمودند که دیگر خودشان عکس می‌گیرند. غیر از رهبری از همه شخصیت‌های کشوری بنده عکس گرفته‌ام و با خودشان هم عکس دارم.

 

معمولاً عکاس‌ها خودشان در قاب‌ها نیستند. با کدام مسئولین عکس دارید؟

من با آقای احمدی‌نژاد، دکتر پزشکیان، آقای روحانی، جناب آقای محسن رضایی، امیر پوردستان، سردار دهقان و خیلی شخصیت‌های دیگر عکس دارم.

 

در این سال‌ها بهترین قابی که توانستید ثبت کنید و به دل خودتان خیلی چسبیده کدام قاب بوده است؟ یعنی جذاب‌ترین و ماندگارترین عکسی که تا الآن گرفته‌اید؟

خیلی زیادند. وقتی ضریح مطهر حضرت امام حسین(علیه‌السلام) را آورده بودند، من عکس‌های زیادی گرفتم که از نظر معنوی برای من خیلی باارزش بودند. عکس شهدا را گرفتم. نمی‌توانم فقط یکی را بگویم، چون همه برای من مقدس و با احترام هستند.

اما دوربین من فقط از شخصیت‌ها عکس نمی‌گیرد. در مراسمات، دیدن پیرزن‌ها و پیرمردها و عکس‌گرفتن از آنها برای من دلچسب‌تر است. مثلاً در هفته دولت، دولتی‌ها آمده بودند برای تجدید میثاق با حضرت امام و سخنرانی داشتند. اما آن پیرزن و پیرمردی که از کیلومترها دورتر، از مشهد، اهواز، کرمان یا سیستان و بلوچستان آمده بودند و بغل ضریح امام دخیل بسته بودند؛ شات زدنِ دوربین من برای آنها یک لذت دیگری دارد. وقتی می‌بینم آن زائر پیر بغل ضریح نشسته، دخیل بسته و دارد گریه می‌کند و حاجتی دارد، قاب دوربین برای این آدم‌ها یک حس دیگری دارد .این‌ افراد از روی ارادت می‌آیند و تشریفاتی نیستند.

 

یک عکاس خبری خوب، مخصوصاً کسی که در یک مکان مذهبی کار می‌کند، باید چه ویژگی‌هایی داشته باشد که بتواند عکس تأثیرگذار بگیرد؟

 وقتی مادر خدابیامرزم گفت: «پسرم تو را سپردم به جد آن آقا»، به حرم آمدم و این مکان یواش‌یواش بنده را دگرگون کرد. قطعاً جا و مکان در آدم تأثیر دارد. دوستان و شخصیت‌هایی که تشریف می‌آورند و هم‌کلام می‌شوند، قطعاً تأثیر می‌گذارند. من هرچه دارم از امام و شهدا دارم. همیشه در صحبت‌هایم گفته‌ام که اگر چیزی داریم از دعای خیر پدر و مادر و امام و شهدا است. 

من وقتی به حرم امام آمدم تجربه کار خبری نداشتم، اما از دوستان کسب کردم. لذا باید از بیت امام و به ویژه آیت‌الله سید حسن خمینی یادگار گرامی حضرت امام و همچنین حاج‌آقا جوادی که از روز اول پشتیبان من بوده و حق پدری گردن من دارد، و دیگر عزیزانی که به بنده کمک کردند تا افتخار خادمی حرم حضرت امام نصیبم شود، قدرشناسی و تشکر کنم.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.