عضو شورای مرکزی حزب اتحاد ملت با اشاره به اینکه در میدانها و جاهای دیگر علیه تفاهمنامه اسلامآباد صحبت میکنند، گفت: صحبت دکتر پزشکیان ما را تشویق کرد به یک پویش فکر کنیم تا صدای نیروهای میانه را - در حقیقت اصلاحطلبان میانه به حساب میآیند، یعنی همیشه میانهرو بودند اما الآن دیگر خیلی بارزتر است که نیروی میانه هستند ولی حالا یخ زدهاند و ساکت شدهاند - بلند کنیم. به همین دلیل شروع کردیم. در همین فاصله که شروع کردیم، اخطارهای نهادهای امنیتی شروع شد که «چهکار دارید میکنید؟» در حالی که هنوز هیچ کاری نکرده بودیم!
به گزارش خبرنگار جماران، علی شکوری راد طی سخنانی با موضوع «پویش تفاهم و صلح» در مجمع عمومی سالیانه انجمن اسلامی مدرسین دانشگاهها، گفت: در سالگرد انتخابات ۱۴۰۳، جلسهای ترتیب داده شده بود و معاونین ستاد مرکز و رؤسای ستاد استانها ،حدود ۷۰ تا ۸۰ نفر، دعوت شده بودند تا با دکتر پزشکیان دیداری داشته باشند. پس از این مراسم فرصتی شد تا با دکتر پزشکیان دیداری خصوصی داشته باشم و در این دیدار ایشان پس از توضیح فرایند شکلگیری تفاهمنامه اسلامآباد و امضای آن توسط رؤسای جمهور ایران و آمریکا گفت ما برای این تفاهمنامه زحمت زیادی کشیدیم و تقریبا با اجماع در شورایعالی امنیت ملی به تصویب رسید. آنهایی که رأی دادند صحبت هم کردند و همچنان بر نظرشان هستند.
وی افزود: حالا همه صاحبنظران میگویند تفاهمنامه بسیار خوبی است؛ اما وقتی به جامعه میآییم، میبینیم تریبونهایی که در جامعه برپا شده، میدانها و جاهای دیگر، علیه تفاهمنامه صحبت میکنند. نخبگانی که میگویند تفاهمنامه خوب است، به صحنه نمیآیند، حرفی نمیزنند و کاری نمیکنند؛ و عملاً تفاهمنامه مهجور مانده است. صدای جنگطلبها بلند است و صدای حامیان تفاهمنامه به گوش نمیرسد. ما هم کار را شروع کردیم و از آن موقع تا حالا کارهایی انجام دادهایم.
این فعال سیاسی اصلاحطلب ادامه داد: قرار نبود کار شقالقمری در این فضای سرد انجام دهیم؛ کاری که میخواستیم بکنیم این بود که این یخزدگی نیروهای میانه را از بین ببریم. بعد از قطبی شدن جامعه، صدای نیروهای میانه دیگر شنیده نمیشود. یعنی از زمان حوادث دیماه صدای نیروهای میانه شنیده نشد. در حوادث ۱۸ و ۱۹ دی، نیروهای میانه به فراخوان پهلوی بیاعتنا بودند و اصلاً حضور نداشتند.
وی اظهار داشت: اینکه جریان اصلاحطلب چگونه طی مسیر کرد و چرا نیروهای میانه یخ زدند و به حاشیه رفتند خودش یک بحث مستقل است؛ اینکه چرا کسانی موجب شدند این اتفاق بیفتد؟ زمانی در جامعه ما اصلاحطلب و اصولگرا با همدیگر چالش داشتند؛ اصلاحطلبها را حذف کردند و چالش اصلی شد بین اصولگرایان و براندازان. چه نفعی در این بود؟ چه سیاستی و چه دوراندیشیای در کار بود که این اتفاق افتاد و چرا این کار را کردند؟ نیاز به پاسخ دارد.
شکوری راد گفت: البته همانطور که در بحثهای قبلی گفتهام، یکی از هنرهای اصلاحطلبان حفظ بقاست. در حقیقت، اصلاحطلبان نیامدهاند که بدرخشند و بروند؛ اصلاحطلبان نیرویی هستند که همیشه سعی میکنند بر اساس واقعیتهای موجود، امکان اصلاح را در نظر بگیرند و متناسب با امکان اصلاح به اصلاحات بیندیشند. به همین دلیل توانستهاند باقی بمانند. یعنی از جریانات رقیب که بعد از انقلاب در عرصه سیاسی شکل گرفته، همیشه یک طرفش کاملاً حذف شده است اما تنها جریانی که طرفِ مغلوبش از نظر نظام قدرت، حذف نشد همین جریان اصلاحطلب بود.
وی افزود: صحبت دکتر پزشکیان ما را تشویق کرد به یک پویش فکر کنیم تا صدای نیروهای میانه را - در حقیقت اصلاحطلبان میانه به حساب میآیند، یعنی همیشه میانهرو بودند اما الآن دیگر خیلی بارزتر است که نیروی میانه هستند ولی حالا یخ زدهاند و ساکت شدهاند - بلند کنیم. به همین دلیل شروع کردیم. در همین فاصله که شروع کردیم، اخطارهای نهادهای امنیتی شروع شد که «چهکار دارید میکنید؟» در حالی که هنوز هیچ کاری نکرده بودیم!
این فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار داشت: حالا ما باید ملاحظه این مسائل را هم میکردیم به همین دلیل تصمیم گرفتیم کار را خیلی پرسروصدا نکنیم. به هر حال، عدهای را که صاحبنظر بودند جمع کردیم و هماندیشی انجام شد. بعد هم دیداری ترتیب دادیم که با دکتر پزشکیان صحبت کنند. دیدار بسیار خوبی شد. به هر حال، نیروهایی که آمده بودند اظهارنظر و کارشناسی کردند و خود دکتر پزشکیان نیز صحبتهای بسیار خوبی انجام داد.
وی ادامه داد: همه صحبتها انتشار خبری پیدا نکرد، اما حرفهای دکتر پزشکیان بسیار خوب و پخته بود. جلسه خوبی بود و هر کدام از آن افراد، یک انسانرسانه بودند تا این پیام را منتقل کنند. بعد از آن برنامه، اکنون کار را در استانها دنبال میکنیم تا همان نیروهای صاحبنظری که آمده و هماندیشی کردهاند، به استانها بروند و سخنرانی کنند. تا کنون چند استان برنامهریزی و اجرا شده است و در روزهای آینده نیز این برنامه ادامه خواهد یافت.
شکوری راد در بخش دیگری از سخنان خود تأکید کرد: این تفاهمنامه از این جهت بسیار مهم است که به نظر من اگر پاکستان تأکید نمیکرد که نامش را «تفاهمنامه اسلامآباد» بگذاریم، باید نامش «تفاهمنامه پایان جنگ» میشد. جنگ در همه حال حاوی مصیبت است؛ کشتار، خرابی، اتلاف فرصتها و این قبیل موارد را به دنبال دارد. البته کاری که ما در این جنگ کردیم دفاع بود و از نظر ما کاملاً حق است، چرا که ما جنگ را راه نینداختیم، آنها جنگ را راه انداختند و ما دفاع کردیم. حتی اگر در موضع دفاع هم باشیم، جنگ خرابی، کشتار و از بین رفتن فرصتها را در پی دارد. بنابراین همه تلاشها باید این باشد که جنگ تمام شود و جنگی در کار نباشد.
وی تأکید کرد: تفاهمنامه یک سند ملی معتبر است و به هر حال، رؤسایجمهور دو کشور آن را امضا کردهاند، در شورایعالی امنیت ملی تصویب شده و رهبری هم آن را تأیید کرده است. امضای دکتر پزشکیان در پای این تفاهمنامه شجاعانه بود؛ کسانی که باید آن را امضا میکردند، حاضر نشدند امضایش کنند، اما پزشکیان این کار را کرد و این نشاندهنده شجاعت بسیار اوست. به نظر من، برای اینکه کارنامه ریاستجمهوری دکتر پزشکیان را قبول ارزیابی کنیم، همین یک کار کافی است؛ در حالی که کارهای خوب دیگری هم انجام داده است.
وی افزود: کنش سیاسی نیاز به این توجه و حواسجمعی دارد که شما در نظر بگیرید امروز که جنگ روایتها در جریان است، برای هر فعالیتی با هر حسن نیتی ممکن است شب در صداوسیما روایتی بسازند که شما حالا باید جواب دهید چرا این خیانت را به کشور کردهاید! روایتسازی اینقدر راحت انجام میشود و اکنون جزئی از دستگاه تبلیغات رسمی ما شده است. مثلاً برای بیانیه جبهه اصلاحات در بهمنماه روایتی ساختهاند و افراد را به دادگاه میبرند و میآورند. چون اخیراً خانم منصوری گفت ابلاغ آمده که برای دفاع آخر به دادسرای امنیت بروند. برای کسانی که دلسوزانه برای مملکت فعالیت میکنند، روایتسازی میشود تا تبدیل به متهم در دادگاه شوند و مجبور باشند از خود دفاع کنند.
شکوری راد با تأکید بر اینکه تفاهمنامه اسلامآباد یک سند رسمی است و نمیتوانند برایش روایتسازی کنند، گفت: هرچند خیلی تلاش کردند که تفاهمنامه را در خیابانها به عنوان خیانت و وادادگی معرفی کنند، اما این اتهامات نچسبید؛ چرا که سند رسمی و ملی بود و نتوانستند روایت خود را پیش ببرند. از یک جایی به بعد شروع کردند و دوباره بهنوعی از تفاهمنامه به عنوان امری قابلقبول یاد کردند. به هر حال، برای نیروهای میانه، حمایت از تفاهمنامه یک بستر کنشگری سیاسی مساعد است؛ بهویژه در این شرایط که جامعه تا این اندازه قطبی است و بازار تهمت و اینگونه مسائل رونق دارد.
وی افزود: من این نکات را خدمت شما عرض کردم تا بگویم به این دلیل است که داریم این کارِ روایتگری تفاهمنامه را پیگیری میکنیم؛ ضمن اینکه بالأخره اصلاحطلبان باید یک کنش سیاسی انجام دهند و به صحنه بیایند. همانطور که در انتخابات ۱۴۰۳ اصلاحطلبانِ به حاشیه راندهشده، آمدند و حمایت کردند و همان مقدار رأی باعث شد دکتر پزشکیان انتخاب شود، معلوم میشود که این نیروها، هرچند تضعیف شده باشند، باز هم تأثیر قابلملاحظهای دارند. به هر حال اصلاحطلبان باید بیایند و جایگاه و محل اعراب خود را پیدا کنند.
این فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار داشت: من امیدوارم جنگ بعدی شکل نگیرد؛ هرچند همه قرائن و شواهد نشان میدهد که ما در آستانه یک جنگ دوباره هستیم. البته تحلیل من این است که همانطور که جنگ رمضان برای آمریکا هیچ نفعی در بر نداشت، این بار هم برایشان هیچ نفعی نخواهد داشت؛ آنها بیشتر در این باتلاقی که فرو رفتهاند، غرق خواهند شد؛ بهخصوص که اکنون مستأصل شدهاند و دستوپا میزنند و هیچ فرایندی وجود ندارد که بتواند توصیفی از دستاورد برای آمریکا داشته باشد.
وی یادآور شد: صاحبنظران حرفی نمیزنند؛ حتی صاحبنظران مخالف نظام جمهوری اسلامی هم هیچکدام تحلیل درستی ارائه نمیدهند که حمله نظامی آمریکا چگونه ممکن است برای آن کشور دستاورد داشته باشد. بنابراین، آمریکا هیچ دستاوردی نخواهد داشت، اما از باب استیصال ممکن است دست به این کار بزند؛ یعنی ترامپ که مشاعرش درست کار نمیکند، ممکن است اقدام به جنگ کند. برای آمریکا جنگ بیحیثیتی به بار میآورد، اما برای ما خرابی، کشتار، ویرانی و از دست رفتن فرصتها و زیرساختها را به دنبال دارد تا نتوانیم آیندهمان را بسازیم.
شکوری راد تأکید کرد: برای ما بسیار مهم است که جلوی جنگ بعدی را بگیریم. آنچه میتواند مستمسک ما باشد، بازگشت به همین تفاهمنامه است. حتی اگر بین ایران و آمریکا جنگی هم رخ دهد، جنگی که البته منجر به نابودی هیچکدام از طرفین نشود، که به نظر من نابودی هیچطرفی در این جنگ قابل تصور نیست؛ یعنی نه آمریکا میتواند ایران را نابود کند و نه ایران میتواند آمریکا را نابود کند. جنگ بالأخره زمانی باید پایان بپذیرد. وقتی جنگ بخواهد تمام شود، در آن نقطه باید مذاکره کرد و پایان جنگ را تثبیت کرد. در آنجا باز هم این تفاهمنامه به کار میآید.
وی افزود: هماکنون نیز این مذاکرات و پیغامهایی که ردوبدل میشود، مبنا و پایهاش همین تفاهمنامه است. تقریباً هر پیشنهادی که آمریکا به ایران میدهد، مبتنی بر همین تفاهمنامه است و مثلا تنها یک بند آن هستهای است؛ و به همین دلیل هم بود که رهبری مخالفت کرده و هنوز قضیه به نتیجه نرسیده است. اما به هر حال، حتی این دعوایی که بر سر تنگه هرمز در جریان است، پایهاش همین تفاهمنامه است؛ یعنی در این تفاهمنامه ذکر شده است که ترتیبات تنگه هرمز بین ایران و عمان هماهنگ شود، و ایران اکنون به آمریکا میگوید که چرا در این بند تفاهم دخالت کردهاید. بنابراین ایرادی که گرفته میشود نیز بر اساس همین تفاهمنامه است.
این فعال سیاسی اصلاحطلب اظهار داشت: بعضیها میگویند نیت آمریکا این نبوده که تعهداتش را اجرا کند و صرفاً به همین دلیل آن را امضا کرده است، اما متن تفاهمنامه چنین چیزی را نمیگوید؛ کما اینکه در همان یکیدو هفتهای که تفاهمنامه اجرا شد، ما تقریباً ۹۰ میلیون بشکه نفت روی آب داشتیم که آنها را فروختیم و اکنون به امکانی برای اداره کشور تبدیل شده است. از زمانی که این پولها تمام شود، دیگر امکان صادرات نفت وجود نخواهد داشت؛ به قول دکتر پزشکیان، دیگر نمیتوانیم نفت بفروشیم و باید کشور را با اقتصاد بسیار سختی اداره کنیم که ادارهاش بسیار دشوارتر از امروز خواهد شد.
وی با تأکید بر اینکه باید به فکر این باشیم که راهی برای جلوگیری از جنگ و دستیابی به یک تفاهم جدید پیدا کنیم، گفت: اگر تفاهمی بخواهد شکل بگیرد، باید پایهاش همین تفاهمنامه باشد؛ اما میتوانیم از این تفاهمنامه عبور کنیم و به تفاهمنامه جدیدی برسیم. پایه کار باید همین سند باشد تا برویم تفاهمنامه جدیدی امضا کنیم یا به نتیجه برسانیم، تا آن زمان سند امضا شده را نباید رها کنیم. به همین دلیل بود که به این نتیجه رسیدیم که این تفاهمنامه را به عنوان محور یک «پویش» مطرح کنیم.