پایگاه خبری جماران، زهره شجاع: عملکرد شهرداری تهران در شورای شهر ششم، همواره محل بحث و اختلافنظر میان موافقان و منتقدان بوده است؛ از یک سو، اقداماتی همچون توسعه مترو و نوسازی ناوگان حملونقل عمومی بهعنوان دستاوردهای این دوره مطرح میشود و از سوی دیگر، انتقاداتی درباره اولویتبندی پروژههای شهری، نحوه تأمین منابع مالی طرحهای اخیر و غلبه ملاحظات سیاسی بر مدیریت پایتخت وجود دارد. در این میان، مسئله اصلی صرفاً ارزیابی عملکرد شهردار در اجرای پروژههای عمرانی نیست، بلکه باید دید این اقدامات تا چه اندازه با نیازهای بلندمدت شهر و بهبود کیفیت زندگی شهروندان تناسب دارد؛ خصوصا که تجربه شهرداران پیشین تهران نشان داده است که این جایگاه اجرایی میتواند به سکوی پرتابی برای حضور در عرصه رقابتهای سیاسی ملی تبدیل شود.
در آستانه انتخابات پیشروی شوراهای شهر، ارزیابی کارنامه شورای ششم و شهرداری علیرضا زاکانی، میتواند تصویر درستتری را به مردم ارائه دهد و آنان را به انتخاب بهتری برساند. چگونگی برگزاری انتخابات در شرایط کنونی، احتمال موفقیت طیفهای سیاسی مختلف و پیامدهای اجرای نظام انتخاباتی تناسبی، از جمله موضوعاتی است که میتواند بر آینده مدیریت شهری تهران اثر بگذارد.
برای بررسی این موضوعات گفتوگویی داشتهایم با افشین حبیبزاده، عضو شورای پنجم شهر تهران که مشروح آن را در ادامه میخوانید.
ارزیابی شما از عملکرد فعلی شهرداری چیست؟ به نظرتان آیا اقدامات شهردار کنونی تهران با نگاه توسعه شهری صورت میگیرد؟
صدها وظیفه برعهده مدیریت شهری قرار دارد و شهردار فعلی در برخی زمینهها عملکردی مثبت داشته و در برخی موارد، انتقاداتی به اقدامات او وارد است. به عنوان مثال، در حوزه مترو، مدیریت شهری فعلی تهران اقدامات خوبی انجام داده و حدود ۴۰ کیلومتر خط مترو و ۲۲ ایستگاه در این دوره افتتاح شده است. همچنین خرید اتوبوسهای برقی هرچند در تعداد کم، اقدامی مثبت بوده است. اگر شهرداری توانسته باشد منابع لازم برای این اقدامات را از طریق درآمدهای پایدار تامین کرده باشد، واقعا نکته مثبتی است.
اما عملکرد آقای زاکانی نقاط منفی هم دارد. به نظرم عملکرد ایشان به عنوان شهردار تهران به دو بخش تقسیم میشود؛ یکی ۳ سال و نیم نخست فعالیتش که نمره قبولی نمیگیرد. به عنوان مثال در حوزه نظافت شهری، عملکرد شهرداری قابل قبول نبوده است. اما آقای زاکانی در بخش دوم دوره فعالیت خود و خصوصا در ایام پس از جنگ، توانسته اقدامات خوبی انجام دهد.
در مجموع، آنجایی میتوانیم شائبه عملکرد سیاسی در مدیریت شهری را پررنگ ببینیم که به سمت اهدافی رفته که با برنامه بلندمدت شهری همخوانی نداشته و به دنبال اهداف کوتاهمدت و زودبازده بوده است. به عنوان مثال، رفع گرههای ترافیکی در هر دورهای مطرح بوده، اما مهم، نوع نگرش مدیریتی شهری به جنبههای گوناگون مسائل است. در بحث رفع گرههای ترافیکی، باید توجه داشت هر چه بیشتر بخواهیم زمینه و شرایط استفاده از خودرو را در شهر فراهم کنیم، هم تردد با خودروی شخصی را تشویق کردهایم که این باعث افزایش تعداد خودروها در شهر میشود و هم آلودگی هوا را افزایش میدهیم. بنابراین، در یک نگاه کلی، شاید پرداختن بیش از حد به رفع گرههای ترافیکی، به آن هدف اصلی که افزایش کیفیت زندگی در شهر است، نیانجامد.
به نظرم باید از مردم پرسید که کیفیت زندگی آنان در دوره ششم شورای شهر تهران و شهرداری آقای زاکانی، افزایش پیدا کرده یا خیر و این کیفیت تا چه حد ماندگاری دارد و در راستای اهداف بلندمدت شهر است.
شما به عملکرد مدیریت فعلی شهر در زمینه حملونقل اشاره کردید. یکی از انتقاداتی که به شورای پنجم شهر تهران وارد میشد، همین بود که برخی معتقدند این شورا در زمینه حملونقل و حل معضل ترافیک کمکاری کرده و شهرداری فعلی در حال جبران این کمکاری است. شما چه پاسخی به این انتقادات دارید؟
به نظر من چنین قضاوتی دقیق نیست. من قبول دارم شورای ششم توجه بیشتری به گسترش حملونقل عمومی به خصوص در زمینه خرید یا اورهال اتوبوسها داشته است، اما در زمینه مترو، در شورای پنجم حدود ۴۲ کیلومتر خط متروی جدید و حدود ۲۸ ایستگاه جدید تاسیس شد. ما در آن دوره، برای خرید ۷۵۰ دستگاه واگن، قراردادی را با چین امضا کردیم که این رقم تا ۲۵ درصد هم قابل افزایش بود. ما اجرای این قرارداد را از همان سال نخست شورای پنجم آغاز کردیم، اما به علیت مشکلات نقلوانتقالات پول، نتوانستیم به نتیجه مطلوب برسیم و سپس شورای ششم اجرای آن قرارداد را ادامه داد.
ضمن اینکه اساسا نگرش ما در شورای پنجم، انسانمحور بود و در این چهارچوب، در آن دوره بیشتر به موضوع پیادهروها، استفاده از دوچرخه، جمعآوری کارگاههای ساختمانی بناشده برای توسعه عمرانی و... پرداختیم و اقدامات خوبی در این زمینهها انجام شد. به طور کلی و با توضیحاتی که دادم، نمیتوان گفت شورای پنج به حملونقل عمومی بیتوجه بود.
رایگانسازی حملونقل عمومی الزاما اقدامی منفی نیست
در ذیل بحث بررسی عملکرد آقای زاکانی، برخی معتقدند اقدامات اخیر شهرداری از جمله رایگانسازی مترو و بیآرتی و طرح تورم صفر، منابع مالی مشخصی ندارند. شما چه نظری در این خصوص دارید و تا چه حد این اتقادات را وارد میدانید؟
برعکس نظر برخی از دوستان، من با رایگانسازی مترو و بیآرتی موافقم. بخش عمدهای از حملونقل شهری در تهران، با خودروهای شخصی انجام میشود و لذا اگر ما ظرفیت خالی در حملونقل عمومی داریم، باید آن را هر چه بیشتر در دسترس مردم قرار دهیم. اگر روزی شرایط تغییر کند و مردم علاقه کمتری به استفاده از خودروی شخصی داشته باشند، آن زمان میتوان تصمیم دیگری گرفت. اما در شرایط کنونی، رایگانسازی حملونقل عمومی را تصمیمی مثبت ارزیابی میکنم.
در مورد طرح تورم صفر اما من هم انتقاداتی را دارم. هم مردم و هم اعضای شورای شهر، باید این سوال را از شهرداری بپرسند که منابع این طرح از کجا قرار است تامین شود. من اخیرا دیدم یکی از مدیران شهری گفته بود اگر کسی انتقادی از طرح تورم صفر بکند، دارای تفکرات آمریکایی است. این اظهارنظر بسیار ناپسندی است. تمام مردم حق دارند در مورد این طرح سوال کنند و مدیریت شهری وظیفه دارد به طور شفاف به این سوال پاسخ دهد.
سوال دیگری که پیش میآید، این است که پس از ۶ ماه از اجرای این طرح، چه اتفاقی خواهد افتاد. با توجه به اینکه تورم در کشور ما افزایشی است، اگر ما چند قلم کالا را به مدت ۶ ماه با قیمت ثابت عرضه کنیم، مردمی که پس از این مدت به بازار مراجعه میکنند، باید تورم ۶ ماه قبل را یکجا بپردازند. اصلا موضوعات اقتصادی به صورت دستوری و با یک راهکار کوتاهمدت، قابل حل نیستند.
همیشه این شائبه در مورد شهرداران تهران مطرح بوده که به دنبال ریاستجمهوری هستند و در مواردی از جمله در خصوص آقایان احمدینژاد و قالیباف دیدهایم این مسئله از یک ایده فراتر رفت و عملی شد. فکر میکنید شهردار فعلی تهران نیز چنین هدفی را دنبال میکند؟
شهرداری تهران یک جایگاه اجرایی بسیار مهم در کشور محسوب میشود و طبیعتا هر فردی که در این جایگاه قرار میگیرد، با توجه به سرمایه سیاسیای که کسب میکند، علاقهمند میشود که به مراتب بالاتر راه یابد. البته من در بین شهرداران اصلاحطلب چنین نیتی را ندیدهام. به عنوان مثال، آقای حناچی هیچگاه به فکر نامزدی انتخابات ریاستجمهوری نبوده و شائبه تلاش برای ریاستجمهوری، عمدتا در مورد شهرداران منتسب به جناح اصولگرا مطرح است. در مورد آقای زاکانی هم که این موضوع کاملا عیان است و اصلا نیازی به حدس و تحلیل نیست؛ ایشان هم در سال 1400 و هم در سال 1403، نامزد انتخابات ریاستجمهوری بود. اصلا همین که عموم مردم و فعالین سیاسی شورای فعلی شهر تهران را به نام شورای شهر زاکانی میشناسند، حاکی از عملکرد سیاسی ایشان است.
البته من اشکال را اصلا از آقای زاکانی نمیدانم، بلکه به نظرم این ناشی از یک ایراد نهادی است. چرا اصلا شهردار پایتخت که مسئولیتهای سنگینی را به عهده دارد، باید بتواند ماهها مسئولیت خود را عملا رها کند و به انجام کارهای انتخاباتی بپردازد؟ به نظر میرسد مجلس باید قانونی تصویب کند تا شهرداران نتوانند در مدت شهرداری خود، نامزد انتخابات شوند.
احتمال موفقیت طیف نزدیک به آقای زاکانی در انتخابات پیشروی شوراها را چه قدر میدانید؟
موفقیت هر طیف در انتخابات به دو عامل بستگی دارد؛ نخست، عملکرد سیاسی و اجرایی آن طیف در دوران مسئولیتش و دوم، فضای سیاسی جامعه در زمان انتخابات. به عنوان مثال در انتخابات سال ۹۶ شوراها که منجر به پیروزی اصلاحطلبان شد، اقبال عمومی به سمت اصلاحطلبان بود و منتخبین مردم در آن انتخابات، توانسته بودند آرای بالایی را کسب کنند که دیگر هم چنان ارقامی تکرار نشد.
در انتخابات پیشرو، قطعا عملکرد شورای ششم مورد توجه مردم خواهد بود. اگر مردم حس کنند در دوره فعالیت این شورا، کیفیت زندگی آنان ارتقا یافته، طیف نزدیک به اعضای شورای فعلی، در انتخابات موفق خواهند شد. ضمن اینکه اصولگرایان یک رای نسبتا ثابتی در تهران دارند که چگونگی تقسیم آن در بین گروههای اصولگرا، به رقابتهای درونگروهی خودشان بستگی دارد؛ اگر این رقابتها جدی شود، شانس طیف نزدیک به زاکانی کاهش مییابد، خصوصا که منتقدین اصولگرای آنان، گروهی قوی هستند که میتوانند موفقیت بیشتری را کسب کنند. اما اگر فضای جامعه به سمت چیزی مشابه سال ۹۶ رود که با توجه به شرایط جنگی چندان هم دور از ذهن نیست، طیف فعلی حاکم بر شهرداری، شانس چندانی برای پیروزی در انتخابات نخواهد داشت.
با توجه به برگزاری انتخابات در آمریکا و اسرائیل، عدم برگزاری انتخابات شوراها، وجهه بینالمللی خوبی ندارد
اساسا فکر میکنید انتخابات تا پایان سال جاری برگزار خواهد شد؟
من فکر میکنم اگر انتخابات در این چند ماه منتهی به پایان امسال برگزار نشود، برگزاری آن در سال آینده بسیار دشوار خواهد بود، زیرا ما سال بعد، انتخابات مجلس را نیز پیشرو داریم. ضمن اینکه ما در دوران جنگ 8 ساله نیز انتخاباتهای مختلفی را برگزار میکردیم. به علاوه، اصلا شورای شهر یک دوره 4 ساله دارد و حتی شورای دوم که ۶ ساله شد، با مصوبه مجلس و طبق قانون بود، اما اکنون قانونی برای طولانیشدن شورای فعلی نداریم. اکنون که زمان برای برگزاری انتخابات فراهم است، این امر باید انجام شود. باید توجه کنیم که در همین شرایط جنگی، در در دو کشور دشمن ما یعنی آمریکا و اسرائیل نیز انتخابات در حال برگزاری است و لذا عدم برگزاری انتخابات شوراها در ایران، وجهه بینالمللی خوبی ندارد.
اثرگذاری انتخابات تناسبی مستلزم تقویت احزاب است
ارزیابیتان از انتخابات شوراهای شهر تهران به صورت تناسبی چیست؟
برگزاری انتخابات به این شکل، هم نکات مثبت دارد و هم نکات منفی. انتخابات تناسبی، زمینه تکثرگرایی را فراهم میکند و دیگر کمتر پیش خواهد آمد که یک طیف سیاسی بتواند کل شورا را در اختیار گیرد. این باعث شکلگیری فضای ائتلاف و گفتوگوی تفکرات مختلف در شورا میشود و یک فرصت هم برای جامعه است و هم برای گروههای مختلف سیاسی. اما از طرف دیگر، ممکن است در صورت عدم شکلگیری ائتلاف بین طیفهای مختلف حاضر در شورا و ناتوانی در انتخاب شهردار، مدیریت شهری به مشکل بخورد.
گذشته از اینها، برگزاری انتخابات تناسبی به شکل مطلوب، نیازمند تقویت احزاب سیاسی توسط دولت و مجلس است تا احزاب قدرتمندی شکل گیرند و بتوانند مسئولیت نمایندگانی که به نهادهای تصمیمگیر میفرستند را بر عهده بگیرند و مشخص باشد که هر تصمیمی دقیقا توسط نمایندگان چه طیفی گرفته شده است. لذا تا زمانی که احزاب قدرتمند نباشد، انتخابات تناسبی اثرگذاری خاصی نخواهد داشت.