هشدار اصلی این است که در عصر هوش مصنوعی، جنگ تنها شهرها، تأسیسات انرژی و مسیرهای کشتیرانی را تهدید نمیکند؛ بلکه میتواند سرمایههای عظیم فناوری، ظرفیتهای پردازشی و زیرساختهای لازم برای اقتصاد آینده را نیز در معرض خطر قرار دهد. این واقعیت باید انگیزهای برای خویشتنداری سیاسی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، تقویت تابآوری دیجیتال و توسعه سازوکارهای همکاری منطقهای برای پیشگیری از جنگ باشد.
در جهان امروز، قدرت کشورها تنها با منابع انرژی، موقعیت جغرافیایی و توان نظامی سنجیده نمیشود؛ زیرساختهای ارتباطی و توانایی انتقال امن، سریع و پایدار داده نیز به یکی از مؤلفههای مهم قدرت ملی تبدیل شده است. در این میان، تنگه هرمز که همواره بهعنوان یکی از مهمترین گذرگاههای انتقال انرژی جهان شناخته میشده، از منظر دیگری نیز اهمیت دارد:
عبور کابلهای فیبر نوری زیردریایی که ارتباطات دیجیتال کشورهای منطقه وبلکه جهان را پشتیبانی میکنند.
این واقعیت، پرسشی راهبردی را پیش روی ما قرار میدهد: آیا در عصر وابستگی متقابل دیجیتال، جنگ در تنگه هرمز میتواند فراتر از میدان نظامی و بازار انرژی، شریانهای ارتباطی و اقتصادی منطقه را نیز با خطر مواجه کند؟ و آیا آگاهی از این هزینهها میتواند به عاملی برای تقویت بازدارندگی و جلوگیری از گسترش منازعه تبدیل شود؟
تنگه هرمز؛ گذرگاه انرژی و داده
بر اساس تحلیل شرکت پژوهشی تلجئوگرافی، سه سامانه ارتباطی که از محدوده تنگه هرمز عبور میکنند عبارتاند از:
۱. کابل آسیا ـ آفریقا ـ اروپا ۱ (AAE-1): سامانهای بینالمللی که کشورهای آسیایی و خاورمیانه را به مسیرهای ارتباطی اروپا متصل میکند.
۲. کابل فالکون (FALCON): سامانهای منطقهای که ارتباطات کشورهای خلیج فارس را با دیگر نقاط منطقه و شبکههای بینالمللی پشتیبانی میکند.
۳. سامانه کابل بینالمللی گلف بریج (GBI): شبکهای ارتباطی با اهمیت منطقهای برای اتصال کشورهای خلیج فارس و دسترسی آنها به شبکههای بینالمللی.
البته این سه سامانه، فهرست کامل زیرساختهای ارتباطی عبوری از تنگه نیستند. کمیته بینالمللی حفاظت از کابلها در گزارش ۲۰ مه ۲۰۲۶ اعلام کرده است که پنج بخش فعال از سامانههای کابل زیردریایی از تنگه هرمز عبور میکنند و سامانههای دیگری نیز در دست توسعهاند.
کابلهای فیبر نوری زیردریایی، دادهها را با سرعت بالا میان کشورها و قارهها منتقل میکنند و ستون فقرات ارتباطات بینالمللی اینترنت به شمار میروند. برخلاف تصور عمومی، ارتباطات بینالمللی اینترنت عمدتاً بر کابلهای زیردریایی و زمینی متکی است، نه ماهوارهها.
بانکداری دیجیتال، تجارت الکترونیکی، خدمات رایانش ابری، ارتباطات سازمانی، آموزش آنلاین و همکاریهای علمی بینالمللی، همگی به عملکرد مطمئن شبکههای ارتباطی وابستگی دارند. ازاینرو، امنیت کابلهای زیردریایی صرفاً موضوعی فنی نیست؛ بلکه با امنیت اقتصادی، تداوم خدمات عمومی و تابآوری اجتماعی کشورها ارتباط مستقیم دارد.
مراکز داده و هوش مصنوعی منطقه خلیج فارس؛ سرمایههای بزرگ در معرض خطر جنگ
اهمیت زیرساختهای دیجیتال منطقه تنها به کابلهای فیبر نوری زیردریایی محدود نمیشود. کشورهای خلیج فارس در سالهای اخیر سرمایهگذاریهای گستردهای را برای توسعه مراکز داده، خدمات رایانش ابری و زیرساختهای پردازشی هوش مصنوعی آغاز کردهاند. این سرمایهگذاریها بخشی از راهبرد آنها برای تنوعبخشی به اقتصاد، توسعه خدمات دیجیتال و حضور در اقتصاد جهانی هوش مصنوعی است.
گزارشهای منتشرشده در سال ۲۰۲۶ از وجود بیش از یکصد ,ودوزاده مرکز داده در شش کشور شورای همکاری خلیج فارس و بیش از 174 پروژه فعال با ارزش بیش از 93 میلیارددلار در مراحل توسعه و برنامهریزی حکایت دارند. همچنین، پروژههای بزرگ هوش مصنوعی در امارات متحده عربی و عربستان سعودی با ظرفیتهای پردازشی چندصد مگاواتی و حتی چند گیگاواتی طراحی شدهاند.
اهمیت این سرمایهگذاریها زمانی روشنتر میشود که آسیبپذیری فیزیکی آنها در شرایط جنگی را در نظر بگیریم. مراکز داده برای فعالیت مستمر به برق پایدار، سامانههای خنککننده، ارتباطات پرظرفیت و تجهیزات پیشرفته نیاز دارند. آسیب به تأسیسات یا اختلال در هر یک از این اجزا میتواند هزینههای سنگینی ایجاد کند و استمرار خدمات بانکی، تجاری، سازمانی و هوش مصنوعی را تحت تأثیر قرار دهد..
از این منظر، سرمایهگذاریهای دیجیتال منطقه را باید بخشی از داراییهای راهبردی و مولد اقتصاد آینده دانست که امنیت آنها نیازمند توجه جدی است. وقوع جنگ میتواند نهتنها به زیرساختهای موجود، بلکه به اعتماد سرمایهگذاران، برنامههای توسعه فناوری، همکاریهای بینالمللی و چشمانداز اقتصادی کشورهای منطقه نیز آسیب برساند.
هشدار اصلی این است که در عصر هوش مصنوعی، جنگ تنها شهرها، تأسیسات انرژی و مسیرهای کشتیرانی را تهدید نمیکند؛ بلکه میتواند سرمایههای عظیم فناوری، ظرفیتهای پردازشی و زیرساختهای لازم برای اقتصاد آینده را نیز در معرض خطر قرار دهد. این واقعیت باید انگیزهای برای خویشتنداری سیاسی، حفاظت از زیرساختهای حیاتی، تقویت تابآوری دیجیتال و توسعه سازوکارهای همکاری منطقهای برای پیشگیری از جنگ باشد.
جنگ؛ از میدان نظامی تا بحران دیجیتال
در شرایط عادی، خرابی کابلهای زیردریایی اغلب ناشی از عواملی مانند برخورد لنگر کشتیها، فعالیتهای ماهیگیری یا حوادث طبیعی است. اما در شرایط جنگی، مسئله میتواند پیچیدهتر شود. ناامنی دریایی، محدودیت تردد کشتیهای تخصصی، دشواری دسترسی به محل آسیب و تأخیر در عملیات تعمیر ممکن است مدت اختلال را افزایش دهد.
اگر آسیب به کابلها و یا مراکز داده با اختلال در مسیرهای جایگزین یا آسیب به دیگر زیرساختهای حیاتی همراه شود، پیامدها میتواند به خدمات مالی، تجارت، ارتباطات سازمانی و خدمات دیجیتال کشورهای منطقه سرایت کند. در چنین شرایطی، جنگ دیگر صرفاً مسئلهای نظامی یا محدود به مرزهای جغرافیایی نیست؛ بلکه میتواند به بحرانی چندلایه با پیامدهای اقتصادی و اجتماعی فرامرزی تبدیل شود.
بااینحال، برای ارزیابی واقعبینانه این خطر باید میان احتمال اختلال، میزان آسیبپذیری و پیامدهای واقعی تمایز قائل شد. هدف از طرح این مسئله، پیشبینی قطعی یک بحران جهانی نیست؛ بلکه توجهدادن تصمیمگیران به هزینههایی است که ممکن است در محاسبات اولیه جنگ نادیده گرفته شوند.
آیا زیرساختهای دیجیتال میتوانند عامل بازدارندگی باشند؟
بازدارندگی معمولاً زمانی شکل میگیرد که تصمیمگیران، هزینهها و پیامدهای یک اقدام را در محاسبات خود لحاظ کنند. در دنیای امروز، وابستگی متقابل کشورها به شبکههای ارتباطی، خدمات دیجیتال و زیرساختهای اقتصادی میتواند یکی از عوامل مؤثر در این محاسبات باشد.
از این منظر، کابلهای فیبر نوری ومراکز داده وهوش مصنوعی منطقه تنگه هرمز را میتوان بخشی از زیرساختهای حیاتی دانست که امنیت آنها با منافع مشترک کشورهای منطقه پیوند خورده است. هرگونه درگیری که امنیت این زیرساختها، امکان تعمیر آنها یا استمرار ارتباطات را تهدید کند، ممکن است هزینههایی فراتر از اهداف اولیه جنگ ایجاد کند.
البته وجود این وابستگیها بهتنهایی مانع وقوع جنگ نمیشود. تصمیمهای سیاسی و نظامی تحت تأثیر عوامل متعدد قرار دارند و گاهی محاسبات کوتاهمدت بر هزینههای بلندمدت غلبه میکند. بااینحال، افزایش آگاهی درباره پیامدهای اقتصادی و دیجیتال منازعه، میتواند زمینهای برای تقویت خویشتنداری، گفتوگو و همکاریهای پیشگیرانه فراهم آورد.
ایران؛ از موقعیت جغرافیایی تا ارزشآفرینی دیجیتال
ایران به دلیل دسترسی به خلیج فارس و دریای عمان و قرارگرفتن میان مسیرهای ارتباطی منطقه، از ظرفیت جغرافیایی مهمی برخوردار است. بااینحال، موقعیت جغرافیایی بهتنهایی مزیت اقتصادی ایجاد نمیکند. بهرهبرداری مؤثر از این ظرفیت به سرمایهگذاری، زیرساخت فنی، اتصال به شبکههای زمینی بینالمللی، همکاری با اپراتورها و چارچوبهای حقوقی و تجاری روشن نیاز دارد.
همچنین باید میان عبور کابل از آبهای منطقه، وجود نقطه اتصال ساحلی در ایران و برخورداری عملی کشور از ظرفیت ارتباطی آن تفاوت گذاشت. دسترسی مستقیم و باکیفیت به شبکههای بینالمللی، موضوعی مستقل از صرف مجاورت جغرافیایی با کابلهاست.
توسعه مسیرهای ارتباطی متنوع از طریق مرزهای زمینی، دریای عمان و همکاری با کشورهای همسایه میتواند به افزایش تابآوری شبکهها و گسترش خدمات دیجیتال کمک کند. برای ایران، فرصت راهبردی در تبدیل موقعیت جغرافیایی به ظرفیت فنی، اقتصادی و علمی نهفته است؛ نه در بزرگنمایی تهدیدها یا فرض تسلط خودکار بر مسیرهای ارتباطی.
هشدار دیجیتال به جنگافروزان
تنگه هرمز در عصر تحول دیجیتال، تنها گذرگاه انرژی و کشتیرانی نیست؛ بخشی از زیرساخت ارتباطی اقتصاد منطقه نیز از این محدوده عبور میکند. هرگونه جنگ و ناامنی که به کابلهای فیبر نوری ومراکز داده ، مسیرهای جایگزین یا امکان تعمیر و نگهداری آنها آسیب برساند، میتواند هزینههایی فراتر از میدان نبرد ایجاد کند و دامنه بحران را به حوزههای مالی، تجاری و اجتماعی گسترش دهد.
پیام این واقعیت روشن است: در جهان بههمپیوسته امروز، جنگ ممکن است آغازگر بحرانهایی باشد که هیچ طرفی کنترل کامل پیامدهای آن را در اختیار ندارد. وابستگی متقابل دیجیتال تضمینکننده صلح نیست، اما میتواند هزینههای جنگ را در محاسبات تصمیمگیران برجستهتر کند و انگیزهای برای خویشتنداری و همکاری فراهم آورد.
تنگه هرمز میتواند بهجای آنکه به کانون گسترش بحران تبدیل شود، عرصهای برای همکاری در حفاظت از زیرساختهای حیاتی و تقویت اعتماد منطقهای باشد.
هشدار دیجیتال به جنگافروزان همین است: هزینههای جنگ در عصر وابستگی متقابل، به میدان نبرد محدود نمیماند؛ و آینده پایدار منطقه، بیش از تهدید متقابل، به همکاری برای حفظ امنیت و تداوم زندگی مردم نیاز دارد.
تنگه هرمز گلوگاه بازدارندگی ایران قدرتمند درمقابل تجاوزات نامشروع امریکا ، اسرائیل وهمه جنگ افروزان منطقه می باشد که چنانچه خطایی نمایند جبران آن بسیار سخت وهزینه آن جهانی وبحران آن غیرقابل پیش بینی خواهدبود.
جنگ نامشروع وغیرقانونی وبلکه متجاوزانه امریکا ، ظرفیت های بازدارندگی ایران عزیز را بیش از همیشه آشکارنمود
که هرگونه خطای محاسباتی در تداوم تجاوز به میهن عزیز ما ایران ، بحران منطقه وجهانی درحوزه دیجیتال را فراهم خواهدساخت .امید است این هشدار جدید گرفته شود.ان شا الله