منصور براتی در گفتوگو با خبرنگار جماران با اشاره به اینکه پس از برگزاری جلسات احزاب اسرائیلی با رئیسجمهور رژیم صهیونیستی، آیزنکوت مامور تشکیل کابینه شده است، اظهار کرد: نباید تصور داشت واگذاری چنین ماموریتی به آیزنکوت، نخستوزیری او را قطعی میکند. همچنان وضعیت بسیار پیچیده است و این احتمال وجود دارد که همین پیچیدگیها، مانع از تشکیل دولت شود. آیزنکوت 4 شرط را اعلام کرده بود و تاکید داشت هر حزبی برای همکاری با او، باید این 4 شرط را بپذیرد. این شروط عبارت است از به رسمیت شناختن اسرائیل به عنوان یک دولت یهودی، پذیرش اعلامیه استقلال، شناسایی حماس به عنوان یک سازمان تروریستی و پذیرش خدمت سربازی که دو مورد آخر، از همه مهمتر است، زیرا مورد چهارم متوجه احزاب حریدی میشود و مورد سوم متوجه احزاب عربی.
وی با اشاره به اینکه در انتخابات اخیر اسرائیل، بلوک تحت رهبری آیزنکوت توانست 48 کرسی را به دست آورد، بیان کرد: این عدد فاصله زیادی با عدد 61 دارد که حداقل کرسی لازم برای تشکیل ائتلاف اکثریت است. در جریان مذاکرات احزاب مختلف با رئیسجمهور اسرائیل به منظور اعلام حمایت از هر کدام از نامزدهای پست نخستوزیری، در مجموع 67 نفر از آیزنکوت و 46 نفر از نتانیاهو حمایت کردند؛ در حالیکه انتظار میرفت 53 نفر از نتانیاهو حمایت کنند، زیرا طی 20 سال اخیر، حزب حریدی یهودیت متحد توراه که 7 کرسی در انتخابات اخیر کسب کرده، همواره با نتانیاهو ائتلاف داشته، اما در دیدارهای اخیر با هرتزوگ، او از هیچ نامزدی حمایت نکرد. به نظر میرسد این اتفاق بدین معناست که این حزب در حال آمادهشدن برای خروج از ائتلاف نتانیاهو و همکاری با آیزنکوت است و این باعث شده یک چشمانداز مثبتی به روی بلوک اپوزیسیون برای تشکیل کابینه باز شود.
این تحلیلگر مسائل اسرائیل ادامه داد: تا پیش از این، دو مسیر پیشروی بلوک آیزنکوت برای تشکیل دولت قرار داشت؛ یکی اینکه تمام 19 کرسی عربی را وارد ائتلاف با خود کنند و با 67 کرسی، کابینه را تشکیل دهند که بسیار دور از ذهن است، زیرا معمولا احزاب صهیونیستی حتی اگر مانند سال 2021 حزب عربی رعم را وارد ائتلاف کنند، حاضر به ائتلاف با فهرست مشترک عربی نمیشوند، چراکه این فهرست خواستههایی از جمله لغو تمام قوانین تبعیضآمیز علیه اعراب یا ضمانت دولت اسرائیل برای تشکیل دولت مستقل فلسطینی را دارد که در نگاه اسرائیلیها، بسیار رادیکال محسوب میشود و با آن کنار نمیآیند. بنابراین، تا کنون هیچگاه سابقه نداشته که احزاب صهیونیستی با فهرست مشترک عربی وارد ائتلاف شوند و تنها ممکن است گاهی در سطوح پایینتر، با آن همکاری کنند و در ازای این همکاری، امتیازات محدودی را به آن بدهند.
براتی اضافه کرد: مسیر دومی که پیشروی آیزنکوت قرار داشت، این بود که از طریق ائتلاف با 8 کرسی حزب رعم، تعداد کرسیهای ائتلاف خود را به 56 برساند و فهرست مشترک عربی در جلسه رایگیری کابینه آیزنکوت، یا رای ممتنع دهد یا حمایت کند یا اینکه در آن جلسه غایب باشد تا از این طریق، آیزنکوت بتواند یک دولت اقلیتی را تشکیل دهد. اما لیبرمن، رهبر حزب اسرائیل خانه ما و از موتلفین آیزنکوت، اعلام کرد به هیچ عنوان نه با احزاب عربی ائتلاف میکند و نه وارد کابینه اقلیتی میشود، زیرا چنین کابینهای بسیار بیثبات است و نتانیاهو میتواند پس از مدتی با 70 کرسی دوباره برگردد و در انتخابات بعدی، آنها را شکست دهد. این موضوع باعث شکلگیری نوعی بنبست شده بود، تا زمانی که حزب یهودیت متحد توراه از نتانیاهو فاصله گرفت و مذاکراتی بین آن و بلوک آیزنکوت آغاز شد.
وی افزود: یکی از مهمترین موضوعات مطرح در این مذاکرات، ایجاد تعادل در مواضع آیزنکوت نسبت به سربازی حریدیهاست؛ یعنی دانشجویان علوم دینی حداقل تا پایان دوره تحصیلشان، از سربازی معاف شوند. اگر دو حزب حریدی شامل یهودیت متحد توراه و شاص که در مجموع 13 کرسی دارند، با آیزنکوت ائتلاف کنند، در این صورت تعداد حامیان او به 61 کرسی خواهد رسید. اگرچه ظاهرا حزب یهودیت متحد توراه تا حدی راضی شده، اما حزب شاص همچنان اعلام میکند که در بلوک نتانیاهو قرار دارد. حالت دوم، این است که تنها 7 کرسی یهودیت متحد توراه با بلوک آیزنکوت ائتلاف کنند و تعداد اعضای این بلوک به 55 کرسی افزایش یابد و بدین ترتیب، یک کابینه اقلیتی تشکیل دهند و برای کسب رای اعتماد، به جای اتکا به احزب عربی، از حزب شاص بخواهند به کابینه آیزنکوت رای مثبت یا ممتنع دهد و در طول زمان، آیزنکوت سعی کند احزاب غیرعربی دیگری را هم وارد ائتلاف کند تا شمار اعضای ائتلافش به 61 برسد و دولتش تثبیت شود. به این شکل، رضایت لیبرمن هم جلب خواهد شد.
این تحلیلگر مسائل بینالملل با بیان اینکه در این بین، احزاب عربی نیز از آیزنکوت حمایت خواهند کرد، گفت: زیرا در طول 4 سال گذشته، جامعه عربی به خاطر اقدامات دولت نتانیاهو بسیار اذیت شد؛ منازل بسیاری از فلسطینیان تخریب شد، ساختوساز در کرانه باختری به شدت افزایش یافت و طرحی برای ساخت بلوکی جدید موسوم به «E1» تصویب کردند که گفته میشود در صورت اجرای آن، کرانه باختری به دو بخش شمالی و جنوبی تقسیم خواهد شد. دولت نتانیاهو همچنین قوانین تبعیضآمیز شدیدی مانند قانون اعدام فلسطینیها اعمال کرد. همین عوامل بود که باعث شد جامعه عربی در این انتخابات احساس مرگ و زندگی کند و رقم مشارکتش، به عدد 80 درصد برسد. لذا در هر صورت، احزاب عربی سطحی از همکاری را با آیزنکوت خواهند داشت تا نتانیاهو را از قدرت بیرون کنند، زیرا تداوم دولت نتانیاهو، به معنای کوچ اجباری مردم فلسطین از غزه و کرانه باختری و یهودیسازی مناطق نقب و الجلیل خواهد بود. اگرچه هنوز رویکرد دولت احتمالی آیزنکوت نسبت به این موارد معلوم نیست، اما قطعا از نتانیاهو متعادلتر خواهد بود.
براتی با بیان اینکه در هر صورت ممکن است این 28 روز مهلت آیزنکوت بگذرد و او نتواند کابینه را تشکیل دهد، عنوان کرد: مثلا ممکن است نتانیاهو برای ممانعت از تشکیل دولت آیزنکوت، اقداماتی از جمله حمله به ایران را انجام دهد تا یک انسجام داخلی به نفع خودش ایجاد کند و بخشی از اپوزیسیون از جمله لیبرمن و بنت، از تلاش برای کابینه جدید دست بردارند. اگر ترامپ نیز در این مسیر با نتانیاهو همراهی کند، شاهد یک عملیات نظامی دیگر علیه ایران خواهیم بود. البته این کار یک قمار برای نتانیاهو محسوب میشود، زیرا ممکن است نتیجهاش علیه او باشد. به همین دلیل است که اکنون طبق اخبار، اپوزیسیون در حال تلاش است تا در نخستین ایام مهلت 28 روزه و قبل از اینکه نتانیاهو فرصت انجام اقدامی مخرب را داشته باشد، کابینه را تشکیل دهد که احتمالا یک کابینه اقلیتی خواهد بود.
وی ادامه داد: با این وجود، با توجه به اینکه لیبرمن نه تشکیل کابینه اقلیتی را میپذیرد و نه با ائتلاف با اعراب موافقت میکند، ممکن است تشکیل دولت با بنبست مواجه شود. شاید هم لیبرمن در ازای گرفتن یک پست بالا، راضی به یکی از این دو گزینه بشود، اما هنوز مشخص نیست چنین بکند یا خیر. در صورت اینکه هیچ کدام از این اتفاقات رخ ندهد، فرصت آیزنکوت برای تشکیل کابینه تمام میشود و فرصت به نفر بعدی یعنی نتانیاهو میرسد که بعید است او هم به نتیجه خاصی برسد. بنابراین، اگر لیبرمن تغییر موضع ندهد، به احتمال زیاد شاهد بنبست سیاسی و برگزاری مجدد انتخابات خواهیم بود.