جماران | آخرین اخبار ایران و جهان، سیاست، اقتصاد و اندیشه

نیویورکر: خیزش «سوسک‌ها» علیه دولت مودی؛ اعتراضات جوانان هند به بحرانی سیاسی تبدیل شده است

نشریه آمریکایی «نیویورکر» در گزارشی میدانی به قلم آمیتاوا کومار، به بررسی گسترش اعتراضات جوانان و دانشجویان هند علیه دولت نارندرا مودی و پیامدهای سیاسی آن پرداخته است. این نشریه با اشاره به شکل‌گیری جنبش موسوم به «حزب خلق سوسک» در واکنش به فساد در آزمون‌های سراسری و اظهارات تحقیرآمیز رئیس دیوان عالی درباره جوانان بیکار، می‌نویسد که اعتراضات از مطالبات آموزشی فراتر رفته و اکنون بر حذف نام بیش از ۱۳۰ میلیون نفر از فهرست رأی‌دهندگان و عملکرد کمیسیون انتخابات متمرکز شده است. نیویورکر با روایت برخورد خشونت‌آمیز نیروهای امنیتی با معترضان، بازداشت فعالان دانشجویی و افزایش فشار بر دولت مودی، تأکید می‌کند که بسیج گسترده نسل جوان، اقتدار سیاسی حزب حاکم بهاراتیا جاناتا را با چالشی تازه روبه‌رو کرده است.

کد خبر: ۱۷۳۴۶۲۴
 نیویورکر: خیزش «سوسک‌ها» علیه دولت مودی؛ اعتراضات جوانان هند به بحرانی سیاسی تبدیل شده است

به گزارش سرویس بین‌الملل جماران، نشریه آمریکایی «نیویورکر» در گزارشی میدانی به قلم آمیتاوا کومار، نویسنده و روزنامه‌نگار هندی‌تبار و استاد ادبیات انگلیسی در کالج واسار آمریکا، به بررسی ابعاد سیاسی و اجتماعی اعتراضات جوانان و دانشجویان هند علیه دولت نارندرا مودی پرداخته است. این نشریه با اشاره به شکل‌گیری جنبش موسوم به «حزب خلق سوسک» در پی افشای فساد در آزمون‌های سراسری و اظهارات تحقیرآمیز درباره جوانان بیکار، تأکید می‌کند که اعتراضات دانشجویی از مطالبات آموزشی فراتر رفته و به جنبشی سیاسی با محوریت دفاع از حقوق دموکراتیک و اعتراض به عملکرد کمیسیون انتخابات تبدیل شده است. نیویورکر با روایت برخورد نیروهای امنیتی با معترضان، بازداشت فعالان دانشجویی و جنجال بر سر حذف نام بیش از ۱۳۰ میلیون نفر از فهرست رأی‌دهندگان، به بررسی چالش‌های پیش روی حزب حاکم بهاراتیا جاناتا و نقش نسل جوان در تحولات سیاسی هند می‌پردازد و درباره ریشه‌ها و ابعاد این اعتراضات می‌نویسد:

تاکسی‌ای که مرا به هتلم در دهلی می‌برد، دور میدان کانات می‌چرخید. وقتی پشت چراغ قرمز ایستاد، صدایی شنیده شد که از مردم می‌خواست متفرق شوند. صدا از بلندگویی می‌آمد که روی تیرکی با حفاظ‌های نوک‌تیز نصب شده بود. پیام ضبط‌شده پیوسته تکرار می‌کرد که تجمع چهار نفر یا بیشتر غیرقانونی است: «لطفاً توجه کنید. با آرامش محل را ترک کنید».

میدان کانات از بسیاری جهات قلب پایتخت پهناور هند است. رصدخانه جانتار مانتار نیز در همین محدوده قرار دارد؛ شاهکاری از معماری و دانش ستاره‌شناسی قرن هجدهم که از آن برای اندازه‌گیری و پیش‌بینی حرکت خورشید، ماه و دیگر اجرام آسمانی استفاده می‌شد.

تابستان امسال، فعالان دانشجویی در جانتار مانتار دست به اعتصاب غذا زدند تا توجه افکار عمومی را به فساد در نظام آموزشی جلب کنند. خشم آنها در ابتدا متوجه دارمندرا پرادان، وزیر آموزش دولت نارندرا مودی، بود. سازمان ملی آزمون هند در ماه مه اعلام کرده بود که پس از بررسی گزارش‌ها درباره افشا و فروش سؤالات آزمون ورودی دانشکده‌های پزشکی، آزمونی را که همان ماه برگزار شده بود، باطل می‌کند. فشار مالی و روانی ناشی از این ماجرا چنان شدید بود که دست‌کم ۲۱ دانشجو بر اثر خودکشی جان باختند.

اعتراضات تابستان سرانجام به استعفای پرادان انجامید؛ اما درعین‌حال، جنبش اجتماعی گسترده‌ای را به رهبری جوانان شکل داد. در هند ۳۷۰ میلیون نفر بین ۱۵ تا ۲۹ سال سن دارند. بسیج دانشجویان شکافی در دیوار قدرتی ایجاد کرد که مودی، رهبر حزب ملی‌گرای هندوی «بهاراتیا جاناتا» یا بی‌جی‌پی، همواره کوشیده است آن را یکپارچه و نفوذناپذیر نشان دهد.

در اواسط اکتبر، چند روز پیش از ورود من، مجوز جانتار مانتار به‌عنوان محل برگزاری اعتراض‌ها لغو شد. دیگر نمی‌شد از این مکان برای به‌عمل‌درآوردن دموکراسی استفاده کرد.

هتل من در خیابان باراخامبا، در فاصله‌ای کوتاه از دبیرستانی قرار داشت که زمانی در آن درس خوانده بودم. جانتار مانتار نیز با چند دقیقه پیاده‌روی از هتل فاصله داشت. در روشنایی صبح، چهارراه‌های اطراف میدان کانات پر از موانع فلزی زردرنگ بود. جشن ده‌روزه «دوشهرا» رو به پایان بود. فاصله میان دوشهرا و دیوالی ــ که امسال اوایل نوامبر برگزار می‌شود ــ معمولاً یکی از شلوغ‌ترین فصل‌های خرید است؛ اما جمعیت حاضر در میدان کانات کمتر از همیشه به نظر می‌رسید.

در عوض، اتوبوس‌های پارک‌شده در کنار خیابان بیشتر به چشم می‌آمدند. در بعضی از آنها نیروهای پلیس ذخیره مرکزی هند با لباس‌های استتار نظامی نشسته بودند. تعدادی دیگر بیرون اتوبوس‌ها پرسه می‌زدند و به تلفن‌هایشان نگاه می‌کردند. خودروهای پلیس دهلی، بعضی با چراغ‌های گردان روشن، در گوشه خیابان‌ها متوقف بودند و مأموران با لباس‌های اتوکشیده خاکی‌رنگ ایستاده بودند و با یکدیگر صحبت می‌کردند.

بیرون جانتار مانتار، جوانی به نام مجیف علی به نیروهای پلیس ذخیره مرکزی روغن‌های درمانی می‌فروخت. من هم بی‌اختیار شیشه‌ای روغن به قیمت صد روپیه خریدم. علی پیشنهاد کرد روغن را روی زانوی چپم که درد می‌کرد بمالد. چندان مایل نبودم وسط خیابان شلوارم را بالا بزنم و اجازه دهم غریبه‌ای مفاصلم را ماساژ دهد. نیروهای پلیس دورم جمع شده بودند. یکی از آنها به زبان هندی گفت: «بگذار انجام دهد؛ اینجا میان خودی‌ها هستی».

علی معجون را روی پوستم مالید. پوستم شروع به سوختن کرد و بخار روغن چشم‌هایم را سوزاند. پیش‌تر خودم را خبرنگار معرفی کرده بودم. به سرباز ریش‌داری از کشمیر که کنارم ایستاده بود اشاره کردم و از علی پرسیدم اگر ضربه باتوم او را بخورم، آیا این روغن درمانم می‌کند؟ سربازان خندیدند. با خودم فکر کردم آیا با اجرای این نمایش کوچک برای نزدیک‌شدن به مأموران، به دانشجویان درمانده خیانت می‌کنم؟

آنجلی، زنی حدوداً ۲۵ساله، عضو انجمن دانشجویان سراسر هند است. او به من گفت دور از دوربین رسانه‌ها، پلیس و نیروهای شبه‌نظامی با معترضان به‌شدت خشن رفتار می‌کنند. به گفته او، حتی زمانی که دانشجویان بدون مقاومت بازداشت می‌شدند و تمام دستورها را اجرا می‌کردند، مأموران «مدام آنها را می‌زدند، به صورتشان سیلی می‌زدند و با لگد کتکشان می‌زدند».

شب یکی از اعتراض‌ها، در نزدیکی یکی از موانع میدان کانات، یک مأمور مرد هنگام هل‌دادن آنجلی به داخل اتوبوس بازداشت، پیراهنش را بالا کشیده بود. آنجلی گفت: «این حکومت معتقد است انسان‌ها باید تحقیر شوند». بااین‌حال تأکید کرد که این اتفاق نه احساس تحقیر، بلکه خشم بیشتری در او ایجاد کرده است.

آنجلی کارشناسی ارشد مطالعات جنسیت دارد و اکنون در دوره کارشناسی ارشد دیگری در رشته مطالعات بودایی تحصیل می‌کند. جنبشی که از تابستان آغاز شد، اطمینان او را به دیدگاه‌هایش درباره دموکراسی بیشتر کرده است. او گفت: «مردم دیگر نمی‌ترسند. مگر چه چیزی برای ازدست‌دادن داریم؟»

گاهی حمایت از جایی می‌رسید که انتظارش را نداشتند. یکی از مأموران زن که در انتهای اتوبوس بازداشت ایستاده بود، به آنجلی گفت ویدئوهای معترضان را دیده و حرف‌هایشان را پسندیده است. مأمور گفت دستش را از روی ضامنی که در اتوبوس را قفل نگه می‌داشت برمی‌دارد: «می‌توانید از این راه فرار کنید». زنان جوان نیز با عجله از اتوبوس بیرون رفتند.

فقط دانشجویان بازداشت نشده‌اند. روزنامه‌نگاری به نام ام. راجشخار گزارش داده است که پلیس او را در اتوبوسی بازداشت کرده و در آنجا شاهد کتک‌خوردن دیگران بوده است. آرجون اونیکریشنان، وکیلی که همراه او بود، نیز علناً گفته است بازداشت‌شدگان را سیلی می‌زدند و به اندام تناسلی‌شان لگد می‌زدند. اتوبوس آنها را به بازداشتگاهی دورافتاده برد. زمانی که آزاد شدند، دیروقت بود و تلفن‌های همراهشان نیز ضبط شده بود.

نزدیک جانتار مانتار، ون بزرگ آبی‌رنگی دیده می‌شد که روی تابلوی سفید آن نوشته بود: «یگان مبارزه با تروریسم». در میان سروصدای خودروها، همان پیام از بلندگوی نصب‌شده روی تیرکی دیگر پیوسته تکرار می‌شد: «لطفاً توجه کنید. با آرامش محل را ترک کنید».

۲۰ اکتبر آخرین روز جشن «دوشهرا» بود؛ جشنی که پیروزی نیکی بر شر را گرامی می‌دارد: پیروزی رام بر راوانا، پادشاه اهریمنی ده‌سر که سیتا، همسر رام، را ربوده بود. در آخرین روز دوشهرا، پس از اجرای نمایش «رام‌لیلا» ــ بازآفرینی داستان رام ــ پیکره‌ای از راوانا را به آتش می‌کشند.

البته درباره این روایت اختلاف‌نظر وجود دارد و من در اینجا به تعبیر رایج آن بسنده می‌کنم: در این تصویر دوگانه از جهان، حق با فرمانروای روشن‌پوست شمالی است که در نبرد، ساکنان تیره‌پوست جنوب را می‌کشد. درک والکات، شاعر برنده نوبل، در سخنرانی دریافت این جایزه گفت زمانی به‌اشتباه رام‌لیلا را تئاتر می‌دانسته، درحالی‌که این مراسم در اصل تجلی ایمان است.

اما در سیاست امروز هند، همه‌چیز نمایش است؛ به‌ویژه رام‌لیلا، زیرا حزب بهاراتیا جاناتا یا بی‌جی‌پی، رام را به نماد خود تبدیل کرده است. عظمت ملت هندو با نام رام و شعار «جای شری رام» ــ به معنای «درود بر رام» ــ اعلام می‌شود. این شعار به ایدئولوژی طردکننده‌ای گره خورده است که شهروند واقعی هند را فقط هندو می‌داند. هنگام کتک‌زدن یا کشتن مسلمانان نیز گاه آنها را وادار می‌کنند همین شعار را تکرار کنند.

برای تماشای رام‌لیلا و سوزاندن پیکره‌های پرشده از مواد آتش‌بازی، به محله پیتامپورا در شمال‌غربی دهلی رفتم؛ منطقه‌ای که بسیاری از کارکنان دولت در آن زندگی می‌کنند. این پیکره‌ها شبیه عروسک‌های غول‌پیکرند و راوانا و برادرانش سبیل‌های مضحکی دارند تا شرور به نظر برسند. پیکره‌های راوانا همه‌جا دیده می‌شوند، اما من به میدان نتاجی سوبهاش می‌رفتم؛ جایی که قرار بود علاوه بر راوانا، پیکره یک سوسک را هم بسوزانند.

سوسک، اهریمن تازه در اسطوره‌شناسی «هندوتوا» یا ملی‌گرایی هندو است. جنبش دانشجویی زمانی در هند اوج گرفت که رئیس دیوان عالی، جوانان بیکار کشور را «سوسک» نامید. ابهیجیت دیپکه که به‌تازگی تحصیلات تکمیلی خود را در دانشگاه بوستون به پایان رسانده بود، در شبکه‌های اجتماعی نوشت: «اگر همه سوسک‌ها با هم متحد شوند چه؟»

او سپس، تقریباً به شوخی، «حزب خلق سوسک» یا C.J.P. را در اینترنت راه انداخت. شمار هواداران این جریان خیلی زود به میلیون‌ها نفر رسید. حزب خلق سوسک ظرف چند ماه به یکی از قدرت‌های اصلی مخالف دولت در سیاست هند تبدیل شد. نخستین پیروزی آن، استعفای پرادان، وزیر آموزش، بود.

پس از آنکه یک تحقیق روزنامه‌نگارانه درباره قانونی‌بودن تلاش‌ها برای حذف نام افراد از فهرست رأی‌دهندگان هند تردیدهایی مطرح کرد، تمرکز حزب به مطالبه پاسخ‌گویی از کمیسیون انتخابات تغییر یافت. اعتراضات تابستانی موج بزرگی از بسیج جوانان را در سراسر هند به راه انداخت. اعتراضات کنونی، احتمالاً به‌دلیل ماهیت سیاسی‌تر و مرتبط‌بودنشان با قانون اساسی، بیشتر در دهلی متمرکز شده‌اند. اوایل اکتبر، احزاب مخالف عضو ائتلاف تحت رهبری حزب کنگره به ده‌ها هزار معترض پیوستند و به‌سوی دیوان عالی راهپیمایی کردند.

اما تا آخرین روز جشن دوشهرا، فعالیت «سوسک‌ها» تا اندازه‌ای فروکش کرده بود. دو سخنگوی ارشد حزب خلق سوسک از موانع جانتار مانتار عبور کرده و پرچم ملی را به اهتزاز درآورده بودند؛ اقدامی که به پنج روز بازداشت قضایی آنها انجامید. دیپکه نیز به‌تازگی پس از امضای «تعهدنامه حفظ صلح» و قول رعایت رفتار مناسب آزاد شده بود.

در محل برگزاری جشن در میدان نتاجی سوبهاش نه مانع زیادی دیده می‌شد و نه پلیس چندانی حضور داشت. پیش از آغاز رام‌لیلا، یکی از نمایندگان بی‌جی‌پی از تماشاگران خواست شعار «جای شری رام» سر دهند. هنگام ورود من جمعیت اندک بود، اما تا شب همه صندلی‌ها پر شد. در تاریکی اطراف، گروه دیگری را می‌دیدم که کنار دیوارهای یک مرکز خرید جمع شده بودند. به نظر می‌رسید مردم نه ایمان، بلکه آتش می‌خواستند.

در هند ــ دست‌کم زیر حاکمیت بی‌جی‌پی ــ همه‌چیز به صحنه نمایش تبدیل شده است. هر رویدادی فرصتی برای تبلیغات سیاسی است. اجرای رام‌لیلا سرشار از احساسات‌گرایی بود. این حماسه به ملودرامی درباره اطاعت فرزند از پدر و وفاداری میان برادران تقلیل یافته بود و در برابر پس‌زمینه‌هایی اجرا می‌شد که ظاهراً با هوش مصنوعی ساخته شده بودند: جنگل‌هایی رؤیایی با پروانه‌هایی که در هوا بال می‌زدند.

نمایش چند بار به‌دلیل قطع برق متوقف شد. سپس نوبت سخنرانی‌های اخلاقی رهبران محلی رسید. یکی از آنها خواستار پایان‌دادن به تنوع شد. کاپیل میشرا، سیاستمدار بی‌جی‌پی، گفت سوسک نماد ائتلافی از آلودگی، ناکسالی‌ها، جهادگرایان و فاسدان است. میشرا که اکنون وزیر کابینه دولت دهلی است، پیش‌تر به تحریک شورش‌های سال ۲۰۲۰ متهم شده بود.

او پیکره نه‌متری سوسک را آتش زد و شعله‌ها خیلی زود سراسر آن را فراگرفتند. سپس نوبت خویشاوندان راوانا و در پایان خود راوانا رسید. پیکره‌ها در آتشی عظیم سوختند و بر آلودگی وحشتناک هوای دهلی افزودند.

صبح همان روز، یکی از روزنامه‌های اصلی کشور با این تیتر منتشر شده بود: «چرا مردم جهان به خیابان‌ها آمده‌اند؟» در گزارش، میان جوانان معترض هند، فرانسه، بلژیک، تونس، اسپانیا، یونان، پرتغال، آلبانی و آرژانتین پیوندی ترسیم شده بود. اما از گفت‌وگو با دانشجویان معترض در دهلی و دیگر نقاط چنین برداشتی نداشتم که آنها خود را بخشی از یک خیزش جهانی بدانند. مسائلشان داخلی و هدف‌هایشان مشخص بود.

موج نخست اعتراضات از ناامیدی جوانانی شکل گرفت که با فساد در آزمون‌های سراسری و کاهش امید به آینده روبه‌رو بودند. اما مسئله اصلی در اعتراضات تازه، حذف نام بیش از ۱۳۰ میلیون نفر از فهرست رأی‌دهندگان است.

دولت بازبینی فهرست‌ها را با هدف حذف نام‌های تکراری، افراد درگذشته یا اشخاص فاقد مدارک لازم آغاز کرد. اما نتایج این بازبینی مشکوک و در بسیاری موارد ناسازگار بوده است. روشن شده که نام اقلیت‌ها، فقرا و اعضای گروه‌های به‌حاشیه‌رانده‌شده به‌طور نامتناسبی بیشتر حذف شده است. معترضان اکنون خواستار استعفای گیانش کومار، رئیس کمیسیون انتخابات، هستند.

یکی از این معترضان نِها بورا، رئیس پرنفوذ ۲۹ساله انجمن دانشجویان سراسر هند است. نِها که برای اشاره به خود از ضمیرهای خنثی they/them استفاده می‌کند، تابستان گذشته در حمایت از درخواست حزب سوسک برای استعفای وزیر آموزش، ۲۳ روز در جانتار مانتار اعتصاب غذا کرد.

اکنون و هم‌زمان با تلاش‌ها برای بازگرداندن حق رأی حذف‌شدگان، نِها به نیرویی خستگی‌ناپذیر در جنبش تبدیل شده است. نِها بارها محدودیت‌های پلیس را نادیده گرفته تا بر حق دموکراتیک همه شهروندان برای اعتراض مسالمت‌آمیز تأکید کند. فقط در دو هفته نخست اکتبر، بیش از ده بار بازداشت و آزاد شد. برخلاف رهبران حزب سوسک، نِها حاضر نشده است تعهدنامه حفظ صلح را امضا کند.

من نِها را در دفتر حزب کمونیست هند ــ مارکسیست‌ـ‌لنینیست، شاخه آزادی‌بخش، ملاقات کردم؛ حزبی که انجمن دانشجویان سراسر هند به آن وابسته است. بیرون ساختمان، میمون‌های رزوس با نشیمنگاه‌های سرخ میان درختان چریش و پلومریا راه می‌رفتند یا نشسته بودند. هوا در سایه دلپذیر بود.

نِها استعداد خاصی در بیان صریح و بی‌پرده مواضع خود دارد. برای نمونه گفت: «اگر حکومت نمی‌خواهد خشونتی رخ دهد، خودش نباید خشونت کند؛ مسئله به همین سادگی است».

نِها گفت مردم مدت‌ها از او می‌پرسیدند چرا مخالفت با بی‌جی‌پی ضروری است؛ بالاخره لابد در این حزب هم آدم‌های خوبی وجود دارند. اما پاسخ نِها این بود:

«اگر آب، برگ چای و شیر را با هم مخلوط کنید، حاصلش چای است، نه کوکاکولا. به همین ترتیب، اگر به بی‌جی‌پی رأی بدهید، نتیجه چیزی جز خشونت، شورش و فساد نخواهد بود».

صبح همان روز، خبرنگاری از نِها درباره مودی پرسیده بود؛ سیاستمداری که پیش از رسیدن به نخست‌وزیری، سروزیر ایالت گجرات بود و نمی‌شد محبوبیتش را به‌سادگی نادیده گرفت. نِها به من گفت: «به او گفتم بی‌جی‌پی سابقه‌ای طولانی در دزدی و خشونت دارد. باید نارندرا مودی و آمیت شاه» ــ وزیر کشور و متحد نزدیک مودی ــ «را نمایندگان خشونت دانست».

بی‌جی‌پی اوایل امسال برای نخستین بار در انتخابات مجلس ایالتی بنگال غربی به پیروزی رسید. نِها و دیگران معتقدند حذف نام رأی‌دهندگان از فهرست‌های انتخاباتی ممکن است در این پیروزی نقش داشته باشد؛ زیرا در ۲۹۴ حوزه انتخاباتی، طی فرایندی که «پاک‌سازی» نامیده شد، نام نزدیک به سه میلیون رأی‌دهنده از فهرست‌ها حذف شد. افشای بی‌نظمی‌های انتخاباتی، از جمله متمرکزشدن پایگاه‌های داده رأی‌دهندگان در دهلی، درباره اعتبار نتایج برخی انتخابات سال‌های اخیر تردیدهایی ایجاد کرده است.

روز بعد، کیلومترها دورتر از پایتخت، در شهر بریلی در ایالت اوتار پرادش بودم. در برنامه‌ای درباره ادبیات هندی با فعال جوانی به نام سامیون خان آشنا شدم که در جلسه شعرخوانی شرکت داشت. او ۱۲ اکتبر برای پیوستن به راهپیمایی به‌سوی دیوان عالی به دهلی رفته بود. هنگامی که شعارهایی در حمایت از استعفای رئیس کمیسیون انتخابات سر داد، خیلی زود او را همراه دیگر بازداشت‌شدگان به داخل اتوبوسی هل دادند. به گفته خان، مأموران هشت یا نه ساعت از دادن آب و غذا به آنها خودداری کردند.

او گفت در اوتار پرادش، برای رأی‌دهندگان مسلمان اخطاریه‌هایی فرستاده بودند و از آنان خواسته بودند برای اثبات هویت خود مدرک ارائه کنند؛ درحالی‌که نام برخی رأی‌دهندگان غیرمسلمان بیش از یک بار در فهرست‌های انتخاباتی ثبت شده بود.

در اسطوره‌های هند داستان مشهوری درباره پادشاهی وجود دارد که رازی داشت: نیروی زندگی‌اش در وجود طوطی‌ای نهفته بود که در قفسی طلایی زندگی می‌کرد. رهبران حزب خلق سوسک معتقدند ممکن است نخست‌وزیر مودی نمونه واقعی این داستان باشد. از نظر آنها، کومار، رئیس کمیسیون انتخابات، همان طوطی است؛ اگر او کنار برود، بی‌جی‌پی دیگر نمی‌تواند در انتخابات آینده پیروز شود.

بی‌جی‌پی قدرت حکومت و منابع مالی عظیمی را در اختیار دارد؛ جوانان اما با شجاعت و زیرکی خود وارد این نبرد شده‌اند.

انتهای پیام
برچسب‌ها: هند

دیدگاه شما