پیشروی انصارالله در سواحل غربی یمن و تشدید تهدیدها علیه کشتیرانی در دریای سرخ، ابعاد تازهای به بحران امنیت انرژی و تجارت جهانی بخشیده است. همزمانی ناامنی در تنگه بابالمندب با اختلال در تردد نفتکشها از تنگه هرمز، عربستان سعودی را در موقعیتی دشوار قرار داده و هزینههای حملونقل و تأمین انرژی را برای اقتصادهای آسیایی و اروپایی افزایش داده است؛ وضعیتی که به نوشته نشریه آمریکایی «نشنال اینترست»، نشاندهنده توان فزاینده انصارالله برای تأثیرگذاری بر معادلات اقتصادی فراتر از مرزهای یمن است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، نشریه آمریکایی «نشنال اینترست»، در گزارشی به بررسی افزایش قدرت نظامی انصارالله یمن، پیامدهای پیشروی این جنبش در سواحل دریای سرخ و تأثیر آن بر امنیت انرژی و تجارت جهانی پرداخت و با اشاره به قرار گرفتن عربستان سعودی در تنگنای راهبردی میان دو گذرگاه حیاتی هرمز و بابالمندب نوشت: انصارالله یمن طی ۱۲ سال به نیرویی تبدیل شده که توانایی مختل کردن تجارت جهانی را دارد. هر دور تازه از جنگ داخلی یمن، بهنظر میرسید این جنبش را هم پختهتر و هم قدرتمندتر میکند. در ماه سپتامبر، انصارالله خطوط دفاعی مخالفان خود را درهم شکست، به بابالمندب رسید و محاصره کشتیرانی عربستان سعودی در دریای سرخ را بار دیگر تثبیت کرد.
در سوی دیگر شبهجزیره، ایران تردد در تنگه هرمز را محدود کرده است. بیثباتی همزمان در دو شریان مهم دریایی، جنگ جدید یمن را از منازعهای منطقهای به مسئلهای برای تجارت جهانی تبدیل میکند. انصارالله تا کجا میتواند پیش برود و اقتصاد جهان چه هزینهای برای آن خواهد پرداخت؟
یمن؛ کشوری تقسیمشده بر اثر جنگ داخلی
تصرف صنعا به دست انصارالله در سپتامبر ۲۰۱۴، یکی از نقاط عطف جنگ داخلی یمن بود. امروزه این کشور میان چند مرکز قدرت تقسیم شده که قدرتمندترین آنها در شمال قرار دارد. انصارالله بر پایتخت و بیشتر مناطق پرجمعیت شمالغرب یمن کنترل دارد؛ مناطقی که حدود ۷۰ درصد جمعیت کشور در آنها زندگی میکنند. این جنبش همچنین بنادر کلیدی و بخش بزرگی از جریان تجارت شمال یمن را در اختیار دارد.
اردوگاه مخالف انصارالله بسیار پیچیدهتر است. شورای ریاستی (PLC) که از سوی جامعه بینالمللی به رسمیت شناخته میشود و ریاست آن را رشاد العلیمی بر عهده دارد، با حمایت عربستان سعودی فعالیت میکند. با این حال این شورا نیروهایی را در خود جای داده که دیدگاههای متفاوتی درباره آینده کشور دارند؛ از جمله طارق صالح، برادرزاده علی عبدالله صالح رئیسجمهور پیشین یمن که در ساحل غربی پایگاه قدرت مستقلی دارد.
شورای انتقالی جنوب (STC) که از حمایت امارات متحده عربی برخوردار است، پا را فراتر گذاشته و در پی احیای استقلال یمن جنوبی است. در دسامبر ۲۰۲۵، عیدروس الزبیدی، رهبر این شورا تلاش کرد کنترل حضرموت و المهره را در شرق کشور به دست بگیرد؛ اقدامی که شکاف تازهای در درون ائتلاف ایجاد کرد. در ژانویه ۲۰۲۶، شورای ریاستی عیدروس الزبیدی را اخراج کرد و امارات روند خروج خود از یمن را آغاز کرد.
حمله ماه سپتامبر هزینه این چندپارگی را آشکار ساخت. سخنگوی نیروهای مقاومت ملی وابسته به طارق صالح اعلام کرد که انصارالله از ۹ اوت تا ۹ سپتامبر بیش از ۷۶ هزار نیروی رزمنده را در ساحل غربی بسیج کرده بود. در ۱۰ سپتامبر، انصارالله نیروهای همسو با دولت عدن را از شهر بندری راهبردی المخا بیرون راند. روز ۱۱ سپتامبر نیز جزیره پریم را که در محدوده تنگه بابالمندب قرار دارد تصرف کرد.
جزیره پریم به انصارالله امکان کنترل کامل بابالمندب را نمیدهد، اما موقعیت این جنبش را بهطور چشمگیری بهبود میبخشد. پیش از بحران، ۱۲ تا ۱۵ درصد تجارت جهانی از دریای سرخ عبور میکرد؛ بنابراین، تشدید تنشها پیامدهایی بسیار فراتر از خاورمیانه دارد.
انصارالله؛ پختهشدن در میدان نبرد
جهان این جنبش را با نام حوثیها میشناسد، هرچند اعضای آن خود را انصارالله مینامند. نام «حوثیها» از خاندان الحوثی گرفته شده است؛ خانوادهای که اعضای آن جنبش را بنیان گذاشتند و همچنان هسته اصلی رهبری آن را تشکیل میدهند.
انصارالله در دهه ۱۹۹۰ در استان صعده شکل گرفت. بنیاد مذهبی این جنبش زیدیه، شاخهای از تشیع است. سید عبدالملک الحوثی، رهبر کنونی آن، پس از شهادت برادرش حسین در سال ۲۰۰۴ رهبری جنبش را بر عهده گرفت. او از سال ۲۰۰۴ تا ۲۰۱۰، انصارالله را در شش کارزار نظامی علیه حکومت علی عبدالله صالح هدایت کرد و هر یک از این کارزارها توانمندیهای نظامی جنبش را افزایش داد. توانایی عبدالملک الحوثی در غلبه بر رقیبی قدرتمندتر، او را به نماد مقاومت تبدیل کرد. انصارالله در جریان بهار عربی از ضعف دولت انتقالی بهره برد و در سال ۲۰۱۴ صنعا را تصرف کرد.
مداخله عربستان در سال ۲۰۱۵ به سود سید عبدالملک الحوثی تمام شد. دخالت خارجی به او اجازه داد از تصویر یک رهبر شمالی فراتر برود و خود را مدافع یمن در برابر تجاوز خارجی معرفی کند.
ایران نقش مهمی در تقویت این جنبش ایفا کرده است. تهران به انصارالله کمک کرد تا توانمندیهای نظامی و فنی خود را بهسرعت توسعه دهد. هم صنعا و هم تهران، عربستان سعودی را رقیب خود میدانند. برای ایران، عربستان همچنان یکی از رقبای اصلی منطقهای است.
برای انصارالله، عربستان کشوری است که بیش از یک دهه کارزار نظامی علیه این جنبش را رهبری کرده است. با این حال معرفی انصارالله بهعنوان نیروی نیابتی ایران، سادهسازی بیش از حد واقعیت است. برخلاف حزبالله لبنان، انصارالله از استقلال عمل قابلتوجهی برخوردار است و تحت کنترل سرویسهای امنیتی ایران قرار ندارد.
تله انصارالله برای عربستان سعودی
زمانبندی این تحولات برای عربستان سعودی بهسختی میتوانست بدتر از این باشد. پس از بستهشدن تنگه هرمز، این کشور حجم زیادی از نفت خام خود را به سمت غرب و پایانههای دریای سرخ منتقل کرد. این مسیر برای مدتی نقش شریان حیاتی صادرات نفت عربستان را ایفا میکرد. اکنون بخش غربی شبهجزیره عربستان نیز ناامن شده است.
در اوایل سپتامبر، انصارالله مجموعهای از تأسیسات آرامکوی سعودی را هدف قرار داد. در حدود ۱۰ و ۱۱ سپتامبر، پهپادهای ناشناس که از خاک عراق به پرواز درآمده بودند، خط لوله شرق به غرب را از کار انداختند؛ خط لولهای که روزانه ۴ تا ۵ میلیون بشکه نفت را منتقل میکرد. تا ۲۲ سپتامبر، انتقال نفت تا حدی از سر گرفته شد، اما بازگشت به ظرفیت کامل ممکن است شش تا هشت هفته طول بکشد.
محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان سعودی اصلیترین حامی مداخله نظامی سال ۲۰۱۵ در یمن بود. ریاض انصارالله را نیرویی نیابتی از ایران میدانست و ائتلافی تشکیل داد که انتظار میرفت این جنبش را از پایتخت بیرون براند و دولت متحد عربستان به ریاست عبدربه منصور هادی را به قدرت بازگرداند. یازده سال بعد، انصارالله همچنان کنترل شمال یمن را در اختیار دارد و خسارات اقتصادی و سیاسی جدی به عربستان وارد میکند.
پس از آغاز حمله، محمد بن سلمان در یک روز دو بار با دونالد ترامپ تماس گرفت و خواستار حملات هوایی آمریکا به یمن شد. کاخ سفید از ورود به جنگ خودداری کرد و بهجای آن، حمایت اطلاعاتی پیشنهاد داد. این موضع نشاندهنده بیمیلی واشنگتن به گشودن جبههای دوم در خاورمیانه است. در جریان مذاکرات اخیر در عمان، انصارالله نیز اعلام کرد قصد حمله به کشتیهای آمریکایی را ندارد. همزمان، ریاض برای دریافت حمایت پدافند هوایی به فرانسه، بریتانیا، پاکستان و مصر روی آورد.
پیمان مکه که عربستان سعودی، ترکیه و پاکستان در ۷ اوت امضا کردند، اکنون با آزمونی جدی روبهرو است. این پیمان اصل دفاع جمعی را اعلام کرده بود، اما حملات انصارالله بهسرعت محدودیتهای سیاسی آن را آشکار کرد. وزیر دفاع پاکستان احتمال فعالسازی پیمان را مطرح کرد، اما یک روز بعد، وزارت امور خارجه این کشور اعلام کرد که هنوز هیچ اقدام نظامیای در دست بررسی نیست. آنکارا نیز به محکوم کردن حملات و حمایت از حاکمیت عربستان محدود شد. در ۵ اکتبر، سه قدرت توافق کردند «اقدامات بازدارندگی جمعی» را برای کمک به دفاع از عربستان فعال کنند، اما هنوز روشن نیست این تصمیم در عمل چه شکلی خواهد داشت.
موقعیت ریاض بیش از پیش به وضعیت زوگزوانگ در شطرنج شباهت دارد؛ وضعیتی که در آن بازیکن هیچ حرکت مناسبی در اختیار ندارد. در شرق، ایران تنگه هرمز را بسته است. در غرب، انصارالله بهطور مرتب کشتیهای سعودی را در دریای سرخ هدف قرار میدهد، در حالی که متحدان عربستان برای کمک شتابی ندارند. اینکه محمد بن سلمان بتواند راهی برای خروج از این وضعیت پیدا کند، مشخص نیست. در حال حاضر هر حرکت جدید روی صفحه شطرنج خاورمیانه هزینه بیشتری بر ریاض تحمیل میکند و خطرات آن را افزایش میدهد.
تحولات سپتامبر موازنه قدرت منطقه را بهطور چشمگیری تغییر داد. انصارالله با رسیدن به بابالمندب، در موقعیتی قرار گرفته است که بر یکی از مسیرهای اصلی تجارت میان آسیا و اروپا اثر بگذارد. این جنبش نیازی ندارد تنگه را بهطور کامل مسدود کند؛ کافی است عبور از این مسیر را آنقدر پرخطر سازد که مالکان کشتیها و شرکتهای بیمه به دنبال مسیرهای جایگزین بروند. پس از اعلام محاصره دریایی عربستان از سوی انصارالله، برخی شرکتهای کشتیرانی از عبور از این تنگه خودداری کرده و کشتیهای خود را از مسیر اطراف آفریقا هدایت کردهاند.
کره جنوبی نمونه روشنی از پیامدهای این وضعیت است. تغییر مسیر نفت خام عربستان از طریق دماغه امید نیک، سه تا چهار هفته به زمان سفر نفتکشها تا پالایشگاههای کرهای اضافه میکند. در ۱۵ سپتامبر، سئول و آستانه توافقنامهای چارچوبی درباره همکاری نفتی امضا کردند که تأمین نفت خام قزاقستان و واکنش مشترک به اختلالات بازار جهانی را دربر میگیرد.
در سوی دیگر قاره، کشورهای اروپایی نیز پیامدهای این وضعیت را احساس میکنند. پس از اختلال در عرضه نفت عربستان، شرکت ORLEN، بزرگترین شرکت انرژی در اروپای مرکزی و شرقی، بهسرعت ۱۶ محموله اضافی نفت خام از تأمینکنندگانی از جمله الجزایر، جمهوری آذربایجان و قزاقستان خریداری کرد.
وضعیت بازار گازوئیل نیز وخیمتر شده است. قیمت گازوئیل در اروپا از اواخر فوریه تا اواسط سپتامبر بیش از دو برابر شد و به بالاترین سطح از سال ۲۰۰۷ رسید. در نیمه نخست سال ۲۰۲۵، خاورمیانه ۴۳ درصد واردات گازوئیل اروپا را تأمین میکرد، اما در ماه سپتامبر، محمولههای ارسالی از این منطقه به پایینترین سطح در شش سال گذشته رسید.
وضعیت تنگه هرمز بحران را تشدید میکند. پیش از جنگ، روزانه حدود ۱۲۵ کشتی تجاری از این تنگه عبور میکردند. در روزهای ۱۹ و ۲۰ سپتامبر، تنها ۱۷ کشتی از آن گذشتند. در ۹ سپتامبر، قیمت نفت برنت برای نخستین بار از اواخر ژوئیه از مرز ۱۰۰ دلار در هر بشکه عبور کرد و چند روز بعد در حدود ۱۰۴ دلار باقی ماند.
در همین حال، هزینه حفاظت از مسیرهای دریایی رو به افزایش است. کایا کالاس، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا اعلام کرد عملیات «آسپیدس» که از سال ۲۰۲۴ از کشتیرانی تجاری در دریای سرخ حفاظت میکند، به بیش از ۱۰ کشتی نیاز دارد؛ در حالی که اکنون تنها شش کشتی در آن مشارکت دارند. او از کشورهای عضو خواست سهم بیشتری در این عملیات بر عهده بگیرند.
در همین حال، نبردها ادامه دارد. تا ۵ اکتبر، نیروهای دولت العلیمی مدعی شدند که مخا، ذوباب و مواضعی در اطراف بابالمندب را بازپس گرفتهاند؛ هرچند این ادعاها بهطور مستقل تأیید نشدهاند. انصارالله نیز به حملات خود در اطراف تعز ادامه میدهد؛ بنابراین، نتیجه نبرد بر سر جنوبغرب یمن همچنان نامشخص است.
در طول جنگ، مخالفان انصارالله بارها از نظر منابع و تسلیحات بر این جنبش برتری داشتهاند، اما هرگز نتوانستهاند آن را شکست دهند. امروز، این انصارالله است که قواعد بازی را تعیین میکند. تا زمانی که این جنبش بتواند از موقعیت جغرافیایی خود برای اعمال فشار بر منطقه و تجارت جهانی استفاده کند، انگیزه چندانی برای کاهش سطح تنشها نخواهد داشت.