گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

تاجیک، سفیر پیشین ایران در اردن: شهید سید حسن نصرالله دنبال این نبود که مردم لبنان را به زور به بهشت ببرد/ حزب‌الله باعث شد اسرائیل پشت مرزهایش بماند/ شهید سید حسن نصرالله از نظر مذهبی روشنفکر بود

تاجیک به «جماران» گفت: حزب‌الله یک زمانی به عنوان نماد مقاومت مشروع و لنگرگاه سیاسی اجتماعی به نوعی در لبنان پرستیده می‌شد؛ در خارج هم مورد احترام سیاستمداران جهان و جامعه بین المللی بود: هم به دلیل نقش وزین آن و هم به دلیل شخصیت خود حسن نصرالله، یعنی شخصیت او شرح صدر داشت و باز و تحمل‌کننده دیدگاه‌های گوناگون بود؛ ذهن بازی داشت و خود را محصور در دیدگاه‌های خشک مذهبی و طایفی نمی‌کرد و حکومتی فکر می‌کرد و به فن خطابه آشنا بود. در عین حال که یک سازمان سیاسی ـ نظامی را اداره می‌کرد، یک شخص فرهیخته بود که در حقیقت آدم بسته‌ای نبود

سفیر پیشین ایران در اردن با اشاره به ویژگی‌های شخصیتی شهید سیدحسن نصرالله گفت: مهم‌ترین میراثی که سید حسن برای حزب‌الله گذاشت، این بود که حزب‌الله را با خرد جمعی اداره کرد و دنبال این نبود که طایفه شیعه و یا گسترده‌تر مردم لبنان را به زور به بهشت ببرد!


نصرت‌الله تاجیک، سفیر پیشین ایران در اردن در گفتگو با خبرنگار جماران، در پاسخ به اینکه یکی از اهداف اسرائیل برای ترور سیدحسن نصرالله تضعیف قدرت حزب الله بود، به نظر شما شهادت سید حسن نصرالله جایگاه حزب الله را در نقش آفرینی در منطقه و دفاع از حقوق مردم لبنان و فلسطین کاهش داد؟ و اسرائیل به هدف خودش رسید؟ گفت: به عقیده من هدف اصلی اسرائیل، محو حزب‌الله از صحنه روزگار بوده، هست و خواهد بود! ولی معمولاً در کنار آن اهداف دیگری هم متصور است؛ یعنی علاوه بر هدف اصلی، اهداف دیگری هم اسرائیل از زمین‌گیر کردن حزب‌الله دارد؛ از جمله آرام کردن اوضاع در کنار مرزهایش یا بی‌خطر کردن کشورهایی که در همسایگی سرزمین‌های اشغالی هستند، از جمله لبنان، را دارد که از این طریق با برقراری امنیت بتواند همه هم‌وغم و توانش را مصروف ایران کند. بنابراین می‌توان اهداف متعدد روانی و سیاسی برای شهادت سید حسن نصرالله و از بین بردن حزب‌الله متصور بود.

وی افزود: این را هم باید دقت کنیم یکی از عناصر اصلی و شاید مهمترین آنها در این موضوع که ما الان داریم بررسی می‌کنیم، شخص نتانیاهو است؛ یعنی شخصیت، کاراکتر سیاسی، اهداف ، امیال و مطامع او نسبت به لبنان و حزب‌الله، شرایطی را به وجود آورد که این قضیه، یعنی حمله به محل حضور سید حسن نصرالله و ترور و شهادت ایشان، مجموعه‌ای از اهداف را در خود دخیل داشته باشد. بنابراین، الان نمی‌توانیم بگوییم که آیا اسرائیل تماماً به هدفش رسیده یا نه؟! اسرائیل به یک سری از اهداف مرحله‌ای خودش مانند تضعیف حزب‌الله و مشروعیت و کارآئی اش تا حدی رسیده، ولی به آن هدف اصلی‌اش، که از بین بردن و محو حزب‌الله از صحنه روزگار است، نرسیده است.


تاجیک تصریح کرد:  حزب‌الله در زمان رهبری شهید نصرالله  به عنوان نماد مقاومت مشروع و لنگرگاه سیاسی اجتماعی به نوعی در لبنان پرستیده می‌شد؛ در خارج هم مورد احترام سیاستمداران جهان و جامعه بین المللی بود: هم به دلیل نقش وزین آن و هم به دلیل شخصیت خود حسن نصرالله، یعنی شخصیت او شرح صدر داشت و باز و تحمل‌کننده دیدگاه‌های گوناگون بود؛ ذهن بازی داشت و خود را محصور در دیدگاه‌های خشک مذهبی و طایفی نمی‌کرد و حکومتی فکر می‌کرد و به فن خطابه آشنا بود. در عین حال که یک سازمان سیاسی- نظامی را اداره می‌کرد، یک شخص فرهیخته بود که در حقیقت آدم بسته‌ای نبود. از نظر مذهبی هم خیلی روشنفکر بود. البته از آنجا که این مسأله از ویژگی‌های جامعه لبنان و به دلیل همان چند فرهنگی و چندبُعدی بودن و تقسیم قدرت بین این طوایف بود. بسیاری از مسیحیان، مخصوصاً خانم‌ها، علاقه و احترام بسیار زیادی نسبت به سید داشتند و خود سید هم به گونه‌ای با بقیه تعامل می‌کرد که بیشتر از طریق اقناع عمومی، کارها را پیش می‌برد، نه با یک روش دیکتاتورمآبانه.


وی اظهار کرد: بنابراین، حزب‌الله در لبنان، نه‌تنها به عنوان هسته مقاومت مشروع علیه اسرائیل، بلکه به عنوان یک نیرو و یک لنگرگاه داخلی محسوب می‌شد. به خاطر داریم که لبنانی‌ها ۱۵ سال، یعنی از سال ۱۹۷۵ تا ۱۹۹۰، جنگ داخلی داشتند و اصلاً شیرازه کارها از هم پاشیده بود. حزب‌الله توانست به عنوان یک لنگرگاه، در حقیقت یک ثبات اجتماعی به وجود بیاورد و این خودش یک سرمایه اجتماعی، نه‌تنها برای حسن نصرالله، بلکه برای حزب‌الله بود. این سرمایه اجتماعی به راحتی می‌توانست مورد استفاده قرار بگیرد برای اینکه کشور مجدداً وارد آن چالش داخلی یا حتی خارجی نشود.  پس این را هم در نظر بگیریم که آن شرایط، الان تبدیل به شرایطی شده که حزب‌الله نه‌تنها مشکل خارجی دارد، بلکه با تحریک اسرائیل از طریق ذینفعان داخلی لبنان هم مواجه است. بنابراین به نوعی می‌شود گفت الان حزب‌الله باید در چند جبهه بجنگد و این را ما باید به خوبی درک کنیم و در معادلاتمان، در طراحی‌هایمان، در تصمیم‌سازی‌هایمان، چه ما و چه خود حزب‌الله، این مسائل را مدنظر قرار دهیم.

تاجیک همچنین ادامه داد: بنابراین، باید دقت کنیم که ما راجع به چه هدفی صحبت می‌کنیم. اگر راجع به آن هدف اصلی صحبت می‌کنیم، نرسیده؛ ولی اگر راجع به هدف‌های مرحله‌ای، هدف‌های جانبی، هدف‌هایی که در طول و عرض هدف اصلی هستند یا به عنوان هدف فرعی محسوب می‌شوند، باید گفت که رسیده ولی به آن هدف اصلی نرسیده است. از همین رو، ما همیشه در پدیده‌ها، مخصوصاً در پدیده‌های سیاسی و علوم انسانی، یک هدف و دو هدف نداریم. ما واقعاً با ماتریس یا جدولی از اهداف روبه‌رو هستیم. اینها وقتی با هم ترکیب می‌شوند، سناریوهای متعددی می‌سازند و هر کدام از این ترکیبات و هر سناریو را باید در بستر و در چارچوب خودش بررسی کنیم و نتیجه بگیریم به این اهداف رسیده یا نرسیده است. بعد از آن یک ترازنامه ترسیم کنیم و بعد آنجا نهایتاً جمع‌بندی کنیم که با این مجموعه‌ای از این بررسی‌ها، اسرائیل به هدفش رسیده یا نرسیده است.


وی درباره اینکه بنابراین می‌توان به این صورت نتیجه‌گیری کرد که حزب‌الله بعد از شهادت سیدحسن نصرالله وارد دوران جدیدی از حیات سیاسی شده است؟ اظهار کرد خیر، این به دلیل شخصیت کاریزماتیک سید حسن نصرالله و نقشی که در تقویت، جهت‌دهی، سامان‌دهی و سازمان‌دهی حزب‌الله داشت، به قدری قوی و شدید بوده که خیلی نقش ویژه و برجسته‌ای داشته است. ویژگی‌های شخصیتی خود آقای سید حسن نصرالله هم خیلی مهم بوده؛ اخلاص، شجاعت و سایر ویژگی‌هایی که در رهبری داشت که مورد اذعان همه رهبران، اعم از مقاومت و رهبران کشورهای عربی، بوده است. یعنی در ادبیات سیاسی عرب، مخصوصاً در ادبیات مقاومت و در ادبیات سیاسی این دوران، یعنی از زمان شکل‌گیری حزب‌الله تا کنون، سید حسن نصرالله واقعاً یک شخصیت بارز داشت و جنبه‌های گوناگون شخصیت او مورد بررسی، مورد نگارش، مورد توجه و مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.


تاجیک همچنین ادامه داد: چنین شخصیتی طبعاً شهادتش و نبودنش در آن سازمان تأثیر خودش را دارد و واقعاً هم تأثیر گذاشته است. ولی این را هم در نظر داشته باشیم که الان همه هم‌وغم حزب‌الله این است که نگذارد اسرائیل به اهدافش، و مخصوصاً یکی از اهدافش که اشغال سرزمین لبنان و هر بخشی از این سرزمین است، برسد. وقتی ما می‌خواهیم چنین دوران جدیدی از حیات سیاسی و اجتماعی حزب‌الله را بررسی کنیم، به عقیده من شاید وقت مناسبی نباشد. وقت مناسب آن است که جنگ تمام شود؛ آن وقت عوامل ماندگاری، مقاومت و ایستادگی حزب‌الله تا کنون را بررسی کنیم.

 

وی با اشاره به اینکه این هیچ جای شک و شبهه‌ای ندارد که الان حزب‌الله شرایط آسان و راحتی ندارد، ادامه داد: در حال حاضر حزب‌الله شرایط بسیار سخت و پیچیده‌ای را طی می‌کند و باید امیدوار بود که با مطالعات علمی، دانشگاهی و سایر اقدامات در یک فرصت مناسب عوامل و ریشه‌های این مقاومت و این ماندن و این زنده بیرون آمدن از این شرایط بسیار سخت را که با آن وضعیت، سید حسن نصرالله به شهادت رسید، را بررسی کنیم و درس بگیریم.


سفیر پیشین ایران در اردن در پاسخ به اینکه اگر بخواهیم دو سال پس از شهادت سید حسن نصرالله، کارنامه بیش از سه دهه رهبری او را ارزیابی کنیم، مهم‌ترین میراثی که از او برای حزب‌الله و جریان مقاومت باقی مانده چیست؟ افزود: جدای از گسترش و تقویت سخت افزاری و تکنولژی نوین نظامی ، از جهت نزم افزاری حزب‌الله یک سازمان هرمی از بالا به پایین نبود؛ مخصوصاً در دوران شهید سید حسن نصرالله، یک سازمان یادگیرنده و عرضی بود که در آن، نقش بدنه و نیروهای میدانی پایه‌های سازمان هستند. ضمن آنکه از طریق سازمان خدمات اجتماعی با مردم لبنان نیز وصل شده است. یعنی از دیگر عوامل نرم استحکام ساختار حزب الله پیوند خوردن حزب با مردم از طریق ارائه خدمات اجتماعی به مردم به طور عام و محرومین لبنان به طور خاص است.

 

وی گفتک حزب الله فقط یک سازمان سیاسی نیست. جنبه اجتماعی آن و ارائه انواع خدمات پزشکی، آموزشی و بهداشتی و غیره نیز توانسته پیوند مستحکمی بین حزب الله و مردم ایجاد کند که منجر به استحکام سازمانی حزب الله منجر شده است. به عقیده من، مهم‌ترین میراثی که سید حسن برای حزب‌الله گذاشت، این بود که حزب‌الله را تحت این سازماندهی، با خرد جمعی اداره کرد و دنبال این نبود که طایفه شیعه و یا گسترده‌تر مردم لبنان را به زور به بهشت ببرد! بلکه با رواداری لبنانی سبب شد این طایفه عزت بیشتری پیدا کند و در توازن قوای داخلی تعیین کننده شود. لذا این‌گونه نبود که یک تمایلاتی داشته باشد و بخواهد این تمایلات را دیکته کند و همه هم ناچار باشند از آن تبعیت کنند. البته در اینجا، علاوه بر هوش و ذکاوت، دانش، آموزش و کلیه توانایی‌ها، مهارت‌ها و ویژگی‌های سید حسن نصرالله، آن چیزی هم که در اینجا نقش ایفا کرد، به نوعی می‌شود گفت فرهنگ لبنانی است.

وی تصریح کرد: لبنان یک جامعه باز و یک جامعه چندفرهنگی است. یعنی حتی شیعیان حزب‌الله هم، فقط و فقط یک نوع عقیده ندارند؛ یک طیفی از عقاید هستند. ولی ساختار حزب‌الله به گونه‌ای است که می‌تواند همه آن‌ها را حالا چه از جهت مواضع سیاسی و چه از جهت اقدامات عملیاتی، زیر یک چتر دربیاورد. بنابراین، این مهم‌ترین ویژگی‌ای بود که به عقیده من ساختار حزب‌الله با رویکرد رواداری برای تقویت طائفه شیعه و عزت لبنان داشت؛ چیزی که نوعی میراث است که از این شهید برای حزب‌الله و جریان مقاومت باقی ماند.

تاجیک با بیان اینکه  این ویژگی، این پارامتر و این عامل توانست معادله اسرائیل-آمریکا را به هم بزند، گفت: اشتباه محاسباتی اسرائیل و آمریکا این بود که فکر می‌کردند با شهادت نصرالله، حزب‌الله از هم می‌پاشد، ولی دیدیم که چنین نشد! آن چیزی که بازی را به هم زد، و بازی‌گردان شد، نیروهای بدنه بودند؛ نیروهایی که در میدان بودند و اجازه ندادند اسرائیل از یک محدوده‌ای جلوتر بیاید. مخصوصاً بعد از شهادت شهید نصرالله وقتی چند روستا را اسرائیلی‌ها اشغال کردند، ولی رزمندگان حزب‌الله آنها را پشت یک خطی نگه‌شان داشتند. این اتفاق ناشی از همان میراث و از همان خاصیت نحوه اداره این سازمان در دوره شهید سیدحسن نصرالله بود.

تاجیک اظهار کرد: نکته دیگر، استراتژی حزب الله را میتوان اشاره کرد. یعنی سلاح در دست حزب الله نه صرفا یک عامل سیاسی برای کسب قدرت و توازن داخلی بلکه یک عامل ژئوپلیتیکی با تاثیرات فرا سرزمینی شده است که وزن و قدرت و اقتدار و مشروعیت ویزه ای به حزب الله داده است. زیرا فلسفه وجودی حزب‌الله از سال ۱۹۸۲ مسلح شدن و ایستادگی در برابر تجاوز و اخراج اسرائیل بود؛ همان زمانی که نیروهای اسرائیلی تا بیروت پیشروی و در سکوت و بی عملی رهبران عرب تنها پایتخت عربی را اشغال کرده بود! بدون اینکه هنوز حزب الله تأسیس شده باشد که به اشغالگر بهانه‌ای داده باشد! بنابراین، می‌توان گفت سلاح حزب الله با هویت و فلسفه وجودی اش گره خورده است و از سوی دیگر این سلاح در جهت تقویت ایشتادگی در مقابل اسرائیل استفاده شده است و نه توازن داخلی.


وی خاطرنشان کرد: به عبارت دیگر سلاح حزب‌الله نه یک عامل فرعی یا افزوده سیاسی اجتماعی، بلکه عنصری اصیل در توازن و اقتدار ملی و ساختار امنیت ملی لبنان به شمار می‌رود؛ عنصری که تاکنون در خدمت بازدارندگی و ثبات این کشور عمل کرده است. زیرا به دلیل ضعف ساختاری جامعه، حاکمیت، دولت و ارتش لبنان، اساساً نمی‌توان اطمینان داشت که ارتش قادر باشد از مرزها و حاکمیت سرزمینی این کشور به‌طور کامل دفاع کند. این حزب الله و سلاحش بود که علیرغم ورود آسیب جدی به رهبریتش تزلزل ساختاری نداشت و اسرائیل را پشت مرزهای لبنان نگه داشت! پس حزب الله، پ ک ک نیست که با تصمیم رهبرش خود را خلع سلاح کند! سلاح حزب الله یک نیاز داخلی بخش مهمی از واقعیت‌های سیاسی اجتماعی نظامی امنیتی لبنان است که سبب حفظ استقلال این کشور شده است!


تاجیک درباره دیدار خود با شهید نصرالله یادآور شد: بیشتر تجربه شکل‌گیری حزب‌الله در سال‌های ابتدایی آن، یعنی در سال ۱۹۸۲ یا ۱۳۶۱ شمسی بعد از اینکه اسرائیل تا بیروت پیش آمد و آن را اشغال کرد و شکل‌گیری حزب‌الله در آن دوران و سال‌های بعد را در نظر دارم. من بیشتر با دبیرکل‌های اولیه، از جمله شهید سید عباس موسوی، هم‌دوره و همکار بودم و با ایشان در ارتباط بودم. اما درباره آقای سید حسن، چه زمانی که در ایران بود و در دوران تحصیلش در وزارت امور خارجه و چه زمانی که من مخصوصاً در اردن بودم، ارتباط داشتیم. اگر به هر دلیلی برای کاری به بیروت می‌رفتم، طبعاً با ایشان هم دیدار داشتم.

وی در پایان با ذکر خاطره ای گفت: در سال ۱۳۸۱ مقامات اردنی از من در ارتباط با حزب‌الله و چند رزمنده حزب‌الله که در اردن دستگیر شده بودند، کمک خواستند. با تبادل پیامی که بین سید حسن نصرالله و ملک عبدالله، پادشاه اردن، صورت گرفت، کمک کردم که آن موضوع به یک مسئله حاد میان دو طرف تبدیل نشود و آن سه نفر هم بعد از مدتی آزاد شدند. وقتی مأموریتم تمام شده بود و سفری هم به لبنان داشتم، در مراسم خداحافظی با ایشان، بابت اقدامی که منجر شد حزب‌الله وارد یک چالش جدی با اردنی‌ها نشود، تشکر کرد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.