به گزارش جماران، حسین عادلی، اقتصاددان و دیپلمات پیشین، در نشست اخیر مجمع عمومی جبهه اصلاحات ایران که بهمنظور بررسی و ارزیابی تحولات اخیر، بهویژه نامه جیدی ونس، معاون رئیسجمهور آمریکا به دبیر شورای عالی امنیت ملی، به این نشست دعوت شده بود، با ارائه تحلیلی از شرایط سیاسی آمریکا، تحولات انتخاباتی اسرائیل، وضعیت اقتصاد جهانی و انگیزههای احتمالی ارسال این نامه، به تشریح فرصتها و ملاحظات پیش روی ایران در مسیر مذاکرات پرداخت.
عادلی در ابتدای سخنان خود، با اشاره به اهمیت انتخابات میاندورهای آمریکا، گفت: به نظر میرسد ترامپ در انتخابات مجلس نمایندگان با وضعیت دشواری مواجه است و بسیاری از تحلیلگران معتقدند جمهوریخواهان این مجلس را از دست خواهند داد. وضعیت سنا نیز رقابتی و نزدیک است و هنوز نمیتوان با قطعیت درباره نتیجه آن اظهارنظر کرد. با این حال، حفظ اکثریت جمهوریخواهان در سنا برای ترامپ اهمیت زیادی دارد؛ چراکه در صورت از دست دادن آن، با محدودیتها و مشکلات سیاسی بیشتری مواجه خواهد شد.
وی با اشاره به اهمیت سنا در تصمیمگیریهای مرتبط با جنگ و عملیات نظامی افزود: اگر دموکراتها اکثریت سنا را به دست آورند، دولت ترامپ در ادامه و تشدید عملیات نظامی با دشواری بیشتری روبهرو خواهد شد؛ بهویژه آنکه برای ادامه جنگ به منابع و بودجه نیاز دارد. البته تا زمان آغاز به کار کنگره جدید در اوایل ژانویه، ترامپ همچنان از اختیارات فعلی خود برخوردار است.
عادلی تأکید کرد: نباید تصور کرد که از دست رفتن اکثریت سنا لزوماً به معنای استیضاح ترامپ و برکناری اوست؛ زیرا استیضاح و برکناری رئیسجمهور به رأی دو سوم سنا نیاز دارد و تحقق چنین امری بسیار بعید است. با این حال، از دست دادن اکثریت سنا میتواند موانع جدی سیاسی و عملیاتی برای دولت او ایجاد کند.
این دیپلمات پیشین در ادامه، انتخابات اسرائیل و موقعیت بنیامین نتانیاهو را دومین مؤلفه مهم در ارزیابی تحولات دانست و گفت: به اعتقاد من، نتانیاهو تنها فردی در صحنه سیاسی اسرائیل است که میتواند ترامپ را برای انجام عملیات نظامی علیه ایران متقاعد کند. سایر چهرههای سیاسی و نظامی اسرائیل، با وجود برخورداری از نفوذ و اعتبار، چنین تأثیرگذاریای بر ترامپ ندارند.
وی با اشاره به وضعیت انتخاباتی نتانیاهو اظهار داشت: اگر نتانیاهو موفق به انجام یک عملیات نظامی و کسب نتیجه مطلوب میشد، میتوانست از آن برای افزایش آرای خود و دستیابی به اکثریت پارلمانی استفاده کند. با این حال، ترامپ به دلیل ریسک بالای عملیات و احتمال شکست آن، با چنین اقدامی موافقت نکرد. از این منظر، تحلیلهایی که معتقدند اسرائیل خواهان انجام عملیات پیش از انتخابات بوده، اما ترامپ مانع آن شده است، به واقعیت نزدیکتر به نظر میرسند.
عادلی سومین مؤلفه مؤثر بر تصمیمات آمریکا را وضعیت نامساعد اقتصاد جهانی و اقتصاد داخلی ایالات متحده دانست و با اشاره به کاهش چشمانداز رشد اقتصادی اروپا، افزایش هزینههای انرژی در ژاپن و فشارهای اقتصادی در کشورهای اروپایی گفت: جنگ در خلیج فارس و بسته شدن تنگه هرمز، بر افزایش قیمتها و تشدید فشارهای اقتصادی در جهان تأثیر گذاشته است. به گفته وی، حتی امانوئل مکرون نیز در اظهاراتی، افزایش قیمتها و پیامدهای جنگ را از عوامل نارضایتیهای اجتماعی در فرانسه دانسته است.
وی برای توضیح وضعیت داخلی آمریکا به گزارشی از شبکه سیانان درباره کارزار انتخاباتی جمهوریخواهان در ایالت آلاباما اشاره کرد و گفت: در این گزارش، برخلاف تجمع پرشور و گسترده ترامپ در همین ایالت پیش از ریاستجمهوری، بخش قابلتوجهی از صندلیهای سالن خالی بود. یکی از حاضران که خود را طرفدار ترامپ معرفی میکرد، دو عامل اصلی نارضایتی مردم را افزایش قیمت بنزین و جنگ ناخواسته عنوان کرده بود.
عادلی افزود: ترامپ نیز در سخنان خود به نارضایتی مردم از این دو موضوع اشاره کرده و گفته بود که در حال حل آنهاست، اما مشکلش این است که در ایران نمیداند با چه کسی باید مذاکره کند و طرف اصلی تصمیمگیرنده کیست.
وی با جمعبندی این شرایط گفت: ترامپ از یک سو نگران از دست دادن اکثریت سناست، از سوی دیگر نمیخواهد اقتصاد جهانی و اقتصاد آمریکا بیش از این آسیب ببیند و در عین حال به دنبال آن است که با نوعی پیروزی از وضعیت فعلی خارج شود. حتی اگر این پیروزی بیشتر جنبه تبلیغاتی و نمادین داشته باشد، برای او اهمیت دارد.
به اعتقاد عادلی، بخش مهمی از تهدیدها و رجزخوانیهای هفتههای اخیر نیز با هدف رسیدن به چنین وضعیتی و اعلام نوعی پیروزی صورت گرفته است.
عادلی در ادامه، با کنار هم قرار دادن این مؤلفهها، انگیزه احتمالی جیدی ونس از ارسال نامه به دبیر شورای عالی امنیت ملی ایران را تلاش برای یافتن راهی جهت خارج کردن ترامپ از مخمصه سیاسی و اقتصادی کنونی ارزیابی کرد.
وی گفت: برداشت من این است که ونس بهدنبال ابتکاری بوده تا شاید بتواند در شرایط فعلی، مسیری برای توافق ایجاد کند و ترامپ را از وضعیتی که در آن گرفتار شده است، خارج سازد. در تحلیلهای مختلف درباره این نامه نیز، با وجود تفاوت در ارزیابی انگیزهها، یک وجه مشترک دیده میشود و آن تلاش برای گشودن مسیر توافق است.
عادلی با اشاره به دو محور اصلی مطرحشده در نامه ونس اظهار داشت: نخستین نکته، پیشنهاد مذاکره مستقیم میان ایران و آمریکا بهجای ادامه صرف مذاکرات غیرمستقیم و تبادل پیام از طریق کشورهایی مانند قطر و پاکستان است. این پیشنهاد، در صورت پذیرش، یک گام فراتر از روند مذاکراتی جاری خواهد بود.
وی محور دوم را آغاز مذاکرات از موضوع هستهای دانست و افزود: بر اساس اطلاعات و تحلیلهایی که از محتوای نامه و تحولات مذاکراتی منتشر شده، به نظر میرسد آمریکاییها خواهان آن هستند که گفتوگوها از پرونده هستهای آغاز شود. در این میان، موضع آمریکا نسبت به گذشته سختتر شده و خروج ذخایر اورانیوم ایران به کشور ثالث را بهعنوان یکی از پیششرطهای آغاز مذاکرات هستهای مطرح کرده است.
این دیپلمات پیشین در ارزیابی خود از دلایل ارسال نامه به دبیر شورای عالی امنیت ملی، گفت: به نظر میرسد آمریکاییها به این جمعبندی رسیدهاند که در ایران نوعی تعدد یا ابهام در مراکز تصمیمسازی و تصمیمگیری وجود دارد و سلسلهمراتب مشخصی برای اینکه بتوانند با یک طرف مذاکره کنند و به توافق برسند، برای آنها روشن نیست.
وی افزود: به اعتقاد من، آمریکاییها به دنبال شناسایی فرد یا نهادی هستند که بتواند تصمیم نهایی را بگیرد و توافق را پیش ببرد. شاید به همین دلیل، بهجای ادامه ارتباط با وزیر امور خارجه که در مذاکرات غیرمستقیم حضور دارد، ترجیح دادهاند مستقیماً با دبیر شورای عالی امنیت ملی مکاتبه کنند. آنها احتمالاً تصور کردهاند که مرکز اصلی قدرت و تصمیمگیری در آنجاست و میتوانند از این طریق به نتیجه نزدیکتر شوند.
عادلی با اشاره به مطرح بودن نام محمدباقر قالیباف بهعنوان یکی از مذاکرهکنندگان احتمالی ایران در مراحل قبلی، گفت: به نظر میرسد آمریکاییها در حال رصد و ارزیابی طرفهای مختلف در ساختار تصمیمگیری ایران هستند تا مشخص کنند با چه کسی میتوانند به توافق برسند.
وی دومین دلیل احتمالی ترجیح مذاکره مستقیم را کارآمدتر بودن این شیوه دانست و گفت: تجربه گفتوگوهای قبلی ترامپ با قالیباف و تبادل مستقیم دیدگاهها، احتمالاً این تصور را در طرف آمریکایی تقویت کرده که مذاکره مستقیم میتواند مؤثرتر از مذاکرات غیرمستقیم باشد.
عادلی همچنین با اشاره به نقش کشورهای منطقه در انتقال پیامها و مواضع طرفین اظهار داشت: کشورهای عربی خلیج فارس در ارتباط مستمر با آمریکا هستند و به نظر میرسد مواضع متفاوت و گاه متناقضی در قبال ایران و احتمال اقدام نظامی دارند. برای مثال، امارات، بحرین و کویت بهطور مستمر از ضرورت حمله به ایران و پایان دادن به وضعیت موجود حمایت کردهاند؛ در حالی که قطر و عمان بیشتر بر پرهیز از حمله تأکید داشتهاند و عربستان نیز در این میان مواضعی متغیر و بینابینی اتخاذ کرده است.
وی افزود: احتمالاً آمریکاییها به این نتیجه رسیدهاند که در مذاکرات غیرمستقیم، پیامها و توصیههای متفاوتی از سوی کشورهای منطقه دریافت میکنند و مذاکره مستقیم میتواند آنها را به درک روشنتری از مواضع واقعی طرف ایرانی برساند.
عادلی در بخش دیگری از سخنان خود، با طرح پیشنهادی برای پیشبرد مذاکرات، تأکید کرد که ایران نباید بر سر زمان آغاز مذاکرات هستهای، اعم از اینکه از هماکنون یا چند روز بعد آغاز شود، وارد مناقشه شود.
وی گفت: به نظر من، اصل مذاکره درباره موضوع هستهای را نباید رد کنیم. اینکه مذاکرات هستهای امروز آغاز شود یا سه روز دیگر، تفاوت تعیینکنندهای ندارد. مهم این است که بتوانیم چارچوب مناسبی برای مذاکرات تعریف کنیم.
وی با تأکید بر ضرورت تفکیک تعهدات و امتیازات طرفین به دو دسته قابل بازگشت و غیرقابل بازگشت، توضیح داد: اصل اساسی این است که امتیازات و تعهدات دو طرف باید همسنگ و متوازن باشند؛ به این معنا که اگر یک طرف تعهدی میپذیرد، طرف مقابل نیز تعهدی متناسب با آن بر عهده بگیرد و امکان بازگشتپذیری یا عدم بازگشتپذیری این تعهدات نیز در نظر گرفته شود.
عادلی در تشریح بخش نخست این پیشنهاد گفت: موارد قابل بازگشت میتواند شامل باز شدن تنگه هرمز در برابر رفع محاصره دریایی، زمینی و هوایی ایران و برداشتن محدودیتهای مربوط به فروش نفت باشد.
این دو اقدام باید در برابر یکدیگر قرار بگیرند؛ بهگونهای که اگر آمریکا به تعهد خود عمل نکرد و محاصره را مجدداً برقرار کرد، ایران نیز بتواند در بازگشایی تنگه هرمز تجدیدنظر کند و بالعکس.
وی در همین زمینه تأکید کرد: کنترل تنگه هرمز را نباید صرفاً به یک مسیر مشخص و تعریفشده محدود کنیم. ایران میتواند با عمان درباره مسیر عبور کشتیها به توافق برسد، اما نباید تعیین یک مسیر خاص به شرطی تبدیل شود که اصل توافق را با مشکل مواجه کند. مهم این است که بازگشایی تنگه در برابر رفع کامل محاصره و محدودیتهای اقتصادی قرار گیرد.
این دیپلمات پیشین در توضیح بخش دوم پیشنهاد خود، به موضوع ذخایر اورانیوم ایران اشاره کرد و گفت: خروج ذخایر اورانیوم از کشور، اقدامی غیرقابل بازگشت است؛ در حالی که رفع تحریمهای اولیه و ثانویه از سوی آمریکا ممکن است در آینده دوباره لغو شود. بنابراین، این دو اقدام همسنگ نیستند و نمیتوان بدون پیشبینی سازوکارهای لازم، یکی را در برابر دیگری قرار داد.
وی افزود: اگر قرار باشد ایران ذخایر اورانیوم خود را از کشور خارج کند، باید سازوکاری تعریف شود که تعهدات طرف مقابل نیز به همان اندازه قابل اتکا و متوازن باشد. در این زمینه میتوان راهکارهایی مانند رقیقسازی اورانیوم در داخل کشور، اجرای تدریجی تعهدات و استفاده از تضمینهای معتبر، از جمله تضمین چین، را بررسی کرد.
عادلی با اشاره به اینکه ونس در یکی از مصاحبههای خود از دو گزینه انتقال اورانیوم به کشور ثالث یا رقیقسازی آن سخن گفته است، اظهار داشت: شاید بتوان ترکیبی از رقیقسازی در داخل کشور و اجرای تدریجی اقدامات را طراحی کرد تا هم امکان بازگشتپذیری تعهدات افزایش یابد و هم رفع تحریمها متناسب با پیشرفت اقدامات ایران انجام شود.
عادلی در جمعبندی پیشنهاد خود، با اشاره به اینکه به نظر میرسد نامه ونس بیش از آنکه وارد جزئیات توافق شده باشد، در پی دستیابی به یک تفاهم کلی برای آغاز مذاکرات مستقیم و گفتوگو درباره پرونده هستهای است، گفت: برداشت من این است که ونس به دنبال آن است که ابتدا یک موافقت کلی از ایران بگیرد تا بتواند بر اساس آن، ترامپ را از وضعیت فعلی خارج کند و سپس مذاکرات وارد جزئیات شود.
وی با اشاره به ارزیابی خود از نتایج انتخابات آمریکا افزود: به نظر من احتمال پیروزی دموکراتها در مجلس نمایندگان بسیار بالاست و احتمال اینکه در سنا نیز اکثریت را به دست آورند، بیشتر از احتمال حفظ اکثریت جمهوریخواهان است. البته اینها صرفاً برآوردهای شخصی است و نمیتوان درباره نتیجه انتخابات با قطعیت صحبت کرد.
عادلی با اشاره به فاصله زمانی انتخابات تا آغاز به کار کنگره جدید در اوایل ژانویه گفت: حتی اگر ترامپ در انتخابات شکست بخورد، تا زمان آغاز به کار کنگره جدید همچنان از اختیارات نظامی خود برخوردار است و ممکن است در این فاصله دست به عملیات نظامی بزند. بنابراین، نباید این فرصت زمانی را نادیده گرفت.
وی تأکید کرد: تصور من این است که اکنون، با توجه به شرایط دشوار ترامپ، وضعیت اقتصاد جهانی، افزایش قیمت نفت و هزینههای ناشی از جنگ، شاید فرصتی برای رسیدن به یک تفاهم کلی فراهم شده باشد. ما باید این فرصت را مورد توجه قرار دهیم و ببینیم آیا میتوان از آن برای جلوگیری از تشدید درگیری استفاده کرد یا خیر.
این دیپلمات پیشین با تأکید بر اینکه پیشنهاد مذاکره به معنای خوشبینی نسبت به پایبندی آمریکا به توافق نیست، اظهار داشت: این به معنای آن نیست که اگر به توافقی رسیدیم، حتماً آمریکاییها به آن پایبند خواهند ماند. ممکن است دوباره زیر توافق بزنند؛ اما نفس توافق و ورود به مسیر دیپلماسی به نفع ماست.
عادلی افزود: ما باید توجه کنیم که مذاکره کردن خود یک امتیاز و ابزار دیپلماتیک برای ایران است. اکنون در شرایطی قرار داریم که وزیر امور خارجه ما در سفرهای مختلف و دیدار با طرفهای خارجی تأکید میکند که ترامپ از مسیر مذاکره خارج شده و به دیپلماسی آسیب زده است. همین مسئله یکی از دلایلی است که باعث شده اروپا نیز با مواضع آمریکا همراهی کامل نداشته باشد؛ زیرا در افکار عمومی و محافل بینالمللی این پرسش وجود دارد که چرا آمریکا توافق و مذاکره را کنار گذاشته است.
وی با اشاره به پیامدهای احتمالی عملیات نظامی جدید علیه ایران تصریح کرد: هزینههای چنین عملیاتی بسیار سنگین خواهد بود. هدفی که به نظر میرسد در ذهن برخی طرفها وجود دارد، صرفاً انجام یک عملیات کوتاهمدت نیست، بلکه فرسوده کردن ایران در بلندمدت و رساندن کشور به وضعیت یک دولت ناکارآمد یا فروپاشیده است.
عادلی در پایان تأکید کرد: حتی اگر بتوانیم از طریق یک تفاهم موقت و کلی، از وقوع عملیات نظامی جلوگیری کنیم، این اقدام به سود ایران خواهد بود. بنابراین، نباید فرصت کنونی را از دست بدهیم.
میتوانیم ابتدا بر سر کلیات، از جمله اصل مذاکره مستقیم و آغاز گفتوگوهای هستهای، به تفاهم برسیم و سپس درباره جزئیات و چگونگی اجرای تعهدات قابل بازگشت و غیرقابل بازگشت مذاکره کنیم.
وی خاطرنشان کرد: هدف اصلی باید جلوگیری از عملیات نظامی و فراهم کردن فرصتی برای پیشبرد دیپلماسی باشد؛ حتی اگر این تفاهم در مرحله نخست، موقت و محدود باشد.