ذوب یخ روابط بین آنکارا با مسکو (و تهران) و سرد شدن روابط این کشور با اروپا و آمریکا یک استراتژی با دقت بررسی شده است که نتایج مطلوبی برای منطقه و چالشی برای غرب محسوب می شود.
به گزارش پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران، «ایرینا اسلاو» نویسنده و تحلیلگر آمریکایی در مطلبی در پایگاه خبری - تحلیلی «اویل پرایس» نوشت: محور استراتژیک جدیدی در خاورمیانه تشکیل شده است، و این محور می تواند نقش تعیین کننده ای در تغییر جریان تحولات در منطقه و در توازن طولانی مدت قدرت در آن ایفا کند. آنکارا از مسکو به دلیل سرنگونی یک هواپیمای جنگنده این کشور در سال گذشته عذرخواهی کرد. ایران و روسیه هر دو کودتای 15 ژوئیه در ترکیه را محکوم کردند. این سه کشور در حال حاضر در حال مذاکره در خصوص اقدام مشترک در سوریه هستند. این اقدام، اتحادی قدرتمند میان دو کشور بزرگ نفتی و کشور سومی است که خود را به عنوان یک مرکز بزرگ انرژی می بیند، ایجاد می کند.
برخی رویگردانی ترکیه به سمت مسکو در پی کودتای 15 ژوئیه را یک ژست عاطفی و یا حداقل نمایشی می دانند که با توجه به اتهام آمریکا در دست داشتن در این کودتا صورت گرفت. آنکارا اعلام کرده است که این کودتا توسط «فتح الله گولن» که در آمریکا در تبعید به سر می برد، برنامه ریزی و اجرا شده است.
با این حال برخی از کارشناسان ترکیه این گونه استدلال می کنند که این ذوب یخ روابط بین آنکارا و مسکو (و تهران) و سرد شدن روابط این کشور با اروپا و آمریکا یک استراتژی با دقت بررسی شده است.
خشم ترکیه نسبت به اتحادیه اروپا چیز جدیدی نیست. اردوغان همواره به دلیل سنگ اندازی های اروپا در مسیر پیوستن ترکیه به اتحادیه اروپا، واکنش های منفی از خود بروز می دهد. وی همچنین در موقعیتی قرار دارد که می تواند از سیاست مهاجرت در اروپا به نفع خود بهره برداری کند و از این موقعیت استفاده مناسب به عمل آورد. رئیس جمهور ترکیه همچنین در چنین شرایطی می تواند بیشتر از شعارهای ضد غربی بهره گیرد و چشم انداز «ترکیه بزرگ» را بار دیگر زنده کند. این شعارها پیش از این اردوغان را از معضل طرح دعوی علیه پسر خود به دلیل پولشویی در دادگاهی در ایتالیا نجات داد و توجه مردم را از این پرونده منحرف کرد.
ظاهرا، چشم انداز «ترکیه بزرگ» در کنار اتحادیه اروپا که مداوم خواسته ای از آنکارا دارد، محقق نمی شود. با این حال اگر ترکیه در مسیر ضد غربی که روسیه و ایران در پیش گرفته اند با آنها همگام شود، دستیابی به این هدف دست یافتنی تر می شود.
ترکیه در حال حاضر اولین گام را در جهت فاصله گرفتن از متحدان فعلی اش برداشته و این مسئله را می توان از اقدامات پسا کودتای آنکارا به شکل قابل توجهی احساس کرد.
گام دوم، مذاکرات با مسکو و تهران در طیف وسیعی از موضوعات از جمله سوریه است. در ماه ژوئن، بلافاصله پس از اینکه اردوغان از پوتین عذرخواهی کرد، روسیه و ترکیه مذاکرات در مورد پروژه خط لوله گازی «جریان ترکی» را که سالانه 63 میلیارد متر مکعب گاز طبیعی را انتقال می دهد، از سر گرفتند. با همکاری روسیه و ترکیه، اروپا - در اقدامی که به آن تمایل چندانی هم ندارد - همچنان به منابع انرژی دیگر کشورهایی که آنها علاقه ای ندارد، وابسته خواهد بود. روسیه نفت و گاز، و ترکیه خطوط لوله و بسفر دارد، که در آن 3 درصد از صادرات جهانی نفت هر روزه عبور می کند.
اگر ایران را با ذخایر نفت و گاز عظیم اش به این معادله بیافزاییم، تصویر جدیدی از خاورمیانه پدیدار می شود؛ تصویری که عربستان سعودی (و متحد آن، آمریکا) دیگر در آن جایی ندارند.
این همکاری سه جانبه هنوز در ابتدای راه است، اما اگر به واقعیت تبدیل شود، طراحان ژئوپلیتیک غرب را با نگرانی جدی مواجه خواهد کرد.