- عنوانشهریۀ طلاب
- محلنجف
- مناسبت
- تاریخ
- موضوعشهریۀ طلاب
- حضارخمینی، سید احمد
- جلد۲
بسمه تعالی
احمد عزیز،مرقوم مورخ 14 ع2 واصل شد. از سلامت شما مسرور شدم. تلگراف شما هم واصل شد. راجع به شهریه، من از باب احتیاط نوشتم حواله میدهم؛ اگر میدانستم که به قدر کافی در آنجا موجود است داعی بر حواله نبود. بنا شد تا شما مراجعه به تهران نکنید، راجع به آنجا چیزی ندهند.[1]مبلغ بیست هزار را در اینجا حواله شده بود، یعنی من گرفته بودم، آقای آقا رضا[2]از قم گرفتهاند به حساب من، اگر ان شاءاللّه تعالی شما از آنجا زاید آوردید برای من هم بفرستید برای کمک به اینجا.[3]از صلح آقایان[4]مسرور شدم، ان شاءاللّه همیشه به صلح و صفا زندگی کنند. حالت ماها بحمداللّه خوب است ولی رفتن بچهها موجب تنهایی شد، ان شاءاللّه سلامت باشید.جواب حضرت آقای عمو[5]و قبوض را ان شاءاللّه تعالی به وسیلۀ دیگری میفرستم، به ایشان سلام برسانید.[6]
20ع291ـپدرت
پاورقیها
۲. آقای سید احمد خمینی دربارۀ پاورقیهای این نامه، چنین نوشته است:1- در اوایل کار پرداخت شهریۀ طلاب قم، گاهی احتیاج به کمک از آقای لواسانی وکیل امام در تهران بود که از ایشان کمک گرفته میشد. بعداً قم خودش را اداره میکرد و به نجف و سایر حوزههای شهرستانها هم پول میدادند.
۳. ـ حجتالاسلام آقا رضا لواسانی فرزند حضرت آیتاللّه لواسانی.
۴. ـ حوزه علمیۀ نجف اشرف.
۵. ـ مدت کمی کدورتی بین حضرت عمو آیتاللّه پسندیده و آقای شیخ صادق تهرانی اتفاق افتاد؛ در مدت کوتاهی این کدورت به دوستی عمیقی تبدیل شد.
۶. ـ آیتاللّه پسندیده.
۷. ـ امام بر اساس شناخت فرد مسافری که به ملاقاتشان در نجف میرفت، اگر ترسو بود اصلاً نامه نمیدادند، اگر متوسط بود نامۀ معمولی میدادند، و اگر مبارز بود نامههای حساس و قبضهای دریافت وجوهات شرعیه و سهم امام را توسط آنها ارسال میکردند؛ زیرا اگر قاصد لو میرفت، عدۀ زیادی گرفتار میشدند و مورد بازخواست رژیم شاه و ساواک قرار میگرفتند که چرا مثلاً سهم امام را به آقای خمینی دادهاند.