جماران | آخرین اخبار ایران و جهان، سیاست، اقتصاد و اندیشه

در گفت و گو با جماران؛

صوفی: تندروها فکر می‌کنند چون برابر دو جنگ ایستادیم، نباید مذاکره کنیم/ رئیس جمهور برای کنترل تندروها تضمین بگیرد/ رئیس جمهور دنبال خروج کشور از وضعیت نه جنگ، نه صلح است

عضو کابینه دولت اصلاحات به «جماران» گفت: جریان تندرو فکر می‌کند همین که توانستیم در مقابل دو جنگ بایستیم و مقاومت کنیم، مبنایی است برای اینکه تن به مذاکره ندهیم.

کد خبر: ۱۷۳۴۲۴۵
صوفی: تندروها فکر می‌کنند چون برابر دو جنگ ایستادیم، نباید مذاکره کنیم/ رئیس جمهور برای کنترل تندروها تضمین بگیرد/ رئیس جمهور دنبال خروج کشور از وضعیت نه جنگ، نه صلح است

علی صوفی، عضو کابینه دولت اصلاحات در گفت‌وگو با خبرنگار جماران درباره راه خروج از وضعیت نه جنگ، نه صلح گفت:  اخیراً آقای محسن رضایی که به دیدار رهبری رفته بود، یکی از نکاتی که مطرح کرد، این بود که مقام رهبری تأکید کردند که این حالت نه جنگ و نه صلح باید تمام شود. ایشان شش محور را امطرح کرده بودند و مخصوصاً به وضعیت نه جنگ و نه صلح پرداخته بودند که برای من جالب بود که ایشان هم این وضعیت را نامطلوب می‌دانند و تأکید دارند این وضعیت باید تمام شود. در اینجا نکته حائز اهمیت این است که وضعیت نه جنگ نه صلح که با جنگ تمام نمی‌شود؛ حتماً باید با مذاکره تمام شود. مفهومش این است که مذاکره صورت بگیرد و به تفاهم برسند و ابتدا بده‌بستان‌هایی که لازم است،انجام شود، در هر صورت مذاکره هم همین است.

وی افزود: البته امکان دارد اراده دشمن به سمت جنگ باشد؛ ضمن اینکه رهبر انقلاب بر این موضوع هم تأکید کردند که باید آمادگی لازم برای این وضعیت را داشته باشیم. ولی در شرایطی که فضای دوقطبی در کشور ایجاد شده و جریان تندرو همچنان بر طبل جنگ می‌کوبد و مرتب علیه مذاکره شعار می‌دهد، صحبت می‌کند و مذاکره کردن را مترادف با خیانت می‌داند، این موضع رهبری نشان داد که این رویکرد تندروها، رویکرد غلطی است و ما نباید به سمت جنک برویم و فکر کنیم با مقاومت کردن و جنگیدن می‌توانیم به جایی برسیم.

صوفی همچنین تصریح کرد: از طرفی گله‌مندی آقای رئیس‌جمهور درباره وضعیت نه جنگ و نه صلح درست است چراکه او هم به دنبال خروج کشور از وضعیت نه جنگ، نه صلح است. این غلط است که بگوییم حالا که تنگه هرمز دست ماست، بنابراین آن‌ها به ما نیاز دارند و یا اگر کشتی‌ای بخواهد از آنجا عبور کند، ما می‌زنیم و متقابلاً آن‌ها هم می‌زنند. متأسفانه جریانی که بعد از امضای تفاهم‌نامه راه افتاده و هنوز هم مشخص نکرده‌اند آن سه کشتی را چه کسی زده که بهانه‌ای شد ترامپ تفاهم‌نامه را کنار بگذارد. در مجموع همه این موارد گله‌‎مندی‌هایی است که آقای رئیس‌جمهور از این جریانی دارد که به‌صورت خودسر و بدون هماهنگی با دولت و شورای عالی امنیت ملی یک‌سری اقدامات انجام می‌دهند؛ اقداماتی که مثل این می‌ماند که دیوانه‌ای سنگی را در چاهی بیندازد و هزار نفر عاقل هم نتوانند آن را بیرون بیاورند.

عضو کابینه دولت اصلاحات در واکنش به اینکه منظور شما این است قبل از شروع مذاکره ابتدا باید تندروهای داخلی را کنترل کنیم؟ اظهار کرد: قطاً باید تندروهای داخلی کنترل شوند؛ چون همین جریان در برجام هم کار دست ما دادند. کما اینکه بلافاصله بعد از اینکه برجام امضا شد، رهبر شهید تایید کردند و تاکید ایشان مبنی بر اینکه مجلس برجام را تصویب کند و بارها و بارها رهبر شهید از تیم مذاکره‌کننده، دیانتشان، انقلابی بودنشان و حزب‌اللهی بودنشان صحبت کرده بودند و تیم مذاکره‌کننده را تأیید کرده بودند و همه مفاد برجام هم کلمه‌به‌کلمه به هر حال مورد بحث قرار گرفته بود و مجلس هم تصویب کرده بود و رهبری هم قبل از آن تأیید کرده بودند، اما با شلیک یک موشک، آن را متزلزل کردند. بعد همه تلاش خود را کردند که برجام به نتیجه نرسد و موفق هم شدند. بعد از آن هم که جنگ شد، دوباره مذاکره کردیم و جنگ شد. الان هم همین جریان تندرو فکر می‌کند همین که توانستیم در مقابل دو جنگ بایستیم و مقاومت کنیم، مبنایی است برای اینکه تن به مذاکره ندهیم. البته طرف مقابل هم با بدعهدی‌هایی که انجام داده، بهانه به دست تندروها داده است.

صوفی ادامه داد: در هر صورت باید جریان تندرو کنترل شود اما نه به این ترتیب که ابتدا اینها را کنترل کنیم و بعد مذاکره کنیم. مذاکره باید جریان داشته باشد که الان هم جریان دارد. بالاخره رفت‌وآمدهایی که هست، میانجی‌گری‌هایی که توسط قطر صورت می‌گیرد، حاکی از آن است که مذاکره در جریان است. آخرین نامه‌ای هم که ونس نوشته و ایران هم هفت شرط پیشنهاد کرده، نشان می‌دهد مذاکره هنوز در جریان است و تمام نشده و جای امیدواری است که طرفین به ترک مخاصمه‌ای برسند.

وی افزود: از طرف دیگر مذاکره در جریان است؛ اما این جریان تندرو ممکن است، در مرحله‌ای که مذاکره در حال رسیدن به نتیجه است، دوباره کارشکنی کند و کاری مثل همان حمله به آن سه کشتی انجام دهد که در نهایت طرف مقابل را وادار کند که بخواهد مقابله‌به‌مثل کند و به صلح نرسیم. لذا این خطر از طرف جریان تندرو وجود دارد که دوباره در لحظه‌ای که بخواهیم به صلح برسیم، اجازه ندهند مذاکره به نتیجه برسد. خراب کردن صلح کار ساده‌ای است، یعنی به وجود آوردن شرایط جنگی کار ساده‌ای است. موشک و اسلحه در دست این جریان قرار دارد و حاشیه امنی هم دارند. تریبون‌های زیادی هم در اختیارشان است؛ مثل تریبون همین تجمعات شبانه‌ای که مردم دارند، صداوسیما و موارد دیگر. بهر حال امکان دارد تندروها تهدیدی جدی برای صلح باشند.

صوفی تصریح کرد: بنابراین، آقای رئیس‌جمهور باید قبل از اینکه مذاکرات به نتیجه برسد، تضمینی برای کنترل تندروها در داخل بدست بیاورد، چون در جریان حمله به آن 3 کشتی همه اعضای شورای عالی امنیت ملی  گفتند که فرماندهان ما در جریان زدن آن سه کشتی قرار نداشتند. یعنی یک اقدام سرنوشت‌ساز علیه کشور صورت گرفته، اما هیچ‌کس مسئولیت آن را قبول نمی‌کند و کسی هم نمی‌گوید ما بررسی کردیم، آن فردی که خطا انجام داده و آن جریانی که پشت آن بوده را پیدا کردیم. لذا این موضوع را روی زمین و هوا رها کرده‌اند. در چنین شرایطی طبیعی است که آن‌ها احساس می‌کنند امنیت دارند و فردا هم ممکن است این کار را تکرار کنند.

عضو کابینه دولت اصلاحات در واکنش به اینکه در جریان قطعنامه ۵۹۸ که به موجب آن جنگ ایران و عراق به پایان رسید، آیا در آن زمان هم تندروها به این شدت حضور پررنگ داشتند و یا کنترل شدند؟ خاطرنشان کرد: در آن زمان شرایط به‌گونه دیگری بود. واقعیت این است که وقتی امام قطعنامه را پذیرفتند، بسیاری از ارادتمندان امام و بسیاری از کسانی که نسبت به امام تعبد داشتند، ناراحت شدند که چرا باغ شهادت بسته شد یا چرا امام می‌گویند که من جام زهر نوشیدم. ضمن اینکه حرف‌وحدیث‌هایی وجود داشت برای مثال عده‌ای می‌گفتند برای امام فضاسازی کردند که ایشان چنین تصمیمی را گرفتند؛ اما نمی‌توان گفت یک جریان تندرو وجود داشت. 

وی در پایان یادآور شد: فضا احساسی بود عده‌ای به شعارهایی مانند «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم» پایبند بودند و چنین شعارهایی را پذیرفته بودند. البته این روحیه را خود امام هم داشتند؛ یعنی امام این روحیه را داشتند که باید مقاومت کرد، باید جنگید و نباید تسلیم شد. اما در عین حال، امام کاریزمایی داشتند که هیچ جریانی نمی‌توانست در مقابل آن مقاومت کند. لذا در اوج شعارهای «جنگ، جنگ تا پیروزی» و «جنگ، جنگ تا رفع فتنه از عالم»، امام قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفتند و همه هم با پیامی که امام دادند و گفتند من جام زهر نوشیدم، گریه کردند؛ امام با مردم و جامعه ارتباطی وسیع و تنگاتنگ داشتند و احساس مردم را کاملاً درک می‌کردند. وقتی این قطعنامه را پذیرفتند، نامه‌ای نوشتند و  همه کسانی که تا حدودی از این تصمیم ناراضی بودند، با آن فضای عاطفی‌ای که به وجود آمد، دیگر مسئله برایشان حل شد.

انتهای پیام

دیدگاه شما