گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

مرتضی جوادی آملی: رئیس جمهور در سازمان ملل به‌درستی توانست اسلام و ایران را نمایندگی کند/ ما اثبات کردیم ایران ظلم‌پذیر نیست/ مذاکره یکی از اصول انسانی و اجتماعی و سیاسی است

حجت‌الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی، به خبرنگار جماران گفت: ایران دارد خودش را قدرتمندتر و قوی‌تر می‌کند تا بتواند از حدود و مرزها و همچنین از ملت و مکتب خودش دفاع کند، این بسیار ارزشمند و شریف است. تاکنون چنین صلابتی را و چنین حمیتی را در طول تاریخ در این حد شاهد نبودیم و این مسیری که به‌عنوان استقلال نظامی در کشور ما توسط رهبر شهید رضوان‌الله تعالی علیه اتفاق افتاد، بسیار توانست ایران عزیز را مقتدر کند و در مقام دفاع از کشور، مکتب، فرهنگ و تمدن و مرزهای جغرافیایی خودش به‌حق مدافع باشد و اجازه هر نوع تعدی و تجاوزی از هر جایی که باشد را به احدی ندهد.

پایگاه خبری جماران: رئیس بنیاد بین المللی علوم وحیانی اسراء با اشاره به اینکه رئیس جمهور در هشتاد و یکمین مجمع عمومی سازمان ملل به‌درستی توانست اندیشه و مکتب فروغ‌بخش اسلام و کشور متمدن ایران را نمایندگی کند، گفت: ما در جهان این معنا را اثبات کردیم که ایران ظلم‌پذیر نیست، تجاوز را به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیرد و اجازه تعدی و تجاوز را به هیچ کشوری، حتی اگر ابرقدرت آمریکا و یا اسرائیل باشد، نمی‌دهد؛ بلکه باصلابت هم میدان خودش را تأمین می‌کند و هم ملت تمام خیابان‌ها را در جهت دفاع از این مرزوبوم، مکتب و فرهنگ خواهند داشت. این یک مقطع بسیار اساسی بود که جناب آقای پزشکیان در سخنرانی حماسی خودش در سازمان ملل نشان داد.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین مرتضی جوادی آملی را در ادامه می‌خوانید:

 

تحلیل حضرت‌عالی از سخنان رئیس‌جمهور در سازمان ملل و دیپلماسی عمومی دکتر پزشکیان و تأثیری آن در جهان چیست؟

به‌عنوان یک شخصی که به‌هرحال در فضای مباحث اجتماعی و سیاسی کشور فی‌الجمله یک آشنایی مختصری دارد، آنچه که در این همایش جهانی سازمان ملل اتفاق می‌افتد و سخنرانی جناب آقای دکتر پزشکیان به‌عنوان نماینده جمهوری اسلامی در آن جلسه نشان داده شد، به‌درستی توانست اندیشه و مکتب فروغ‌بخش اسلام و کشور متمدن ایران را نمایندگی کند و هم اسلام و هم ایران را به جهانیان به‌درستی معرفی کند. این هنرنمایی جناب آقای پزشکیان بسیار ارزشمند است که به‌رغم همه مباحثی که در جهان کنونی و ایران عزیز می‌گذرد، بتوانند یک دفاع شایسته و جانانه مبتنی بر مبانی دینی و قدرت تمدنی و فرهنگی ایران داشته باشند.

به‌هرحال امروز جهان به‌رغم این که دارد بیدار می‌شود نسبت به این که چه اتفاقی در جهان افتاده و چگونه استکبار سلطه خودش را بر کل جهان پهن کرده و چتر استکبار واقعاً در حقیقت گسترده شده و ایران دارد این نظام جهانیِ ساخته‌شده بر اساس استکبار را بر هم می‌زند، این یک اتفاق بسیار مبارکی بود که همه جهانیان شاهد این معنا بودند. گرچه فطرت همه ملت‌ها و دولت‌ها بر این امر گواهی می‌دهد که نه ظلم‌کردن شایسته است و نه ظلم‌پذیری شایسته است؛ و ایران نه به سمت پذیرش ظلم و نه سمت تجاوز و تعدی به کشورهای دیگر است، اما درعین‌حال استقامت خودش را در پایداری از کشور و مبانی اصیل انسانی و الهی دارد تأمین می‌کند. بسیار قابل‌توجه بوده، در حقیقت یک‌سخن بیدارکننده‌ای نسبت به وقایع جهانی است که امروزه توسط استکبار جهانی و قدرت‌های منطقه‌ای، خصوصاً قدرت کشور شیطانی اسرائیل در حقیقت برای جهانیان بازگو شده است.

چیزی که در این سخنرانی اتفاق افتاد مرز بین یک دفاع و یک تجاوز است. این که ایران دارد خودش را قدرتمندتر و قوی‌تر می‌کند تا بتواند از حدود و مرزها و همچنین از ملت و مکتب خودش دفاع کند، این بسیار ارزشمند و شریف است. تاکنون چنین صلابتی را و چنین حمیتی را در طول تاریخ در این حد شاهد نبودیم و این مسیری که به‌عنوان استقلال نظامی در کشور ما توسط رهبر شهید رضوان‌الله تعالی علیه اتفاق افتاد، بسیار توانست ایران عزیز را مقتدر کند و در مقام دفاع از کشور، مکتب، فرهنگ و تمدن و مرزهای جغرافیایی خودش به‌حق مدافع باشد و اجازه هر نوع تعدی و تجاوزی از هر جایی که باشد را به احدی ندهد.

این یک بحث است که ما در جهان این معنا را اثبات کردیم که ایران ظلم‌پذیر نیست، تجاوز را به‌هیچ‌وجه نمی‌پذیرد و اجازه تعدی و تجاوز را به هیچ کشوری، حتی اگر ابرقدرت آمریکا و یا اسرائیل باشد، نمی‌دهد؛ بلکه باصلابت هم میدان خودش را تأمین می‌کند و هم ملت تمام خیابان‌ها را در جهت دفاع از این مرزوبوم، مکتب و فرهنگ خواهند داشت. این یک مقطع بسیار اساسی بود که جناب آقای پزشکیان در سخنرانی حماسی خودش در سازمان ملل نشان داد.

از آن طرف هم نشان داد که جنایت‌کاران استکباری که واقعاً در کسوت تروریسم ظاهر شده‌اند و با نگرش‌های تروریستی، رهبر کشور، شخصیت‌های علمی و دانشگاهی و سرداران را به این صورت به شهادت رسانده‌اند، این هم در حقیقت قابل‌قبول برای ما و جهانیان نیست و نشان‌دادن عکس رهبر شهید از یک سو و فرزندان مظلومی که در غزه و در لبنان و امثال‌ذلک به شهادت رسیدند ازسوی‌دیگر، نشان از این است که این کشور به‌رغم این که از خودش دفاع می‌کند، اجازه هم نمی‌دهد که این تجاوزها برای این کشور باشد و لذا در مقام این که بتواند موقعیت اصلی خودش را که صلح‌خواهی است، صلح‌طلبی است در جهان نشان بدهد، فرمود همواره ما به مذاکره معتقد بودیم و هستیم.

مذاکره یکی از اصول انسانی و اجتماعی و سیاسی و این در قانون تفکر ما وجود دارد؛ اما مذاکره‌ای که برابر و با احترام باشد، مذاکره‌ای که از قبل مسائلش تعیین شده نباشد، مذاکره‌ای که بتواند صلح پایدار ایجاد کند و مذاکره‌ای که جنگ را بتواند از همه مناطق دور کند. ما در مسیر این مذاکره اهداف بسیار بزرگی را در نظر داریم؛ ما رفع جنگ از کل منطقه، بلکه جهان را خواستاریم. این پایه مذاکره‌ای که ایران اسلامی به دنبالش هست یک مذاکره محدود به چند سال و یا کشور ما و امثال‌ذلک نیست، بلکه این رفع استکبار است، رفعِ ظلم‌کردن و تجاوز است. همه کشورهایی که با آمریکا وارد مذاکره شدند، همه مذاکرات مختل شده؛ به جهت این که این مذاکره‌ها بر اساس تجاوز و ظلم و خدعه و نیرنگ بوده و این مذاکره‌ای هم که جناب آقای پزشکیان مطرح کرده‌اند، مذاکره‌ای است بر مبنای برابری و مساوات و این که احدی بر دیگری ترجیح ندارد؛ جز بر اساس معیارهای عدالت‌خواهانه‌ای که مطرح هست.

به‌هرحال ضمن این که تجاوز و تعدی استکبار را نسبت به لبنان عزیز، نسبت به فلسطین عزیز و سایر جاهایی که این شیاطین، خصوصاً اسرائیل نانجیب دارد یک چنین تعدی‌هایی می‌کند، این دفاع از مظلوم، دفاع از جامعه‌ای که اصالتشان مال هزارها سال قبل است، مثل خود فلسطین، لبنان و امثال‌ذلک، و این کشور برساخته از استکبار به نام رژیم اشغالگر قدس و غاصب به نام اسرائیل که یک‌چند سالی حضور پیدا کرده و این‌طور جامعه اسلامی را در منطقه از هم پاشانده، مختل کرده و تفرقه و نفاق ایجاد کرده را نشان داد و باید با این جریان‌ها مقابله کرد و اینها سخنان فطرتی است که از همه افرادی که فطرت سالم دارند، عدالت‌خواه‌اند، حق‌جو هستند و به دنبال این هستند که یک صلح پایدار و ماندگار داشته باشند؛ می‌تواند برای کشور ما و برای جامعه اسلامی و انسانی بسیار مفید و سازنده باشد.

ما به جناب آقای پزشکیان سلام و درود می‌فرستیم و این سخنان را در حقیقت عنایت الهی برای دفاع از مرزهای مختلف اسلام، مکتب اسلام، ایران و تمدن و فرهنگ اسلام می‌دانیم و همه کسانی که در مسیر ارائه حق و حقانیت ایران تلاش می‌کنند را زحماتشان را مشکور و مأجور می‌داند.

 

جامعه این روزها از بعضی از بداخلاقی‌ها رنج می‌برد. بعضی از این بداخلاقی ها از طرف برخی افراد معمم صورت می گیرد آیا این رفتارها به حوزه‌ علمیه ای که بعد از انقلاب اسلامی این‌همه رشد کرده لطمه نمی‌زند؟ 

حوزه علمیه به تعبیر آیت‌الله جوادی آملی محکمات و متشابهاتی دارد و محکمات حوزه، شخصیت‌های ممتازی هستند که تحول اساسی را در حوزه معرفت، محبت، صلح و دوستی، مهر و مهربانی و امثال این‌ها ایجاد کردند. شخصیت‌های ممتاز و ترازی که یکی از آنها همانند حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی که یک قرن یک زندگی کاملاً الهی و انسانی در نهایت ادب و اخلاق داشتند، محکمات حوزه هستند. آ‌نهایی که این‌گونه زیستند و شاگردانی که صحیفه‌ها و صحنه‌هایی از علم و معرفت برای جامعه ما گذاشتند، اینها روحانیت اصیل حوزه‌ها هستند و در حقیقت نسلی که به‌عنوان شاگردان ایشان و رهپویان مسیر این‌گونه از مراجع و شخصیت‌های ممتاز هستند، اینها حوزه هستند و الا کسانی که یک لباسی را به یدک کشیده‌اند، اینها اصلاً جزء حوزه نیستند و ملت هم کاملاً بین این دو جریان فرق می‌گذارند و آنها را جزء متشابهات می‌دانند که شبیه به حق ظاهر می‌شوند؛ ولی باطل محض هستند.

اما آنچه که ما امروز باید تلاش کنیم این است که ذهن جامعه‌مان را به روحانیت اصیل، روحانیتی که در طول این سال‌ها از زمان خصوصاً امام رضوان‌الله تعالی علیه، از آغاز این نهضت کار کردند و تلاش و کوشش کردند و شهدایی که در این راه تقدیم کردند (چه شهدای روحانی در حوزه جنگ، چه شهدایی که پشت‌صحنه در مسائل اجتماعی-سیاسی تلاش و مجاهدت‌های علمی داشتند و عده‌ای از آنها هم به شهادت رسیدند)، اینها شهدای اصلی روحانیت هستند. جامعه ما روحانیت را از این منظر می‌شناسد و الا آن دسته از افرادی که در کسوت روحانی ظاهر شدند، همواره هم برای خودشان و هم برای افرادی که معاذالله احیاناً مسیر انحرافی را طی می‌کنند، فقط می‌توانند مؤثر باشند و این جریان همواره بوده؛ از خود پیغمبر اسلام صلوات‌الله‌علیه و علی بن ابی‌طالب تا زمان خود سالار شهیدان افرادی که با امام حسین علیه‌السلام جنگیدند، سرورشان افرادی بودند که متأسفانه در کسوت همین لباس حضور پیدا کردند. عمر سعد از این دسته بود، شمر از این دسته بوده است.

بنابراین خواص که امتیاز می‌دهند، ولی باید برای عموم جامعه ما تبیین شود؛ روحانیتی که بر اساس محکمات دین و فرهنگ قرآن و عترت حرکت می‌کند، همان کسانی هستند مثل امام خمینی رضوان‌الله تعالی علیه یا مثل امامِ شهید، یا مثل مراجعی همانند حضرت آیت‌الله‌العظمی بروجردی، آیت‌الله اراکی، آیت‌الله خوانساری و سایر این بزرگانی که ستارگان درخشانی بودند که در آسمان علم و معرفت درخشیدند و نور دادند، معنویت و روحانیت را برای جامعه به ارمغان آوردند.

اینها یک عده افرادی هستند که به لباس روحانیت را سرقت بردند و کلمات آنها زهرآگین است، سمّ مهلک است و اینها زودتر از دیگران حتماً ساقط خواهند شد؛ یا به دست خودشان، خودشان را ساقط می‌کنند یا به دست دیگران، اینها به‌زودی به فلاکت خواهند افتاد. اما چهره‌های ماندگاری که برای مکتب و جامعه ما می‌توانند همواره مشعل فروزانی باشند که راه جامعه را باز می‌کنند، اینها ماندگارند و جامعه اسلامی ما ان‌شاءالله بیش‌ازپیش تمایز بین محکماتِ روحانیت و متشابهاتِ روحانیت را خواهد گذاشت و این دسته از افراد خودبه‌خود حذف خواهند شد؛ زیرا جامعه ما مثل یک دریایی است که مرده‌ها را بیرون می‌ریزد، زنده‌‎ها غواصی کننده، برای او گوهرهای ارزشمندی را ایجاد می‌کنند. جامعه ما یک دریاست و این دسته از افرادی که متشابهات هستند، همانند مردگانی هستند که بعد از مدتی دریا آنها را به ساحل خواهد انداخت، اما غواصان و غوطه‌ورانِ در دریاهای معرفت و ارادت و محبت، برای جامعه ما صلح و دوستی و مهر و محبت را به ارمغان خواهند آورد؛ ان‌شاءالله.

 

 در دهه اخیر یکی از کسانی که همواره پابه‌پای مردم انصافاً بوده، در مشکلات همیشه حامی مردم بوده و حتی روحیه مطالبه گری داشته، حضرت والد شما آیت‌الله‌العظمی جوادی آملی بوده حتی برخی مواقع به ایشان به خاطر انتقاداتی که مطرح می کردند جسارت هم شد اما همه ما دیدیم که ایشان برای رهبر شهید آن نماز احساسی را خواندند

آن چیزی که برای حضرت آیت‌الله جوادی آملی اصل بوده و هست، عبارت است از نظام امت و امامت؛ ایشان برای این جریان که به‌عنوان نظام امت و امامت است و در عصر غیبت باید این نظام استوار باشد تا احکام الهی، حکم الهی و دین خدا در جامعه سریان و جریان داشته باشد، بر اساس این، با همه وجود حاضر بودند و هستند که برای این کار واقعاً جان فدایی کنند. آنچه که در این نماز ما شاهد بودیم، گرچه شهادت رهبر شهیدمان بسیار دخیل بود، مظلومیت ایشان و نوع شهادت ایشان و خاندان ایشان و امثال‌ذلک، و تلاش و کوشش یک‌عمر حدود چهل‌ساله در مسیر احیای دین و فرهنگ الهی و حاکمیت اسلامی، این برای آیت‌الله اصل بوده است.

در عین حالی که نقدها و اشکالاتی در زمینه‌های مختلف بود و حضرت استاد خصوصاً در مسیر نمازجمعه‌ای که سال‌ها داشتند این‌ها را تاحدی‌که قابل‌بیان بود بیان می‌کردند و در بخش‌های قضایی، اجرایی، تقنینی و سایر مباحث، انتقادهای حکیمانه و عالمانه‌ای داشتند، ولیکن هیچ‌گاه این امور باعث نمی‌شود که آن اصل و اساس متزلزل شود. به‌هرحال این نقص‌ها علل و عوامل فراوانی دارد و امور گوناگونی باعث می‌شود که زمینه‌های این اشکالات در کشور و نظام پیش بیاید. اما ما نباید اصل این نظام که نظام امامت و امت است را زیر سؤال ببریم.

حضرت استاد واقعاً با این نگاه نمازی را برای حضرت آیت‌الله‌العظمی خامنه‌ای رضوان‌الله تعالی علیه خواندند. این امام هم به‌هرحال به شهادت رسیدند، هم تلاش‌ها و کوشش‌های تمام عمرشان، خصوصاً در این بخش پایانی و احیایی که در این بخشِ نظام اسلامی را داشتند و بحث استقلال نظامی جامعه ما در مقابل این ابرقدرت‌ها، همه از امتیازاتی است که به‌هیچ‌وجه نمی‌شود آنها را نادیده گرفت، به‌رغم همه اشکالات و انتقاداتی که حضرت استاد داشتند. به‌هرحال ما نباید فراموش کنیم اصل و اساس بنیادین، بحث نظام امت و امامت است که اگر این مختل شود، هر نظامی که بخواهد بیاید ولو نظام عادلانه باشد، طاغوتی است. بر اساس اندیشه‌ای که علمای ما در طول قرن‌های گذشته و اکنون دارند، حکمی که به منشأی غیر از خدای عالم برگردد، آن حکم طاغوتی است، ولو به‌ظاهر عادلانه باشد.

این اعتقاد شخصیت‌های ترازِ مراجع ما، خصوصاً خود آیت‌الله جوادی آملی است؛ بنابراین مختل‌کردن این تفکر و این اصل بنیادین باعث می‌شود که سایر اصول در حقیقت بپاشد و از بین برود. وقتی این اصل حاکمیت از بین رفت، دیگر حکم می‌شود حکم طاغوتی و به‌هیچ‌وجه قابل ارزش نیست، ولو از عده‌ای مسلمان برآید که عادلانه هم بخواهند حکم کنند. این اعتقادی است که باید نظام امت و امامت در جامعه اسلامی حاکم باشد و حضرت آیت‌الله جوادی این نگاه را به حکومت دارند و اشکالات و نقدهای جدی هم بر این مسأله هست، اما این باعث نمی‌‌شود که آن تفکر اصلی و بنیادی خدانکرده سست شود که اگر آن سست شود، حضرت آقا معتقدند که آنچه که می‌رود مثل دوران سامانیان و ساسانیان و افشاریه و قاجاریه و پهلوی نیست؛ این اگر برود دیگر در حقیقت چیزی جز طاغوت به‌جای او نخواهد نشست.

لذا خیلی‌ها متوجه نیستند که حضرت آیت‌الله جوادی آملی چه چیزی را نگاه می‌کند؛ «ارْمِ بِبَصَرِکَ أَقْصَى الْقَوْمِ». ببینید پایان این حرکت‌ها، اگر خدای‌ناکرده این نظام امت و امامت مختل و اساس اصولش در حقیقت متزلزل شود، یعنی این که خدای‌ناکرده غیرِ حق و غیرِ حاکمیت الهی بخواهد بر جامعه حکومت کند و هرگز یک فقیهی، نام‌آوری، حکیم الهی و فقیه صمدانی نمی‌تواند باور کند که چنین قضیه‌ای بخواهد رخ دهد.

 

در یک جایی هم حضرت استاد فرمودند رفیق هفتادساله‌‎ای را از دست دادند؛ ظاهراً خیلی روابط گرمی هم با هم داشتند.

بله؛ ظاهراً در درس مرحوم علامه طباطبایی رضوان‌الله تعالی علیه با هم آشنا شدند و به‌هرحال این سوابق یکی از جهات ارزشمندی بود که دراین‌رابطه نقش داشت. ولی همان‌طور که عرض کردم هیچ‌کدام از اینها نمی‌تواند مسیر یک حکیم الهی مثل آیت‌الله جوادی آملی را تغییر دهد. چیزی که ایشان بر اساس آن، این نماز و این مسیر فکری را دارند دنبال می‌کنند، همانا اصل اصیل نظام امت و امامت است و ایشان تلاششان این است که این اصل خدای‌ناکرده مخدوش نشود.

 

اگر نکته‌ای باقی‌مانده را به‌عنوان حسن‌ختام بشنویم.

جا دارد که در این موقعیت بار دیگر از حضرت آیت‌الله‌العظمی شبیری زنجانی یاد کنم که ایشان هم به‌عنوان یک ستونی برای مکتب اسلام و جامعه اسلامی بودند و همواره در کنار ایشان انسان احساس امنیت و آرامش می‌کرد. یک خلأ جدی متوجه حوزه علمیه قم شده؛ برای این که خود ایشان یک استوانه‌ای بودند؛ یک ستونی بودند که از تزلزلی که احیاناً گاهی اوقات ممکن بود متوجه حوزه باشد، جلوگیری می‌کردند. آرامش، متانت، موضع‌گیری و همان اظهارنظرهای مختصر ایشان و نشست‌هایی که در مواقع خاص داشتند، همه این‌ها برای حوزویان درس بود و ما باید قدردان باشیم.

به قول آیت‌الله جوادی آملی ما دو تا کار را می‌خواهیم؛ یکی حلم و دیگری تحمل و آیت‌الله زنجانی هم حلم داشت و هم تحمل داشت. بالأخره حضرت استاد می‌فرمایند که در دنیا باید تحمل کرد؛ کسی که در دنیا زندگی می‌کند اگر تحمل نکند و این بار را حمل نکند، نمی‌تواند شخصیت مؤثر و اثرگذاری باشد و حضرت آیت‌الله زنجانی برخی از ناملایمات را تحمل کرد و با سکوت، متانت و آرامش خودش به حوزه باعث شد که آن آرامش حوزه حفظ شود و احیاناً اقداماتی که دیگران دراین‌رابطه انجام دادند را با سکوت، آرامش و متانتشان، از حریم حوزه دور کردند.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.