علی نصری، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: دو هدف می‌توان برای پیشنهادات جدید ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد متصور شد: هدف اصلی که همان بازگشایی مسیر دیپلماتیک به منظور پایان بخشیدن به شرایط جنگی و محاصره و تحریم‌هاست و یک هدف جانبی که انداختن توپ در زمین آمریکاست. بدین معنی که اگر آمریکا پیشنهاد ایران (که بر اساس توافق‌نامه اسلام‌آباد تنظیم شده) را رد کند و در نتیجه درگیری‌ها در منطقه از سر گرفته شود و قیمت انرژی در جهان افزایش یابد، بار دیگر در افکار عمومی جهانی اثبات خواهد شد که دولت آمریکا اصلی‌ترین مخل امنیت و ثبات در منطقه و جهان است و اگر بنا بر شماتت باشد، انگشت اتهام به‌سوی آن اشاره خواهد داشت.

به گزارش جماران، یک تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل گفت: تنگه هرمز، اهرمی ابدی در اختیار ما نیست و کارآمدی راهبردی آن به‌تدریج رو به کاهش است. کمااینکه قدرت اهرم تنگه هرمز پیش از آغاز محاصره آمریکا از امروز بیشتر بود. بنابراین ضروری است در اوج برخورداری از این اهرم، بیشترین بهره‌برداری دیپلماتیک را از آن ببریم.

ایرنا نوشت: رایزنی‌های فشرده و ۱۰ روزه هیئت دیپلماتیک جمهوری اسلامی ایران در حاشیه هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک، با ارائه طرحی ابتکاری شامل چارچوب توافق موقت ۷ روزه و گشودن مسیر مذاکرات هسته‌ای پس از بازگشایی تنگه هرمز همراه شد.

علی نصری، کارشناس مسائل بین‌الملل در گفت‌وگو با ایرنا، اهداف پشت‌پرده این ابتکار را واکاوی کرده و معتقد است این پیشنهاد، دو لایه اساسی داشت: از یک‌سو بازگشایی مجدد مسیر دیپلماسی برای خروج از شرایط جنگی و رفع تحریم‌ها و محاصره، و از سوی دیگر انداختن توپ در زمین واشنگتن تا در صورت رد توافق و از سرگیری تنش‌ها، افکار عمومی جهان دولت آمریکا را مسبب اصلی اخلال در امنیت انرژی و اقتصاد جهانی بشناسد.

این تحلیل‌گر مسائل خارجی با تشریح چرایی اصرار دولت آمریکا بر گنجاندن پرونده هسته‌ای در مذاکرات، تأکید کرد که ترامپ به خوبی می‌داند بازگشایی تنگه هرمز به‌خودی‌خود کالایی نیست که بتوان آن را به عنوان پیروزی به رای‌دهندگان فروخت؛ چرا که مسبب اصلی انسداد این آبراهه و جهش قیمت انرژی، تجاوز مستقیم خود واشنگتن بوده است.

نصری همچنین ادعای مقامات آمریکایی مبنی بر خارج شدن کنترل تنگه هرمز از دست ایران را رد کرد و یادآور شد که شاخص اصلی انسداد، قیمت بنزین در خاک آمریکاست و ترامپ صرفاً برای آرام کردن بازارها این ادعاها را مطرح می‌کند؛ هرچند وی هشدار می‌دهد کارآمدی اهرم تنگه هرمز نیز ابدی نیست و باید در «زمان طلایی» برای دستاوردهای دیپلماتیک نقد شود.

متن کامل گفت‌وگو با علی نصری، تحلیل‌گر مسائل بین‌الملل در ادامه مطالعه می‌کنید.

 

هدف پیشنهاد ۷ روزه، خروج از جنگ و انداختن توپ در زمین آمریکا بود

هیئت دیپلماتیک ایران نزدیک به ۱۰ روز در حاشیه نشست مجمع عمومی سازمان ملل متحد در نیویورک حضور داشت و پیشنهاد جدیدی را از سوی ایران برای یک چارچوب توافق موقت ۷ روزه و آغاز مذاکرات هسته‌ای پس از بازگشایی تنگه هرمز برای آمریکایی‌ها برد. فکر می‌کنید تهران چرا در این موقعیت پیشنهاد جدیدی را ارائه داد و چرا این چارچوب پیشنهادی مورد پذیرش قطعی آمریکا قرار نگرفت؟

دو هدف می‌توان برای پیشنهادات جدید ایران در حاشیه مجمع عمومی سازمان ملل متحد متصور شد: هدف اصلی که همان بازگشایی مسیر دیپلماتیک به منظور پایان بخشیدن به شرایط جنگی و محاصره و تحریم‌هاست و یک هدف جانبی که انداختن توپ در زمین آمریکاست.

بدین معنی که اگر آمریکا پیشنهاد ایران (که بر اساس توافق‌نامه اسلام‌آباد تنظیم شده) را رد کند و در نتیجه درگیری‌ها در منطقه از سر گرفته شود و قیمت انرژی در جهان افزایش یابد، بار دیگر در افکار عمومی جهانی اثبات خواهد شد که دولت آمریکا اصلی‌ترین مخل امنیت و ثبات در منطقه و جهان است و اگر بنا بر شماتت باشد، انگشت اتهام به‌سوی آن اشاره خواهد داشت.

پایان بخشیدن به بحرانی که خود ترامپ ساخته، برای او دستاورد انتخاباتی نیست

رسانه‌های آمریکایی تاکید کرده‌اند که واشنگتن روی اضافه شدن پرونده هسته‌ای اصرار دارد و معتقد است که تنگه هرمز تحت کنترل ایران نیست. دلیل اصرار آمریکا به اضافه شدن پرونده هسته‌ای در این مرحله چیست؟

ترامپ و رسانه‌های حامی دولت آمریکا کاملاً واقف‌اند که بازگشایی تنگه هرمز با هیچ معیاری نمی‌تواند دستاوردی واقعی برای او محسوب شود. او ابتدا تلاش کرد بازگشایی تنگه هرمز را به‌عنوان یک موفقیت بزرگ در فصل انتخابات به افکار عمومی بفروشد، اما خیلی زود متوجه شد که این کالای مصنوعی خریداری ندارد.

تنگه هرمز پیش از تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران باز بود و کشتی‌ها با امنیت کامل در آن تردد می‌کردند؛ این جنگ متجاوزانه آمریکا بود که باعث بسته شدن این آبراهه مهم و روبه‌رو شدن قیمت انرژی جهان با چنین وضعیتی شد. طبیعتاً او نمی‌تواند پایان‌بخشیدن به بحرانی که خود مسبب آن بوده و ضرر زیادی به اقتصاد جهان و مردم آمریکا وارد کرده را به‌عنوان یک دستاورد به آن‌ها عرضه کند. به همین دلیل به دنبال دستاورد دیگری است تا توجیهی برای این جنگ متجاوزانه بیابد و امتیاز گرفتن از ایران در پرونده هسته‌ای را از همین زاویه می‌بیند.

تحلیل‌های مربوط به "تله تشدید" رابرت پیپ باید جدی گرفته شود

از پیش از سفر هیئت ایرانی به نیویورک، در شرایطی که رئیس‌جمهور آمریکا مدعی بود بلافاصله بعد از انتخابات آبان‌ماه با ایران به توافق می‌رسد، گمانه‌زنی‌هایی در مورد از سرگیری جنگ سخت (Kinetic Action) وجود داشت. در حین مذاکرات غیرمستقیم نیویورک هم برخی رسانه‌ها، از جمله وال‌استریت ژورنال، ادعا کردند که دونالد ترامپ به مشاورانش اطلاع داده است که بعد از انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره بمباران ایران را از سر می‌گیرد. با توجه به فقدان دورنمایی برای موفقیت مذاکرات، به نظر شما آیا باید منتظر از سرگیری درگیری‌های نظامی باشیم؟

ترامپ بارها گفته که پس از انتخابات میان‌دوره‌ای، جنگ ایران «پایان» می‌یابد؛ اما مشخصاً نگفته که این اتفاق با «توافق» و از راه مذاکره رخ می‌دهد. بلکه در مصاحبه‌های متعدد و نیز در نطق مجمع عمومی‌اش به‌وضوح اعلام کرده که میان دو گزینه «نابودی» ایران و «عظمت» بخشیدن به آن باید یکی را برگزیند.

برخی تحلیل‌ها، از جمله پژوهش‌ها و مدل‌سازی‌های مفصل رابرت پیپ (Robert Pape)، بر پایه مفهوم «تله تشدید»، پیش‌بینی می‌کنند که شرایط به‌گونه‌ای است که ترامپ برای شکستن این بن‌بست سیاسی و نظامی، گزینه از سر گرفتن مجدد جنگ را انتخاب خواهد کرد؛ این‌بار با حملاتی به‌مراتب سنگین‌تر، هدف قرار دادن زیرساخت‌های حیاتی و در نهایت به‌ناچار پیاده‌کردن نیروی زمینی.

البته به گفته رابرت پیپ، چنین اقداماتی خطای بزرگ راهبردی خواهد بود و موجب انسجام ملی، تقویت حس انتقام‌جویی و واکنش شدید نظامی ایران می‌شود. این تحلیل‌ها باید جدی گرفته شوند اما به معنای پیش‌بینی قطعی نیستند و راهکارهای سیاسی به طور مطلق مسدود نیستند.

 

علی نصری

 

تنگه هرمز اهرمی ابدی نیست؛ باید در زمان طلایی از آن بهره دیپلماتیک برد

در شرایطی که برآوردهای مستقل این است که تردد از تنگه هرمز به نزدیک ۱۰ درصد از میزان پیش از جنگ سقوط کرده است، با این حال مقام‌ها و رسانه‌های آمریکایی با استناد به برخی آمار مرتبط با جابجایی و انتقال نفت از خلیج فارس به دریای عمان، ادعا می‌کنند که کنترل تنگه هرمز از دست ایران خارج شده است. به اعتقاد شما در شرایط فعلی و با اطلاعاتی که از عبور و مرور در تنگه هرمز وجود دارد، می‌توان چنین ادعایی را پذیرفت؟

میزان مسدود بودن تنگه هرمز را می‌توان از وضعیت بازار جهانی نفت و انرژی تشخیص داد. حتی اگر فرض کنیم کنترل فیزیکی تنگه در دست آمریکا باشد، همچنان احساس امنیت روانی کافی در میان نفتکش‌ها و کشتی‌های تجاری برای عبور عادی و بی‌دغدغه از این مسیر وجود ندارد و فشار اقتصادی ناشی از آن همچنان در پمپ‌بنزین‌های آمریکا و دیگر کشورها حس می‌شود. از این‌رو ادعاهای مقامات آمریکایی بی‌اساس است و عمدتاً با هدف بازگرداندن آرامش به بازارها و رأی‌دهندگان آمریکایی در آستانه انتخابات مطرح می‌شود.

البته باید پذیرفت که تنگه هرمز اهرمی ابدی در اختیار ما نیست و کارآمدی راهبردی آن به‌تدریج رو به کاهش است. کمااینکه قدرت اهرم تنگه هرمز پیش از آغاز محاصره آمریکا از امروز بیشتر بود. بنابراین ضروری است در اوج برخورداری از این اهرم، بیشترین بهره‌برداری دیپلماتیک را از آن ببریم. در دیپلماسی تشخیص زمان طلایی برای به‌کارگیری هر اهرمی، یک امر حیاتی است.

دیپلماسی هنر شکار موقعیت‌هاست؛ قوه تخیل تاریخ از ما بیشتر است

به اعتقاد شما آیا دورنمای روشنی از یک توافق دیپلماتیک برای پایان جنگ یا بازگشت طرفین به توافق قبلی (تفاهم‌نامه اسلام‌آباد) وجود دارد یا اینکه وضعیت در شرایط محاصره فعلی باقی می‌ماند یا با بازگشت به جنگ سخت ادامه پیدا می‌کند؟

به قول فوکویاما، قوه تخیل تاریخ از ما بیشتر است. مسیری که پیش روی ماست، جاده‌ای هموار و بی‌فراز و نشیب نیست. اگر چنین بود، تفاوت میان پیش‌بینی توافق یا جنگ صرفاً به میزان خوش‌بینی یا بدبینی ما بستگی داشت.

اما واقعیت آن است که در طول راه، رخدادهایی پیش می‌آید که اگر هوشیار باشیم، می‌توانیم از آنها به‌عنوان فرصت برای پیشبرد اهداف خود بهره بگیریم. دیپلماسی هنر شکار موقعیت‌هاست و این امر مستلزم آن است که تحلیلگران، اندیشکده‌ها و استراتژیست‌های ما پیوسته شرایط پیرامون، تحولات داخلی آمریکا و فرصت‌های قابل بهره‌برداری در منطقه و جهان را رصد کنند. معتقدم با چنین رویکردی، دستیابی به توافق و جلوگیری از جنگ امکان‌پذیر است.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.