گفتگوی اختصاصی پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

در گفت‌وگو با جماران؛

هادیان، مدیر انتشارات علمی فرهنگی: در جنگ 12 روزه 25 میلیارد تومان به انتشارات علمی فرهنگی آسیب وارد شد/ انتشارات علمی فرهنگی به دولت وابسته است اما بودجه نمی‌گیرد

مدیر انتشارات علمی فرهنگی به جماران گفت: از اول بهمن‌ماه 1403 تا جنگ ۱۲ روزه، چند ماهی فاصله بود که در آن چند ماه ما تلاش کردیم امور عقب‌افتاده اداری، مالی و شرکت‌داری را به‌روز کنیم و تازه قدم‌های اول را برداشته بودیم که در جنگ ۱۲ روزه، در اثر اصابت یکی از پهپادهایی که دشمن به نزدیکی ما زد، حدود ۲۵ میلیارد خسارت، بر بدهی‌های ما اضافه شد. همه شیشه‌ها، قفل‌ها، تأسیسات و آسانسور شرکت از بین رفت و کسی هم به داد ما نرسید.

پایگاه خبری جماران: وضعیت معیشت نویسندگان و متجرمان بعد از جنگ، معضلات حوزه انتشارات و سیاستگذاری دولت در حوزه فرهنگ از جمله محورهایی است که در گفتگوی جمال هادیان، مدیر عامل انتشارات علمی فرهنگی با خبرنگار جماران مورد بررسی قرار گرفت.

هادیان در این گفتگو تاکید می‌کند که انتشارات علمی فرهنگی هیچ بودجه‌ای چه مستقیم و چه غیرمستقیم از دولت دریافت نمی‌کند و این انتشارات برای تأمین منابع درآمدی خود به مولد سازی رو آورده است.

در ادامه گفتگوی جمال هادیان، مدیر انتشارات علمی فرهنگی را می‌خوانید:

 

آقای هادیان، وضعیت انتشارات علمی فرهنگی در زمانی که شما آن را تحویل گرفتید، به چه صورت بود؟

انتشارات علمی فرهنگی امسال هفتاد و سومین سالگرد تولد خودش را جشن می‌کند؛ یکی از دیرینه‌ترین مؤسسات و نهادهای فرهنگی در ایران است که در طول بیش از 7 دهه حدود 4 هزار کتاب در زمینه‌های مختلف و به‌ویژه برای دانشگاه‌ها و مدارس، چه در ایران و چه در کشورهای اطراف ایران، تولید کرده و البته در تولید علم و فرهنگ هم بسیار مؤثر بوده است. فراز و فرودهای زیادی رو هم قبل از انقلاب و هم بعد از انقلاب پشت سر گذاشته است.

شوربختانه بعضی وقت‌ها به دلیل عدم توجه به این نهاد فرهنگی و تاثیرگذاری که داشته، به فراز و نشیب هم رسیده است. زمانی که به من پیشنهاد شد مسئولیت انتشارات فرهنگی را به عهده بگیرم، وضعیت بغرنجی داشت. این وضعیت ناشی از دلایل مختلف بود که پرداختن به آن شاید در حوصله این مصاحبه نگنجد، ولی حدود ۲۰۰ میلیارد تومان بدهی پیش روی مؤسسه بود. سه ماه حقوق عقب‌افتاده کارکنان، بیش از ۷ میلیارد تومان بیمه تأمین اجتماعی پرداخت‌نشده یا جرایم ناشی از آن، و بیش از ۴۰ میلیارد تومان مالیات یا جریمه ناشی از آن و مقدار زیادی هم حق تألیف، حق‌الترجمه که پرداخت نشده بود.

انتشارات علمی فرهنگی در مرز انحلال همیشگی قرار داشت

علاوه بر این شرکت‌داری هزینه‌هایی دارد و این هزینه‌ها جزو این بدهی‌ها ثبت شده بود. صورت‌های مالی شرکت یا تهیه نشده بود یا عدم اظهارنظر بود و وضعیتی به حالتی رسیده بود که طبق قانون، در مرز انحلال همیشگی قرار داشت. به همین دلیل نظر دوستان اقتصادی این بود که پذیرش مسئولیت آن شرکت بی‌حاصل و احیای این پیکری که در کما رفته، غیرممکن است.

در چنین شرایطی ما انتشارات را پذیرفتیم. مغازه‌ها یا نیمه‌فعال بودند یا فعالیت نمی‌کردند. چاپخانه به کمترین فعالیت خودش رسیده بود، تولید کتاب هم به کمترین حالت خودش رسیده بود و مشکلات عدیده حاشیه هم داشت. در بهمن‌ماه ۱۴۰۳ ما با چنین وضعیتی در انتشارات فرهنگی مستقر شدیم.

 

و بعد از آن جنگ این بحران‌ها یه ویژه بحران اقتصادی که اشاره کردید، را را افزایش داد؟

اگر منظورتان جنگ ۱۲ روزه و بعد جنگ ۴۰ روزه است. از اول بهمن‌ماه 1403 تا جنگ ۱۲ روزه، چند ماهی فاصله بود که در آن چند ماه ما تلاش کردیم امور عقب‌افتاده اداری، مالی و شرکت‌داری را به‌روز کنیم و تازه قدم‌های اول را برداشته بودیم که در جنگ ۱۲ روزه، در اثر اصابت یکی از پهپادهایی که دشمن به نزدیکی ما زد، حدود ۲۵ میلیارد خسارت، بر بدهی‌های ما اضافه شد. همه شیشه‌ها، قفل‌ها، تأسیسات و آسانسور شرکت از بین رفت و کسی هم به داد ما نرسید.

به دلیل اینکه شهرداری که وظیفه ترمیم خسارت‌ها را به عهده گرفته بود، معتقد بود که اولاً مناطق مسکونی در اولویت هستند، دوماً تصور این بود که چون انتشارات علمی فرهنگی ذیل دولت و آن هم سازمان تأمین اجتماعی قرار دارد، نیازی به کمک‌های شهرداری و کمک‌های غیردولتی ندارد و به همین جهت ما از این کمک‌ها محروم بودیم. نهاد بالاسری ما و سهامداران هم به اندازه‌ای مشکلات عدیده ناشی از جنگ داشتند که انتشارات علمی فرهنگی در مکنونات قبلی محلی از اعراب نداشت و در نتیجه این خسارات به‌تدریج توسط خود انتشارات علمی فرهنگی جبران شد و امروز تقریباً اثری از آن خسارت دیده نمی‌شود.

 

این میزان خساراتی که اشاره کردید در جریان جنگ به انتشارات علمی فرهنگی وارد شده، برطرف شده است؟

بله، قسمتی مربوط به تأسیسات، آسانسور، شیشه‌ها، درها و قفل‌ها بوده که اینها رفع شده است. اما یک خسارتی است که به‌طور عمومی به بخش فرهنگ و بخش نشر وارد شده و آن افزایش بهای مواد اولیه، مثل کاغذ، زینک و کاهش استقبال از کتاب، تعطیلی مغازه‌ها و فروش کتاب برای ماه‌های متمادی است که اگر بخواهیم این خسارت را محاسبه کنیم، نه‌تنها درباره انتشارات فرهنگی، بلکه درباره کل حوزه نشر، یک رقم خیلی بزرگ‌تری خواهد شد که هنوز هم آثار و عواقب آن موجود است.

 

همان‌طور که اشاره کردید، بعد از جنگ شاید مردم کمتر به سمت خرید کتاب رفتند و به تبع آن درخواست‌ها کاهش پیدا کرد. وضعیت معیشت نویسندگان، پژوهشگران به چه صورت است؟

مترجمان، نویسندگان، ویراستاران، به‌طور عام کسانی که در ساحت فرهنگ و هنر و رسانه کار می‌کنند، نسبت به سایر صنوف وضعیت معیشتی حداقلی دارند. وقتی بحران هم پیش می‌آید، چون مسائل فرهنگی هنری، محصولات فرهنگی هنری، مثل کتاب، از سبد، از سبد معیشت خانواده حذف می‌شود، قاعدتاً کتاب کمتر چاپ می‌شود، در نتیجه حق تألیف و ترجمه کمتری پرداخت می‌شود و نویسندگان، ناشران و مترجمان هم دچار اشکال می‌شوند و الان هم دچار اشکال هستند. اگر مناعت طبع دارند، اگر سعه صدر و شکیبایی دارند، این ناشی از فرهنگی است که بر ذهن این افراد فرهیخته حاکم است و کمتر دوست دارند درباره نقطه‌ضعف و درباره مشکلاتشان صحبت کنند. به نظرم در حد پدیدآورندگان ایران ظلم شده و این ظلم از چند جهت است.

اگر مسائل فرهنگی در چشم‌انداز فرهنگی مدنظر قرار نگیرید، جاده توسعه هموار نخواهد بود

در مباحث توسعه می‌گویند وقتی بخواهیم یک توسعه متوازن داشته باشیم، باید فرهنگ و اقتصاد و اجتماع و سیاست هم‌زمان رشد کند که اصطلاحاً به آن توسعه متوازن می‌گویند. وقتی که ما در جاده توسعه قرار می‌گیریم، آن اتومبیلی که در آن هستیم، در حقیقت آن بخش اقتصادی است؛ یعنی اتومبیل سالمی باید باشد که بتواند حرکت کند و سوخت بزند. پس سوخت اتومبیل، بخش اقتصادی است، اما آن چیزی که بخش فرهنگی و اجتماعی است، آن جاده همواری است که باید وجود داشته باشد؛ آن فرهنگ تعامل که باید بین مسافران اتومبیل وجود داشته باشد.

اگر شما در یک جاده سنگلاخی حرکت کنید، هرگز به توسعه متوازن نخواهید رسید. اینکه ما در مباحث توسعه در ایران بخش فرهنگ را حذف یا کمرنگ کردیم، یکی از دلایل مهمی است که ما نسبت به سایر کشورهای در حال توسعه، چند گام عقب‌تر هستیم. یکی از دلایل مهمی است که ما به چشم‌انداز سال 1404 دست پیدا نکردیم و به نظر من هرگز هم دست پیدا نخواهیم کرد؛ چون چشم‌انداز در ایران وارونه تدوین شده است.

اگر مسائل فرهنگی، به‌ویژه فرهنگ عمومی را در چشم‌انداز مدنظر نگیرید، جاده شما در توسعه هموار نیست. برای مثال بعد از جنگ ۱۲ روزه و بعد از جنگ ۴۰ روزه، چه چیزی به داد ما رسید؟ مسلم است، فرهنگ و هویت ملی بود، همان عاملی که سبب شد همه ما به صورت همگرا کنار هم در میدان و در خیابان جمع شویم. چرا ما حالا به فکر افتادیم که الان هویت و فرهنگ را تقویت کنیم، دست به دامنش شویم، از گذشته‌های دور به حال منتقل کنیم؟ چرا این همه سال در بی‌خبری بودیم؟ چرا این فرهنگ و هویت یادمان نبود؟

در چشم‌انداز برنامه توسعه و در همه کشورهایی که در مسیر توسعه، چند گام از ما جلوتر هستند، تقویت فرهنگ و هویت ملی در ابتدای برنامه‌های توسعه قرار گرفته است. یکی از مهم‌ترین دلایلی که ما در توسعه، چند گام از کشورهای دیگر عقب‌تر هستیم، این هست که ما فرهنگ و هویت ملی‌مان را دست کم گرفتیم.

 

درباره وضعیت معیشت نویسندگان و پژوهشگران، آیا تدبیری صورت گرفته که بهتر شود؟

انتشارات علمی فرهنگی رسماً وظیفه‌ای برابر همه اهالی فرهنگ، هنر، نویسندگان و پدیدآورندگان ندارد. مگر برابر نویسندگان و مترجمینی که سال‌هاست در انتشارات کار می‌کنند. ما تنها کاری که می‌توانستیم کنیم، این بود که حق تألیف و حق ترجمه عقب‌افتاده نویسندگان و مترجمان طرف قرارداد را در موعد مقرر پرداخت کنیم یا قراردادهایی را ببندیم که این‌ها یک‌سویه نباشد، بلکه حقوق کامل مادی و معنوی نویسنده و پدیدآورنده درش رعایت شود.

آن چیزی که مسلم است، اگر تغییری در وضعیت فرهنگی کشور به وجود نیاید، وضعیت فرهنگ، اعم از حقوق پدیدآورندگان، نویسندگان، حضور ما در بازارهای جهانی، علاقه مردم به مطالعه و استفاده از محصولات فرهنگی هنری، رخ نخواهد داد.

 

آقای هادیان خود شرکت‌های فرهنگی با چه معضلاتی روبه‌رو هستند؟

یک اصل کلی در ایران و تمام جهان وجود دارد به این ترتیب که دولت‌ها نمی‌توانند شرکت‌داری کنند. دولت‌ها می‌توانند سیاست‌گذار باشند، می‌توانند ناظر و نگهبان باشند، اما نمی‌توانند مجری خوبی باشند. اصولاً کارهای اجرایی و تبادلات بازار باید در اختیار مردم باشد.

دولت‌هایی که شروع به شرکت‌داری کردند و انحصار برخی موارد را برای خودشان قرار دادند، موفق نبودند. الان هم اگر شرکت‌داری را با نگاه انصاف در دولت بنگریم، قطعاً ناموفق است. از چند تا شرکت سودآور بگذریم، که البته آنها هم به دلیل نوع محصولی که تولید می‌کنند، موفق هستند، اما اگر آنها را هم واکاوی کنیم، مشاهده می‌‎کنیم که هزینه‌های خیلی زیادی دارند که این هزینه‌ها با درآمدشان تناسب ندارد. به یقین باید به روزی برسیم که شرکت‌های دولتی همگی به مردم واگذار شود و دولت فقط سیاست‌گذار و ناظر بر فعالیت‌های تولیدی و خدماتی باشد. اما چرا این اتفاق صورت نمی‌گیرد؟ مگر سال‌هاست بر اساس قانون اساسی و سایر قوانین، ما وظیفه نداشتیم که شرکت‌های دولتی را به بخش خصوصی واگذار کنیم؟ چرا واگذار نمی‌شود؟

انتشارات علمی فرهنگی به دولت وابسته است اما بودجه نمی‌گیرد

دلیلش این هست که به اندازه‌ای قوانین متناقض، مکرر و پیچیده در کشور ما وجود دارد و تصویب شده که مدیران دولتی جرأت نمی‌کنند یک شرکت بزرگ با ارزش‌های معنوی و م ادی زیاد را به بخش خصوصی واگذار کنند. قطعاً در مراحل واگذاری مورد سؤال نهادهای نظارتی قرار می‌گیرند. به همین جهت مدیر دولتی می‌گوید سری که درد نمی‌کند را دستمال نبندم. من این شرکت را به عهده گرفتم، اگر خیلی موفق باشم، آن را به همین صورت تحویل می‌دهم. اما وارد فرایند واگذاری نمی‌شوم؛ چون این‌قدر قوانین متناقض، متعدد و مکرر وجود دارد که یک جا من می‌روم ثواب کنم، کباب می‌شوم، در معرض اتهام قرار می‌گیرم. به همین جهت که شما نگاه کنید، شرکت‌های بزرگ و کوچک دولتی، هیچ‌کدام در این سال‌ها به بخش خصوصی واگذار نشده و اندر خم یک گوشه همچنان باقی مانده است.

شرکت‌های فرهنگی هم از این موضوع مستثنا نیستند. اما شرکت‌های فرهنگی یک نکته دیگر دارند. اصولاً فرهنگ در کشور مقوله‌ای است که باید دولت‌ها به آن کمک کنند. نمی‌شود به دید تجاری و اقتصادی به آن نگاه کرد. به همین جهت است که من به ضرس قاطع و با فکت به شما می‌گویم که در کشور ما بیش از ۸۵ وزارتخانه، نهاد و شرکت دولتی و غیردولتی وجود دارد که مستقیماً از دولت بودجه می‌گیرند؛ وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی، وزارت میراث فرهنگی، سازمان فرهنگی اسلامی و غیره. اما تنها مؤسسه یا نهاد فرهنگی دولتی که از دولت بودجه نمی‌گیرد، انتشارات علمی فرهنگی است. این هم از نکات بسیار عجیب است. من تکرار می‌کنم، تنها مؤسسه یا نهاد عمومی وابسته به دولت که از دولت بودجه نمی‌گیرد انتشارات علمی فرهنگی است.

 

هیچ بودجه مستقیم و غیرمستقیمی از دولت دریافت نمی‌کنید؟

خیر، هیچ بودجه‌ای اعم از مستقیم و غیرمستقیم دریافت نمی‌کنیم. حالا از چنین نهادی انتظار دارند، روی پای خودش بایستد، درآمدزا باشد، تازه سود هم به سهامداران بدهد. به نظرم این توقع بیجایی است.

صحبتم با دولت‌مردان، به‌ویژه بخش اقتصادی و قانون‌گذاران در مجلس، این است که اگر بخواهید شرکت‌های دولتی واگذار شوند و مردم و صاحبان سرمایه رغبت پیدا کنند که شرکت‌های دولتی را بگیرند، مشکلاتش را رفع کنند و سودآور کنند، باید در قوانین شرکت‌داری، در حوزه ثبت، مالیات، مجلس شورای اسلامی، سازمان بازرسی کل کشور، تجدیدنظر کنید. این قوانین ساده‌سازی شود که به‌راحتی بتوان آن‌ها را به مردم واگذار کرد و منافعش، به بیت‌المال برگردد.

 

عملکرد دولت چهاردهم در حوزه فرهنگ، به‌ویژه در زمینه نشر را چگونه ارزیابی می‌کنید؟

دولت‌های اخیر آن‌قدر بدهکاری به مردم دارند که اصلاً به فکر خرده بدهی‌هایشان نیستند. بحث معیشت، تحریم، خسارت‌های ناشی از جنگ، کنکور، ازدواج و مسکن وجود دارد و بین این همه بدهی‌های کلان، خرده بدهی‌های فرهنگی از نظر آن‌ها جایی ندارد. دولت‌های اخیر لاجرم بخش فرهنگ را نادیده گرفتند. البته شما پای حرف هر دولت‌مرد و هر صاحب‌منصبی در کل حاکمیت بنشینید و بپرسید از نظر شما اهمیت حوزه فرهنگ چه اندازه است؟ می‌گوید که بی‌اندازه و حوزه فرهنگ در رأس همه حوزه‌ها قرار دارد. من این قبیل اظهار نظرات را شوخی و یک پُز فرهنگی ارزیابی می‌کنم.

بسیاری از مدیران ما، پُز حوزه فرهنگ، اهمیت این حوزه، پُز حمایت از پدیدآورندگان حوزه فرهنگ و رسانه را می‌دهند، ولی ته دلشان اصلاً اعتقادی به این موضوع ندارند.

در حقیقت ما همواره بلور ظریف مدیریت فرهنگی دست کسانی داریم که پارکینگسون دارند. پارکینگسون استعاره از کسانی است دستشان می‌لرزد و ظرف را می‌اندازند و در نهایت می‌شکند. دود چراغ این حوزه را نخورده‌اند، برای آن دل نسوزاندند، زجر این حوزه را نکشیدند. حوزه فرهنگ و هنر مثل حوزه جراحی قلب، مثل حوزه خلبانی است. شما باید تخصص داشته باشید، عاشق باشید، دود چراغ خورده باشید. به همین جهت است که به نظر من چه دولت فعلی، چه دولت‌های قبلی و احتمالاً دولت بعدی که سر کار می‌آید، دولت به اندازه‌ای با مشکلات متفاوت روبه‌رو است که حوزه فرهنگ را یا نمی‌بیند یا فراموش می‌کند یا به حاشیه می‌برد.

من به عنوان یک کسی که در این ساحت تنفس می‌کنم، بابت این موضوع متأسفم. اگر فرهنگ عمومی کشوری اصلاح نشود، شکاف‌های فرهنگی‌اش ترمیم نشود، در حوزه اقتصادی، اجتماعی و سیاسی هرگز توسعه پیدا نخواهد کرد.

 

تاکنون مجلس درباره حوزه فرهنگ به ویژه انتشارات مصوبه و یا اقدام حمایتی داشته است؟

مجلس شورای اسلامی نسبت به فرهنگ حساسیت دارد. همواره از مسئولین نهادهای فرهنگی سؤال می‌کند. اما برخی وقت‌ها ما دیدیم که خیل کثیر را به خاطر شر قلیل تعطیل می‌کند. برای نمونه به اندازه‌ای حواسشان به موضوع حجاب است که بسیاری از مسائل فرهنگی دیگر از پیش رویشان حذف شده است.

در مورد خود حجاب هم به نظر من که یک موضوع فرهنگی است، شیپور را از سر گشادش دمیده شده است. به نظر می‌رسد آنچه مقدم بر حجاب است، عفاف و حیاست. اگر در کشوری عفاف و حیا وجود داشته باشد، که بخشی از فرهنگ عمومی است، حجاب خودبه‌خود اصلاح می‌شود. حجاب ظاهر عفاف و حیاست. عفاف و حیات چگونه کاهش پیدا می‌کند؟

هزینه‌ای که برای اربعین صرف شد، می‌توانست زمینه ازدواج ۲۰۰ هزار زوج را فراهم کند

همین امسال بین ۱۳۰ تا ۱۴۰ همت هزینه راهپیمایی اربعین شده، خیلی کار خوبی بوده، استحباب هم داشته، اما همین هزینه می‌توانست زمینه ازدواج ۲۰۰ هزار زوج را فراهم کند. در کشوری که ۱۴ میلیون نفر از سن ازدواج گذشتند و هنوز مجرد هستند، یک فاجعه است. در کشوری که جوان‌ها رغبت به ازدواج نکنند، یعنی سنت پیغمبر را به جا نیاورند، ناخودآگاه حیا و عفت رخت برمی‌بندد.

یک اقتصاددان آمریکایی فکتی می‌آرورد که برای من خیلی جالب است. او می‌گوید که اگر بخواهید نظام اخلاقی جامعه سقوط کند، دو دهه به آن تورم تزریق کنید. ما تورمی که تزریق کردیم که سبب شده نظام اخلاقی در ایران سست شود، بزهکاری، دروغ و چاپلوسی و ریاکاری و پشت هم‌اندازی و بدبختی زیاد شود، سبب شده ۱۴ میلیون جوان با تأخیر باروری و ازدواج مواجه شوند.این‌ها عوامل مهم در شکل‌گیری حیا و عفت است. وقتی در کشور حیا و عفت شکل بگیرد، ظاهرش هم که حجاب است، خودبه‌خود درست می‌شود.

ما یک مطالبه‌ای از بخشی از جوان‌ها می‌کنیم، آنها هم مطالبه‌ای از ما می‌کنند. برای مثال می‌گوید بیکارم، من نمی‌توانم شرایط زندگی و ازدواج را فراهم کنم. شما به عنوان حاکمیت و دولت به این مسائل توجهکن من هم به حرف شما گوش می‌کنم. لذا کمیسیون فرهنگی مجلس شورای اسلامی و حتی شورای عالی انقلاب فرهنگی بیشتر به ظواهر کار، به مناسبت‌ها، توجه دارند تا به فرهنگ عمومی که ریشه و بنیان فرهنگ در ایران است.

در ایران آن چیزی که ما بهش می‌گوییم فرهنگ و هنر، مثل سینما، کتاب، مناسک مذهبی،هنرهای تجسمی، موسیقی، مطبوعات، این‌ها ظاهر یک فرش ایرانی است.فرهنگ عمومی در ایران نقش تار و پود را دارد. ما با فرهنگ عمومی متولد می‌شویم، می‌بالیم، رشد می‌کنیم، ازدواج می‌کنیم و می‌میریم.

وقتی در جامعه‌ای پرخاشگری، بزهکاری، طلاق، بی‌آبرویی، بی‌عفتی، بی‌حجابی زیاد می‌شود، باید ریشه‌هایش را در شکاف‌های فرهنگ عمومی جست‌وجو کنیم، نه در ظواهر. اشکال کار اینجاست که حوزه فرهنگ، به‌ویژه اصلاح فرهنگ عمومی، در رأس برنامه‌های توسعه قرار نگرفته است.

 

منظور شما این است که نگاه‌ها در حوزه فرهنگ بیشتر سلبی است؟

سلبی و ظاهری. می‌گوییم وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی؛ وظایف این وزارتخانه چیست؟ خیلی جالب است. ارتقای سینمای بومی و ایرانی، هنرهای تجسمی بومی ایرانی، هنرهای نمایشی بومی ایرانی، کتاب، مطبوعات، مساجد، قرآن و عترت. فرهنگ عمومی کجاست؟

شما می‌دانستید که یک نها به نام شورای فرهنگ عمومی در وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی است که چهار تا اتاق دارد و ذیل شورای عالی انقلاب فرهنگی است. مهم‌ترین کار شورای فرهنگ عمومی اعلام مناسبت‌های مردم و تدوین تقویم است. رسالتش این هست که برنامه‌ای برای کاهش رذایل فرهنگی مانند دروغ، چاپلوسی، بزهکاری تدوین کند و شکاف‌ها را ترمیم کند. سینما، هنرهای تجسمی و موسیقی، این‌ها وسیله‌ای برای کمک به این گوهر فرهنگی است.

به نظر من کل نهادهای فرهنگی در کشور ما و آن‌هایی که تصمیم‌ساز هستند، مثل شورای عالی انقلاب فرهنگی، از مهم‌ترین بخش فرهنگی که فرهنگ عمومی است، غافل مانده‌اند و کشور از این بابت متضرر شده است.

 

نکته پایانی.

انتشارات علمی فرهنگی به عنوان تنها مؤسسه دولتی که بودجه دولتی دریافت نمی‌کند، با خلاقیت خودش درآمدزایی کرد. خیلی مشکل است. بخشی از این درآمد از راه کتاب، قسمتی هم از طریق مولدسازی دارایی‌هاست.

مجموعه دارایی‌های انتشارات علمی فرهنگی ، دارایی‌هایی هستند که غیرملموس‌اند؛ کتاب، محتوا، متن، سند، که امروز به کتاب، سند، مجموعه و فروش تبدیل می‌شود.

بخش دیگر امکانات ملکی است. امروز انتشارات فرهنگی چهار مغازه دارد. با کمک بخش خصوصی همه مولد شدند و به نام انتشارات علمی فرهنگی فعالیت می‌کنند. هم برای انتشارات علمی فرهنگی درآمد دارند و هم هزینه‌های انتشارات را کاهش دادند.

امروز یکی از بزرگ‌ترین چاپخانه‌های ایران که در اختیار علمی فرهنگی بوده و به دلیل کاهش تولید کتاب و خرابی دستگاه‌ها و سوله‌ها دیگر برای انتشارات فرهنگی فایده نداشته، با کمک بخش خصوصی احیا شده است. یعنی بخش خصوصی هم ساختمان و هم تأسیسات و ماشین‌آلات را تعمیر کرده و هم یک درآمد خوبی برای انتشارات ایجاد کرده است.

همچنین با کوچک‌سازی و چابک‌سازی ساختار انتشارات علمی فرهنگی و انحلال و ادغام شرکت‌های زیرمجموعه، بخشی از طبقات انتشارات فرهنگی تبدیل شده به نخستین فضای کار اشتراکی ویژه فرهنگ و فناوری، به عنوان لاین. بیش از ۲۰۰ نفر از جوانان نخبه و کسب‌وکارهای نو زیر چتر انتشارات علمی فرهنگی، در ساختمان مرکزی علمی فرهنگی فعالیت می‌کنند.

این تنها گوشه‌هایی از مولدسازی در انتشارات علمی فرهنگی است که با رعایت کل قوانین دولتی انجام پشده و موجب موفقیت این انتشارات شده و به نظر من یک تجربه ارزشمند است که سایر شرکت‌های دولتی می‌توانند مراجعه کنند و روش و رسم آن را از انتشارات علمی فرهنگی بیاموزند و از این تجریبات برای واگذاری تصدی‌گری دولتی به بخش خصوصی، که مقدمه واگذاری شرکت‌های دولتی به شرکت‌های خصوصی، استفاده کنند.

از همه کسانی که به ساحت فرهنگ و هنر و به‌ویژه کتاب و مطالعه علاقه دارند، خواهش دارم. انتشارات علمی فرهنگی انواع و انباری از محتواهای درجه یک درباره فرهنگ و هنر و هویت و ادبیات ایرانی است و ما آمادگی داریم این‌ها را تدوین، تنظیم و منتشر کنیم.

ولی به دلیل افزایش بهای چاپ، زینک، فیلم و متریال اولیه چاپ، قادر نیستیم به تنهایی این کار را انجام بدهیم. یک دست صدا ندارد. ما آمادگی داریم که همه مؤسسات خصوصی، شرکت‌ها، نهادها و افرادی که علاقه‌مندند مشارکت کنیم و در یک مشارکت خوب، مجموعه‌ای از کتاب‌های ادبی، تاریخی، فرهنگی درباره ایران عزیزمان را منتشر کنیم.

و من دستم را دراز می‌کنم به عنوان مدیر انتشارات علمی فرهنگی هنری هر کسی که توانایی دارد که در این پروژه شرکت کند، دست او را می‌فشارم و در یک مشارکت دو سر سود، ان‌شاءالله در خدمتشان خواهیم بود و انتشارات فرهنگی سرفراز خواهد بود و مجموعه‌ای از مکتوبات، مجموعه‌ای از محتواهایی که سال‌ها در انبار و بار و آرشیوش بوده را تبدیل به کتاب، محتوای صوتی و تصویری کند و در اختیار مردم عزیزمان قرار بدهد و حتی در ترجمه معکوس، آن را در اختیار سایر کشورها هم قرار بدهد.

در حال حاضر انتشارات علمی فرهنگی هفته‌ای سه کتاب، چه چاپ اول و چه تجدید چاپ، وارد بازار کتاب می‌کند و من این نکته را هم تذکر بدهم که چاپخانه ۱۱ هزار مترمربعی، با بیش از ۲۰ نفر پرسنل، ده‌ها دستگاه و هزینه بسیار زیاد، امروز مولد شده و در عوض، چاپخانه دیجیتال انتشارات این فرهنگی، در یک محوطه حدوداً ۲۰ متری، هفته‌ای سه تا کتاب تولید می‌کند و در اختیار مردم و اهالی مطالعه قرار می‌دهد.

چه مولدسازی بهتر از این؟ چه کاهش هزینه‌ای بهتر از این؟ چه افزایش درآمدزایی بهتر از این؟ ادعا نیست. من از علاقمندان دعوت می‌کنم که با حضور در انتشارات فرهنگی، با حضور در فروشگاه‌های کتاب فرهنگی، مشاهده کنند که چگونه این دارایی‌ها به نفع مردم مولد شده، و در اختیار مردم قرار گرفته و خوشحالی بهتر از این نیست که شما بتوانید یک نهاد فرهنگی که تقریباً هیچ‌کس به احیا شدن آن اعتماد و اعتقاد نداشت، دوباره جان بگیرد و در عرصه فرهنگ ایفای نقش کند.

امیدوارم که این نکته مورد توجه دولت‌مردان ما قرار بگیرد؛ به‌طور خاص به انتشارات فرهنگی و نهادهای مؤثری مثل آن توجه کنند و به‌طور عام حوزه فرهنگ و به‌ویژه فرهنگ عمومی را در مسائل توسعه در رأس سیاست‌ها و چشم‌انداز توسعه قرار بدهند؛ چون بدون ارتقای فرهنگ عمومی و فرهنگ جاری مردم، توسعه تحقق پیدا نخواهد کرد و ما همچنان در این مسیر به کندی پیش خواهیم رفت.

آرزو می‌کنم که همه مشکلات پیش روی کشورمان، چه مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی، حل شود و ایران عزیز ما که همیشه سرفراز بوده، همیشه پرچمش برافراشته بوده، همیشه تاریخ و فرهنگ و زبان بوده، سرافراز بماند و ما بهش ببالیم، در همین خاک تنفس کنیم، در همین خاک بمیریم و ایران جاویدان بماند.

سید جمال هادیان

سید جمال هادیان

سید جمال هادیان

سید جمال هادیان

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.