یادداشت پایگاه اطلاع رسانی و خبری جماران -تهران

یادداشت؛

یوتیوب فارسی؛ یک میدان ناهمگون

مخاطب فارسی‌زبانی که وارد یوتیوب می‌شود، با یک جهان بی‌نقشه روبه‌روست. نه ژانرها روشن است، نه کیفیت‌ها قابل پیش‌بینی، نه حتی زبان مشترک. هر کانال، زبان خودش را دارد؛ لحن خودش را؛ حتی فارسی خودش را.

چند شب پیش، بی‌هدف داشتم در یوتیوب می‌چرخیدم. از یک ویدیوی تحلیل سیاسی فارسی شروع کردم، بعدش یک ویدیوی آشپزی، بعد یک ولاگ سفر از یک ایرانی مقیم ترکیه، و بعدش یک ویدیوی آموزشی درباره‌ی برنامه‌نویسی. بین این‌ها، تبلیغ یک کانال دیگر آمد. ناگهان حس کردم در یک شهر بزرگ قدم می‌زنم؛ شهری که هیچ‌کس نقشه‌اش را ندارد، هیچ شهرداری ندارد، و هیچ‌کس هم نمی‌داند دقیقاً چند نفر در آن زندگی می‌کنند.

این برای من یک مشاهده‌ی ساده نبود. یک پرسش شد: یوتیوب فارسی اصلاً چیست؟ آیا می‌توان آن را یک «جامعه» نامید؟ یا فقط انبوهی از کانال‌های پراکنده که تصادفاً به یک زبان حرف می‌زنند؟

جامعه‌شناسی از همان ابتدا با این پرسش درگیر بوده که «جامعه» چه زمانی شکل می‌گیرد. تنیش نیس، جامعه‌شناس آلمانی، میان «جامعه»  و «اجتماع» تفاوت می‌گذاشت. اولی مبتنی بر منافع و قرارداد است، دومی مبتنی بر تعلق و احساس. حالا سؤال این است: یوتیوب فارسی بیشتر به کدام شبیه است؟ به‌نظر من، هیچ‌کدام به‌تنهایی. این فضا چیزی است میان این دو؛ یک اجتماع پراکنده که در آن برخی کانال‌ها حس تعلق می‌سازند و برخی دیگر فقط معامله‌ای با مخاطب‌اند.

اما نکته‌ی مهم‌تر این است که این میدان ناهمگون است. یعنی چه؟ یعنی سازندگانش از جاهای مختلفی آمده‌اند، با انگیزه‌های مختلف، با مخاطبان متفاوت. یک یوتیوبر مقیم اروپا که درباره‌ی سیاست ایران حرف می‌زند، با یک یوتیوبر داخل ایران که آموزش آشپزی می‌دهد، با یک نوجوان که گیم بازی می‌کند، با یک زن که درباره‌ی تجربه‌ی مادر شدن حرف می‌زند — این‌ها همه در یک پلتفرم‌اند، اما در جهان‌های اجتماعی متفاوتی زندگی می‌کنند. هر کدام قواعد خودش را دارد، مخاطب خودش را، و هزینه‌ی خودش را.

اینجا می‌توانم از پی‌یر بوردیو و مفهوم «میدان» استفاده کنم. بوردیو می‌گفت هر میدان اجتماعی یک فضای رقابتی است که در آن افراد برای سرمایه‌های مختلف (اقتصادی، فرهنگی، نمادین) با هم رقابت می‌کنند. یوتیوب فارسی هم دقیقاً همین‌طور است: رقابت بر سر توجه، بر سر اعتبار، بر سر مشروعیت. اما آنچه این میدان را از میدان‌های دیگر جدا می‌کند، نبود قاعده‌ی مشترک است. هیچ نهادی تعیین نمی‌کند چه چیزی «محتوا» است و چه چیزی نیست. هیچ مرجعیتی نمی‌گوید چه کسی «یوتیوبر واقعی» است. این آزادی، هم فرصت است و هم سرگشتگی.

این سرگشتگی، به‌نظر من، خودش یک موضوع جامعه‌شناختی است. مخاطب فارسی‌زبانی که وارد یوتیوب می‌شود، با یک جهان بی‌نقشه روبه‌روست. نه ژانرها روشن است، نه کیفیت‌ها قابل پیش‌بینی، نه حتی زبان مشترک. هر کانال، زبان خودش را دارد؛ لحن خودش را؛ حتی فارسی خودش را.

پس شاید پرسش درست این نباشد که «یوتیوب فارسی چیست؟» بلکه این باشد: چگونه یوتیوب فارسی، در نبود نهاد و قاعده، همچنان نوعی نظم پیدا می‌کند؟

همین، یوتیوب فارسی را به یک آزمایشگاه جامعه‌شناختی زنده تبدیل می‌کند؛ جایی که می‌توان دید جامعه چگونه، بدون دولت و بدون نهاد، خودش را می‌سازد یا شاید هم هرگز کامل نمی‌سازد.

انتهای پیام
این مطلب برایم مفید است
0 نفر این پست را پسندیده اند

موضوعات داغ

نظرات و دیدگاه ها

مسئولیت نوشته ها بر عهده نویسندگان آنهاست و انتشار آن به معنی تایید این نظرات نیست.