سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در سوریه گفت: با اینکه متأسفانه دولت لبنان هیچگونه حمایتی از حزبالله نمیکند، اما در عین حال، همین الآن حزبالله دست برتر را در لبنان در برابر جنایتکاران اسرائیلی دارد و این از برکات همان خون شهدا و تأثیر شهادت است. اگر بخواهیم از زاویه دیگری نیز به موضوع نگاه کنیم، همینکه رئیسجمهور محترم ما نیز در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل رسماً به دشمنان اعلام کرد که شهادتها و این فشارها، ملت ما را قویتر، مستحکمتر و منسجمتر خواهد کرد.
محمد حسن اختری، در گفت و گو با خبرنگار جماران، درباره اینکه یکی از اهداف اسرائیل از ترور سید حسن نصرالله، تضعیف قدرت حزبالله بود. به نظر شما شهادت ایشان جایگاه حزبالله را در نقشآفرینی در منطقه و دفاع از حقوق مردم لبنان و فلسطین کاهش داد و اسرائیل به هدف خود رسید؟ گفت: میتوان از چند زاویه به موضوع پرداخت. یکی از این زوایا، مسأله خسارت، شهادت و از دست دادن عزیزان، بهخصوص رهبران و سرکردگان یک حرکت و یک جریان است. شهادت و فقدان رهبران، فرماندهان و نیروهای مؤثر در یک جریان، قطعاً خسارت به حساب میآید. از دست دادن عناصر قوی، هوشمند، مدیر، مدبر و شجاع در یک جریان، خودبهخود یک کمبود، خسارت و خلل جبرانناپذیر محسوب میشود.
وی افزود: از این جهت، اگر بخواهیم نگاه کنیم، قطعاً همینطور است. کما اینکه در روایتها داریم که وقتی یک عالم مؤمن و فقیه مؤمن از دنیا میرود، یک خلل بسیار بزرگ در اسلام به وجود میآید که چیزی نمیتواند آن را پر کند و جای آن را بگیرد. لذا اگر از این بابت بخواهیم نگاه کنیم، از دست دادن رهبر خردمند و هوشمندی مانند جناب آقای نصرالله، علامه نصرالله، و همچنین یاران و فرماندهان درجه اول ایشان در میدان مقاومت، یک خسارت بزرگ است که به وجود آمده است. اما از سوی دیگر، در خصوص تأثیرگذاری بر یک جریان و یک حرکت، من بهعنوان نظر شخصی خودم و با دیدگاه و آشنایی که نسبت به این مسئله و مقاومت داشتهام و دارم، معتقدم که این شهادت و امثال این شهادتها تأثیر منفی و ایجاد ضعف و سستی در جریان مقاومت نکرده و نخواهد نکرد.
اختری همچنین تصریح کرد: اصلاً هیچگونه ضعفی در جریان، حرکت و مسیر مقاومت، چه در لبنان، چه در منطقه و چه در جاهای دیگر، به وجود نیامده است. این مسئله چند معنا دارد که میخواهم به آنها اشاره کنم. یکی، اصل معنای مسئله شهادت است که اگر بخواهیم این موضوع را از نظر جامعهشناسی گسترش دهیم و به جوامع دیگر و مسائل اجتماعی دیگر هم تعمیم دهیم، میتوانیم بگوییم که شهادت رهبران، فرماندهان و مسئولان ردهبالا در یک جریان، اگر آن جریان از استحکام خاصی برخوردار باشد، آن را زمینگیر نمیکند و نمیتواند آن را از پا دربیاورد؛ بلکه این شهادت و این خون ریختهشدن باعث میشود جریان شور و نشاط دیگری پیدا کند و حماسه دیگری خلق کند. مثل آنچه در مکتب اسلام در حریم شهادت حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و شهدای کربلا رخ داد. در آن واقعه تاریخی، با اینکه حضرت اباعبدالله الحسین(ع) و همه یاران ایشان شهید شدند، اما در عین حال، جریان پیروز شد و توانست به نابودی جریان اموی در تاریخ بیانجامد. این یک پیروزی بسیار بزرگ بود.
وی ادامه داد: البته این مسأله ابعاد دیگری هم دارد. در جریان حزبالله نیز همینگونه است. ریختهشدن خون این عزیزان بیگناه باعث میشود یک روح و یک جریان حیاتبخش در میان جامعه و در محیط جریان ایجاد شود و میتواند به آن رشد دهد و از آن پشتیبانی کند. همچنان که اگر تاریخ مقاومت را بررسی کنیم، میبینیم که مقاومت شهدای بزرگی از جمله شیخ راغب حرب و شهید سید عباس موسوی را در راه مقاومت تقدیم کرده است. سید عباس موسوی دبیرکل حزبالله بود، اما وقتی به شهادت رسید، شاید با توجه به اینکه جریان حزبالله در آن زمان محدود بود و امکانات بسیار کمتری داشت، دشمن و اسرائیل تصور میکردند که با از میان برداشتن سید عباس میتوانند مقاومت را بهطور کامل به هم بریزند. اما مقاومت رشد و توسعه پیدا کرد و توانست خودش را مجهزتر کند، خودش را در برابر دشمن قویتر بسازد، ساماندهی کند و یک نهاد بسیار قوی ایجاد کند؛ بهگونهای که در جنگهای ۱۹۹۳ و ۱۹۹۶ و در جنگ 2006 توانست بزرگترین ضربههای سنگین را به اسرائیل وارد کند. این همان مقاومتی بود که شهید سید عباس را از دست داد، اما به این رشد رسید. لذا اکنون در جریان شهادت شهید نصرالله نیز همینگونه است. ما میبینیم که این جریان توانست روح تازهای را در خود مقاومت لبنان، در منطقه، در عراق، در یمن و در جاهای دیگر ایجاد کند.
اختری اظهار کرد: مقاومت در همهجا رشد پیدا کرده است. در خود لبنان نیز دشمن که فکر میکرد با هدف قرار دادن شهید سید حسن نصرالله و دوستان ایشان میتواند آنها را زمینگیر کند، دید که در همان ایام و در طول ۴۰ روز، چگونه توانستند در مقابل دشمن ایستادگی و مبارزه کنند و مبارزاتشان را با قدرت ادامه دهند. تا امروز نیز میشنوید که اسرائیلیها میگویند حزبالله از یک سلسله توانمندیهایی برخوردار است که اسرائیل در برابر آن به ستوه آمده است. بنابراین، میبینیم که اسرائیل به هیچوجه نتوانست آنها را تضعیف کند. پس شهادت شهید نصرالله نتوانست حزب الله را تضعیف کند و حتی باعث توسعه مقاومت شد. اکنون دوست و دشمن، از دور و نزدیک، معتقدند که اسرائیل به هیچیک از اهداف خود نرسیده است. حتی خود صهیونیستها و جنایتکاران اسرائیلی در داخل اسرائیل نیز معتقدند که اسرائیل، نتانیاهوی جنایتکار و همکاران او به هیچیک از اهداف خود نرسیدهاند.
وی ادامه داد: لذا اگر با این دید و نگاه به موضوع نگاه کنیم، میبینیم که مقاومت نهتنها تضعیف نشده و نهتنها این شهادتها نتوانسته آنها را زمینگیر کند یا به مسأله مقاومت پایان دهد، بلکه جریان مقاومت بهعنوان یک جریان مقدس، پایدار، قوی و بسیار ریشهدار، هم توانسته است در منطقه یک حرکت عظیم ایجاد کند و هم خود از نظر انسانی و توانمندیهای دفاعی، به دستاوردهای بزرگی برسد.
سفیر پیشین جمهوری اسلامی ایران در سوریه درباره اینکه بنابراین میتوانیم به این نتیجه برسیم که حزبالله بعد از شهادت سید حسن نصرالله وارد مرحله جدیدی از حیات سیاسی و نظامی خود شده است؟ افزود: بله، حتماً همینطور است. یعنی اکنون میتواند در مقابل اسرائیل قدرتمندانه بایستد. با اینکه متأسفانه دولت لبنان هیچگونه حمایتی از حزبالله نمیکند، اما در عین حال، همین الآن حزبالله دست برتر را در لبنان در برابر جنایتکاران اسرائیلی دارد و این از برکات همان خون شهدا و تأثیر شهادت است. اگر بخواهیم از زاویه دیگری نیز به موضوع نگاه کنیم، همینکه رئیسجمهور محترم ما نیز در سخنرانی اخیر خود در سازمان ملل رسماً به دشمنان اعلام کرد که شهادتها و این فشارها، ملت ما را قویتر، مستحکمتر و منسجمتر خواهد کرد.
اختری در واکنش به اینکه اگر به دو سال قبل برگردیم و کارنامه بیش از سه دهه فعالیت شهید نصرالله را ارزیابی کنیم، به نظر شما مهمترین میراثی که از سید حسن نصرالله برای حزبالله باقی مانده است، چه میتواند باشد؟ اظهار کرد: مهمترین میراث و آثار باقیمانده از مدیریت و برنامهریزیهای شهید نصرالله برای مقاومت و برای خود حزبالله، ایجاد یک نهاد و ساماندهی یک جریان مقاومت بهصورت ریشهدار است. ایشان توانست در طول تاریخ مقاومت، از روزی که دبیرکلی حزبالله را بر عهده گرفت، شروع به این کرد که یک شالوده و زیربناهایی را ایجاد کند. شهید نصرالله توانست سیستمی را حاکم کند که با یک برنامهریزی دقیق، حزبالله روزبهروز گستردهتر، قویتر و شکستناپذیرتر شود. این یکی از دستاوردهای بزرگی است که ایشان توانست با مدیریت بسیار خوب خود و با خلاقیتی که در زمینههای میدانی و در زمینه هدایت و راهنمایی نیروها داشت، به آن دست پیدا کند. با توجه به موقعیت بسیار خوب شهید سید حسن نصرالله و اطاعت همه زیرمجموعهها از دیدگاهها و نظرات ایشان و پذیرش رهبری بلامنازع ایشان در میان حزبالله باعث شد که شهید نصرالله یک سیستم بسیار قوی ایجاد کند و برنامهریزی را به صورتی انجام دهد که در میدان نبرد، در هر نقطه، جبهه و سنگری، در مقابل هرگونه توطئه دشمن، یک جبهه قوی و مستحکم به وجود بیاورد که این ساختار، خودبهخود به مسیر خود ادامه میدهد.
وی ادامه داد: به این ترتیب که وقتی یکی از فرماندهان به شهادت میرسد، پرچم از دست یک نفر میافتد و فوراً نفر دوم پرچم را به دست میگیرد؛ بهگونهای که اصلاً علامت شکست وجود ندارد و این راه به همان منوال خودش تداوم پیدا میکند. لذا ایجاد این ساختار، ایجاد این سیستم و این برنامه بسیار خوب و دقیق و مهندسی نبرد ایشان در مسأله مقاومت، تشکیلات مقاومت و ساختارسازی قوی و مدرن، باعث شد شهید سیدحسن نصرالله حرکتی را به وجود بیاورد که با رفتن رهبران و شهادت فرماندهان، خللی در اداره، هدایت و رویارویی شکل نگیرد.
وی در پاسخ به اینکه زمانی که خودتان هم سفیر ایران در سوریه بودید و مسئولیت برعهده داشتید با شهید سید حسن نصرالله دیدار و ارتباط داشتید؟ ادامه داد: بنده به دلیل در طول ارتباطاتی که طی سالهای متعدد، تقریباً در حدود ۴۰ سال، با هم داشتیم خاطرههای زیادی از شهید سیدحسن نصرالله دارم. یکی از خاطراتی این است که ایشان با ایمانی که به خداوند متعال و اعتقادی که داشت، در طول دوران مقاومت هیچگاه به این فکر نبود که از مسأله مقاومت برای خودش ردایی بدوزد یا از این طریق جایگاهی کسب کند و یا بخواهد به مقامی برسد. او صرفاً بر اساس مسئولیتپذیری و ایمان به هدف و حرکت مقدس، دبیرکلی حزب الله را پذیرفت. ایشان حتی پیش از آن تاریخ نیز این امکان وجود داشت که دبیرکل شود، اما خودش قبول نمیکرد که در رده اول قرار بگیرد و در ردههای دوم فعالیت میکرد. پس از شهادت شهید سید عباس، رحمتاللهعلیه، ایشان این مسئولیت را پذیرفت.
اختری یادآور شد: زمانی که دبیرکلی بر عهده شهید سید عباس موسوی بود، ایشان با من در سفارت نشسته بود و با آقای موسوی صحبت میکردیم که شهید نصرالله دبیرکلی را بپذیرد. شهید سید عباس موافق نبود و نمیخواست این مسئولیت را بپذیرد. خودش به همه جبههها میرفت و میآمد و یک انسان متحرک عجیب بود. خداوند روحش را شاد کند. اما آقای نصرالله به شهید سید عباس گفت: «شما عنوان دبیرکلی را قبول کنید. من همه حاضرم کارها را انجام بدهم. من همه کارهای اجرایی و کارهای اداری را که بر عهده شماست، انجام میدهم. شما راحت باشید و هیچ کاری نداشته باشید.» یعنی تا این حد حاضر بود که اسم و عنوان برای جناب آقای شهید سید عباس باشد، اما همه کارها را خودش انجام دهد. لذا برای او این دبیرکلی، این موقعیتی که داشت، این رهبری و این محبوبیتی که پیدا کرده بود، اصلاً در برابر اخلاصش و در برابر گذشت و فداکاری در راه هدف و ایمان به خداوند متعال و جهادش، مورد نظر نبود. برای او جز خدا و جز تلاش برای عزت و عظمت اسلام و پیروزی حزبالله و مقابله با دشمنان اسلام، چیز دیگری مورد نظر نبود.
اختری در پایان یادآور شد: همچنین شهید نصرالله ارتباطات بسیار خوبی با جریانهای مقاومت، حتی در کشورهای دیگر، داشت؛ زیرا آنها از برنامهها، از نقشهها، طراحی ساختار مقاومت و از الگوی شهید نصرالله برای مقاومت در کشورهای دیگر، بسیار استفاده و بهرهگیری کرده بود. یکی از آنها انصارالله یمن بود. با توجه به موفقیتها و پیروزیهایی که پیش از آن به وجود آمده بود، یکی از رهبران انصارالله یمن نزد شهید نصرالله میآید و اعلام میکند: «ما میخواهیم با شما به عنوان رهبر و امام خود، برای هدایت ما و برای مقابله با دشمنان بیعت کنیم.» ایشان به رهبر انصارالله گفته بود: «من خودم یک سرباز هستم. من سربازم و امام و رهبر من، مقام معظم رهبری، حضرت آیتاللهالعظمی امام خامنهای، امام و رهبر ماست. من سرباز ایشان هستم. شما اگر میخواهید بیعت کنید، باید با ایشان بیعت کنید.»
وی گفت: همچنین علاقه و ارادت و ولایتی که ایشان نسبت به حضرت امام(قدسالله نفسه الزکیه) داشت، بسیار عجیب و وصفناشدنی بود. شهید آیتاللهالعظمی سید محمدباقر صدر، رحمتاللهعلیه، در همان اوایل پیروزی انقلاب به شاگردانش گفته بود امام خمینی(ره) «ذوب در اسلام» است و شما نیز بروید و در امام خمینی ذوب شوید. شهید سیدحسن نصرالله واقعاً ذوب در امام بود. هر چیزی را که امام تشخیص میداد و میفرمود ایشان اطاعت میکرد. ایشان در دوران حضرت امام(قدسالله نفسه الزکیه) مطیع خاص حضرت امام بود. شهید سید حسن نصرالله به ایران آمد و در جماران به خدمت امام رسید. امام به ایشان فرمودند: «بروید و کارتان را دنبال کنید. من از شما پشتیبانی و حمایت میکنم.»