پایگاه خبری جماران: رئیس انجمن فقه و حقوق اسلامی حوزه علمیه با اشاره به اینکه همه آیتالله العظمی شبیری زنجانی را بهعنوان یک روحانی تراز مطرح میکنند، گفت: امروز جامعه و حوزه ما به این رواداری و نگاه جامع نیاز دارد. اگر میگوییم جناب ایشان هیچگاه جذب دنیا نشد؛ از آن روزی که یک طلبه است و احیاناً شهریه مختصری به او میدهند، تا وقتی که مرجعیت ایشان گسترده نبود؛ ولی بالأخره مرجعیتی داشت، همان است و سرسوزنی از آن موضع تجاوز نمیکند. پس ما باید انسانهایی را در این سطح و در این پایه تربیت کنیم. باز تکرار میکنم؛ بایستههای حوزه معلوم است، نبایستههای حوزه هم معلوم است. توصیف عالِم تراز معلوم است، عالِم ناتراز و شبهعالم ناتراز هم معلوم است. این برنامهریزان و اساتید هستند که باید بتوانند چنین نیروهایی را تربیت کنند.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با آیتالله ابوالقاسم علیدوست را در ادامه میخوانید:
روزهای نخستین آغاز سال تحصیلی حوزه را در پیش داریم. حضرتعالی احساس میکنید بایدها و نبایدهای حوزه امروز چه چیزهایی است؟
سؤال، سؤال بزرگی است و اگر کسی بخواهد به آن بپردازد باید خیلی موسع به آن بپردازیم. مقدمتاً بگویم؛ آیا واقعاً بایستههای یک حوزه تراز و نبایستههای حوزه تراز، آیا امر مغفولی است؟ امر غیرروشنی است؟ یا مطلب روشن است، اما مسأله در التزام به این روشنهاست؟
به قول آن شخص زیرک که گفته بود: من نمیخواهم کسی برای من اخلاق بگوید، بلدم؛ فقط به من یاد بدهید که چگونه به این دانستهها عمل کنم، این را بلد نیستم و نمیدانم چرا. ولذا ما فکر میکنیم بایستهها معلوم است، نبایستهها هم معلوم است. باید متصدیان، برنامهریزان، کسانی که تعیین سیاست میکنند، در لایههای بعد اساتید و در نهایت طلابی که در دامنه یا در پایین کوه قرار دارند، اینها را به کار بگیرند.
این روزها حوزه و کشور داغدار درگذشت عالم ربانی آیت آلله العظمی شبیری زنجانی شد نظر شما در مورد فقدان و تشییع باشکوه ایشان چیست؟
همه دیدند، حتی کسانی که قبلاً گاهی انتقاداتی داشتند، امروز ایشان را بهعنوان یک روحانی تراز مطرح میکنند. بایستههای حوزه را باید در امثال این شخصیتها دید. البته نباید اینها را به مرز عصمت رساند و اگر ممکن است انتقادی هم باشد نباید نادیده گرفت. اما مهم این است که ببینیم چرا اگر همه قبول داریم که ایشان یک عالمِ متضلع، اهل دقت و باسواد بود، پس یکی از بایستههای حوزه این میشود که طوری برنامهریزی شود، طوری کتابها تنظیم شود توسط شورایعالی، مدیریت حوزه، جامعه مدرسین، اساتید، مدارس و طلاب که ما در آینده عالمانی متضلع، باسواد و اهل دقت داشته باشیم.
اگر از یمین و یسار، به تعبیر من جن و انس و ملک، این روزها گفتند که حضرت آیتالله شبیری متواضع بود، مردمدار بود و هیچ فاصلهای و حتی این تعینات اخیر باعث نشده بود که ایشان را از مردم جدا کند و همان مشی پنجاه سال قبل را در ایشان میدیدند؛ البته ایشان ممکن است مریض بود، سرش شلوغ بود، ولی تا جایی که میتوانست همان بود. به تعبیر کاشفالغطاء که به خودش گفته بود، الآن به تو میگویند آیتاللهالعظمی فلان، ولی تو همان جُعَیفِر سابقی! به خودش میگفته؛ شبها پا میشده برای نماز شب و میگفته که یک روز جعیفر بودی، بزرگ شدی گفتند جعفر، شیخ جعفر، ثقةالاسلام، حجتالاسلام، حجتالاسلاموالمسلمین، آیتالله، حضرت آیتالله، الآن هم که میگویند آیتاللهالعظمی، الان هم میگویند مرجع تقلید، اما فراموش نکن که همان جعفر سابقی. من معتقدم جناب آقای شبیری همان شبیری بیستساله و بیست و پنجساله با همان روحیه بود. اگر این هست و همه قبول داریم، خوشمان میآید و داریم دستبهدست میکنیم، بایسته حوزه تربیت اینهاست.
نمیدانم چرا گاهی وقتها بعضی نفسها، بعضی صداها و بعضی برنامهها، آدمِ اهل تشر تربیت میکند! ما نیاز به مبارز داریم، اما مبارزِ مبلغ؛ نه اهل تشر، نه اهل طرد، نه اهل تبعید، نه اهل تفسیق و تکفیر. اینها چیست که گاهی گوشهوکنار دیده میشود؟ اگر یکی از نبایستههای حوزه در طول تاریخ این تکفیرها، این توهینها و این جسارتهای ناموجهِ ضداخلاق بوده، نمیگویم اخلاق اسلامی، بلکه اخلاق انسانی، این باید دور شود.
همه از رواداری آیتالله شبیری صحبت میکنند و اینکه ایشان سعی میکرد همه را داشته باشد، بدون اینکه یارانه بدهد. ببینید، گاهی وقتها انسان با نفاقی که در پیش میگیرد همه را دارد، اما گاهی در راه اعتدالی که در پیش میگیرد همه را دارد. چون هیچکس را حق مطلق فرض نمیکند و هیچکس را باطل مطلق فرض نمیکند. حظی از نیکی در این فرد میبیند این را نگاه میکند، حظی و بهرهای از نیکی را در فردِ مقابل میبیند آن را میگیرد.
امروز جامعه و حوزه ما به این رواداری و نگاه جامع نیاز دارد. اگر میگوییم جناب ایشان هیچگاه جذب دنیا نشد؛ از آن روزی که یک طلبه است و احیاناً شهریه مختصری به او میدهند، تا وقتی که مرجعیت ایشان گسترده نبود؛ ولی بالأخره مرجعیتی داشت، همان است و سرسوزنی از آن موضع تجاوز نمیکند. پس ما باید انسانهایی را در این سطح و در این پایه تربیت کنیم. باز تکرار میکنم؛ بایستههای حوزه معلوم است، نبایستههای حوزه هم معلوم است. توصیف عالِم تراز معلوم است، عالِم ناتراز و شبهعالم ناتراز هم معلوم است. این برنامهریزان و اساتید هستند که باید بتوانند چنین نیروهایی را تربیت کنند.
در پایان اگر نکتهای درباره فضای فعلی حوزهها و معرفی بزرگان دارید بفرمایید.
خیر؛ تمام شده است. در آخر عرض کنم، حجاب معاصرت، حجاب معاصرت! من این ادعا را میکنم و روز قیامت هم از پسِ آن برمیآیم به اعتقاد خودم؛ ما از نظر حجاب معاصرت در بدترین دوران هستیم. نسلی که حضور دارد، هیچ اصراری ندارد که هیچ، بلکه رها نمیکند. نسلی که نسبت به مطرحشدن آیندگان دارد کوتاهی میکند. این را چپش نکنید! تازه اگر کسی هم این کار را میکند او را سرزنش میکنند و سرکوفتش میزنند که کسی هم در این زمینه حرکت کند.