روشنفکران دینی و پرورشیافتگان مکتب علوی؛ جهلستیزند و خرافه را خردسوز میدانند. همواره میکوشند تا نسل پاکسرشت و معصوم جوان را با تبیین اصل دین و جاری ساختن زلال معرفت بر مزرعه جانشان از باتلاق جهل برهانند. آنها در شناساندن خرافهها و پیرایهها که بر قامت دین سمج شدهاند، همواره شتابانند. جام جانشان لبریز از عشق به اعتلای جامعه و فرازمندی امت اسلام است.
روشنفکران دینی بر مبنای سیره علوی، عرصه اندیشهشان را بر مخالف نمیبندند و با آغوش گشوده پذیرای نقد منتقدان از هر مسلک و مرامند و از تعصب و تکنگری و شیوهای هراسافکنی بدورند و دین را نردبان پست و مقام قرار نمیدهند. دمنده روح «بیداری و امید» بر کالبد جامعهاند و با باریکاندیشی و ظرافت، آسیبها را میشناسانند.
روشنفکران دینی در برابر تفکرات الحادی و نیز اندیشههای استبدادی و استثماری که استقلال وطن را به محاق میبرند، سد سدیدند و ننگ و نکبت را نمیپذیرند. دغدغهشان فردای ایران است که از آفتهای فرهنگهای بیگانه که دائم بر سرزمینمان سرازیر است، آسیب نبیند.
روشنفکران دینی در گفتمان خود بر اصل پاسداشت کرامت انسان و مجادله نیکو استوارند و در برابر نسل پرسشگر جوان، شکیبا و با سعه صدر و برهان برخورد مینمایند. «قُلْ هَاتُوا بُرْهَانَکُمْ إِنْ کُنْتُمْ صَادِقِینَ». روشنفکران دینی آموزنده ارزشهای اخلاقیاند که از مولایشان علی (ع) آموختهاند که فرمود: «إِنِّی أَکْرَهُ لَکُمْ أَنْ تَکُونُوا سَبَّابِینَ».
اینها چندی از شاخصههای روشنفکران دینی سرزمینم بود، اما این را هم بگویم، قشر روشنفکر دینی ما که دغدغهاش دین و نیز دنیایمان است، از هجمهها و یورشهای نابخردانه آسوده نیستند و در غربت فرهنگی، روزگار میگذرانند. پس بر کرسینشینان حکومت دینی است که در آوردگاههای فکری و فرهنگی تنهایشان نگذارند و با حمایت بایسته و شایسته؛ مسیر تلاشهای آنها را هموار سازند تا در انجام و بسط رسالت دینی خود هر چه بیستر موفق گردند.