مرعشی: نامه جیدی ونس به محسن رضایی فرصتی طلایی برای دور کردن ایران و آمریکا از جنگ است/ تأکید بر نقشآفرینی دبیر شورای عالی امنیت ملی در پیشبرد مذاکرات و حرکت به سمت صلح
سیدحسین مرعشی، دبیرکل حزب کارگزاران سازندگی ایران، در سرمقاله روزنامه سازندگی، تحرکات دیپلماتیک قطر و نامه جیدی ونس به محسن رضایی را نشانهای از تمایل آمریکا به فاصله گرفتن از جنگ دانست. وی با تأکید بر اهمیت مأموریت دبیر شورای عالی امنیت ملی، این مقطع را فرصتی مهم برای پیشبرد مذاکرات، جلوگیری از درگیری مجدد و کاهش هزینههای احتمالی جنگ برای مردم ایران توصیف کرد.
به گزارش جماران، سیدحسین مرعشی، نامه جیدی ونس به محسن رضایی و تحرکات میانجیگرانه قطر را فرصتی مهم برای ازسرگیری مذاکرات، جلوگیری از جنگ مجدد و حرکت به سمت صلح ارزیابی کرد. تحرکات اخیر هیأت میانجیگر قطری در هماهنگی با آمریکا، نشانه مثبتی به شمار میرود که میتواند احتمال وقوع جنگ سوم را کاهش دهد و زمینهساز نوعی ترک مخاصمه در منطقه و حتی در سطح جهان شود. در این زمینه، چند نکته باید مورد توجه قرار گیرد:
نکته اول اینکه به نظر میرسد، جهان بهطور کل و کشورهای غربی بهطور خاص، آمادگی تحمل آتشافروزی جدید آقای ترامپ را ندارند. اگر دقت کرده باشید، کشورهای عضو گروه ۲۰ در آستانه برگزاری اجلاس خود در آمریکا قرار دارند؛ درحالیکه تقریباً همه این کشورها، به شکل مستقیم از این جنگ آسیب دیدهاند. در برخی کشورهای مهم، از جمله فرانسه و تعدادی دیگر از کشورهای اروپایی، حتی تعادلهای داخلی و امنیتی نیز تحتتأثیر افزایش قیمت نفت، افزایش تورم و حتی افزایش بیکاری بههم خورده است. وضعیت اقتصادی آمریکا هم روشن است. در حال حاضر، ترامپ از هر پنج جملهای که بیان میکند، سه جملهاش درباره این است که جنگ بهزودی تمام خواهد شد، قیمتها کاهش پیدا خواهد کرد و قیمت بنزین و گازوئیل ارزان خواهد شد. در واقع، کاری نبوده که آقای ترامپ در این مدت بتواند انجام دهد و انجام نداده باشد. حتی اینکه با پوتینی که با جهان غرب کاملاً درگیر است، دست دوستی داده و برای صادرات گازوئیل از او کمک خواسته، خود نشانه بسیار مهمی است. برای ایران نیز از این جهت مثبت است که برخلاف پیشبینی طرف مقابل مبنی بر اینکه ایران ظرف چند هفته در محاصره اقتصادی فروخواهد پاشید، اکنون مشخص شده است که این ایران نیست که توان تحمل یک جنگ جدید را ندارد؛ بلکه بیشتر این آمریکا و غرب هستند که توان تحمل چنین جنگی را ندارند.
البته این بهمعنای آن نیست که مردم ایران سختی نکشیدهاند. مردم ایران شرایط بسیار دشواری را تحمل کردهاند، اما ایرانیها حاضر نیستند شرافت خود را بفروشند بهخاطر اینکه سختی کمتری را متحمل شوند و این موضوع مهمی است که نباید از نظر دور داشت.
نکته مهم دیگر به شخص آقای ونس مربوط میشود که اکنون از طرف آمریکاییها مسئول پیگیری این موضوع شده است. تفاوت آقای ترامپ و آقای ونس در این است که آقای ترامپ سالهای پایانی فعالیت سیاسی خود را سپری میکند و حداکثر تا دو سال دیگر، پرونده سیاسی او، چه مثبت و چه منفی، بسته خواهد شد. آقای ترامپ دیگر نمیتواند برای بار سوم رئیسجمهور آمریکا شود و در واقع، دوران پایانی حضور خود در عرصه سیاست را میگذراند. اگر هفته آینده انتخابات مجلس نمایندگان و سنا را نیز واگذار کند، منحنی سیاسیاش، هم از نظر کمی و هم از نظر کیفی، با شیبی منفی به سمت افول حرکت خواهد کرد. اما آقای ونس یکی از چهرههای مطرح جمهوریخواهان برای انتخابات ریاستجمهوری آینده خواهد بود و از نظر سنی نیز در دوره میانسالی قرار دارد. بنابراین، ممکن است در آینده موقعیتهای بهتری برای حضور در صحنه سیاسی آمریکا داشته باشد.
وقتی آقای ونس به محور پیگیری این موضوع تبدیل میشود، معنایش این است که آمریکاییها میخواهند از جنگ فاصله بگیرند. آقای ونس نیز میخواهد از این طریق، یک چهره صلحطلب واقعی از خود به نمایش بگذارد و مذاکرات آینده را به سرمایهای سیاسی برای خودش در انتخابات ریاستجمهوری آینده آمریکا تبدیل کند.
نکته مهم دیگر، شناخت و تحلیل دقیق آقای ونس از مسائل ایران است. او بسیار هوشمندانه و به خوبی مسائل داخلی ایران را تحلیل کرده و نامه خود را خطاب به آقای محسن رضایی، دبیر شورای عالی امنیت ملی، نوشته است. در اینجا باید به جایگاه آقای رضایی توجه کرد. درست است که هم رئیسجمهور از ایشان حمایت و با ایشان همراهی میکند و هم فرماندهان نظامی و مسئولان سپاه با آقای رضایی همراه هستند، اما باید توجه داشت که انتخاب ایشان بهعنوان عضو و دبیر شورای عالی امنیت ملی، در یک فرآیند تصمیمگیری جمعی شکل نگرفته، بلکه تصمیم شخص رهبری بوده و طبیعتاً مورد وثوق ایشان نیز هستند.
معنا و مفهوم این مسئله آن است که آقای ونس با نوشتن نامه به آقای رضایی، در واقع با نزدیکترین فرد به رهبری وارد تعامل سیاسی شده است و این موضوع بهخودیخود میتواند، شانس موفقیت مذاکرات را افزایش دهد.
نکته پایانی به خود آقای رضایی مربوط میشود. ایشان سابقه فرماندهی سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در دوران جنگ و در دوره امام(ره) را دارند و پس از تغییر مسئولیت و پایان دوره فرماندهی، جز فعالیتهای دانشگاهی و تحصیل در رشته اقتصاد، در بخشهای مختلف سیاسی زندگیشان، برگ موفق و مهم دومی نداشتهاند. اکنون به نظر میرسد مجموعه شرایط، از جمله تصمیم رهبری برای انتصاب آقای رضایی و تصمیم ونس برای مکاتبه با دبیر شورای عالی امنیت ملی، یعنی فردی که در مقطع کنونی از دیگران به رهبری نزدیکتر است، زمینه ویژهای را فراهم کرده است تا ایشان بتوانند، مأموریت مهمی که برعهده دارند را به نفع ایران و مردم ایران به سرانجام برسانند.
اولویت طبیعی ایشان، با توجه به تأکیدات رهبری در دیدار هفته پیش با آقای رضایی، باید خارج کردن کشور از وضعیت جنگی و حرکت به سمت صلح باشد. این امر مستلزم مدیریت بسیار فشرده، دقیق و سنجیدهای است که آقای رضایی باید اعمال کند. اگر ایشان بتواند، مذاکرات را به نتیجه برساند و از طریق این مذاکرات، ایران و جهان را از جنگ سوم دور کند و یا اگر در این زمینه توفیقی حاصل نشد و آمریکاییها دست به شرارتهای احتمالی زدند، بتواند در پاسخ به این اقدامات، از کیان کشور دفاع کند و بهویژه از زیرساختها و نیازهای اصلی کشور محافظت کند، به موفقیتی بزرگ دست یافته است. انرژی، مهمترین این نیازهاست؛ چراکه تمام رفاه مردم متکی به آن است.
بنابراین، حتی در صورت ورود کشور به عرصه دفاعی و مواجهه با هزینههای جنگ سوم، آقای رضایی باید تلاش کند این هزینهها را برای مردم به حداقل برساند. این یک فرصت طلایی برای آقای رضایی است تا بتواند دومین برگ موفق زندگی خود را رقم بزند و طبیعتاً چنین موفقیتی میتواند، زمینهساز موفقیتهای بعدی ایشان در آینده نیز باشد.
منبع: سازندگی
مشاهده خبر در جماران