کدخبر: ۱۷۳۳۹۰۶ تاریخ انتشار:

نشست «آیت‌الله شبیری زنجانی باز اندیشی در سبک اجتهاد»؛

مهریزی: نمی‌شود در جامعه، تنها یک قرائت حاکم باشد

مهدی مهریزی در آستانه چهلمین روز در گذشت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی، طی سخنانی با موضوع «آیت‌الله شبیری زنجانی باز اندیشی در سبک اجتهاد» در خانه اندیشوران گفت: نمی‌شود در جامعه، تنها یک قرائت حاکم باشد. اگر از قرائت‌های گوناگون با عناوینی مانند «نواندیشانه» و «سنتی» یاد می‌شود، حاکی از یک تکثر مطلوب است که در نهاد مرجعیت نیز مطلوب و پسندیده، محسوب می‌شود و مراجعی با دیدگاه‌های متفاوت، ضروری می‌نماید.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران با تأکید بر اینکه نباید انتظار داشت که همه علما مثل هم باشند، گفت: وقتی ظلم و تبعیضی صورت می‌گیرد یا مردم در تنگنای معیشتی و اقتصادی قرار می‌گیرند، انتظار می‌رود نهاد مرجعیت به این مسائل ورود کند؛ چه با گره‌گشایی‌های موردی و چه با ایفای نقش‌های کلان و ساختاری. دردهای اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد، در جامعه ما دردهای بزرگی هستند و نمی‌توان مدعی شد که این مسائل مربوط به فلان نهاد دولتی است و به ما ربطی ندارد.

به گزارش خبرنگار جماران، حجت‌الاسلام و المسلمین مهدی مهریزی در آستانه چهلمین روز در گذشت آیت‌الله العظمی شبیری زنجانی، طی سخنانی با موضوع «آیت‌الله شبیری زنجانی باز اندیشی در سبک اجتهاد» در خانه اندیشوران قم ضمن تعریف «مرجعیت» و سابقه تاریخی‌ آن، گفت: ما مجتهد فراوان داریم اما چه می‌شود که مجتهدی به مقام مرجعیت می‌رسد و چه اتفاقی در این میان رخ می‌دهد؟ به نظرم دو مؤلفه، اهمیت دارد؛ یکی این‌که کسی فتوای خود را منتشر می‌کند و دوم این‌که در معرض امور و وجوهات شرعی و دینی قرار می‌گیرد.

وی افزود: با این وضعیت، این مقام سابقه تاریخی چندانی ندارد؛ زیرا اصلاً ما رساله‌های عملیه به این معنا نداشتیم. مرحوم شیخ آقابزرگ می‌گوید که این امر از قرن یازدهم، رواج پیدا کرده است و با این‌که گاهی گفته می‌شود کتاب‌های قدیم مانند «لمعه» و «المختصر النافع» رساله عملیه بوده‌اند، ولی واقعاً چنین نیست و رساله به معنای رایج امروزی ما، به گمان من، «نخبه» مرحوم حاجی کلباسی است که ۲۰ سال پیش از شیخ انصاری، فوت کرده است؛ یعنی در سال ۱۲۶۱ درگذشته و تقریباً نخستین رساله فارسی به مدل امروزی ماست که مسأله‌به‌مسأله پیش می‌رود و مسائل مورد نیاز روز را مطرح می‌کند.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ادامه داد: جالب است که حدود ۲۷ نفر بر آن حاشیه نوشته‌اند که نخستین آنها شیخ انصاری و سپس آخوند خراسانی هستند؛ یعنی مشابه کاری که امروز درباره کتاب «عروة الوثقی» داریم. این کتاب، نخستین اثر از این دست بود که ما آن را سال‌ها قبل در سال ۸۳ تصحیح و چاپ کردیم و در آنجا ۱۴ مورد از این حاشیه‌ها –از جمله حواشی شیخ انصاری، آخوند و میرزای شیرازی– را یافتیم و با آن، چاپ کردیم. در مقدمه آن کتاب نیز بحثی را درباره سیر رساله‌های عملیه و زمان آغاز نگارش آنها را مطرح کرده‌ام.

وی با اشاره به شئون اجتماعی و سیاسی مراجع تقلید، اظهار داشت: وقتی مطالعات یک قرن یا ۹۰ سال اخیر مراجع شیعه را بررسی می‌کنیم، مجموع این فعالیت‌ها را در آن‌ها می‌بینیم. البته همه مراجع همه این کارها را با هم انجام نداده‌اند، بلکه این‌گونه نبوده است که یک فقیه متصدی تمام این امور باشد؛ بلکه همیشه یک حداقل وجود داشته که همان امور خاص دینی و امور علمی و آموزشی است؛ اما در بخش‌های دیگر، یعنی امور اجتماعی و سیاسی، عمل‌کردها متفاوت بوده است.

مهریزی یادآور شد: ما در همه حوزه یک‌رشته آرمان‌ها داریم و با یک‌سری واقعیت‌ها روبه‌رو هستیم که تعامل آنها با یکدیگر، سبک و مدل را می‌سازد. من در حوزه زندگی ائمه(ع) این‌گونه مثال می‌زنم که همه امامان برای احیای دین، عدالت و ارزش‌های اخلاقی(که آرمان‌های ثابتند) تلاش می‌کردند اما واقعیت‌های زمانه آنها با یکدیگر متفاوت بود؛ به همین دلیل، خروجی تعامل آن آرمان‌ها با واقعیت‌های متفاوت زمانه، در دوران امامان ما به شکل‌های متفاوتی بروز کرد.

وی ادامه داد: برای ما نیز جریان به همین منوال است؛ بنابراین اگر ما فقط یک قالب خشک را به عنوان سبک ثابت بگیریم، دچار انحراف می‌شویم و به راه فرقه زیدیه یا انجمن حجتیه کشیده می‌شویم. اگر در کتاب «کافی» آمده است که پیامبر(ص) بارها می‌فرمودند «الحسن و الحسین امامان قاما او قعدا»، ناظر به همین حقیقت است؛ یعنی نباید یک روش خاص را به عنوان سبک ثابت بگیرید که لازمه آن، اخباری‌گری است. آرمان‌ها ثابتند، اما واقعیت‌ها متغیرند؛ و ترکیب و تعامل این دو در هر دوره، سبک و مدل مخصوص به آن را می‌سازد.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، تأکید کرد: در حوزه مرجعیت نیز وضعیت به همین گونه است؛ یعنی ما آرمان‌های دینی مشخصی داریم اما واقعیت‌ها متفاوتند؛ یکی از این واقعیت‌ها خودِ اشخاص و افراد هستند، علما نیز با یکدیگر یکسان نیستند. همان‌طور که در روایات می‌خوانیم که ائمه(ع) مانند یکدیگر نیستند و شرایطی یکسان هم نداشتند، نباید انتظار داشت که همه علما مثل هم باشند. شرایط اجتماعی –چه اختیاری و چه غیراختیاری- یکسان نیست و گاهی شرائط به صورت قهری، رخ می‌دهند. ترکیب این متغیرها در نهایت، خروجیِ مدل مرجعیت را رقم می‌زند.

وی با بیان اینکه جامعه امروز پنج انتظار اصلی از نهاد مرجعیت دارد، تصریح کرد: تلاش در جهت حفظ هویت و میراث تشیع و جامعه شیعی در برابر آسیب‌ها، تلاش در جهت حفظ هویت و استقلال حوزه‌های علمیه، تلاش برای رفع گره‌های فکری و ذهنی، تلاش برای تربیت اخلاقی و معنوی جامعه و تلاش برای حمایت از جامعه و مردم در برابر ظلم، تبعیض، گرفتاری‌های معیشتی، اقتصادی، دردهای اجتماعی و بلایای طبیعی و ناگهانی؛ در تمامی این بحران‌ها، جامعه نیاز به یک مأمن و پناهگاه مطمئن دارد.

مهریزی تأکید کرد: وقتی ظلم و تبعیضی صورت می‌گیرد یا مردم در تنگنای معیشتی و اقتصادی قرار می‌گیرند، انتظار می‌رود نهاد مرجعیت به این مسائل ورود کند؛ چه با گره‌گشایی‌های موردی و چه با ایفای نقش‌های کلان و ساختاری. دردهای اجتماعی مانند طلاق و اعتیاد، در جامعه ما دردهای بزرگی هستند و نمی‌توان مدعی شد که این مسائل مربوط به فلان نهاد دولتی است و به ما ربطی ندارد. آری، نهادهای دولتی، متکفل برطرف کردن این آسیب‌ها هستند، اما سنسورهای حساسیت‌سنج نهاد مرجعیت باید به این دردها فعال و بیدار باشند و این نهاد باید دغدغه‌مند رفع آن‌ها باشد. جامعه‌ای که ۳۰% ازدواج‌هایش به طلاق می‌انجامد، باید موضوع دغدغه مرجعیت باشد. این یک درد بزرگ اجتماعی است و نهاد مرجعیت باید نسبت به آن و معضلات دیگری مانند اعتیاد، حساس باشد.

وی در بخش پایانی سخنان خود گفت: تکثر نباید و نمی‌شود از بین برود؛ تکثر مرجعیت به معنای وجود افراد مختلف با فهم‌ها و دیدگاه‌های گوناگون است. گاهی برخی می‌خواهند همه آراء را یک‌کاسه و یک‌نواخت کنند، درحالی که این نه شدنی است و نه مطلوب. معتقدم که طیف‌های مختلف فرهنگی باید صدای خود را داشته باشند. نمی‌شود در جامعه، تنها یک قرائت حاکم باشد. اگر از قرائت‌های گوناگون با عناوینی مانند «نواندیشانه» و «سنتی» یاد می‌شود، حاکی از یک تکثر مطلوب است که در نهاد مرجعیت نیز مطلوب و پسندیده، محسوب می‌شود و مراجعی با دیدگاه‌های متفاوت، ضروری می‌نماید.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، افزود: به گمان من این تکثر نه می‌تواند و نه می‌شود از بین برود؛ چه به لحاظ ویژگی‌های شخصی مراجع و چه به لحاظ تفاوت شرایط زمانی. مثلاً مرحوم امام(ره) پیش از سال ۴۲ با دوران پس از آن، کاملاً متفاوت است؛ یا آقای شهرستانی درباره آیت‌الله حکیم نقل می‌کردند که در یک دوره، چنان اقتداری داشت که وقتی کسی در نیمه شعبان، شعری خواند و به برادر رئیس‌جمهور، توهین کرد، توسط حکومت دستگیر شد، اما روز بعد، پسر ایشان، آقای سیدمهدی حکیم برای آزادی او، با ماشین تا جلوی در کاخ ریاست‌جمهوری رفت. اما شرایط به شکلی پیش رفت که خود آقای حکیم و آبدارچی ایشان تنها مانده بود. واضح است که تلاش‌ها در این دو دوره، متفاوت باشد. این شرایط متفاوت، تکثر می‌سازد و این تکثر، مطلوب است.

وی تأکید کرد: گاهی ناخواسته، سخنانی نامربوط مطرح می‌شود؛ درحالی که باید توجه داشت هم سطوح و لایه‌ها و گستره معارف دینی، متفاوت است و هم طیف‌های دینداران. دینداران ما انواع مختلف دارند؛ هم دیندار دانشگاهی داریم، هم دیندار سنتی، که هریک به دنبال نوعی از دینداری می‌روند؛ لذا باید نهاد مرجعیت و مرجع، پاسخگوی همه طیف‌ها باشد.

مهریزی اظهار داشت: شورای فتوا برای کاهش پاره‌ای از آسیب‌ها و آفت‌ها می‌تواند شکل گیرد؛ اما این توقع که به‌یک‌باره، همه متحد شوند، شدنی نیست؛ بلکه به نظر می‌رسد که این یک امر مرحله‌ای و گذراست. فرض کنیم مثلاً مراجع و مجتهدان همسو، شروع به مطرح کردن برخی از فتواهای مشترک کنند و زمینه‌ای فراهم گردد که شورا به نگاهی کامل‌تر برسد، یک امر مطلوب است. اصل این کار، پسندیده است، اما شدنی نیست؛ ولی می‌تواند به صورت خاص و مقطعی و مرحله‌ای، دنبال شود. حرکت به سمت تشکیل سازمان و نهاد پیوسته و مستقل برای مرجعیت و روحانیت، هم پروژه‌ای قابل مطالعه است و هم قابل تشکیل؛ اما نه به این زودی.

مشاهده خبر در جماران