کدخبر: ۱۷۳۳۸۱۸ تاریخ انتشار:

نشست تخصصی «منازعات ایران و آمریکا؛ ریشه‌ها، روندها و آینده فرارو»؛

قهرمان‌پور: ذی‌نفعانی در ایران و آمریکا شکل گرفته‌اند که می‌خواهند روابط با آمریکا متشنج بماند/ هر چهار سال یک‌بار انتخابات برگزار می‌کنیم اما کسی که در سیاست خارجی نماینده مردم است، نمی‌تواند اهداف خودش را جلو ببرد

رحمان قهرمان‌پور طی سخنانی در نشست تخصصی «منازعات ایران و آمریکا؛ ریشه‌ها، روندها و آینده فرارو» در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، گفت: در دنیای مدرن، دولت به نمایندگی از مردم باید دنبال خیر جمعی باشد. بنابراین کسی که در یک انتخابات رأی آورده را اجازه دهید راه حل پیدا کند؛ می‌گذاریم! هر چهار سال یک‌بار انتخابات برگزار می‌کنیم. اما کسی که در سیاست خارجی نماینده مردم است، نمی‌تواند اهداف خودش را جلو ببرد؛ اگر مردم آمدند رأی دادند و آن فرد هم گفته که من خواهان تعامل با جهانم، حداقل چهار سال به او فرصت دهید.

یک کارشناس مسائل بین‌المللی با تأکید بر اینکه ذی‌نفعانی در ایران و آمریکا شکل گرفته‌اند که می‌خواهند روابط با آمریکا متشنج بماند، گفت: ما در داخل باید قاعده بازی را رعایت کنیم و آن قاعده بازی این است که خیر جمعی، بالاتر از مصلحت فردی، جناحی و گروهی است. یعنی مشکل ما در سیاست خارجی، بیشتر از اینکه ریشه‌های خارجی داشته باشد، این است که در داخل این قاعده‌ها را نپذیرفته‌ایم؛ و بنابراین، کسی هم که رابطه با آمریکا را هویتی کرده، در واقع از آن سود می‌برد یا سعی می‌کند که سهمی به خیر جمعی ندهد.

به گزارش خبرنگار جماران، رحمان قهرمان‌پور در نشست تخصصی «منازعات ایران و آمریکا؛ ریشه‌ها، روندها و آینده فرارو» در پژوهشکده امام خمینی(س) و انقلاب اسلامی، گفت: روایت هویت مسلط ایران همواره در معرض تهاجم خارجی بوده است. این روایت هویت، یک حافظه جمعی شکل داده و آن حافظه جمعی نیز تحولات بیرونی را عمدتاً بر همین اساس تفسیر می‌کند. حالا در جمهوری اسلامی، روایتش به نوعی ممزوج می‌شود با گزاره‌های اسلامیِ عدالت و ظلم‌ستیزی؛ در دوره پهلوی، ارتباط دارد با گزاره‌های ناسیونالیستی مثل استقلال ملی و حاکمیت؛ اما در هر صورت، در حافظه جمعی ما حک شده است.

این تحلیلگر مسائل بین‌المللی تصریح کرد: ابرقدرت بودن آمریکا کمک کرده به اینکه ما در مقابل آمریکا بایستیم. البته من معتقدم مسأله آمریکا حل شود ـ که خواهد شد ـ نهایتاً مسأله اسرائیل، هویتی به مراتب پیچیده‌تر دارد؛ چون محل تقاطع روایت‌های هویتی مارکسیستیِ چپِ قبل از انقلاب، روایت‌های هویتی پان‌عربیستی، پان‌اسلامی و همه این‌هاست؛ و به خاطر همین، ظرفیت هویتی شدن بیشتری دارد.

وی افزود: وقتی مسائلی سیاست خارجی هویتی می‌شوند، حتی نزدیک شدن به آنها سخت می‌شود و حتی گفت‌وگو در مورد آنها دشوار می‌گردد. منظورم این است که حتی به لحاظ توصیف و تحلیل مسأله هم مشکل پیش می‌آید؛ چه رسد به اینکه سیاست‌گذار در آن سطح حساس بخواهد راجع به حل مسأله آمریکا صحبت کند.

قهرمان‌پور اظهار داشت: عامل دیگر ساختاری که به این هویتی شدن کمک کرده، لابی پرنفوذ صهیونیستی-اسرائیلی در آمریکاست که تمام‌قد عنصر ثابتی بوده و آن تصویر منفی که از جمهوری اسلامی و از ایران شکل گرفته، عمدتاً محصول کار این لابی بوده است؛ پولی که خرج کردند، رسانه‌هایی که داشتند، و بارها این‌ها مطرح کرده‌اند و هنوز هم مطرح می‌کنند که اساساً آمریکا نمی‌تواند با ایران کنار بیاید، و در واقع این هویتی شدن را به نوعی تقویت می‌کند.

وی افزود: اما چطور داستان به جنگ ختم شد؟ در واقع، آن اتفاقات و اقتضائات و حوادثی که پیش آمد، این عوامل ساختاری را به نوعی فعال کرد. یک مسأله، روی کار آمدن ترامپ بود. اتفاق دیگر بسیار مهمی که در منطقه افتاد، عملیات هفت اکتبر بود که شرایط ساختاری منطقه را واقعاً تغییر داد. اتفاق دیگر، همزمانی نخست‌وزیری نتانیاهو با ریاست‌جمهوری ترامپ بود. این همزمانی هم خودش به نظرم یک متغیر بسیار مهم است که هم‌زمان دو فرد افراطیِ پرریسک روی کار آمدند که تفکرات خاصی هم دارند و به لحاظ اندیشه‌ای می‌توانیم حالا بگوییم بنیادگرا هم هستند.

این کارشناس مسائل بین‌المللی گفت: متغیر دیگری که به نظرم مهم است و باز در تحلیل می‌توانیم بحث کنیم، افزایش قدرت کشورهای شورای همکاری خلیج فارس است که ما در ایران یک‌ذره به آن کمتر می‌پردازیم؛ یعنی با توجه به ذخایر ارزی که اینها دارند، با توجه به وضعیت شامات و وضعیت سوریه و لبنان و اینها، فعلاً سالم‌ترین بخش خاورمیانه، همین شبه‌جزیره عربی است با سه تا چهار هزار میلیارد دلار ذخیره ارزی ، همه کشورها از جمله ژاپن، آمریکا، فرانسه، روسیه، چین و هند به آنجا می‌روند. لذا شورای همکاری خلیج فارس و لابی طرفدار اینها و وزنشان هم به نظرم مهم است.

وی افزود: نهایتاً چیزی که به نظرم می‌توانیم در مورد روابط ایران و آمریکا به عنوان یک اقتضا به آن نگاه کنیم، شکل‌گیری رقابت آمریکا و چین و آن چیزی است که به تعبیر برخی تحلیلگران چینی، «چین‌هراسی» در آمریکاست. این‌هم یک پدیده جدید است؛ نگرانی از افزایش قدرت چین همیشه وجود داشته، ولی آن چیزی که ما مشخصاً بعد از ۲۰۱۶ در آمریکا می‌بینیم که به شکل «چین‌هراسی» در آمده و خود این هم کمک کرد به اینکه در آمریکا برخی‌ها معتقدند ایران در آینده رقابت میان آمریکا و چین نقش کلیدی خواهد داشت.

قهرمان‌پور با تأکید بر اینکه سیاست خارجی جمهوری اسلامی در مقابل آمریکا بیشتر از اینکه ایدئولوژیک باشد هویتی است، تصریح کرد: ایدئولوژی عموماً در اختیار حاکمیت و نظام سیاسی است؛ یعنی نظام سیاسی بر اساس منافع خود و آن چیزی که ما می‌گوییم «مصلحت نظام»، می‌تواند آن را تغییر دهد. اما رویکرد هویتی نشان می‌دهد که اتفاقاً کار این‌قدرها هم راحت نیست. سیاست هویتی شما گره خورده و درهم‌تنیده با یک‌سری ارزش‌های بنیادین است. شما باید مبانی هویتی، سیاست هویتی و روایت هویتی خودتان را بازتولید کنید تا امکان عادی‌سازی این روابط به وجود بیاید.

وی تأکید کرد: آمریکا قدرت جهانی است؛ یعنی نماد ظلم‌ستیزی، عدالت‌خواهی، و نظام سلطه است. ولی در کنار آن، واقعیت امر این است که در عرصه سیاست‌گذاری، ذی‌نفعانی هم در ایران و هم در آمریکا شکل گرفته‌اند که می‌خواهند این روابط متشنج بماند؛ برخی منافع مادی دارند و پول به جیبشان می‌آید و برخی‌ها هم در سیاست می‌مانند و این را تبدیل کرده‌اند به یک موضوع سیاست داخلی که هرکسی نزدیک شود و راجع به آن صحبت کند، او را از عرصه بیرون می‌گذارند.

این کارشناس مسائل بین‌المللی ادامه داد: بخشی از حاکمیت چون می‌خواهد مسأله را ساده‌سازی کند، به آن ابعاد هویتی، روایت هویتی، بازتولید روایت هویتی و بازتولید معنا توجهی ندارد. اینجاست که آن ذی‌نفعان وارد می‌شوند؛ یعنی ذی‌نفعانی که این تحریم‌ها را دور می‌زنند و میلیاردی پول به جیب‌شان می‌رود و بخشی از آن بر نمی‌گردد. آنها هم رسانه دارند؛ گفتمان تولید می‌کنند که آقا ببینید، نمی‌شود؛ اگر شما حرف از رابطه با آمریکا زدی، خائنی، خودفروشی! یک کلمات اینچنین هم درست کرده‌اند.

وی با اشاره به اینکه در آمریکا نیز مسأله جمهوری اسلامی هویتی شده است، تصریح کرد: امروز وقتی ترامپ می‌گوید ایران سرمنشأ تروریسم است، شما رگه‌های هویتی‌کردن را در سیاست خارجی آمریکا نیز می‌بینید، همان‌طور که در ایران هم هویتی شده است. به نظر من وضعیت فعلی محصول آن انتخاب‌هایی است که بخشی در آمریکا و بخشی در جمهوری اسلامی اتفاق افتاده است. اینکه آیا می‌شد از این انتخاب‌ها اجتناب کرد یا نه، بحث سیاست‌گذاری است و من معتقدم بله، می‌شد؛ می‌شد در فضای سیاسی آمریکا هم اثرگذاری کرد.

قهرمان‌پور اظهار داشت: اولاً منفعت بخشی از نیروهای سیاسی در این است که این منازعه ادامه داشته باشد، و ثانیاً این منازعه در شرایط بی‌معنایی و در شرایطی که بنیان‌های هویتی متزلزل است، به حاکمیت معنا می‌دهد. اما هرچه در این مسأله تأخیر کنیم، هزینه‌هایش برای ما بیشتر و حل کردنش دشوارتر خواهد شد. به نظر من برای یک سیاستمدار خوب نیست که ابتکار عمل از دستش برود و منتظر سیر حوادث باشد که مثلاً در آمریکا چه می‌شود و جمهوری‌خواهان چند کرسی از دست می‌دهند؟

وی گفت: در دنیای مدرن، دولت به نمایندگی از مردم باید دنبال خیر جمعی باشد. بنابراین کسی که در یک انتخابات رأی آورده را اجازه دهید راه حل پیدا کند؛ می‌گذاریم! هر چهار سال یک‌بار انتخابات برگزار می‌کنیم. اما کسی که در سیاست خارجی نماینده مردم است، نمی‌تواند اهداف خودش را جلو ببرد؛ اگر مردم آمدند رأی دادند و آن فرد هم گفته که من خواهان تعامل با جهانم، حداقل چهار سال به او فرصت دهید.

این کارشناس مسائل بین‌المللی در پایان تأکید کرد: ما در داخل باید قاعده بازی را رعایت کنیم و آن قاعده بازی این است که خیر جمعی، بالاتر از مصلحت فردی، جناحی و گروهی است. یعنی مشکل ما در سیاست خارجی، بیشتر از اینکه ریشه‌های خارجی داشته باشد، این است که در داخل این قاعده‌ها را نپذیرفته‌ایم؛ و بنابراین، کسی هم که رابطه با آمریکا را هویتی کرده، در واقع از آن سود می‌برد یا سعی می‌کند که سهمی به خیر جمعی ندهد.

مشاهده خبر در جماران