در مراسم بزرگداشت شهید آیتالله سید مصطفی خمینی در شهر نجف؛
علی کمساری: سید مصطفی خمینی از جمله عالمانی بود که میان دانش دینی و مسئولیت اجتماعی و سیاسی پیوند برقرار کرد/ استمرار یک حرکت اجتماعی و سیاسی، نیازمند پایداری در برابر دشواریها و فقدانهای بزرگ است
رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی در مراسم بزرگداشت شهید آیتالله سید مصطفی خمینی در شهر نجف، گفت: هر چند سید مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی و از نزدیکترین همراهان ایشان بود؛ اما همه شخصیت او در این نسبت خانوادگی خلاصه نمیشد. او عالمی صاحبنظر، مدرسی توانا، محققی پرکار و مجتهدی برخوردار از استقلال رأی بود که در کنار فعالیتهای علمی، مسئولیت اجتماعی و سیاسی خویش را نیز بهخوبی دریافته و بدان عمل کرده بود.
رئیس مؤسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی با تأکید بر اینکه آثار علمی، مجاهدتهای سیاسی و تأثیرات تاریخی شهید آیتالله سید مصطفی خمینی بسیار فراتر از سالهای حیاتش امتداد یافت، گفت: به گمان من، بزرگداشت شخصیتهایی همچون سید مصطفی خمینی، هنگامی ارزش بیشتری مییابد که از توصیف فضایل فردی فراتر رود و به بازاندیشی در مسئولیتهای امروز حوزههای علمیه بینجامد.
به گزارش جماران، متن سخنان حجتالاسلام و المسلمین علی کمساری در مراسم بزرگداشت شهید آیتالله سید مصطفی خمینی در شهر نجف، به شرح زیر است:
بسم الله الرحمن الرحیم
الحمد لله رب العالمین، و الصلاة و السلام علی سیدنا و نبینا أبی القاسم محمد و علی آله الطیبین الطاهرین.
در آغاز، به محضر مراجع عظام، علمای اعلام، اساتید معظم، فضلای گرانقدر و روحانیون ارجمند حوزه علمیه نجف اشرف عرض سلام و ادب دارم و از اینکه توفیق حضور در این محفل علمی و معنوی، در جوار بارگاه ملکوتی امیرالمؤمنین علی علیهالسلام فراهم آمده است، خداوند متعال را سپاس میگویم.
امروز گرد هم آمدهایم تا یاد و خاطره عالمی را گرامی بداریم که اگرچه عمر شریفش کوتاه بود، اما آثار علمی، مجاهدتهای سیاسی و تأثیرات تاریخی او بسیار فراتر از سالهای حیاتش امتداد یافت؛ فقیهی اندیشمند، عالمی مجاهد و فرزند برومند امام خمینی، مرحوم آیتالله سید مصطفی خمینی، رضوانالله تعالی علیه.
اجازه میخواهم سخن خود را با یک پرسش آغاز کنم:
اگر سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی نبود، امروز جایگاه او را در تاریخ حوزههای علمیه چگونه ارزیابی میکردیم؟
این پرسش از آن جهت اهمیت دارد که گاه عظمت شخصیت پدر، ناخواسته موجب میشود استقلال علمی و فکری فرزند کمتر دیده شود.
هر چند سید مصطفی خمینی فرزند ارشد امام خمینی و از نزدیکترین همراهان ایشان بود؛ اما همه شخصیت او در این نسبت خانوادگی خلاصه نمیشد. او عالمی صاحبنظر، مدرسی توانا، محققی پرکار و مجتهدی برخوردار از استقلال رأی بود که در کنار فعالیتهای علمی، مسئولیت اجتماعی و سیاسی خویش را نیز بهخوبی دریافته و بدان عمل کرده بود.
ازاینرو، شناخت شخصیت او مستلزم توجه به سه بُعد اساسی است: استقلال اجتهادی و جامعیت علمی، جایگاه او در حوزه علمیه نجف و نقش وی در مبارزات سیاسی و تحولات تاریخی معاصر.
نخستین ویژگی برجسته سید مصطفی خمینی، جامعیت علمی و استقلال اجتهادی اوست.
وی از محضر استادان بزرگی همچون آیتالله العظمی بروجردی، امام خمینی و آیتالله سیدمحمد محقق داماد بهره برد و پس از مهاجرت به نجف اشرف، از فضای علمی و میراث گرانسنگ این حوزه کهن نیز استفاده کرد.
بااینحال، اهمیت شخصیت علمی او تنها در نام استادانش خلاصه نمیشود؛ بلکه در قدرت تحلیل، استقلال رأی، گستردگی مطالعات و توانایی ورود به عرصههای گوناگون علوم اسلامی جلوه مییابد.
آثار او در فقه، اصول، فلسفه، عرفان و تفسیر قرآن، از جمله مجموعه ارزشمند «تحریرات فی الاصول» و «تفسیر القرآن الکریم»، گواه روشنی بر این جامعیت علمی است.
اما در اینجا مایلم به نمونهای مشخص از استقلال اجتهادی او اشاره کنم؛ نمونهای که برای اهل فضل و تحقیق، واجد اهمیت ویژهای است.
یکی از ابتکارات علمی امام خمینی در دانش اصول فقه، نظریه «خطابات قانونیه» است؛ نظریهای که در تحلیل ماهیت خطابات شرعی و چگونگی تعلق احکام به مکلفان، افقی متفاوت از برخی دیدگاههای مشهور میگشاید.
سید مصطفی خمینی در جلد سوم «تحریرات فی الاصول»، ذیل عنوان «المسلک الخامس: ما أبدعه الوالد المحقق»، به بررسی این نظریه میپردازد.
نکته درخور توجه آن است که وی، ضمن تجلیل از ابتکار علمی امام خمینی و پذیرش اهمیت نتیجه نظریه، در ضرورت برخی مقدمات استدلالی آن مناقشه میکند.
این رفتار علمی، از نظر من، بسیار معنادار است.
او در برابر پدر و استاد خویش، نه به تقلید علمی بسنده میکند و نه برای اثبات استقلال خود، به مخالفت بیدلیل روی میآورد؛ بلکه با حفظ احترام، مبانی استدلال را بررسی میکند و میان ارزش یک نظریه و ضرورت مقدمات اثبات آن تفاوت میگذارد.
این همان روح اجتهاد اصیل شیعی است؛ اجتهادی که در آن احترام به استاد، مانع نقد علمی نمیشود و وفاداری به سنت، به معنای تکرار بیچونوچرای آرای گذشتگان نیست.
به گمان من، اگر بخواهیم یکی از مهمترین ویژگیهای شخصیت علمی سید مصطفی خمینی را در یک عبارت خلاصه کنیم، باید از «استقلال اجتهادی در عین وفاداری به سنت علمی حوزه» سخن بگوییم.
ویژگی دوم شخصیت علمی سید مصطفی خمینی، جامعیت او در علوم اسلامی است.
او در کنار اشتغال جدی به فقه و اصول، به فلسفه، عرفان و تفسیر قرآن نیز اهتمام داشت و میکوشید از ظرفیت دانشهای مختلف برای فهم عمیقتر معارف اسلامی بهره گیرد.
این ویژگی بهویژه در اثر تفسیری او، «تفسیر القرآن الکریم»، آشکار است.
برای نمونه، در تفسیر آیه سوم سوره بقره:
«وَمِمَّا رَزَقْنَاهُمْ یُنْفِقُونَ»
سید مصطفی خمینی به ابعاد اخلاقی و اجتماعی انفاق توجه میکند.
او در ذیل این آیه، پس از بحث درباره تهذیب روحی و عملی انسان، به مرحله دیگری از مسئولیت مؤمن اشاره میکند که میتوان آن را تهذیب و اصلاح اجتماعی نامید.
در این برداشت، انسان مؤمن تنها مسئول کمال فردی خویش نیست، بلکه در برابر نیازهای دیگران و سامانیافتن حیات اجتماعی نیز مسئولیت دارد.
از این منظر، انفاق صرفاً بخشیدن مال نیست؛ بلکه جلوهای از مسئولیت انسان در برابر جامعه و تلاشی برای فراهم ساختن شرایط زندگی شایسته برای دیگران است.
اهمیت این برداشت در آن است که میان معنویت فردی و مسئولیت اجتماعی پیوند برقرار میکند.
به بیان دیگر، در نگاه سید مصطفی خمینی، سلوک معنوی و توجه به سرنوشت جامعه، دو امر بیارتباط با یکدیگر نیستند.
البته این سخن به معنای آن نیست که همه مباحث تفسیری او ماهیتی اجتماعی دارند؛ بلکه این نمونه نشان میدهد که وی در کنار مباحث ادبی، عقلی و معرفتی، به ظرفیت اجتماعی آیات قرآن نیز توجه داشته است.
به اعتقاد من، این جامعنگری برای حوزههای علمیه امروز نیز واجد پیامی مهم است: دانش دینی هنگامی میتواند پاسخگوی نیازهای گسترده جامعه باشد که در عین حفظ عمق تخصصی، از افقهای وسیع معرفتی و مسائل واقعی زندگی انسان غفلت نکند.
حضرات علما و فضلای گرامی!
سخن گفتن از سید مصطفی خمینی در نجف اشرف، معنایی فراتر از یادکرد یک شخصیت تاریخی دارد؛ زیرا نجف یکی از مهمترین کانونهای شکوفایی علمی و مبارزاتی او بود.
نجف برای سید مصطفی، تنها محل اقامت در دوران تبعید نبود؛ بلکه محیطی برای تدریس، تحقیق، گفتوگوی علمی و استمرار فعالیتهای اجتماعی و سیاسی به شمار میرفت.
در این زمینه، خاطرهای از مرحوم حجتالاسلام والمسلمین سیدعلیاکبر محتشمیپور، از شاگردان و همراهان ایشان، قابل توجه است.
بر اساس روایت وی، در سال ۱۳۴۶ شمسی، گروهی از فضلای حوزه نجف، با توجه به تسلط علمی سید مصطفی بر مباحث فقهی و اصولی و شناخت عمیق او از مبانی امام خمینی، از وی درخواست کردند که تدریس خارج اصول را آغاز کند.
سید مصطفی این درخواست را پذیرفت و تا پایان عمر به تدریس مباحث اصولی ادامه داد؛ فعالیتی که با تدوین مجموعه «تحریرات فی الاصول» پیوندی نزدیک داشت.
اهمیت این واقعه در آن است که نشان میدهد سید مصطفی خمینی در حوزهای با آن پیشینه عظیم علمی، توانسته بود توجه گروهی از فضلای اهل تحقیق را به توانایی علمی و قدرت تدریس خود جلب کند.
در حقیقت، او در نجف نهتنها از میراث علمی این حوزه بهره گرفت، بلکه در حد توان خویش در استمرار و گسترش آن نیز مشارکت کرد.
از سوی دیگر، حضور علمی او در نجف، نمونهای از پیوند تاریخی دو حوزه بزرگ قم و نجف بود؛ دو حوزهای که با وجود تفاوتهایی در روشها و سنتهای آموزشی، در طول تاریخ معاصر، نقش مکملی در گسترش فقه و اندیشه شیعه داشتهاند.
شاید یکی از پیامهای مهم زندگی علمی سید مصطفی خمینی برای روزگار ما نیز همین باشد:
حوزههای علمیه، هرچه بیشتر با یکدیگر ارتباط علمی، گفتوگو و تبادل اندیشه داشته باشند، ظرفیت بیشتری برای پاسخگویی به نیازهای جهان اسلام خواهند یافت.
اما شخصیت سید مصطفی خمینی را نمیتوان تنها از خلال آثار علمی و فعالیتهای آموزشی او شناخت.
او از جمله عالمانی بود که میان دانش دینی و مسئولیت اجتماعی و سیاسی پیوند برقرار کرد.
سید مصطفی خمینی از آغاز مبارزات امام خمینی علیه حکومت ظالم پهلوی، در کنار ایشان حضور داشت و در مقاطع مختلف، مسئولیتهایی را در پیشبرد نهضت بر عهده گرفت.
پس از تبعید امام خمینی به ترکیه در سال ۱۳۴۳، سید مصطفی نیز بازداشت و سپس تبعید شد و در ادامه، دوران حضور در ترکیه و عراق را در کنار پدر سپری کرد.
در نجف، نقش او تنها به همراهی خانوادگی با امام محدود نمیشد؛ بلکه در برقراری ارتباط میان نیروهای مبارز، انتقال پیامها، پیگیری امور نهضت و حفظ پیوندهای سیاسی و اجتماعی نقش داشت.
در اینجا لازم است به نکتهای مهم توجه کنیم.
در تاریخ اندیشه سیاسی شیعه، نسبت میان فقاهت و سیاست همواره از موضوعات مهم و محل بحث بوده و دیدگاههای متفاوتی درباره حدود و شیوههای حضور اجتماعی و سیاسی عالمان دینی وجود داشته است.
سید مصطفی خمینی، در امتداد اندیشه سیاسی امام خمینی، به ضرورت حضور فعال عالم دینی در برابر ظلم و استبداد اعتقاد داشت و این باور را در عرصه عمل نیز دنبال میکرد.
اما نکته مهمتر آن است که فعالیت سیاسی، او را از اشتغال علمی بازنداشت.
او در همان سالهایی که درگیر مسائل دشوار نهضت بود، به تدریس، مطالعه، تحقیق و تألیف ادامه میداد.
به اعتقاد من، این جمع میان علم و عمل، یکی از برجستهترین ویژگیهای شخصیت اوست.
او نه عالمی بود که مسائل جامعه را از دایره مسئولیت خویش بیرون بداند و نه مبارزی که به بهانه فعالیت سیاسی، از تعمیق بنیانهای علمی و اجتهادی غفلت ورزد.
این ویژگی، تصویری از عالمی ارائه میدهد که علم را مسئولیت میداند و مسئولیت اجتماعی را نیز نیازمند پشتوانه معرفتی و اخلاقی میشمارد.
به هر حال و پس از سال ها مجاهدت علمی و مجاهده با نفس و مبارزه با طاغوت، در اول آبان سال ۱۳۵۶، برابر با ۲۳ اکتبر ۱۹۷۷ میلادی، سید مصطفی خمینی در نجف اشرف بهطور ناگهانی و به طرز مشکوکی درگذشت.
اما صرفنظر از اختلافنظر درباره علت درگذشت، تأثیر سیاسی و اجتماعی این واقعه انکارناپذیر است.
مراسم بزرگداشت او در شهرهای مختلف ایران، به فرصتی برای حضور دوباره نیروهای مذهبی و سیاسی در عرصه عمومی تبدیل شد و به گسترش فضای اعتراض علیه حکومت پهلوی کمک کرد.
از این منظر، درگذشت سید مصطفی خمینی را باید یکی از رویدادهای اثرگذار در روند تحولات منتهی به انقلاب اسلامی ایران دانست؛ رویدادی که در کنار عوامل متعدد دیگر، به تقویت جریان اعتراض و بسیج اجتماعی انجامید.
در این میان، واکنش امام خمینی نیز واجد اهمیت فراوان بود.
امام در برابر فقدان فرزند دانشمند و همراه مبارز خویش، صبر و استقامتی کمنظیر نشان دادند.
این رفتار، افزون بر جنبه شخصی و معنوی، برای همراهان نهضت نیز حامل پیامی روشن بود: استمرار یک حرکت اجتماعی و سیاسی، نیازمند پایداری در برابر دشواریها و فقدانهای بزرگ است.
به این ترتیب، سید مصطفی خمینی که در دوران حیات خویش در کنار امام به مبارزه و فعالیت علمی مشغول بود، پس از درگذشت نیز به یکی از نامهای اثرگذار در تاریخ تحولات منتهی به انقلاب اسلامی تبدیل شد.
حضرات علما و فضلای ارجمند!
اجازه دهید در پایان، از گذشتهی تاریخی به زمان حاضر بازگردیم.
به گمان من، بزرگداشت شخصیتهایی همچون سید مصطفی خمینی، هنگامی ارزش بیشتری مییابد که از توصیف فضایل فردی فراتر رود و به بازاندیشی در مسئولیتهای امروز حوزههای علمیه بینجامد.
زندگی او دستکم سه پیام مهم برای ما دارد.
نخست، ضرورت استقلال علمی و اجتهادی در عین وفاداری به سنت علمی حوزه است.
دوم، ضرورت جامعنگری و پیوند دانش دینی با مسائل انسان و جامعه است.
سوم، ضرورت توجه به مسئولیت اجتماعی عالمان دینی است.
در اینجا مایلم بر نکته دیگری نیز تأکید کنم.
نجف اشرف، با پیشینه عظیم علمی و معنوی خود، همواره یکی از مهمترین کانونهای اجتهاد و اندیشه شیعی بوده است.
امروز نیز ارتباط علمی و فرهنگی میان حوزههای نجف و قم میتواند زمینهساز تعمیق پژوهشهای اسلامی، گسترش گفتوگوهای علمی و تقویت ظرفیت حوزهها در پاسخگویی به مسائل جهان معاصر باشد.
زندگی سید مصطفی خمینی، که بخشی از آن در قم و بخشی دیگر در نجف سپری شد، میتواند یکی از نمادهای این پیوند تاریخی و علمی باشد.
و چه مناسب است که در همین حوزه مقدس نجف، یاد او را نهفقط با برگزاری مراسم بزرگداشت، بلکه با مطالعه و نقد آثار علمیاش زنده نگاه داریم.
سخن را با همان پرسشی که در آغاز مطرح کردم، به پایان میبرم:
اگر سید مصطفی خمینی فرزند امام خمینی نبود، جایگاه او را در تاریخ حوزههای علمیه چگونه ارزیابی میکردیم؟
به گمان من، بررسی منصفانه آثار علمی و کارنامه اجتماعی او نشان میدهد که سید مصطفی خمینی در تاریخ انقلاب اسلامی، فرزند و همراه یک رهبر بزرگ بود؛ اما در تاریخ حوزههای علمیه، شایسته آن است که بهعنوان عالمی صاحب اندیشه و شخصیتی مستقل نیز شناخته شود.
تجلیل حقیقی از او، تنها ستایش گذشته نیست؛ بلکه شناخت میراث علمی، بررسی اندیشهها و بهرهگیری از تجربه زندگی او برای آینده حوزههای علمیه است.
امروز جهان اسلام در شرایطی حساس و سرنوشتساز قرار دارد؛ جنگ و تجاوز آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران و شهادت رهبر ایران، بار دیگر ضرورت هوشیاری و مسئولیتپذیری را آشکار ساخته است. در چنین روزگاری، حوزههای علمیه و علمای اسلام باید با بیداری، بصیرت و وحدت، در برابر ظلم و فتنه ایستادگی کرده و راه هدایت و مقاومت امت اسلامی را روشن سازند.
از خداوند متعال مسئلت دارم روح آن عالم مجاهد را با اجداد طاهرینش محشور فرماید و به حوزههای علمیه نجف و قم توفیق دهد که در پرتو میراث گرانسنگ اهلبیت علیهمالسلام، همچنان کانون علم، معنویت، اجتهاد و خدمت به امت اسلامی باشند.
والسلام علیکم و رحمة الله و برکاته.
مشاهده خبر در جماران