نشست شب هورالعظیم؛
نفت میماند، هور چه؟ / سهم هور از سفره نفت چیست؟
دکتر حسین محمودی، پژوهشگر حوزه بومشناسی، بر ضرورت توقف فعالیت نفتی در این میدان تأکید کرد و دکتر کردونی، پژوهشگر حوزه نفت، دیدگاهی متفاوت درباره سهم فعالیتهای نفتی در تخریب و خشکی تالاب مطرح کرد. این گفتوگوها فرصتی بود تا پرسشهایی اساسی درباره آینده هورالعظیم، پیامدهای توسعه نفتی و مسئولیت شرکتها در قبال طبیعت و جوامع محلی مطرح شود؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها، نیازمند بررسی دقیق شواهد، ارزیابی مستقل آثار زیستمحیطی و شنیدن صدای مردمی است که زندگی و هویتشان با این تالاب گره خورده است.
به گزارش جماران، در نشست شب هورالعظیم، فعالان محیطزیست از مطالبه ابطال مجوز میدان نفتی سهراب و تضمین نظارت میگویند.
در هورالعظیم، هر تصمیم برای توسعه یک میدان نفتی، فراتر از محاسبات تولید و استخراج، پرسشی جدی درباره آینده یک زیستبوم و مردمی است که زندگی، معیشت و هویت فرهنگیشان در پیوند با آن شکل گرفته است. مخزن شماره یک هورالعظیم، با وسعتی حدود ۲۰ هزار هکتار، از پهنههای بکرتر این اکوسیستم به شمار میرود که تاکنون با مداخلات صنعتی کمتری مواجه بوده است؛ اما اکنون قرار است ۱۸ هکتار از این محدوده به توسعه میدان نفتی سهراب اختصاص یابد؛ میدانی که در امتداد مرز مشترک ایران و عراق قرار دارد. صدور مجوز فعالیت نفتی در این محدوده از سوی ادارهکل حفاظت محیطزیست خوزستان، نگرانی فعالان محیطزیست را درباره تکرار پیامدهای توسعه میادین نفتی دیگر در هورالعظیم، از جمله آزادگان شمالی و جنوبی، دوباره زنده کرده است.
با این حال، مسئله سهراب را نمیتوان صرفاً به دوگانه نفت یا محیطزیست تقلیل داد. از یک سو، بهرهبرداری از منابع نفتی با منافع اقتصادی، تولید و توسعه صنعتی پیوند خورده است و از سوی دیگر، احداث جادهها و خاکریزها، استقرار تأسیسات و احتمال تغییر مسیر جریان آب میتواند پیامدهایی فراتر از محدوده عملیاتی پروژه داشته باشد؛ پیامدهایی که ممکن است بر آب، خاک، پوشش گیاهی، زیستگاههای جانوری و شیوه زندگی جوامع محلی اثر بگذارد. در چنین شرایطی، پرسش اساسی این است که هزینه واقعی توسعه چگونه محاسبه میشود و آیا منافع اقتصادی پروژه، در کنار پیامدهای محیطزیستی و اجتماعی آن، بهدرستی سنجیده شده است؟
هورالعظیم؛ دغدغهای فراتر از یک تالاب
در همین راستا، در دورهمی دوستداران هورالعظیم و فعالان محیطزیست خوزستان در شب هورالعظیم، موضوع توسعه میدان نفتی سهراب از زوایای مختلف زیستمحیطی، اجتماعی و اقتصادی مورد بحث قرار گرفت.
دکتر حسین محمودی، پژوهشگر حوزه بومشناسی، بر ضرورت توقف فعالیت نفتی در این میدان تأکید کرد و دکتر کردونی، پژوهشگر حوزه نفت، دیدگاهی متفاوت درباره سهم فعالیتهای نفتی در تخریب و خشکی تالاب مطرح کرد. این گفتوگوها فرصتی بود تا پرسشهایی اساسی درباره آینده هورالعظیم، پیامدهای توسعه نفتی و مسئولیت شرکتها در قبال طبیعت و جوامع محلی مطرح شود؛ پرسشهایی که پاسخ به آنها، نیازمند بررسی دقیق شواهد، ارزیابی مستقل آثار زیستمحیطی و شنیدن صدای مردمی است که زندگی و هویتشان با این تالاب گره خورده است.
آیا میتوان از منابع نفتی بهرهبرداری کرد، بیآنکه سرمایه طبیعی هورالعظیم و میراث نسلهای آینده به مخاطره بیفتد؟ سهم واقعی فعالیتهای نفتی در وضعیت کنونی تالاب چقدر است و در تصمیمگیری درباره آینده میدان سهراب، چه جایگاهی برای حفاظت از این زیستبوم و حقوق جوامع محلی در نظر گرفته میشود؟ اینها پرسشهایی است که همچنان پیش روی صنعت نفت، نهادهای مسئول و دوستداران هورالعظیم قرار دارد.
در همین راستا این دورهمی و گفتوگوهای که مطرح شد که فرصتی برای طرح پرسشهایی اساسی فراهم میکند: آیا میتوان توسعه نفتی را بدون آسیب جدی به ساختار طبیعی هور پیش برد؟ سهم واقعی فعالیتهای نفتی در وضعیت کنونی تالاب چقدر است؟ و مهمتر از همه، در تصمیمگیری درباره آینده هورالعظیم، چه جایگاهی برای حفاظت از سرمایه طبیعی منطقه و حقوق نسلهای آینده در نظر گرفته میشود؟
وقتی تالاب از محاسبات اقتصادی جا میماند
در ابتدا؛ آقای آژ، دبیر آموزشوپرورش، در دورهمی فعالان محیطزیست در شب هورالعظیم، با تأکید بر پیوند تاریخی و فرهنگی مردم منطقه با این تالاب، بهرهبرداری پایدار را الگویی دانست که نیاکان ما بر پایه تجربه و شناخت طبیعت به آن پایبند بودند. به گفته او، بهرهبرداری اقتصادی از ظرفیتهای هور، از جمله منابع نفتی، باید بهگونهای انجام شود که ضمن تأمین منافع اقتصادی، محیطزیست و سرمایه طبیعی منطقه حفظ شود. اگر اجرای طرحی با حفاظت از هور امکانپذیر نباشد، باید درباره اولویتها و منافع آن بازنگری کرد؛ چراکه ما هورالعظیم را از نسل گذشته تحویل گرفتهایم و مسئولیم آن را برای نسلهای آینده حفظ کنیم.
او با هشدار نسبت به تداوم شیوههای پیشین بهرهبرداری، بر ضرورت تحول در روند فعالیتهای اقتصادی تأکید کرد و گفت مسئله، مخالفت با توسعه اقتصادی نیست، بلکه جلوگیری از نابودی هور به بهای کسب منافع کوتاهمدت است.
از نگاه آژ، ارزیابی پروژههایی مانند میدان نفتی نباید صرفاً به میزان استخراج نفت، سرمایهگذاری و منافع اقتصادی محدود شود؛ بلکه باید تأثیر آنها بر منابع آب، مسیرهای طبیعی جریان آب، نیزارها، زیستگاه پرندگان، محل زندگی ماهیها، خاک و پوشش گیاهی نیز بررسی شود.
پرسش اساسی این است که هورالعظیم تا چه اندازه توان تحمل تغییرات و مداخلات ناشی از این پروژهها را دارد و آیا میتوان بدون به خطر انداختن آینده این زیستبوم، از ظرفیتهای اقتصادی آن بهره برداری کرد؟
سهم مردم هورالعظیم از مسئولیت اجتماعی صنعت نفت کجاست؟
دکتر کردونی، پژوهشگر حوزه نفت نیز با اشاره به پیامدهای توسعه فعالیتهای نفتی بر تالاب، تأکید کرد: آثار این فعالیتها به عملیات حفاری محدود نمیشود. احداث جاده و زیرساختهای دسترسی برای استقرار تجهیزات میتواند به خشکشدن بخشهایی از تالاب، تغییر مسیر جریان آب و برهمخوردن شرایط طبیعی زیستگاه منجر شود. از نگاه او، منابع نفتی هرچند در زیر زمین قرار دارند، اما پیامدهای بهرهبرداری از آنها ممکن است بر طبیعتی اثر بگذارد که طی هزاران سال شکل گرفته و بخشی از میراث تاریخی و زیستی منطقه است.
کردونی همچنین مسئولیت اجتماعی شرکتهای نفتی را فراتر از اقدامات خیریه دانست و بر ضرورت پاسخگویی آنها در برابر جامعه محلی و محیطزیست تأکید کرد. او با طرح این پرسش که چه سهمی از فرصتهای شغلی صنعت نفت به نیروهای بومی میرسد، خواستار بررسی دقیق و مستند منافع و هزینههای فعالیتهای نفتی شد. به گفته او، نمیتوان تنها از اشتغالزایی و درآمد اقتصادی سخن گفت، اما درباره سهم مردم منطقه از این منافع و پیامدهایی که طبیعت و زندگی محلی متحمل میشوند، سکوت کرد. توسعه پایدار زمانی معنا پیدا میکند که شرکتها در برابر آثار فعالیتهای خود مسئول باشند و سهم جامعه میزبان از منافع حاصل از منابع منطقه و نحوه جبران خسارتهای احتمالی نیز روشن شود.
آیا سهراب بهای واقعی توسعه را میپردازد؟
دکتر محمودی، پژوهشگر حوزه بومشناسی از دانشکده شهید بهشتی، نیز از زاویهای انسانی به بحران تالاب پرداخت؛ از پیوند عمیق مردم با سرزمینشان و هویتی که در همنشینی با آب و طبیعت شکل گرفته است. او معتقد است مردم این منطقه را نمیتوان صرفاً ساکنان روستاهای اطراف تالاب دانست؛ آنها «تالابنشینانی» هستند که دانش بومی، مهارتها، خاطرات و شیوه زندگیشان با هور گره خورده است. از این منظر، خشکشدن هورالعظیم تنها به معنای ازدسترفتن آب و آسیب به زیستبوم نیست؛ بلکه میتواند حافظه جمعی و بخشی از هویت اجتماعی و فرهنگی نسلهای متوالی را نیز با خود ببرد. به گفته او، در بررسی بحران تالاب باید هم وضعیت منابع و جریانهای آبی و هم حیات گیاهی و جانوری آن را در نظر گرفت و پیامدهای توسعه نفتی، از جمله فعالیتهای مرتبط با میدان سهراب، را فراتر از شاخصهای اقتصادی و فنی سنجید.
محمودی در ادامه، با طرح مطالباتی مشخص، خواستار بازنگری جدی در مجوزهای زیستمحیطی پروژه سهراب و بررسی امکان لغو آنها با توجه به ملاحظات محیطزیستی شد. او همچنین بر تشکیل کمیتهای مستقل برای پایش مستمر وضعیت تالاب با حضور نمایندگان جامعه محلی تأکید کرد؛ سازوکاری که بتواند پیامدهای فعالیتها را بهصورت مستند و مستقل ارزیابی کند و صدای مردمی را که تغییرات را از نزدیک لمس میکنند، به فرایند تصمیمگیری برساند.
مطالبه دیگر او از وزارت نیرو، پیگیری جدی حقابه زیستمحیطی هورالعظیم از رودخانه کرخه بود؛ حقی که به گفته او نباید در حد وعده باقی بماند، بلکه باید با تصمیمهای روشن و قابل پیگیری در مسیر تأمین آن گام برداشت. در نگاه محمودی، حفاظت از هور تنها مراقبت از یک زیستبوم نیست؛ تلاشی برای حفظ خانه، خاطرات و پیوند مردمی است که زندگی و هویتشان با این تالاب معنا پیدا کرده است.
مسئله هورالعظیم و میدان سهراب تقابل میان توسعه و محیطزیست یا مخالفت با صنعت نفت نیست؛ مسئله، کیفیت تصمیمگیری درباره منابع ملی و میزان پایبندی به مسئولیتهای اقتصادی، اجتماعی و محیطزیستی است. صنعت نفت برای کشور اهمیت راهبردی دارد، اما همین اهمیت، ضرورت پاسخگویی و دقت در انتخاب محل، روش و ابعاد اجرای پروژهها را بیشتر میکند.
پیش از پیشروی در طرحی که احتمال اثرگذاری بر یک تالاب حساس و زندگی جوامع پیرامون آن مطرح است، باید مجوزها و مطالعات ارزیابی اثرات محیطزیستی بهصورت مستقل بازبینی شوند و حقابه و کارکرد اکولوژیک تالاب در تصمیمگیریها جایگاهی روشن و قابل سنجش داشته باشد. تا زمانی که ابعاد خطر، هزینههای واقعی و راهکارهای پیشگیری و جبران بهطور شفاف روشن نشدهاند، شتاب در اجرای پروژه نمیتواند جایگزین پاسخ کارشناسی شود.
مشاهده خبر در جماران