کدخبر: ۱۷۲۹۶۷۲ تاریخ انتشار:

یادداشت؛

دیپلماسی پکن در ترازوی واقع‌گرایی؛ از تمدید آتش‌بس تجاری تا حفظ موازنه در خاورمیانه

سفر سه روزه شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، به واشینگتن و دیدار با دونالد ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ که با استقبال تشریفاتی در پایگاه هوایی اندروز همراه شد، بیش از آن‌که نشان‌دهنده دستاوردی گره‌گشا در روابط دو قدرت باشد، نمایشی دیپلماتیک برای مدیریت سطح تنش‌ها بود.

سفر سه روزه شی جین‌پینگ، رئیس‌جمهور چین، به واشینگتن و دیدار با دونالد ترامپ در روزهای ۲۴ و ۲۵ سپتامبر ۲۰۲۶ که با استقبال تشریفاتی در پایگاه هوایی اندروز همراه شد، بیش از آن‌که نشان‌دهنده دستاوردی گره‌گشا در روابط دو قدرت باشد، نمایشی دیپلماتیک برای مدیریت سطح تنش‌ها بود.

در آستانه این سفر، جریانی در برخی رسانه‌های غربی(همچون رویترز) به راه افتاد مبنی بر این‌که چین در قبال دریافت امتیازاتی در پرونده تایوان، حاضر شده است در فشار بر ایران با آمریکا همراهی کند. با این حال، ارزیابی خروجی ملموس این نشست نشان می‌دهد که دستاورد دو طرف تنها به تمدید دو‌ماهه «آتش‌بس تجاری» تا ۱۰ ژانویه ۲۰۲۷ محدود شده و در پرونده‌های متعددی نظیر فناوری هوش مصنوعی و ترتیبات امنیتی منطقه‌ای — به‌جز توافق اولیه بر سر شکل‌گیری یک کانال گفتگوی کاری مقدماتی در حوزه AI — هیچ توافق جامع و گره‌گشایی حاصل نشده است. اظهارات مقامات آمریکایی مبنی بر تعیین خط قرمز برای پکن در خصوص ایران و در مقابل، تاکید رسمی شی جین‌پینگ صرفاً بر «ضرورت کاهش بحران و لزوم بازگشت به دیپلماسی و گفتگو»، نشان می‌دهد پکن حاضر به پذیرش دستور کار واشینگتن در قبال خاورمیانه نیست و هرگونه ادعا درباره «معامله پکن و واشینگتن بر سر ایران» فاقد پایه راهبردی است.

اهداف چین در قبال آمریکا و جایگاه ایران در محاسبات پکن

برای درک نوع رفتار پکن، باید اهداف آن را در دو بعد متقابل آمریکا و ایران به دقت تفکیک کرد:

اهداف چین در قبال آمریکا: هدف اول و بنیادین چین، مهار یک‌جانبه‌گرایی واشینگتن، خرید زمان برای تکمیل زنجیره‌های ارزش استراتژیک، و پرهیز از درگیری مستقیم اقتصادی یا نظامی است. پکن ترجیح می‌دهد تنش‌های تجاری را مدیریت کند تا موقعیت «ابتکار کمربند و جاده» و تسلط بر بازار فناوری را تحکیم بخشد. از این رو، چین هیچ‌گاه منافع حیاتی خود را قربانی خواسته یک‌جانبه واشینگتن نخواهد کرد، زیرا می‌داند عقب‌نشینی در برابر فشار آمریکا، اشتهای زیاده‌خواهانه واشینگتن را افزایش می‌دهد.

روابط چین با ایران؛ شراکت راهبردی اما نابرابر و کارکردی: اگرچه تهران و پکن سند «برنامه همکاری‌های جامع ۲۵ ساله» (پیمان مشارکت راهبردی) را به امضا رسانده‌اند، اما رویکرد عملیاتی پکن نشان می‌دهد این سند هنوز تا مرحله تحقق و اجرای کامل فاصله زیادی دارد و نگاه چین به روابط با ایران، متکی بر یک «شراکت غیرمتقارن و کارکردگرایانه» است. حجم مبادلات رسمی چین با کشورهای حاشیه خلیج فارس (مانند عربستان و امارات) به مراتب بیشتر از ایران است و چین همواره می‌کوشد توازنی میان روابط خود با تهران و پایتخت‌های عربی برقرار کند. با این حال، ایران یکی از تأمین‌کنندگان مهم نفت خام خارج از سیطره دلار برای چین محسوب می‌شود و به عنوان بازیگری مخالف یک‌جانبه‌گرایی آمریکا، پیشبرد سیاست‌های استیلا جویانه و زیاده خواهانه دولت ترامپ را در غرب آسیا و نیز در کل جهان دشوارتر می‌سازد. از این رو، چین در شرایط کنونی ایران را ابزار مستقیم معامله با آمریکا نمی‌کند و می کوشد از تضعیف و شکست کامل ایران در مقابل آمریکا جلوگیری کند. اما در عین حال، امنیت یا روابط اقتصادی خود با آمریکا را نیز فدای انتظارات و خواسته های ایران نخواهد کرد و سیاستی کژدار و مریز و منفعت‌محور را دنبال می‌کند.

نقشه راه و پیشنهادات

در شرایطی که ایالات متحده به طرح صلح ایران برای بازگشایی تنگه هرمز جواب منفی داده و با توجه به تداوم محاصره دریایی و اقتصادی، تحریم‌های بانکی، ناامنی مسیرهای متعارف مبادلاتی، دستگاه دیپلماسی جمهوری اسلامی ایران باید راهکارهای زیر را در دستور کار قرار دهد:

۱. ارتقا و رسمی‌سازی سازوکارهای مالی و تسویه غیردولتی (پایدارسازی کانال‌های تهاتری و CIPS): با توجه به قطع کامل دسترسی بانکی ایران به نظام دلار و SWIFT، یکی از راه‌های پیشنهادی استفاده از سامانه‌های غیر غربی است که ایالات متحده در آن اختیاری نداشته باشد. در این میان سامانه‌ پرداخت بین بانکی فرامرزی چین موسوم به CIPS یک راهکار نسبتا کم ریسک برای افزایش تعاملات مالی و تجاری ایران با دیگر کشورهاست. وزارت امور خارجه و بانک مرکزی باید پایداری سازوکارهای مالی ویژه (کانال‌های مالی اختصاصی)، موسسات مالی کوچکِ فاقد دادوستد با آمریکا (نظیر پلتفرم‌های واسط و سامانه‌های تسویه غیردولتی مانند CIPS بر پایه یوآن) را در قالب توافق‌های مستقیم نهادی با چین تحکیم بخشند. تبدیل عواید نفتی به اعتبارات تهاتری جهت تأمین کالاهای اساسی، دارو، قطعات و کالاهای واسطه‌ای، باید از حالت مقطعی به یک دستورالعمل روتین و ساختاریافته مجهز به چتر حمایتی دیپلماتیک تبدیل شود. 

۲. تمرکز بر ترانزیت زمینی و ریلی به جای مسیرهای پرریسک دریایی و هوایی: در شرایطی که حمل‌ونقل هوایی و مبادلات دریایی متعارف زیر ذره‌بین فشارها قرار دارد، دیپلماسی کشور باید اولویت را بر تکمیل و بهره‌برداری فوری از کریدورهای زمینی «نوار و جاده» (از مسیر چین-آسیای مرکزی-ایران) بگذارد. فعال‌سازی خطوط ریلی و ترانزیت جاده‌ای آسیای مرکزی، امکان مبادله کالا را دور از دسترس ناوگان‌های مداخله‌گر غربی در آب‌های آزاد، پدید می‌آورد. ۳. دیپلماسی پیش‌دستانه در آستانه اجلاس‌های شنژن (APEC) و میامی (G20): چین در ماههای پایانی سال جاری (نوامبر ۲۰۲۶) برای سومین بار میزبانی نشست سازمان همکاری‌های اقتصادی آسیا- اقیانوس آرام (اَپک) خواهد بود. با توجه به میزبانی چین در این اجلاس و همچنین حضور چین در G20 میامی (دسامبر ۲۰۲۶)، دستگاه دیپلماسی باید پیش از برگزاری این نشست‌ها، از طریق رایزنی‌های فشرده دیپلماتیک در سطح وزرای خارجه و فرستادگان ویژه، رایزنی‌های لازم را با طرف چینی انجام دهد تا خطوط قرمز امنیتی، سیاسی و اقتصادی ایران مشخص شده و پکن در مواجه تنش‌زدایانه خود با ترامپ، بر سر خطوط قرمز ایران وارد معامله نشود. ۴. خنثی‌سازی جنگ روانی غرب و مدیریت واقع‌بینانه انتظارات عمومی داخلی: دستگاه دیپلماسی عمومی باید با موضع‌گیری‌های دقیق، این واقعیت را برای افکار عمومی تبیین کند که با وجود پیمان مشارکت راهبردی، در شرایط کنونی کشور، چین نه‌یک «متحد راهبردیِ بی‌چون‌وچرا» و نه‌یک «شریک و همدست آمریکا»، بلکه بازیگری منفعت‌محور در عرصه بین‌الملل است؛ از این رو، تعامل اقتصادی با پکن در شرایط تحریم‌های حداکثری، یک «انتخاب کارکردی برای حفظ منافع ملی» است، نه رویکردی از سر اعتماد مطلق، انفعال یا وابستگی به این ابرقدرت شرقی. تبیین دقیق این مساله توسط وزارت امور خارجه، هم‌زمان شایعات و جنگ روانی رسانه‌های غربی درباره «معامله شرق و غرب بر سر ایران» را خنثی کرده و از بروز «اختلافات سیاسی فرساینده» یا «التهاب و هیجان کاذب در بازار داخلی» جلوگیری خواهد کرد.

 

*استاد دانشگاه

مشاهده خبر در جماران