کدخبر: ۱۷۲۷۸۶۳ تاریخ انتشار:

شیفته‌ی هورمون مردانه؛ هسگت چه بلایی سر ارتش آمریکا آورد؟

آسیب‌های نهادی ناشی از اقدامات او، چه در دوره منتهی به جنگ و چه به ویژه پس از وقوع آن، تأثیر عمیق و ماندگاری بر ارتش خواهد گذاشت، چیزی که جانشینان او باید در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به آن بپردازند.

به گزارش جماران، الجزیره در گزارشی نوشت: نزدیک به هفت ماه است که ایالات متحده در جنگی نسنجیده که خود ساخته، گرفتار شده است و پایانی برای آن دیده نمی‌شود. این وضعیت، ایالات متحده و شرکایش را در وضعیت مبهم «نه صلح و نه جنگ» فرو برده است، سناریویی که همچنان منطقه را به خطر می‌اندازد، بر اقتصاد جهانی تأثیر منفی می‌گذارد و برخی از حیاتی‌ترین منابع نظامی آمریکا را تحلیل می‌برد.

در همین حال، پیت هگست، وزیر دفاع، فقدان نگران‌کننده تمرکز و حس فوریت را نشان داده و همچنان به اجرای اقدامات مخرب وزارتخانه‌ای بر اساس توجیهات سست ادامه می‌دهد. بسیاری از این اقدامات مبتنی بر گام‌هایی هستند که مشخصه دوره ۲۰ ماهه تصدی هگست بودند و اغلب بحث‌برانگیز بودند.

با این حال، اقدامات مداوم او در طول این درگیری، در زمانی نامناسب، باعث ایجاد حواس‌پرتی غیرضروری در تمام زوایای این نهاد شده است. این امر - همراه با هزینه‌های فزاینده طولانی شدن جنگی که در ابتدا قرار بود فقط چند روز طول بکشد و نشان دهنده یک شکست استراتژیک است - به این معنی است که پیامدهای منفی این دوره برای سال‌های آینده ادامه خواهد یافت.

هگست بعید بود که نامزد پست وزارت جنگ شود، و - با هر معیار عینی - با ضعیف‌ترین رزومه نسبت به هر سلف خود در دهه‌های اخیر به این سمت رسید. دوران خدمت نظامی او شامل سه بار اعزام به عراق و افغانستان بود، اما هرگز از درجه سرگردی بالاتر نرفته بود.

از سال ۲۰۰۷ تا ۲۰۱۵، وزیر جنگ رهبری دو گروه کاری محافظه‌کاران کهنه‌کار را بر عهده داشت، اما در نهایت مجبور به ترک آنها شد، احتمالاً به دلیل سوء مدیریت و ایجاد محیط‌های کاری خصمانه.

در این دوره، هیگسِت به عنوان همکار در فاکس نیوز شروع به کار کرد و در نهایت به عنوان مجری مشترک در برنامه‌های صبحگاهی آخر هفته آن مشغول به کار شد. او دو کتاب نوشت: «جنگ صلیبی آمریکایی»(American Crusade) و «جنگ علیه جنگجویان» (The War on Warriors).

هر دو کتاب، استدلال‌های رایج پوپولیستی راست‌گرا، به‌ویژه انتقاد از ارتش ایالات متحده به دلیل دنبال کردن سیاست‌های «بیدارسازی» - برنامه‌هایی برای تنوع جنسیتی و نژادی و عدالت اجتماعی - را تکرار کردند و اگرچه هیچ‌کدام سهم ارزشمندی در پژوهش‌های امنیت ملی و دفاعی ندارند، بلکه برعکس، هر کدام بینش‌هایی در مورد چگونگی رهبری این انتخاب مورد انتظار در آینده توسط وزارت جنگ (پنتاگون) ارائه می‌دهند.

انتصاب هگست، علیرغم صلاحیت‌های متوسط ​​و گذشته پر فراز و نشیبش، پس از آنکه سه سناتور جمهوری‌خواه از حمایت از نامزدی او خودداری کردند، با رأی‌گیری احتمالی تصویب شد.

اولویت او برای القای یک «روحیه جنگجو»ی جدید در تمام تشکیلات ارتش، منجر به یک تغییر فرهنگی شده است که از تنوع و توسعه مهارت‌های ایده‌آل برای مقابله با تهدیدهای فناوری نوظهور اجتناب می‌کند و به تناسب اندام و تکیه بر نیروی بی‌رحمانه و نامحدود برای غلبه بر دشمنان توجه دارد.

وسواس هیگسث در مورد این موضوع با گزارش‌های اخیر مبنی بر اینکه او در حال بررسی اجباری کردن آزمایش سالانه تستوسترون برای اعضای مرد ارتش است، برجسته شد. در نتیجه این سیاست، کریستوفر لانیو، رئیس موقت ستاد ارتش، اخیراً انحلال گردان حمله پهپادی تازه تأسیس ارتش را که برای اجرای درس‌های آموخته شده از جنگ اوکراین برای مقابله با پهپادها و ربات‌های زمینی تأسیس شده بود، به عنوان بخشی از ابتکار عمل «بازگشت به اصول»خود اعلام کرد.

این تصمیم با توجه به اینکه جنگ ایران اولاً تأکید کرد که پهپادها نقش کلیدی در ایجاد تهدید قابل توجه برای دشمنانی با قدرت متعارف محدود دارند، و ثانیاً، اینکه پدافندهای ایالات متحده و متحدانش به اندازه کافی برای مقابله با این تهدید توسعه نیافته‌اند، بیش از پیش مشکوک به نظر می‌رسد.

دخالت او در انتصابات و ترفیعات پرسنل ارشد نظامی، یکی دیگر از الگوهای سوال‌برانگیزی است که توسط هگسث قبل از جنگ پایه‌گذاری شده و همچنان از آن پیروی می‌کند. هگسث مصرانه مانع از ترفیع حداقل ۴۵ دریاسالار و پرچمدار شد که تعداد نامتناسبی از آنها یا زن بودند یا رنگین‌پوست.

او همچنین بیش از ۲۰ افسر عالی‌رتبه را، اغلب صرفاً بر اساس روابطشان با دیگر افسران ارشدی که  ترامپ رئیس جمهور را عصبانی کرده بودند، اخراج کرد. این فهرست، از آغاز جنگ ایران، شامل رندی جورج، رئیس ستاد ارتش، و کریس دوناهو، فرمانده سابق ارتش ایالات متحده در اروپا، می‌شد.

در هر مورد، شواهد فراوانی وجود دارد که نشان می‌دهد این امر عمدتاً به دلیل خصومت شخصی ناشی از ناامنی و سوءتفاهم بوده است. این به سختی می‌تواند توجیه معتبری برای چنین اخراج‌هایی در زمان درگیری باشد و هرگونه تعهد واقعی برای ایجاد «روحیه جنگجو» را تضعیف می‌کند، زیرا هر یک از آنها از محترم‌ترین، افتخارآمیزترین و باتجربه‌ترین افسران ارشد ارتش محسوب می‌شوند.

در نهایت، دن دریسکول، وزیر ارتش که به طور گسترده به عنوان فردی شایسته و مورد احترام شناخته می‌شود، ماه گذشته پس از ماه‌ها تنش با هیگسث استعفا داد. این امر باعث می‌شود ارتش در بالاترین سطوح رهبری، چه در شاخه‌های غیرنظامی و چه در شاخه‌های نظامی، با جای خالی مواجه شود.

آسیب‌های نهادی ناشی از اقدامات او، چه در دوره منتهی به جنگ و چه به ویژه پس از وقوع آن، تأثیر عمیق و ماندگاری بر ارتش خواهد گذاشت، چیزی که جانشینان او باید در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به آن بپردازند.

هگست همچنین نگرانی‌هایی را در مورد پرسنل سطوح پایین‌تر در تمام تشکیلات نظامی مطرح کرد. از همان آغاز جنگ، پنتاگون تلاش کرد با محاسبه تلفات در دسته‌های مختلف بر اساس زمان‌بندی عملیات‌های گزارش‌شده، هزینه انسانی این درگیری را پنهان کند.

علاوه بر این، تمدید ماموریت دو ناو هواپیمابر که پشتیبانی لجستیکی آنها به دلیل آسیب به پایگاه‌های آمریکا در منطقه قطع شده بود، منجر به شرایط سخت زندگی و افزایش موارد استرس روانی در بین خدمه شده است.

وقتی روزنامه نظامی «استارز اند استرایپس» - که مدت‌ها منبع خبری حیاتی و مستقلی برای اعضای ارتش و خانواده‌هایشان بود - این اقدامات را افشا کرد، هگسِت دستور اخراج خبرنگار و دو سردبیر ارشد دیگر را صادر کرد. علاوه بر این، گزارش شده است که تعدادی از خانواده‌های نظامی به دلیل تخلیه از منطقه (صحنه عملیات خاورمیانه) یا مرگ غم‌انگیز یکی از اعضای خانواده، برای دسترسی به مزایا با مشکل مواجه شده‌اند.

گزارش‌های اخیر نشان می‌دهد که هیگسِت یکی از افراد بانفوذ در حلقه نزدیک به ترامپ بود که از جنگ حمایت می‌کرد، اساساً بر اساس این فرضِ به طرز غم‌انگیزی ناقص که اهداف استراتژیک آمریکا را می‌توان به سرعت و با هزینه‌ای نسبتاً کم محقق کرد.

این اشتباه محاسباتی به اندازه کافی تأسف‌بار بود. با این حال، پیگیری بی‌وقفه یک مفهوم استراتژیک توخالی توسط او و برکناری برخی از شایسته‌ترین رهبران نظامی، که عمدتاً مبتنی بر خصومت شخصی بود، هرگونه چشم‌اندازی برای یک راه‌حل رضایت‌بخش را تضعیف کرد.

علاوه بر این، آسیب‌های نهادی ناشی از اقدامات او، چه در دوره منتهی به جنگ و چه به ویژه پس از وقوع آن، تأثیر عمیق و ماندگاری بر نهاد نظامی خواهد گذاشت که جانشینان او باید در آینده‌ای قابل پیش‌بینی به آن بپردازند.

 

مشاهده خبر در جماران