در گفتوگو با جماران؛
موسویان، عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم: پزشکیان برخوردهای جهادی و فداکارانهای که داشت/ طلبههای جوان یا مداحها موضعگیریهایی دارند که تصمیمات را مخدوش میکند/ تصمیمگیری نهایی را به شورایعالی امنیت ملی بسپاریم
سید ابوالفضل موسویان، عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم، به خبرنگار جماران گفت: چهبسا کارشکنیهایی از سوی تندروها صورت بگیرد که مانع تحقق نیت و نظری شود. یعنی بحث گفتوگو نیست که ما بیاییم بگوییم ما نظر موافق و مخالف را بررسی میکنیم. گاهی احساس تکلیف میشود که هرطورشده باید این برنامه زمین بخورد! مثلاً طلبههای جوان یا مداحها موضعگیریهایی میکنند که مخدوش میکند چهبسا آن تصمیماتی که با آگاهی و بر اساس تدبیر و تجربه گرفته شده است؛ کارایی آنها را از بین میبرد.
پایگاه خبری جماران: عضو هیأت علمی دانشگاه مفید قم با اشاره به برخوردهای جهادی و فداکارانه رئیس جمهور، گفت: چهبسا کارشکنیهایی از سوی تندروها صورت بگیرد که مانع تحقق نیت و نظری شود. یعنی بحث گفتوگو نیست که ما بیاییم بگوییم ما نظر موافق و مخالف را بررسی میکنیم. گاهی احساس تکلیف میشود که هرطورشده باید این برنامه زمین بخورد! مثلاً طلبههای جوان یا مداحها موضعگیریهایی میکنند که مخدوش میکند چهبسا آن تصمیماتی که با آگاهی و بر اساس تدبیر و تجربه گرفته شده است؛ کارایی آنها را از بین میبرد.
مشروح گفتوگوی خبرنگار جماران با حجتالاسلام و المسلمین سید ابوالفضل موسویان را در ادامه میخوانید:
شرایط، اوضاعواحوال سیاسی کشور و جهان و نگاه جهان به ایران را چطور ارزیابی می کنید.
شرایط همانطوری که همه شاهد آن هستیم، یک شرایط بسیار ویژه و خاصی است. آمریکا و اسرائیل حملاتی به این کشور کردند. ضربات سختی وارد شده، البته متقابلاً هم پاسخ داده شده و اینطور نبوده که بدون جواب بماند؛ اما خسارات زیادی هم به کشور وارد شده است.
این شرایط خیلی سخت و دشواری است برای مردم ما؛ با این تورمی که ایجاد شده و شرایطی که باعث شده ما نتوانیم آن روابطی که باید با دنیا داشته باشیم را داشته باشیم. با تحریمهایی که قرار داده شده این روابط را برای ما خیلی ضیق و مشکل کردند. حالا گرچه ما از راههای دیگر هم داریم تلاش میکنیم که بهنحوی بتوانیم خودمان را از این تحریمها خلاص کنیم، ولی در کل بالأخره مشکلاتی را برای جامعه درست کرده که ما همه شاهدش هستیم و میبینیم. این وضعیتی است که فعلاً ما الآن به طور خاص و عام با آن مواجهیم.
عملکرد دولت و به طور خاص شخص رئیسجمهور را در این مدت از جنگ ۱۲ روزه تا الآن چگونه ارزیابی میکنید؟
من به نظرم دولت تمام توان خودش را به کار گرفته و واقعاً هم نگذاشته مردم با همه این مسائلی که پیشآمده که اگر در یک جامعه دیگری میشد تبعات بسیار سنگینی به وجود میآمد، اما دولت توانسته مایحتاج عمومی مردم را فراهم کند. ازاینجهت به نظر من بسیار زحمات زیادی دولت کشیده و کار ارزشمندی انجام داده است.
ما در موارد دیگر دیدیم که اگر یک اتفاقی در یک کشوری بیفتد یا یک خبری برسد، بلافاصله مغازهها تخلیه میشود و اجناسش را میبرند. یک نگرانی اینطوری به وجود میآید که مردم مواجه با قحطی و امثال اینها شوند. ما الآن بیش از یک سال است که داریم این دوران را میگذرانیم؛ اما هیچ کمبودی در جامعه وجود ندارد. حالا درست است گرانیهایی هست، ولی دولت توانسته با چنگودندان با این قضیه مبارزه کند و جلوی این را بگیرد که مشکلی ازاینجهت برای مردم پیش نیاید.
اگر راههای دریاییمان را زدند، از راههای زمینی استفاده کردند؛ اگر بعضی جاها تحریم شدیم، از جاهای دیگر بالأخره تلاششان را کردند که مایحتاج عمومی باشد و کسی ازاینجهت احساس کمبودی نکند. این واقعاً جای سپاسگزاری از دولت دارد که زحمات بسیار زیادی در این جهت کشیدند و کارشان را در این دوره بهخوبی انجام دادند.
در خصوص عملکرد رئیسجمهور هم نکته خاصی دارید؟
من به نظرم بالأخره این شهامت و شجاعت عمدتاً مربوط به خود آقای پزشکیان است؛ یعنی با برخوردهایی که ایشان انجام دادند، برخوردهای جهادی و فداکارانهای که داشتند، خودشان به میدان آمدند و همهجا حضور پیدا کردند. به نظر من شخص ایشان نقش خیلی تعیینکنندهای در این جهت داشتند.
الآن احساس میکنید که بیشتر دولت با چه چالشهایی مواجه است؟ چه در اقناع افکار عمومی نسبت به مشکلات و چه در حوزه سیاست خارجی، و این چالشها چگونه میتواند مرتفع شود؟
این مسأله بهنحوی برمیگردد به تصمیمگیران، به سران تصمیمگیرنده در کشور که حالا درست است یکیاش سران سه قوه هستند، رهبری هستند و اینها. ولی این مشکلی که چهبسا وجود دارد، دخالتهایی است که افرادی که حالا بیاطلاع هستند ظاهرش ما باید حمل به صحت کنیم بگوییم بیاطلاع هستند، حالا اگر نفوذی نباشند یا اگر احیاناً منافعی نداشته باشند، اما اینها دارند کارشکنیهایی میکنند یا دیدگاهها و نظراتی میدهند که نظر کارشناسی نیست.
کارشناسان، از شورایعالی امنیت ملی گرفته که از فرماندهان ارشد نظامی تشکیل شده، سران قوا هستند و شخصیتهایی که کاملاً در جریان امور هستند؛ ما باید تصمیمگیری نهایی را به اینها بسپاریم و اینها باید نظر بدهند. نباید آنها را در تنگنایی قرار بدهیم که نتوانند نظر خودشان را بگویند. یعنی یک عدهای همانطور که عرض کردم، اینها را بهعنوان خائن بدانند، بهعنوان بیوطن و امثال اینها حساب کنند.
آنها باتوجهبه شرایطی که داریم، باتوجهبه بحثهایی که شده، روابطی که ایجاد شده، تماسهایی که از کشورهای مختلف دارند، آنها بتوانند یک تصمیمگیری که به نفع مردم هست را انجام دهند و ما کار را بر اینها دشوار نکنیم که نتوانند تصمیم درستی در این زمینه بگیرند و یا آن نظری که به نظرشان درست هست را اعلام کنند.
این یکی از نکاتی است که باید به آن توجه شود. فکر میکنم یکی از مشکلاتی که الآن ما با آن مواجه هستیم همین نظراتی است که داده میشود غیرکارشناسانه و یا احیاناً مغرضانه، که دستوپای مسئولین را چهبسا ببندد و نتوانند کاری انجام دهند.
منشأ این تندرویها چیست؟ البته اشارهای کردید؛ ولی چه باید بکنند و بالأخره باید از یک جایی این قضیه را تمام کنند.
من به نظرم میرسد گاهی تصمیمگیرنده باید یکطوری باشد که قاطعانه تصمیم گرفته شود که جلوی برخی از تهمتها و برخوردها را بگیرد. ما شاهدی که داریم، ببینید در قضیه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ جنگ ایران و عراق؛ ابتدا قرار بود که آقای هاشمی این را اعلام کنند، ولی امام احساس کردند که اگر آقای هاشمی این را اعلام کنند، یک عده زیادی ممکن است که مخالفت کنند و برخورد کنند و این برخورد حالا به این تلقی شود که یک اختلافاتی است بین امام و آقای هاشمی که مسئول جنگ بودند؛ یعنی یک برخورد اینطوری صورت بگیرد.
با اینکه در جلسه اول قرار بر این بود که آقای هاشمی اعلام کنند، اما بعد بلافاصله امام به حاج احمد آقا فرموده بودند که «بگویید به آقای هاشمی که آقای هاشمی اعلام نکنند، من خودم اعلام میکنم». وقتی امام اعلام کردند، دیگر هیچکس نمیگفت که این کار ضد ولایت است، نمیدانم این کار مخالفت با امام است؛ این تصمیمی است که چیست؟ یعنی یکطوری جلوی این برداشتهای نادرستی که احیاناً حالا چهبسا دشمن هم در این قضایا دخیل باشد که تفرقه درست کند گرفته شد.
درحالیکه اگر این را آقای هاشمی اعلام میکردند با اینکه نظر جمع بوده، یعنی نظر شخص خودشان نبوده و تصمیمی بوده که در حضور امام گرفته شده، اما درعینحال ممکن بود که اینطوری القا شود که این نظر آقای هاشمی است و بنابراین شروع به تخریب کنند. ولی دیدیم که امام موضع خودشان را سریع اعلام کردند و قطعنامه را هم پذیرفتند و دیگر صحبتی نشد.
من به نظرم بعضی جاها نیاز هست که رهبری خیلی سریع و روشن از این تصمیماتی که مسئولین و سران که حالا سران قوا هستند، مسئولین جنگ هستند، فرماندهان نظامی هستند و تصمیماتی را میگیرند حمایت کنند. شخص رهبری اینها را ابلاغ و اعلام کنند تا اینکه ما مواجه نشویم با این برخوردها و درگیریهایی که احیاناً بین افراد به وجود میآید. میگویم بعضیهایش هم چهبسا دشمن هم تحریک کند که یک تفرقهای اینطوری بخواهد بین جامعه ایجاد کند؛ اینها دیگر به وجود نیاید.
تکهفیلمهایی که دیده میشود در نقد و مخالفتهایی که با دولت دارند، بیشتر صحنههایی از معممین جوان، آخوندها و مداحهاست.
مسئولین این تجربیات دوران جنگ ۸ساله را دارند. اینها این تجربیات را دارند. بالأخره این مهم است؛ ما چهبسا ممکن است آن دوره، تصمیمگیری درباره بعضی چیزها برای مسئولین هم سخت بود که تصمیم بگیرند، ولی بعد تجربه نشان داد که مثلاً تصمیمی گرفته شد و این تصمیم به نفع شد. درحالیکه ممکن بود چهبسا قبل از آن هم این تصمیم گرفته میشد و زودتر جلوی ضرر گرفته میشد، ولی ما تجربه آن موقع را نداشتیم.
اما امروز شخصیتهایی که داریم، همه آنها آن تجربیات را دارند و تقریباً در جریان آنها هستند. اینها باید از آن تجربیات استفاده کنند؛ کاری انجام بدهند که به نفع جامعه باشد و جلوی ضرر را از هرجا بتوانند بگیرند به نفع است.
عرضم بر این بود که میخواهم ببینم این صحنهها حالا چه بر اساس ناآگاهی که اشاره فرمودید، چقدر میتواند آثار مخربی در ذهن مردم مخصوصاً نسل جدید بگذارد و باعث جداکردن اینها و فاصله انداختن بین مردم و نهادهای مذهبی و روحانیون بشود؟
اولاً آنهایی که مخالف با این نظرات تند هستند، کلاً ناراحت میشوند از اینکه چرا اینطور نسبت داده میشود. بعد چهبسا کارشکنیهایی از سوی این تندروها صورت بگیرد که اینها مانع تحقق آن نیت و نظری که گرفته شده شود. یعنی بحث، همانطور که گفتم بحث گفتوگو نیست که ما بیاییم بگوییم ما نظر موافق و مخالف را میآوریم بررسی میکنیم. گاهی احساس تکلیف میشود که هرطورشده باید این برنامه زمین بخورد! همانطور که حالا شما فرمودید که مثلاً طلبههای جوان یا مداحها در این برنامهها موضعگیریهایی میکنند که این موضعگیریها مخدوش میکند چهبسا آن تصمیماتی که با آگاهی، بر اساس تدبیر، تجربه و امثال اینها گرفته شده است؛ کارایی آنها را از بین میبرد.
ببینید اینها نکاتی است که اظهارنظر اشکالی ندارد، ولی اگر به اینجا ختم شود که کارایی آنها را از بین ببرد و کارشکنیهایی صورت بگیرد که این کارشکنیها باعث شود آنها به آن هدف و نظری که دارند نرسند، اشکال دارد.
باتوجهبه آغاز سال تحصیلی حوزهها، مبانی فقهی و اندیشههای امام چقدر در حوزهها تدریس و تبیین میشود؟ شما بههرحال اطلاع دارید، خودتان هم درس خارج دارید. بهعبارتدیگر، چقدر حوزهها به تبیین مبانی و آرای فقهی و اصولی حضرت امام اهتمام دارند؟
حالا یک کاری که معمولاً در حوزهها انجام میگیرد، مبانی فکری فقهای پیشین و اینها موردتوجه قرار میگیرد و هست؛ از جمله مبانی فقهی حضرت امام هم موردتوجه قرار میگیرد. ولی همانطور که من در مصاحبه قبلی هم عرض کردم، به نظر میرسد ما امروز با یک مسأله جدید مواجه شدهایم و آن حکومت است؛ یک حکومت دینی که ما ایجاد کردیم و امام ایجاد کردند. به نظرم این مبانی باید یک مقداری بیشتر رویش کار شود و به سخنان گذشته اکتفا نکنیم. چون خود امام هم تجربه حکومتشان یک تجربه شد؛ یعنی بعد از ۱۰ سال، بعضی از چیزهایی را که اوایل فرمودند تغییراتی در آن ایجاد کردند که تجربه نشان داد باید تغییراتی ایجاد میشد.
در این زمینه و زمینههای دیگر، ۴۷ سال از انقلاب میگذرد و با چالشهای جدی مواجه شدهایم. اینها را باید حوزههای ما بیایند حل کنند و یک مقداری روی اینها کار کنند. به نظر من اگر بخواهد روی مبانی امام کار شود، باید مبانی امام در «فقه حکومتی» مدنظر قرار بگیرد و در این زمینه کار کند تا نگاه حکومتی به این قضیه را بتواند درست پاسخ بدهد.
رسالت حوزههای علمیه باتوجهبه این فضای گسترده مجازی و هوش مصنوعی و شکاف نسلی که اتفاق افتاده چیست؟
این امکاناتی که امروزه فراهم شده که چهبسا ۵۰ سال پیش یا ۱۰۰ سال پیش وجود نداشت، ما باید از این امکانات بهره کافی ببریم. حوزههای ما باید از این ابزار و آلاتی که الآن در اختیار قرار گرفته استفاده کنند. فقط طرحشان در کتاب نباشد و بگویند که ما همان مطالبی که قبلاً گفتند را یک «إِن قُلت» مثلاً به آن اضافه میکنیم و کم میکنیم و امثال اینها!
یک مقداری باتوجهبه این امکاناتی که ایجاد شده، ما باید نگاهمان را وسیعتر از نگاه گذشته کنیم. من یادم هست بعضی از آقایان در فتاوایی که گاهی میدادند، مثلاً اگر این فتوا را برای ایران میخواستند بگویند یکطور میگفتند، اگر این را میخواستند برای اروپا بگویند یکطور دیگر؛ یعنی باتوجهبه شرایطی که اینجاوآنجا داشت، این تفاوت را ملاحظه میکردند. اما امروز واقعاً ما یک جهانِ یکپارچه داریم؛ نمیشود حتی دیگر مثلاً بگوییم در شهر یکطور است، در روستا یکطور دیگر. امروز دیگر روستای ما هم شهر است. یعنی همه آنها با این مظاهر شهری آشنا هستند؛ جادههایی است که به تمام نقاط کشور رفته، اینترنت به تمام نقاط رسیده است.
جوانهای ما دیگر از آن حالت قبلی که احیاناً بروند سرِ زمین و برگردند خارج شدهاند. امروز جوانهای ما در روستا هم که باشند، آشنا هستند با خیلی از مسائلی که در شهر دارد میگذرد و در جهان دارد میگذرد. ما باید یک نگاه جهانی به قضیه داشته باشیم. البته مسلماً ۵۰ سال پیش، ۱۰۰ سال پیش نبود؛ ولی امکانات امروز فراهم است. از این امکانات استفاده کنند و باتوجهبه نگاهی که به جهان دارند و مسائل مختلفی که در دنیا مطرح است بتوانند پاسخ دهند و واقعاً نگاهِ عملیِ شریعت را بتوانند تبدیل کنند؛ نه یک چیزِ تئوری! یک چیزی بگوییم که هم خودمان و خانوادههای ما اجرایش نکنند و انجام ندهند. یک چیزی باشد که قابل ارائه و عمل باشد و در دنیا بشود این را مطرح کرد.
اگر نکتهای باقیمانده بهعنوان حسنختام بفرمایید.
خواهش میکنم. نه، ما بیشتر توصیهمان باز هم به طلبههای جوانمان این است که نسبت به این مسائل خیلی زود اظهارنظر نکنند. یک مقداری هم از تجربیات استفاده کنند. کسانی که در گذشته دورههایی را گذراندند چهبسا خود آنها امروز بگویند که «ما اگر این اطلاعاتی که امروز داریم را ۲۰ سال پیش یا ۳۰ سال پیش میداشتیم، مثلاً فلان کار را انجام نمیدادیم».
یک مقداری از تجربیاتی که افراد صالح، صادق و درست در این زمینهها کار کردند به نظر من باید استفاده شود و حالا با فناوری جدید هم طبعاً باید استفاده شود و انشاءالله نتیجه خوبی بتوانیم برای نسلهای بعدی بگیریم. دیگر حالا این مشکل است؛ البته ما خلاصه دو سه نسل را اینطوری از دست دادیم، ولی اگر بشود اینها را برگرداند و اصلاح کرد یا لااقل جلوی این اشکالات را گرفت، اینها دیگر چیزهای بعدی است که باید این کار را انجام دهند.
مشاهده خبر در جماران