کدخبر: ۱۷۲۷۲۸۹ تاریخ انتشار:

آیا روسیه تا سال ۲۱۰۰ به یک کشور اسلامی تبدیل خواهد شد؟

سرشماری جمعیت در سال ۲۰۲۰، بر اساس وابستگی مذهبی، نشان می‌دهد که تعداد مسلمانان در روسیه به ۱۴.۵ میلیون نفر رسیده است که تقریباً معادل ۱۰٪ از جمعیت است. در سال ۲۰۲۴، تعداد آنها به حدود ۲۰ میلیون نفر یا ۱۳.۶٪ رسید که باعث شد روسیه در آن زمان، برای اولین بار، به فهرست بیست کشور برتر جهان از نظر تعداد مسلمانان وارد شود.

به گزارش جماران، در مقاله‌ای در وب‌سایت «Voyennoye Abozernie»، نویسنده الکساندر آدنتسف با تمرکز بر داده‌های جمعیت‌شناختی نشان داد که بین سال‌های ۲۰۰۲ تا ۲۰۱۰، تعداد روس‌های با اصالت روسی ۴.۹ میلیون نفر کاهش یافته و طبق سرشماری سال ۲۰۲۱، حدود ۷ میلیون نفر دیگر نیز کاهش یافته است.

علاوه بر کاهش تعداد روس‌های روس‌تبار، نسبت مسیحیان ارتدکس نیز رو به کاهش است و به گفته وی، روسیه در حال تجربه یک بحران تمدنی جدی است که نه تنها به جنبه اقتصادی، بلکه به موجودیت نیز گسترش می‌یابد.

او در اینجا توضیح می‌دهد که سرشماری جمعیت در سال ۲۰۲۰، بر اساس وابستگی مذهبی، نشان می‌دهد که تعداد مسلمانان در روسیه به ۱۴.۵ میلیون نفر رسیده است که تقریباً معادل ۱۰٪ از جمعیت است. در سال ۲۰۲۴، تعداد آنها به حدود ۲۰ میلیون نفر یا ۱۳.۶٪ رسید که باعث شد روسیه در آن زمان، برای اولین بار، به فهرست بیست کشور برتر جهان از نظر تعداد مسلمانان وارد شود.

به گفته وی، اگر اوضاع تغییر نکند، تعداد روس ها تا سال ۲۰۴۰ به حدود ۹۰ میلیون نفر خواهد رسید و نسبت آنها تا سال ۲۰۶۰ ممکن است به ۵۰ درصد کاهش یابد.

در مقابل، این در حالی است که جمعیت‌های مسلمان در قفقاز بالاترین نرخ رشد جمعیت را تجربه می‌کنند.

 

فاجعه جمعیتی

او در ادامه می‌گوید که کاهش طبیعی جمعیت روسیه در سال ۲۰۲۴ حدود ۵۹۶۲۰۰ نفر بوده است که در مقایسه با کل جمعیت سال ۲۰۲۳، افزایشی ۲۰.۴ درصدی (از ۴۹۵۳۰۰ نفر) را نشان می‌دهد.

به گفته وی، این گام کاملاً غیرقابل درک است و مردم حق دارند بفهمند که در کشور چه می‌گذرد.

او اشاره می‌کند که در طول ۱۲۴ سال، روسیه سه فاجعه جمعیتی را تجربه کرده است: انقلاب ۱۹۱۷ و جنگ داخلی، جنگ جهانی دوم و اصلاحات لیبرال فعلی (از ۱۹۹۲ تا به امروز).

به نظر او، آنچه اتفاق می‌افتد نتیجه یک پروژه بلندمدت برای نابودی روسیه و کاهش جمعیت آن است که توسط کشورهای غربی، شاید حتی قبل از پرسترویکا (بازسازی) طراحی شده است.

او اضافه می‌کند که در مواجهه با این چالش جدی تمدنی، روسیه باید ضمن حفظ نقش مردم روسیه در ساخت سیستم، یکپارچگی تعادل قومی را حفظ کند، در غیر این صورت، به گفته‌ی او، این کشور از هم می‌پاشد و توسط غرب ، ترکیه و چین جذب می‌شود.

 

دلایل

او اشاره می‌کند که دلایل اصلی آنچه او فاجعه جمعیتی توصیف می‌کند به شرح زیر است:

-ساختار اشتغال در اقتصاد مواد خام رو به وخامت گذاشته است

-تعداد ناکافی مشاغل پردرآمد

-بیکاری پنهان و در نتیجه، کاهش درآمد.

-کاهش شدید جمعیت مرتبط با کاهش نرخ زاد و ولد در دوره «شوک» دهه ۱۹۹۰

-هزینه‌های بالای مسکن و عرضه محدود با قیمت‌های فعلی

-نرخ بالای سقط جنین

-جمعیت در شهرهای بزرگ متمرکز است، جایی که حداکثر میزان زاد و ولد دو فرزند در هر خانواده در یک آپارتمان سه خوابه است.

-بحران معنوی و اخلاقی در جامعه

-احساس بیهودگی

-تثبیت فردگرایی همراه با فقدان آگاهی کافی از ارزش‌های خانوادگی و تولید مثلی.

-افزایش ناباروری به دلیل واردات مواد غذایی

-مشکلات سیستم بازنشستگی ، کاهش توانایی پدربزرگ‌ها و مادربزرگ‌ها برای کمک به مراقبت از نوه‌ها.

او ادامه می‌دهد و می‌گوید حدود ۶۰ درصد از جمعیت در فقر زندگی می‌کنند و توانایی خرید مسکن را ندارند و داشتن فرزند به یک کالای لوکس و گران‌قیمت تبدیل شده است. در عین حال، شرکت‌ها در تلاش برای به حداکثر رساندن سود، قیمت املاک و مستغلات را به بالاترین سطح خود افزایش می‌دهند و مسکن را پس از درآمد، به دومین منبع مهم برای تشکیل خانواده و فرزندآوری تبدیل می‌کنند.

 

نظام ارزشی

به گفته نویسنده، یک ماشین تبلیغاتی قدرتمند در روسیه از 20 سال پیش تاکنون بی وقفه مشغول به کار بوده و به دنبال تغییر چیزی است که اکنون «ذهنیت مردم» نامیده می شود، به طوری که بسیاری از نهادهای سنتی در جامعه، از جمله خانواده، تحت «شنیع ترین اشکال سرکوب رسانه ای» قرار گرفته اند.

اما واضح است که این وضعیت نمی‌تواند به طور نامحدود یا حتی برای مدت طولانی ادامه یابد و به نظر او باید تغییر کند. نویسنده ابراز تعجب می‌کند که در حالی که مقامات در تلاش برای جبران کاهش نرخ تولد هستند، همزمان یک سیاست مهاجرتی خطرناک را تشویق می‌کنند.

یک نمونه از این امر این است که بیش از یک میلیون شهروند از جمهوری‌های آسیای مرکزی در هفت سال گذشته تابعیت روسیه را دریافت کرده‌اند.

و ماجرا به اینجا ختم نمی‌شود. روسیه همچنین قرار است به دلیل کمبود نیروی کار، یک میلیون مهاجر از هند را بپذیرد و در حال مذاکره با سریلانکا و کره شمالی در مورد آوردن کارگران مهاجر است.

با این حال، آدنتوسوف تاکید می‌کند که روسیه فاقد هدفی برای توسعه، بهره‌برداری از منابع و تضمین وضعیت جمعیتی فعال است.

تقریباً نیمی از روس‌های میانسال (۱۸ تا ۴۵ ساله - ۴۶٪ از افراد مورد بررسی) نمی‌خواهند بچه‌دار شوند و دلیل آن را بی‌ثباتی مالی یا عدم تمایل به بچه‌دار شدن ذکر می‌کنند.

 

اسلام ما و اسلام آنها

نویسنده ادامه می‌دهد که مهم‌ترین چیز در سیاست ملی باید تضمین صلح بین ادیان و هویت صحیح شهروندان باشد و هشدار می‌دهد که درگیری قومی و مذهبی که از زمان فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی شعله‌ور شده است ، پدیده‌ای بسیار خطرناک است که می‌تواند صلح داخلی را بی‌ثبات کند.

به گفته او، «اسلام روسی» عموماً صلح‌آمیز است، اما به دلیل تعدادی از ویژگی‌های مشترک، شاخه‌های تهاجمی و توسعه‌طلب شناخته‌شده‌ای - به‌ویژه در خارج از کشور - وجود دارند که تلاش می‌کنند فعالیت‌های خرابکارانه را در روسیه نیز انجام دهند. او ادامه می‌دهد که نادیده گرفتن آنچه اتفاق می‌افتد، به سادگی غیرممکن است، زیرا مسئله مربوط به حفظ حال و آینده کشور است.

او گفت روسیه یک کشور ارتدکس است و اتحاد داخلی آن با مسلمانان ستون اساسی دولت است و باید به این رابطه بها داده شود.

اما به گفته نویسنده، مسلمانان همه یکسان نیستند: «مسلمانان ما» و دیگران وجود دارند، و وضعیت برای آسیایی‌های دوران شوروی در مقایسه با نسل امروز که روسی صحبت نمی‌کنند و عملاً در حال ایجاد یک قلمرو داخلی هستند، متفاوت است.

شهروندانی که از جمهوری‌های آسیای مرکزی به روسیه می‌آیند، بسیار مذهبی و پایبند به سنت‌های خود هستند و ادغام آنها، حتی در مقیاس محدود، دشوار به نظر می‌رسد. در حالی که اعتقاد بر این است که فرزندان این افراد که در مدارس روسیه تحصیل می‌کنند و آموزش سکولار مناسبی دریافت می‌کنند، ممکن است متفاوت باشند، اما همه آنها اینگونه نیستند.

وقتی تعداد این «شهروندان جدید» در روسیه به چند میلیون نفر برسد، آنها شروع به مطالبه قانونی حقوق خود خواهند کرد و این یک مبارزه واقعی خواهد بود. او می‌پرسد: چرا ما روسیه را با جمعیتی که از نظر فرهنگی بیگانه هستند، غرق می‌کنیم؟

از دیدگاه او، روسیه به مردم خود، در درجه اول روس‌ها و اسلاوها، نیاز دارد و می‌افزاید که بوروکراسی که در مورد این مسائل تصمیم می‌گیرد، طبیعتاً تحت تأثیر قدرت‌های جهانی است که علیه جهان روسی و ارتدکس جنگ به راه انداخته‌اند. در عین حال، آدنتوسوف تاکید می‌کند که اقدامات دولت برای افزایش نرخ زاد و ولد هنوز نتیجه‌ای نداده است.

به نظر او، دلیل این امر این است که سیستم یارانه‌ها و مشوق‌ها اغلب برای دستیابی به یک اثر مثبت کافی نیست. تأمین اجتماعی «موضوع جالبی» نیست زیرا نمی‌توان از آن پول زیادی به دست آورد. علاوه بر این، سرمایه مادری در ابتدا تأثیر مثبتی بر نرخ زاد و ولد داشت (۲۰۱۳-۲۰۱۵)، اما تورم بعداً آن را کاهش داد.

نویسنده معتقد است که برای افزایش نرخ زاد و ولد، روسیه به یک مدل اقتصادی نوآورانه نیاز دارد که به مواد خام متکی نباشد؛ جمعیت را به روستاها و حومه شهرها منتقل کند، نه به شهرها؛ و اقداماتی مشابه آنچه در اتحاد جماهیر شوروی رواج داشت، مانند اعمال مالیات بر مردان مجرد بالای 30 سال.

او در ادامه می‌گوید که رویکرد سنتی «وام مسکن» سرمایه‌داری که توسط مقامات پیشنهاد شده و برای ایجاد سود برای بانک‌ها طراحی شده، به بن‌بست رسیده است:

-نخستین دلیل، به این دلیل که وام‌های مسکن فقط برای طبقه متوسط، بخش کوچکی در روسیه، قابل دسترسی است؛ و ثانیاً، به این دلیل که انرژی خانواده‌های جوان را تخلیه می‌کند، زیرا مسکن ساخته می‌شود اما فروخته نمی‌شود. طرح پیشنهادی یک روند صعودی دائمی و ملموس در بخش ساخت و ساز ایجاد می‌کند و آن را به یک بخش اقتصادی کلیدی تبدیل می‌کند و شهروندان روسی را جذب می‌کند، نه مهاجران. او همچنین تأکید می‌کند تا زمانی که مالیاتی برای کسانی که فرزند ندارند وجود نداشته باشد، مشکل نرخ زاد و ولد ادامه خواهد داشت. او توضیح می‌دهد که این مالیات به طور مصنوعی یک ماتریس سرنوشت برای مردان ایجاد می‌کند و آنها را ملزم به پدر شدن قبل از 30 سالگی می‌کند. این ماتریس در اتحاد جماهیر شوروی وجود داشت و مؤثر واقع شد.

-دومین عامل کلیدی که نویسنده بر آن تأکید دارد، تبلیغات ضد سقط جنین است که زنان را ملزم می‌کند با هزینه شخصی خود و نه با هزینه بیمه درمانی اجباری، مگر به دلایل پزشکی، سقط جنین انجام دهند.

-عامل سوم، تبلیغات اجتماعی است که تشکیل خانواده و داشتن فرزندان زیاد را تشویق می‌کند و بر ضرورت تولید مثل برای یک زندگی مناسب و سالمندی ایمن تأکید دارد. در این زمینه، شایان ذکر است که روسیه دارای مناطق وسیعی از زمین‌های توسعه نیافته و بلااستفاده، به ویژه در خارج از منطقه مسکو است.

بنابراین، تغییرات در عرصه اراضی، همانطور که ایالات متحده در قرن نوزدهم انجام داد،  از طریق تأمین برق و گاز، ساخت خانه، توسعه جاده‌ها، تقویت توسعه صنعتی و تولید ماشین‌آلات کشاورزی گامی عظیم به سوی رشد اقتصادی خواهد بود . همزمان، صنعتی شدن را در مناطق برای تولید کالاهای لازم برای توسعه آغاز خواهد کرد.

 

فرآیند «معکوس»

در عین حال، نویسنده اشاره می‌کند که روند گرویدن مسلمانان به مسیحیت ادامه دارد، اما خاطرنشان می‌کند که هیچ داده به‌روزی در این زمینه یافت نشد، زیرا هیچ یک از طایفه های مذهبی مایل به افشای این آمار نبودند.

روسیه یک کشور چندملیتی محسوب می‌شود که در آن اسلام دومین دین مهم است. از این رو، سوءتفاهم بین ارتدکس و اسلام می‌تواند بسیار خطرناک باشد، در حالی که به گفته او، درک متقابل می‌تواند نتایج بزرگی به همراه داشته باشد.

از دیدگاه او، ارتدکس و اسلام در آموزه‌های خود متفاوت هستند، اما اصول اخلاقی عملی مشترک بسیاری دارند: احترام به خانواده، تکریم سالمندان، طرد خشونت و فریب، شفقت و کمک به نیازمندان.

بر اساس مطالب فوق، نویسنده تاکید می‌کند که روسیه نمی‌تواند به یک دولت اسلامی تبدیل شود و مردم روسیه نمی‌توانند نقش خود را در ساخت این سیستم از دست بدهند، علیرغم مشکلات فعلی که اقتصاد را نابود می‌کند و در نتیجه بر نرخ زاد و ولد تأثیر می‌گذارد.

نویسنده همچنین معتقد است که آنچه اتفاق می‌افتد نتیجه کنترل خارجی موقت توسط غرب است که با دوران «نابودکننده کمونیسم» بوریس یلتسین آغاز شد و نفوذ مداوم دولت جهانی از طریق نخبگان طرفدار غرب در این کشور ادامه دارد.

او نتیجه می‌گیرد که زمان آن رسیده است که نخبگان روسیه روابط خود را با غرب قطع کنند و روسیه برای همیشه دژ مسیحیت به شکل خالص آن - ارتدکس - باقی خواهد ماند. او می‌گوید وقتی مردم روسیه چاره دیگری نداشته باشند، همانطور که بارها و بارها انجام داده‌اند، قیام خواهند کرد و ستمگران خود را بیرون خواهند راند.

 

مشاهده خبر در جماران