کدخبر: ۱۷۲۶۲۷۹ تاریخ انتشار:

آیا ترامپ بدترین تصمیم آمریکا از سال ۱۹۴۵ تاکنون را گرفته است؟

ترامپ آمریکا را وارد یک درگیری بی‌هدف و بی‌پایان کرده و این کشور را به ابرقدرتی تبدیل کرده که بدون هدف مشخص حمله می‌کند و نمی‌داند چگونه به این نبرد پایان دهد.

به گزارش جماران، اگر معیار «بدترین تصمیم آمریکا از زمان جنگ جهانی دوم » بر اساس میزان آسیب وارده به اعتبار آمریکا، فرسایش قدرت بازدارندگی و واگذاری کلیدهای نفوذ جهانی به دشمنان باشد، آنگاه برداشت پیر هاسکی، تحلیلگر سیاسی فرانسوی، از نحوه برخورد دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا، با پرونده جنگ ایران، گواه قطعی این شکست تاریخی است.

ترامپ آمریکا را وارد یک درگیری بی‌هدف و بی‌پایان کرده و این کشور  را به ابرقدرتی تبدیل کرده که در چیزی شبیه به «نزاع در باشگاه شبانه» دست و پا می‌زند، بدون هدف مشخص حمله می‌کند و نمی‌داند چگونه به این نبرد پایان دهد.

به گفته هاسکی، این عود بیماری چهار نمود دارد:اول: فاجعه ورسای و ساده‌لوحیِ امتیازاتِ بلاعوض یکی از بارزترین شواهد این شکست تاریخی، هرج و مرج دیپلماتیکی است که در اجلاس گروه هفت آشکار شد.

ترامپ در ورسای «یادداشت تفاهمی» امضا کرد که بر اساس آن، ده‌ها میلیارد دلار از دارایی‌های مسدود شده ایران را واگذار کرد، در ازای وعده‌های بیهوده برای باز کردن تنگه هرمز و ضرب‌الاجل دو ماهه برای مذاکرات هسته‌ای که هرگز رعایت نشد.

این تصمیم عجولانه بحران را حل نکرد، بلکه باعث شد آمریکا به عنوان کشوری ظاهر شود که توافق‌نامه‌هایی را امضا می‌کند که ارزش جوهر نوشته شده با آنها را ندارند و در نهایت به تقویت جناح تندروتر ایرانی منجر شد که به ضعف موضع آمریکا پی برده بودند.

 

دوم: فروپاشی سلاح «تحریم‌های یکجانبه» در مواجهه با چالش چین

عظمت تصمیم آمریکا در از دست دادن قدرتمندترین سلاح واشنگتن، یعنی سلطه اقتصادی، آشکار است. وقتی ترامپ تهدید کرد که هر کشوری را که نفت ایران را خریداری کند، تحریم خواهد کرد، با مخالفت شدید چین مواجه شد.

پکن متوجه شد که تصمیمات ایالات متحده فاقد پشتوانه شورای امنیت است و از رعایت آنها خودداری کرد.

بدتر از آن، دولت آمریکا، از ترس رویارویی اقتصادی آشکار با چین پیش از سفر رئیس جمهور شی جین پینگ ، عقب‌نشینی کرد و از مجازات نهادهای چینی خودداری کرد.

این افول، محدودیت‌های قدرت آمریکا در تحمیل اراده‌اش در مواجهه با ابرقدرت‌های واقعی را به تمام جهان نشان داد.

 

 

سوم: انزوای ژئوپلیتیکی و مشروعیت بخشیدن به ائتلاف‌های متقابل به جای منزوی کردن ایران

تصمیمات ترامپ، ایالات متحده را منزوی و دشمنانش را متحد کرده است، همانطور که هاسکی تأکید می‌کند که چگونه روسیه و چین با دعوت از ایران به عنوان عضو کامل به اجلاس سازمان همکاری شانگهای در بیشکک، پایتخت قرقیزستان، از این سردرگمی بهره بردند.

در آن اجلاس، رئیس جمهور ایران نه تنها در کنار دشمنان آمریکا، بلکه در کنار متحدان آن (مانند ترکیه و هند ) نیز قرار گرفت.

به گفته هاسکی، آخرین ضربه به اعتبار آمریکا در بیانیه پایانی اجلاس وارد شد که در آن به خاطر ترور رهبر ایران در حملات موشکی آمریکایی تسلیت گفته شد و این نشان‌دهنده محکومیت صریح بین‌المللی و چالشی بی‌سابقه برای واشنگتن بود.( به گزارش خبرگزاری ایرنا  اعضای سازمان همکاری شانگهای در بیانیه بیشکک، «حملات نظامی به قلمرو جمهوری اسلامی ایران را که به کشته شدن شمار زیادی از غیرنظامیان و وارد آمدن خسارات قابل توجه به اقتصاد این کشور منجر شده است»، محکوم کردند. سران این سازمان تاکید کردند حملات آمریکا و رژیم صهیونیستی به ایران، «اصول و قواعد حقوق بین‌الملل و منشور سازمان ملل متحد را نقض می‌کند و خطرات جدی برای صلح، امنیت و ثبات بین‌المللی ایجاد کرده است.»در این بیانیه همچنین آمده است: «کشورهای عضو صمیمانه‌ترین تسلیت خود را به مردم و دولت جمهوری اسلامی ایران به مناسبت درگذشت (شهادت) رهبر معظم انقلاب اسلامی، و خانواده‌های قربانیان ابراز می‌کنند.»اعضای سازمان همکاری شانگهای همچنین بر «حمایت خود از حاکمیت و تمامیت ارضی جمهوری اسلامی ایران» تاکید کرده و خواستار حل‌وفصل مناقشه «صرفاً از طریق سیاسی و دیپلماتیک» شدند)

 

چهارم: ضعف نظامی و فقدان «استراتژی خروج»

به گفته هاسکی، این بحران قانون طلایی نظامی را ثابت می‌کند: «شروع جنگ بسیار آسان‌تر از پایان دادن به آن است.»

ترامپ از نیروی هوایی استفاده کرد و اهدافی را بمباران کرد که منجر به فجایع غیرنظامی مانند بمباران یک جشن عروسی و تهدید به گزینه‌های افراطی، شاید حتی چیزی شبیه به تهدید هسته‌ای، شد، اما خیلی دیر متوجه شد که تغییر نظام یا مطیع کردن از طریق هوا محقق نمی‌شود.

در مقابل، آمریکا خود را در مقابل نظامی در ایران یافت که خود را صرفاً به دلیل مقاومتش پیروز می‌دانست، در حالی که ترامپ نتوانست راه حلی آبرومندانه پیدا کند یا مانند پیشینیان خود اعلام کند که «ماموریت انجام شده است».

بنابراین، هاسکی معتقد است که تصمیمات ترامپ در این مورد صرفاً اشتباهات تاکتیکی نبود، بلکه یک «گناه استراتژیک» بود که اعتبار دیپلماتیک آمریکا را از بین برد، ناتوانی ماشین نظامی آن را در حل مناقشات نابرابر آشکار کرد و به افسانه تحریم‌های اقتصادی بازدارنده پایان داد.

از نظر او، حتی خطرناک‌تر این است که این [رویداد] فرصتی طلایی را در سینی نقره‌ای به ایران، روسیه و چین ارائه داده است تا پایان هژمونی تک‌قطبی آمریکا را که از سال ۱۹۴۵ حاکم بوده است، تسریع کنند.

 

 

مشاهده خبر در جماران
کلمات کلیدی دونالد ترامپ