رسوایی رابطه نامشروع نتانیاهو دوباره مطرح شد
مشاور سابق نتانیاهو که بعد از افشای رابطه نامشروعش با او کنار رفته بود، بعد از سالها سکوت خود را شکست.
به گزارش جماران، بن کاسپیت خبرنگار مشهور روزنامه معاریو در گزارشی در این رابطه اعلام کرد که روث بار، مشاور استراتژیک که در جریان «ماجرای نوار جنجالی» اواخر قرن بیستم با نتانیاهو رابطه نامشروعش افشا شده بود، در نخستین مصاحبه مطبوعاتی خود از همکاری با نخستوزیر در آغاز مسیر شغلیاش و لحظهای سخن میگوید که از نگاه او «ماشین سمپاشی تبلیغاتی » متولد شد.
روث بار سرشناسترین زن ناشناخته است. در 14 ژانویه 1993، بنیامین نتانیاهو در حالی که خیس عرق و مغموم بود، ناگهان وارد استودیوی کانال یک شد تا روی آنتن زنده اعتراف کند که با مشاور استراتژیک خود برای رقابت انتخاباتی بر سر رهبری حزب لیکود رابطه عاشقانه خارج از چارچوب ازدواج (رابطه نامشروع) داشته است. آن زن روث بار بود.
در آن زمان، پس از شکست اسحاق شامیر در برابر اسحاق رابین در انتخابات سال 1992، انتخابات مقدماتی برای انتخاب جانشین او در ریاست حزب لیکود به اوج خود رسیده بود.
دیوید لوی رقیب نتانیاهو مانعی بود که سر راه انتخاب او به عنوان رئیس لیکود قرار داشت. نتانیاهو که متعلق به طبقه اشرافی تجدیدنظرطلب بود، با حزب لیکود غریبه به شمار میرفت.
به روایت معاریو: در این گیر و دار و در اوج رقابتهای انتخاباتی فردی با خانه نتانیاهو تماس گرفت و به همسر جوانش، سارا، اطلاع داد که شوهرش با مشاور استراتژیک خود در ستاد مرکزی رابطه نامشروع دارد و اگر استعفا نکند، نواری حاوی مدارک جرم درباره این رابطه نامشروع منتشر خواهد شد.
نتانیاهو اما تصمیم گرفت به وقوع رسوایی و روی آنتن زنده به این کرده شنیع اعتراف کند. او به استودیو آمد و به مخاطبان گفت که به همسرش خیانت کرده است.
در آن زمان، در اسرائیل تنها یک کانال تلویزیونی وجود داشت که از بینندگان تلویزیون فقط آن را تماشا می کردند از این رو طوفان بلافاصله برپا شد.
تمام اسرائیل(اشغالگران صهیونیست) درباره این حادثه صحبت میکردند، حادثهای که در پی آن سارا، همسر نتانیاهو، او را برای همیشه از خانهاش بیرون کرد. اما او طبق معمول، آرام آرام بازگشت. آن نوار هرگز منتشر نشد.
نام روث بار در همان زمان منتشر شد، اما در آن دوران نه شبکه اجتماعی وجود داشت و نه پلتفرمهای دیجیتال (پس ترندی هم در کارنبود).
هیچ مصاحبهای با او انجام نشد و او هرگز در برابر دوربین، میکروفون یا حتی دفترچه یادداشت خبرنگاران قرار نگرفت؛ نه در نشستهای غیررسمی و نه رسمی هیچ جا دیگر خبری از او نبود. روزنامهنگاران سیاسی بسیار کمی او را میشناسند یا به یاد دارند.
اما در این مصاحبه او به نکات قابل توجهی اشاره و اعلام کرد از حضور مجددش در رسانهها و واکنش نتانیاهو به آن بیمناک است.
او در پاسخ به این پرسش که : آیا با این گفته موافقید که انتخابات آینده سرنوشتسازترین انتخابات در تاریخ اسرائیل(رژیم جعلی صهیونیستی) است؟ به عنوان یک مشاور راهبردی گفت : بله، قطعاً.
آیا نگران هستید؟
بله، شدیداً نگرانم. گفتگویی میان من و نتانیاهو رخ داد که مرا بهشدت شوکه کرد. او گفت عدالتی وجود ندارد و من با این حرف موافق نبودم. با عمیقتر شدن شناختمان، دریافتم که او اصولاً به دنبال تحقق عدالت نیز نیست.
مفهوم عدالت باید پایهای برای بقای روابط باشد. وقتی فردی مانند نتانیاهو ـ با احساس برتری مفرط ـ ریاست یک ساختار را بر عهده میگیرد و به عدالت باور ندارد، این امر نگرانیهای واقعی و جدی ایجاد میکند.
این یک مسئله فوقالعاده بنیادی است. کافی است به قوانینی که دولتش برای حفظ قدرت تصویب میکند نگاه کنیم تا بفهمیم اگر او دوباره انتخاب شود، دمکراسی! در اسرائیل با خطری وجودی مواجه خواهد شد.
تا این حد؟
بله. با فردی که روابطش بر پایه ادامه بقا تا این حد ضعیف است، بعید است که به شهروندان اسرائیل بیشتر از خودش اهمیت دهد.
این بدان معناست که حتی توجه به امنیت شهروندان نیز در دستان مطمئنی نیست. فرى همکار با نتانیاهو، همواره قربانی است. نتانیاهو تنها بر خودش، بر خواستههایش برای حفظ قدرت تلاش می کنى و بر این باور راسخ که قدرت متعلق به اوست تمرکز دارد.
آیا باقی ماندن او در سمتش تا پایان دوره مسئولیتش پس از هفتم اکتبر شما را شگفتزده کرد؟
خیر. من فصل کاملی از کتابم (کتابی در این رابطه منتشر کرده) را به اقداماتی که او برای تحقق این هدف انجام داد اختصاص دادهام. وقتی این هدف والای شما، و بلکه تقریباً تنها هدف شما باشد و تمام مجموعه خود را مطیع آن کنید، این فرصت را خواهید داشت که به آن دست یابید. او فقط روی همین موضوع تمرکز کرد. کرسیهایش به 17 عدد کاهش یافت، سپس موفق شد دوباره بالا برود.
او روی متلاشی کردن تمام عوامل دیگر تمرکز کرد ـ مسئول دانستن همگان، جلوگیری از تشکیل کمیته حقیقتیاب که میتوانست یک عامل خارجی تأثیرگذار باشد، و چنگ زدن به جامعه طرفدارانش، در این راستا قرار می گیرد.
او دریافت که برای بقا، باید مردم را به دو جبهه قطبیشده تقسیم کند و این کار را انجام داد. او روی پایگاه مردمی خود شرطبندی کرد ـ و شرطبندی درستی بود؛ برخی از آنها هنوز با او هستند.
اگر این پایگاه به جاهای دیگر متفرق میشد، او باخته بود. او هیچ ابایی ندارد که برای بقای خود، مردم را تکهتکه کند و ما را به لبه جنگ داخلی بکشاند. و این امری بیمناک است».
منبع: تسنیم
مشاهده خبر در جماران