کدخبر: ۱۷۲۵۶۸۳ تاریخ انتشار:

در گفت‌وگو با جماران؛

سید ناصر احمدی، روحانی اهل افغانستان:

حجت‌الاسلام والمسلمین سید ناصر احمدی عضو دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی در قم، از سفر اخیرش‌ به افغانستان و وضعیت سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی مردم و شیعیان می‌گوید.

پایگاه خبری جماران: عضو دفتر آیت‌الله العظمی نوری همدانی در قم، با اشاره به سفر اخیرش به افغانستان، گفت: طالبان هم نمی‌تواند ناجی مردم افغانستان باشد؛ ناجی مردم افغانستان اول خودشان‌اند که باید وحدت، دیانت و هم‌پذیری داشته باشند و همدیگر را قبول کنند. متأسفانه آنجا نژادپرستی و قوم‌پرستی وجود دارد؛ می‌گویند «من طالبم، تو هزاره‌ای، تو تاجیکی، تو ازبکی». این مسائل در افغانستان خیلی مشکل‌ساز است و تعصب جاهلی هنوز هست. مردم هنوز به وحدت مشترکی بر علیه حکومت نرسیده‌اند.

مشروح گفت‌وگوی خبرنگار جماران با حجت‌الاسلام و المسلمین سید ناصر احمدی را در ادامه می‌خوانید:

 

ابتدا خودتان را کاملاً معرفی بفرمایید و اگر مسئولیتی دارید اشاره کنید تا بعد وارد گفت‌وگو بشویم.

 سید ناصر احمدی، از استان بامیان هستم و مدت پنجاه سال است که در حوزه علمیه قم سکونت دارم و الآن هم در دفتر حضرت آیت‌الله‌العظمی نوری همدانی(دام‌ظله العالی) و در بخش سؤالات شرعی فعالیت دارم.

شما بعد از چند سال اخیراً سفری به افغانستان داشتید؛ دستاورد این سفر چه بود؟ می‌خواهیم از وضعیت شیعیان، اوضاع‌واحوال حاکمیت و زنان جامعه افغانستان مفصل از شما بشنویم.

بنده بعد از مدت پنجاه سال رفتم به سرزمین افغانستان، مخصوصاً در همان محلی که به دنیا آمدم.  ما در شب جمعه‌ای وارد شدیم، آنجا نماز جماعت اقامه شد که شلوغ هم بود و بعد در روز اربعین اباعبدالله(علیه‌السلام) بنده آنجا در حسینیه‌ای که همان سادات حسینی داشتند منبر رفتم و مورد استقبال خوبی از طرف فامیل، دوستان، خانواده‌های شهدا و از طرف مؤمنین و متدینین قرار گرفتم.

وقتی من وارد افغانستان شدم، در برخورد اولی که با من شد(که این خیلی مهم بود برای من، چون اولاً هم نگران بودم و خیلی هم ترس و واهمه شدید داشتم که ممکن است برخورد بدی بشود)، من از هواپیما که پیاده شدم و در همان گیت‌هایی که گذرنامه‌ها را مهر می‌زنند وارد شدم، با همین لباس روحانیت(با عبا و قبا و عصایی که در دست داشتم) در بین جمعیت انبوه بودم؛ چون پنج هواپیما هم‌زمان از قطر، ترکیه، هندوستان و ایران وارد شدند که ما هم‌زمان پیاده شدیم و جمعیت زیادی بود. در بین این جمعیت تنها روحانی که معمم بود و لباس داشت بنده بودم.

یکی از مسئولین همان طالبان آمد دست روی شانه من گذاشت و گفت: «مولانا تشریف بیاورید دنبال من.» گفت: «با شما کسی هم هست؟» من گفتم: «بله، دخترخانم بنده است به نام زهرای احمدی.» بدون بلندگو با صدای بلند صدا زد: «زهرای احمدی از صف خانم‌ها بیاید بیرون.» ما دو تا رفتیم. اول واقعاً ترسیده بودیم خیلی شدید؛ گفتیم تمام شد دیگر، حتماً گزارشی داده شده و شاید برخورد نادرستی بشود. ما که رفتیم جلو، دو تا صندلی گذاشتند یکی برای بنده و یکی هم برای دخترخانمم. گفتند: «تا زمان نوبت شما نرسیده شما احترام دارید، شما روحانیت هستید و ما تشکر می‌کنیم از شما که وارد افغانستان شدید. این حکومت متعلق به شماست و افغانستان کشور شماست و الآن طالبان دارد حکومت می‌کند. فرقی نمی‌کند شیعه باشد یا سنی؛ یعنی شما طلبه هستید و مولانا هستید و خیلی خوش آمدید». همان‌جا نشستیم تا نوبت ما رسید. اولین برخورد خیلی مهم بود. نوبت ما رسید، گذرنامه‌ای که داشتیم را مهر زدند و بعد دو تا از افراد طالبان آمدند وسایل ما را گرفتند و تا بیرون از فرودگاه بردند و راهنمایی کردند.

بیرون از فرودگاه فامیلم منتظر ما بودند و دسته‌های گل به گردن ما انداختند و سوار ماشین شدیم. در همین مسیر همه می‌گفتند:«این حاج‌آقا از ایران آمدند. مبارک باشد، خوش آمدید. از جمهوری اسلامی ایران آمدید و افتخار آوردید در کشور افغانستان». آنها خیال کردند که من مثلاً طلبه ایرانی هستم و همین مردمی که برای فامیل‌های خودشان آمده بودند می‌گفتند: «خیلی خوش آمدید در سرزمین افغانستان.»

 

وضعیت کلی مناطق شیعه‌نشین و نحوه اداره آنها چگونه است؟

اما در کل، وضعیت تمام مناطق مرکزی که تشیع وجود دارد در آنجا دست خود مردم است. یعنی مسئولیت‌های آنجا دست خود مردم است و با مردم همان‌جا کار می‌کنند. از افراد و نیروهای دولت‌های سابق(زمان جمهوریت، زمان کرزی و اشرف غنی) هنوز هم هستند و فعالیت می‌کنند، خود مردم هم می‌شناسند و آنها کار می‌کنند. اما در جاهای مهم و مراکز مهم، طالبان خودشان حضور دارند و مخصوصاً جاهایی که شیعه‌ها نبودند و من کاری که داشتم و آنجا می‌رفتم، آنها خیلی با استقبال گرم بلند می‌شدند و می‌گفتند: «حضرت آقا، مولانا! ما در اختیار شما هستیم، چه می‌خواهید؟» برخوردشان این‌طوری بود.

اما در کل ماهیت طالبان فرق نکرده است. اما این [برخورد خوب] به‌خاطر نظام مقدس جمهوری اسلامی است که در اینجا یک حربه بسیار محکم و جایگاه عالی تشیع در جهان اسلام است.جمهوری اسلامی ایران الآن الگوی همه مسلمانان جهان شده است؛ یعنی واقعاً این نگاه هست. امام و رهبر معظم انقلاب افتخار آفریده‌اند. همان‌طور که امام راحل انقلاب کرد و آن انقلاب یک انفجار نور بود که در ایران به وجود آمد و دنیا را فراگرفت، شهادت رهبران مقاومت هم واقعاً توجه همه ملت‌ها را جلب کرده است. مخصوصاً ملت افغانستان (از شیعه و سنی) می‌گویند ما افتخار می‌کنیم که در برابر دشمن غداری مثل آمریکا و اسرائیل، تنها کشوری که ایستاده جمهوری اسلامی است؛ و بقیه نوکرِ آمریکایند. این دیدگاه در بین مردم(مؤمنین از تشیع و تسنن) وجود دارد.

در بین خود طالبان هم همین نگاه نسبت به ایران هست. اما چون افراد خاص طالبان با من برخورد نکردند، من هم صحبتی با آنها نکردم.

 

پس از دیدگاه کلی این وضعیت را می‌بینید؟

بله؛ از دیدگاه کلی من این‌طوری برخورد آنها را دیدم که مردم دررابطه با نظام مقدس جمهوری اسلامی واقعاً افتخار می‌کردند و حتی وقتی نام رهبری را می‌بردند اشک می‌ریختند!(سنی و شیعه). چون من در استان غزنین هم رفتم که کلاً سنی هستند. حتی بالای قبر سنایی غزنوی(که یکی از شعرای معروف است) رفتم، فاتحه خواندم. از دیدگاه‌های اهل‌سنت و جماعت، وقتی من به‌عنوان یک روحانی شیعه با همین لباس رفتم، با احترام برخورد می‌کردند؛ یعنی صف می‌کشیدند و با احترام نگاه می‌کردند. حتی زن‌ها می‌آمدند از پشت‌بام‌ها نگاه می‌کردند! اینجا در غزنین که من رفتم هم برخورد این‌گونه بود.

اما دیدگاه طالبان با خانم‌ها همان دیدی است که متأسفانه دارند؛ خیلی برخورد خوبی با خانم‌ها ندارند. مخصوصاً در جاهایی که تفریحگاه‌ها یا زیارتگاه‌ها است. مثلاً من رفتم دره «بند امیر» که یک تفریحگاه عمومی است. روز جمعه فامیل‌ها گفتند آنجا برویم. زن و بچه و سه چهارتا ماشین ما آنجا رفتیم. منتها خانم‌ها را همان هیأت امربه‌معروف و نهی از منکری که طالبان دارند، شلاق می‌زدند! یعنی خانم‌ها را واقعاً با شلاق می‌زدند و اذیت می‌کردند اگر مثلاً روپوش نداشتند.

در آن مکانی که زیارتگاهی آنجا هست و این خانم‌ها می‌خواستند آنجا را زیارت کنند، نمی‌گذاشتند که حضور پیدا کنند. تا ساعت پنج یا شش این‌ها حق نداشتند که وارد شوند. بعد از ساعت شش مثلاً زن و مرد آزاد بودند که آن زمان تاریک می‌شد؛ آن منطقه هم برق و امکاناتی ندارد و هوا خیلی تاریک می‌شد. در آنجا هفت‌بند طبیعی(آب راکد طبیعی) با آبشارهای خیلی خوب و آب زیاد هست که قایق‌ها روی آن حرکت می‌کنند. یکی از جاهایی که من دیدم خانم‌ها مورد اذیت و آزار قرار گرفتند، آنجا در تفریحگاه بود.

 

یعنی اجازه ورود به تفریحگاه‌ها را نمی‌دادند؟

بله. یکی از جاهایی که بنده در کابل رفتم، مرکزی به نام ابوالفضل است. این مرکزی که به نام ابوالفضل یاد می‌شود را آقای مهرعلی احمد (حجت کابلی) به‌خاطر شیعه‌ها به وجود آوردند که مردم در روزهای جمعه بیایند در این تفریحگاه (زن، مرد، پیر، جوان) و از غصه زندگی که خسته می‌شوند هم تفریح کنند و هم عبادت کنند؛ چون یک مسجد بزرگی آنجا دارند و مکانی را هم به نام باب‌الحوائج ابوالفضل‌العباس نام‌گذاری کرده‌اند. قطعاً چند شهید در آنجا دفن هستند، اما به نام ابوالفضل‌العباس است. در اینجا خانم‌ها را اصلاً نمی‌گذارند وارد شوند! با شلاق و تازیانه و برخورد شدید مانع می‌شوند؛ چون زن‌ها مخصوصاً نذورات و خیرات زیاد می‌آورند و این نذورات را از دستشان می‌گیرند و پرتاب می‌کنند! برخوردشان با خانم‌ها خیلی بد است.

در مسأله درس و بحث و مدرسه هم خدمت شما عرض شود که متأسفانه الآن طالبان تمام مدارس شیعه در سرتاسر افغانستان را بسته‌اند. مخصوصاً مدرسه «خاتم‌النبیین» که حضرت آیت‌الله‌العظمی محسنی قندهاری آن را به وجود آورده بودند(که هم دانشگاه دارد، هم حوزه علمیه و هم مسجد). این حوزه علمیه را طالبان بستند. تلویزیون «تمدن» را که نتیجه و ثمره خون‌های شهدای شیعه بود و مسائل شرعی و فقهی تشیع را پخش می‌کردند و نمایندگی از تشیع داشت، بستند. تلویزیون تمدن را چنان بستند که تمام اسباب، ابزار و آلاتشان را هم بردند! مدرسه خاتم‌النبیین را هم قفل زدند و خودشان یک شخصی را به‌عنوان مسئول دانشگاه آوردند.

 

پس فقه جعفری هم ممنوع شده است؟

بله، فقه جعفری در تمام حوزه‌های علمیه ممنوع شده است؛ حتی در بامیان که حضرت آیت‌الله‌العظمی سیستانی در آنجا حوزه علمیه بزرگی را ساخته‌اند. در همه حوزه‌های تشیع، فقه جعفری را ممنوع ساخته‌اند و تنها فقهی که باید درس گفته شود فقه حنفی است. شیعیان در امور مذهبی‌شان آزاد نیستند؛ در ایام محرم آزاد نبودند و بعد از ایام محرم هم در مسائل مذهبی(مثل اربعین سالار شهیدان) نتوانستند با مردم بیرون بیایند. یعنی برخورد شدید است.

الآن طالبان متأسفانه رویکرد بدی در افغانستان نسبت به تشیع دارد. باوجود اینکه نیروهای تشیع تابه‌حال هیچ مخالفتی با طالبان نکرده‌اند و احزاب تشیع مثلاً در قصبات، دهات یا کوه‌ها قیام نکرده‌اند؛ چنین چیزی وجود ندارد. نسبت به تحصیل خانم‌ها هم(چه شیعه و چه غیرشیعه) تا کلاس هفتم ممنوع است.

متأسفانه، در همان دشت برچی که ما بودیم(در چند روزی که در همانجا بودیم)، در همانجا هم بمب‌گذاری شد؛ در مدرسه حضرت فاطمه زهرا(سلام‌الله‌علیها) که حدود پنجاه و هفت کودک هفت‌ساله در آنجا درس می‌خواندند و همه هم شیعه بودند. حالا چقدر کودک شهید شد را اعلام نکردند، اما از رادیوهای خارجی اطلاع پیدا کردیم که حدود پنجاه و هفت زخمیِ شدید بر جای گذاشته است. در همان منطقه‌ای که ما بودیم باز هم یک بمب‌گذاری شد که ما نفهمیدیم چند نفر شهید شدند. در همان منطقه‌ای که ما بودیم دوازده نفر را در حضور جمع تیرباران کردند به‌خاطر اینکه می‌گفتند این‌ها دزد بوده‌اند و برای ایجاد امنیت این کار را کردند!

امنیت این‌طوری است. من در همان زمانی که آنجا بودم، هم بدخشان علیه طالبان قیام کرده بود و هم افرادی در پنجشیر و جاهای مختلف افغانستان علیه طالبان قیام کرده بودند. الآن هم جنگ شدیدی بین پاکستان و افغانستان در جریان است.

 

آیا طالبان فشاری برای تخلیه مناطق شیعه‌نشین هم آورده‌اند؟

بله. از جمله برخوردهای زشت و بدی که طالبان داشتند، مناطق شیعه‌نشین را کلاً گفتند تخلیه کنید. از جمله شهری به نام «شهرک سبز»(شهرک حاج نبی) که کلاً شیعه هستند. منزل‌های خیلی مجلل و خوبی ساختند و مؤمنین رفتند آنجا جا گرفتند. گفتند چون دولت‌های قبلی اینجا را در اختیار این‌ها گذاشته، از لحاظ شرعی مشروعیت نداشته و باید همه تخلیه شوند! این‌ها کجا باید بروند؟ در غزنی هم که رفتیم، در منطقه‌ای که کلاً شیعه بودند، گفته بودند باید از آنجا بیرون بروند. یعنی مناطقی را که جای خوب، پر از آب و حاصلخیز است و باغات خوبی دارد، با زور دارند می‌گیرند.

 

پس وضعیت معیشت شیعیان سخت شده است

بله متأسفانه کار نیست. کلاً نه‌تنها شیعیان، بلکه سنی‌ها هم اصلاً کاری در کابل وجود ندارد. از همان گاری‌های دستی‌ای که دارند بالأخره سیب‌زمینی یا میوه‌جاتی می‌فروشند. از همان درآمد کمی که دارند، باز همان‌ها را هم نمی‌گذارند در خیابان‌ها باشند؛ به بهانه سد معبر از همان‌ها هم پول می‌گیرند.

آب در کابل نیست، برق نیست، امکاناتی وجود ندارد و مخصوصاً جوی‌ها پر از لجن و کثافت است. وقتی در راه می‌روی، بوی مشمئزکننده این جوی‌های آب و لجن‌ها آدم را ناراحت می‌کند. شب مثلاً در جایی می‌خواهی بخوابی، وقتی باد می‌زند بوی زباله می‌آید. این وضعیت کابل است که من دیدم. هیچ ساخت‌وسازی نشده؛ جمعیت زیاد شده اما ساخت‌وساز وجود ندارد. تمام جاده‌ها خاکی است. ما از کابل تا منطقه خودمان(منطقه‌ای به نام گز) که رفتیم، کلاً خاک بود. تمام پل‌ها، پلک‌ها و مسیر راه‌ها را در جنگ با حکومت‌های قبلی تخریب کرده بودند و این جاده‌ها و پل‌ها خراب شده است. در حدود دو ساعت راه را انسان با سختی می‌رود.

این وضعیت افغانستان است. خداوند یک فضلی کند که این مردم بالأخره رهایی و نجات پیدا کنند. این طالبان هم نمی‌تواند ناجی مردم افغانستان باشد؛ ناجی مردم افغانستان اول خودشان‌اند که باید وحدت، دیانت و هم‌پذیری داشته باشند و همدیگر را قبول کنند. متأسفانه آنجا نژادپرستی و قوم‌پرستی وجود دارد؛ می‌گویند «من پشتونم، تو هزاره‌ای، تو تاجیکی، تو ازبکی». این مسائل در افغانستان خیلی مشکل‌ساز است و تعصب جاهلی هنوز هست. مردم هنوز به وحدت مشترکی بر علیه حکومت نرسیده‌اند.

حتی زنانی که از تحصیل منع می‌شوند هم چاره‌ای ندارند و نمی‌دانند چه‌کار کنند. هیچ مرکزی برای خانم‌ها وجود ندارد که بچه‌هایشان را آنجا ببرند. همین چند روز قبل می‌گفتند که گشت امربه‌معروف و نهی‌ازمنکر طالبان در مزارشریف شدید شده است. حتی خانم‌هایی که چادری دارند، چادرشان را بلند می‌کنند که ببینند زیر چادر پوشیده است یا لخت است! این‌طوری برخورد می‌کنند. نمی‌دانم این‌ها از چه نسلی هستند؟ از چه طایفه‌ای هستند؟ مگر   انسان نیستید؟ 

 

آیا این برخوردها فقط با شیعیان است یا با اهل سنت نیز همین برخورد را دارند؟

شیعه و سنی فرقی نمی‌کند. دستگیرشان می‌کنند به بهانه اینکه «شما حجاب ندارید» یا «شما مخل امنیت هستید». به این بهانه‌ها این‌ها را می‌برند و بعد به عقد همان طالبان درمی‌آورند! این وضعیتی است که من دیدم.

 

چقدر آمریکا آنجا نفوذ دارد؟ سایر دولت‌های غربی چطور؟

من این‌طوری بگویم که همین طالبان، ماهی پنجاه میلیون دلار از آمریکا می‌گیرند! چقدر نفوذ داشته باشد به نظر شما؟ یعنی الآن مصرف و خرج طالبان را آمریکا تأمین می‌کند، ذخایر و معادنش را هم آمریکا و روس‌ها می‌برند. پس آمریکا و طالبان آسایش و رفاهی برای افغانستان نیاورده‌اند. در زمانی که کل ناتو آمده بود در افغانستان، تمام امکانات و حتی خاک افغانستان را بردند. چه زمانی که اشرف غنی و کرزی آمدند(که باز نماینده آمریکا بودند) و چه الآن که طالب آمده (که نماینده آمریکاست)، وضع همین است.

 

در میان بزرگان تشیع در افغانستان، الآن چه کسی آنجا بیشتر فعالیت و موقعیت دارد و توانسته خدماتی ارائه دهد؟

جایگاه علما از قدیم در افغانستان قابل‌توجه بوده است. بزرگان افغانستان، مثل حضرت آیت‌الله‌العظمی محقق(رحمة الله علیه) که یکی از مراجع بزرگ افغانستان بودند، در بین مردم تشیع جایگاهی عالی و مرتبه بسیار بالایی داشتند و خدمات زیادی هم انجام دادند. الآن در جای ایشان حضرت آیت‌الله‌العظمی فاضلی بهسودی هستند که این مرد بزرگ هم در افغانستان و هم در ایران شناخته‌شده هستند. در افغانستان بسیار معزز هستند و در اینجا هم در بین مردم و مهاجرین افغانستان خیلی احترام دارند. ایشان چشم امید مردم افغانستان هستند و ان‌شاءالله طلاب، علما و فضلا باید اطراف ایشان و کنار ایشان باشند و از موقعیت مرجعیت و اجتهاد دفاع کنند.

 

نگاه مردم شیعه و سنی افغانستان به حضرت امام و جایگاه امام خمینی چگونه است؟

جایگاه حضرت امام(رضوان‌الله تعالی علیه) مانند خورشید و آفتاب است. آفتاب چگونه می‌تابد؟ آفتاب در همه‌جا می‌تابد؛ آنجایی که تابیدن وجود داشته باشد و موانعی نباشد. حضرت امام در کل جهان هستی کسی بود که نظام مقدس جمهوری اسلامی را به وجود آورد و توانست به جهان بفهماند که اسلام هم می‌تواند حکومت کند، اسلام هم می‌تواند سیاست کند، اسلام می‌تواند در برابر استعمار بایستد و در برابر استبداد بایستد. ملت بزرگ ایران هم که الآن در مقابل استکبار ایستاده، از همان درس‌ها و الگوهایی است که امام به ملت ایران و کل مسلمین جهان دادند.

 

مشاهده خبر در جماران