روایتی از عملیاتی که محمود کاوه در آن شهید شد
بیست و پنج سالگی یعنی اوج جوانی و این اوج برای محمود کاوه شد قله پرش، قله رسیدن به خدا و شهادت.
به گزارش خبرنگار جماران، از سال ۱۳۴۰ تا ۱۳۶۵ فرصتی بود که به محمود کاوه دادند تا هر آنچه هست را بروز دهد. بیست و پنج سالگی یعنی اوج جوانی و او در این اوج به آسمان های بالا و جایگاه ملائکه پرواز کرد. محمود کاوه فرمانده لشکر ۵۵ ویژه شهدا بود که عملیات کربلای دو موعد شهادتش فرا رسید.
نخستین فرمانده این تیپ، ناصر کاظمی بود. بعد از شهادت او، محمدعلی گنجزاده، فرمانده تیپ شد. با شهادت گنجیزاده، محمود کاوه در سال ۱۳۶۲ بر مسند او نشست و فرماندهی این تیپ را در عملیاتهای والفجر ۲، والفجر ۴، والفجر ۹، بدر و قادر، به بهترین شیوه عهده دار شد.
عملیات کربلای دو در دهم شهریور سال ۶۵ به مرحله اجرا در آمد. یکی از تیپهای شرکتکننده در عملیات کربلای ۲ تیپ ویژه شهدا بود. این تیپ در سال ۱۳۶۱ برای اجرای عملیاتهای بزرگ در منطقه قرارگاه حمزه(س) تشکیل شد. پادگان این تیپ، در ۲۵ کیلومتری شمال مهاباد قرار داشت. تیپ شهدا در عملیاتهای متعددی که برای آزادسازی جادههای مواصلاتی، مناطق بینابینی و تأمین مرز و سپس علیه ارتش بعث عراق انجام شد، حضور داشت و نقش مؤثری ایفا کرد.
در این عملیات شرایط فوق طاقت و دشواری پیش می آمد که پیروزی را دور از دسترس نشان می داد اما تیپ ویژه شهدا مومنانه و شجاعانه در صحنه نبرد حاضر بود.
شهید امیری مقدم، راوی مرکز اسناد و تحقیقات دفاع مقدس در این تیپ در گزارش خود از عملیات کربلای ۲ درباره این وضع و حرکت نیروها برای ادامه عملیات و سرانجام آن، چنین روایت کرده است:
تغییرات انجام شده در طرح مانور و عدم موفقیت کامل لشکر ویژه ۵۵ شهدا در عملیات شب گذشته، موجب تردید در مسئولان، خصوصاً فرماندهان این تیپ شده بود.
این تردید اگرچه در خود فرمانده لشکر، برادر محمود کاوه نیز وجود داشت، ولی با توجه به حساسیت زمان و مصلحت کل عملیات، این تردید را بروز نمی داد و به همین دلیل تصمیم گرفت، برای زدودن تردیدها و تقویت روحیه عملیاتی در افراد لشکر، به همراه نیروهای عملکننده، در منطقه درگیری حاضر شود.
وقتی که مسئولان لشکر از این تصمیم آگاه شدند، درصدد برآمدند که او را از این عملیات بازدارند. فرمانده یکی از گردانها (برادر صلاحی) برای منصرف کردن او میگوید: شما این کار را نکنید، آتش دشمن زیاد است. مسیر، بدمسیری است، خداینکرده طوری می شود. فرماندهی در جواب می گوید: خب اگر اینطور است، ما هم شهید می شویم. اگر کار مثل شب گذشته بشود، ما هم حاضریم امشب شهید شویم.
به همان اندازه که خود او در رفتن به خط درگیری مصمم بود، سایر مسئولان تیپ مخالف بودند.
از منصوری اصرار و از کاوه انکار
مکالمه خلاصه شده زیر که در آخرین دقایق قبل از عزیمت برادر کاوه به منطقه و هنگام پوشیدن پوتین، بین او و قائممقام لشکر (برادر منصوری) انجام گرفته، بیانگر این واقعیت است که ایشان چقدر به رفتن و دیگران چه اندازه در بازداری او مصمم بودهاند.
منصوری: رفتن شما نه به نفع اسلام است و نه به نفع...
کاوه: نه
منصوری وقتی نتیجه نمیگیرد، به طور جدیتر میگوید: آقای کاوه، میخواهید به زور متوسل شویم؟ جلو رفتن شما اصلاً درست نیست. منطقی نیست.
فرماندهان جنگ ما با همه فرماندهان در همه عالم یک فرقی دارند. برای آنها نه ترس معنایی دارد نه عقب نشستن از جنگ و این همه اش را مدیون روحیه خدایی هستند که در وجودشان به ودیعه گذاشته شده است. محمود کاوه هم از همان جنس بود. جنسی که شجاعت را مشق کرده بود و حالا در این نبرد آخر گفته است:
امروز با روزهای دیگر فرق می کند. من یک چیزهایی می دانم، یک چیزهایی هست. می دانم تردید هست. اگر آدم، خودش جلو باشد و یک وقت مسألهای پیش آمد، می تواند هم پیش خدای خودش و هم پیش خلق خدا و...
آن گاه کاوه سکوت می کند و برای هدایت گردان امام حسین (ع)، از سنگر فرماندهی خارج میشود.
راوی لشکر ویژه 55 شهدا اینطور ادامه داده است: هنگام اعزام گردان ها برای اجرای مأموریت، ابتدا گردان امام حسین (ع)، سپس گردان امام سجاد(ع) در حالی که فرماندهی لشکر یعنی برادر کاوه پیشاپیش آنها قرار داشت، حرکت خود را برای تصرف ارتفاع ۲۵۱۹ آغاز کردند.
طبق طرح مانور، قرار بود گردان امام حسین (ع)، پایگاههای ۱ و ۲ و گردان امام سجاد (ع) پایگاههای ۳ و ۴ را تصرف کنند. حساسیت دشمن نیز نسبت به شب اول کمتر شده بود و احتمال جدی نمیداد در این محور مجدداً عملیات شود. از این رو اجرای آتش و پرتاب منور آنها نیز اندکی کاهش یافته بود.
به هر ترتیب حدود ساعت یک بامداد بود که نیروهای پیاده پس از پیمودن مسافت فاصله خط خودی تا دشمن، به زیر اهداف مورد نظر رسیدند تا با هماهنگی آتش خودی، درگیری را شروع کنند.
در همین حین یک گلوله خمپاره کنار برادر کاوه به زمین اصابت کرد و او در جا شهید شد.
مشاهده خبر در جماران