کدخبر: ۱۷۲۴۸۷۳ تاریخ انتشار:

خاورمیانه متفاوت شد اما نه آن گونه که طراحانش می‌خواستند

شش ماه از زمانی می‌گذرد که ایالات متحده و اسرائیل حمله‌ای را علیه ایران آغاز کردند، با هدفی تازه‌ که عبارت بود از تغییر چهره خاورمیانه از طریق زور نظامی. منطقه واقعاً تغییر کرده است، اما نه آن‌گونه که آن دو امیدوار بودند.

به گزارش جماران، در گزارشی، خبرگزاری «آسوشیتدپرس» (AP) اعلام کرد که «پس از گذشت شش ماه، جنگ با ایران خاورمیانه را تغییر داده است، اما نه به شکلی که طراحان آن امیدوار بودند».

به گزارش این خبرگزاری، شش ماه از زمانی می‌گذرد که ایالات متحده و اسرائیل حمله‌ای را علیه ایران آغاز کردند، با هدفی تازه‌  که عبارت بود از تغییر چهره خاورمیانه از طریق زور نظامی. منطقه واقعاً تغییر کرده است، اما نه آن‌گونه که آن دو امیدوار بودند.

جمهوری اسلامی از ماجرای ترور رهبران ارشد خود و هفته‌های طولانی بمباران سنگین جان سالم به در برده و یک برگ فشار قوی در تنگه هرمز یافته است. کشورهای عربی حاشیه خلیج فارس نیز شکاف‌های نگران‌کننده‌ای در چتر امنیتی آمریکا که دهه‌ها بر آن تکیه کرده بودند، مشاهده کرده‌اند و برخی از آن‌ها به دنبال جایگزین‌هایی هستند، 

اما اسرائیل، طبق این گزارش، بار دیگر توانسته است خسارات سنگینی به دشمنان خود وارد کند بدون اینکه آن‌ها را شکست دهد، و پس از نزدیک به سه سال جنگ در غزه و تصرف اراضی جدید، در معرض خطر قطع رابطه‌ای نسلی با ایالات متحده، نزدیک‌ترین متحد خود، قرار گرفته است. همچنین امیدها در مورد عادی‌سازی روابط با عربستان سعودی، که هدفی دیرینه آمریکایی و اسرائیلی است، کمرنگ شده است.

هنگامی که ایالات متحده و اسرائیل در ۲۸ فوریه به ایران حمله کردند، امیدوار بودند رهبری مذهبی آن را سرنگون کنند و دولتی هم‌پیمان با غرب جایگزین آن کنند. اما در عوض، به گفته باربارا لیف، سفیر سابق آمریکا که در دولت جو بایدن معاون وزیر خارجه در امور خاورمیانه بود، به نظامی «بسیار سخت‌گیرتر و افراطی‌تر» رسیدند.

او گفت: «دست و پنجه نرم کردن با آن بسیار دشوار خواهد بود، و این کمترین انتظار است». و افزود که ایران «در ماه‌های گذشته اعتماد به نفس بیشتری یافته که نه تنها می‌تواند باقی بماند، بلکه می‌تواند پیروز شود و چشم‌انداز منطقه‌ای را بازطراحی کند».

 

در این گزارش آمده است:

ایران پیش از حمله در موضعی ضعیف بود

 در دوره‌ای که پیش از جنگ بود، جمهوری اسلامی بیش از هر زمان دیگری از زمان حمله عراق به رهبری صدام حسین  رئیس جمهور معدوم عراق در سال ۱۹۸۰، آسیب‌پذیر به نظر می‌رسید.

ارزش پول ایران سقوط کرده بود و این مسئله به یکی از گسترده‌ترین اعتراض‌های ضد دولتی در تاریخ این کشور دامن زده بود؛ اعتراض‌هایی که بر اساس ادعای این گزارش، در ژانویه  سرکوب شد و هزاران نفر کشته شدند. اسرائیل و ایالات متحده نیز در جنگ دوازده‌روزه تابستان سال قبل، تأسیسات نظامی و هسته‌ای آن را بمباران کرده بودند و متحدان مسلحش نیز در جنگ‌هایی که پس از حمله حماس در ۷ اکتبر ۲۰۲۳ از غزه آغاز شد، ضربه‌های سختی خورده بودند.

اما مسیر جنگ مدت کوتاهی پس از حملات اولیه آمریکا و اسرائیل تغییر کرد؛ رهبران ایران به‌سرعت جایگزین شدند و ایرانیانی که از جنگ پناه گرفته بودند، دعوت مهاجمان برای شورش دوباره را نادیده گرفتند.

ایران عملاً تنگه هرمز، گذرگاه تجاری حیاتی نفت و گاز را بست و به کشورهای حاشیه خلیج فارس که میزبان نیروهای آمریکایی بودند حمله کرد و این مسئله آشفتگی در اقتصاد جهانی ایجاد کرد. دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور آمریکا، در آوریل با آتش‌بس موافقت کرد و در ژوئن توافقنامه‌ای با ایران امضا کرد، اما این توافق هفته‌ها بعد فروپاشید.

بر اساس گزارش «آسوشیتدپرس»، ایران اکنون مصمم است کنترل دائمی بر تنگه هرمز را اعمال کند تا از آن برای بازدارندگی در برابر هرگونه حمله آینده و گرفتن امتیازات بیشتر استفاده کند، بدون آنکه هیچ گونه عقب نشینی در مورد برنامه هسته ای جنجالی خود انجام دهد. این یک قمار پرریسک است، به ویژه با توجه به اینکه آمریکا محاصره خود را تشدید کرده و تهدید به اعمال تحریم های جدید علیه اقتصاد ایران که از قبل بر اثر تحریم ها فرسوده شده، می کند.

در این زمینه، «یوئل گوزانسکی»، کارشناس امور ایران و خلیج فارس در مؤسسه مطالعات امنیت ملی اسرائیل، گفت: «ایران نشان داده که تنگه هرمز نفوذ قابل توجهی به آن می دهد، اما تداوم اختلال در ترافیک دریایی به همسایگان، چین و اقتصاد جهانی نیز آسیب می زند، در حالی که ایجاد مسیرهای جایگزین برای تنگه را تشویق می کند.»

او افزود: «خطری که تهران با آن مواجه است، در اشتباه گرفتن توانایی بقای خود با پیروزی و طلب بیش از آن چیزی است که نفوذش بتواند به دست آورد، نهفته است.»

 

شک و تردید کشورهای خلیج فارس درباره تضمینهای امنیتی آمریکا

 

بر اساس این گزارش، آمریکا برای دهه ها متعهد به محافظت از کشورهای ثروتمند صادرکننده نفت خلیج فارس در برابر هرگونه تجاوز خارجی بوده و از شبکه ای گسترده از پایگاه های پراکنده در سراسر منطقه استفاده کرده است. این ترتیب به تأمین امنیت بازارهای جهانی انرژی کمک کرد، عراق صدام حسین و بعداً ایران را بازدارد و در تبدیل امارات متحده عربی و دیگر کشورهای خلیج فارس به پناهگاه هایی برای رفاه در منطقه ای پرآشوب نقش داشت.

این ترتیب قبلاً نیز مورد آزمایش قرار گرفته بود، اما هرگز به این شکل نبود. ایران به اسرائیل پاسخ داد، اما همچنین موشکها و پهپادهای خود را به سمت کشورهای خلیج فارس که امیدوار بودند خارج از جنگ بمانند، شلیک کرد. همچنین به پایگاه های آمریکایی و تأسیسات حیاتی انرژی حمله کرد که فشار بر سامانه های دفاع هوایی وارد کرد و ذخایر آمریکا از موشک های رهگیر پیشرفته را تحلیل برد.

ایران در واکنش به حملاتی که زیرساخت‌های غیرنظامی آن را هدف قرار داده بود، تأسیسات آب‌شیرین‌کن را در کشورهای همسایه هدف قرار داد. این امر نگرانی‌هایی را برانگیخت که جنگی که بدون مشورت با کشورهای خلیج آغاز شده بود، می‌تواند به حملات فاجعه‌باری علیه منابع آب و برق آن‌ها منجر شود.

کریستین کوتس اولریخسن، کارشناس امور خلیج در مؤسسه سیاست عمومی بیکر در دانشگاه رایس، به این خبرگزاری گفت: «این واقعیت که جنگ بدون هدف سیاسی روشن و برخلاف توصیه شرکای منطقه‌ای کلیدی آغاز شد، همراه با عدم وجود شواهد واضح از یک طرح جایگزین پس از شکست حملات اولیه در برکناری نظام ایران، احتمالاً اعتماد به ایالات متحده را در سراسر منطقه تضعیف خواهد کرد و ترمیم آن ممکن است مدتی طول بکشد.»

اخیراً عربستان سعودی توافقنامه دفاعی جدیدی با پاکستان و ترکیه منعقد کرده است که نشانه اولیه‌ای است مبنی بر اینکه متحدان دیرینه آمریکا ممکن است به دنبال ترتیبات امنیتی جدید باشند. با این حال، گزینه‌های آن‌ها محدود است.

اولریخسن در اظهارنظری گفت: «معضل کشورهای خلیج این است که هیچ جایگزین قابل اجرایی برای مجموعه کامل شبکه‌های دفاعی و امنیتی که ایالات متحده فراهم می‌کند، وجود ندارد.»

 

اسرائیل «دشمنان خود را فرسوده می‌کند» اما در خطر از دست دادن نزدیک‌ترین دوستان خود است

 

به گزارش  «آسوشیتدپرس»، «حزب الله» لبنان که مورد حمایت ایران است، روزهایی پس از آغاز جنگ موشک‌هایی به سمت اسرائیل شلیک کرد که منجر به حملات هوایی تلافی‌جویانه شدید اسرائیل و یک یورش زمینی جدید شد. اسرائیل بخش‌های وسیعی از جنوب لبنان را مجدداً اشغال کرد و این را به تصرفات گسترده‌تر سرزمینی که پس از حمله ۷ اکتبر رخ داد، افزود.

«پیروزی‌های تاکتیکی متعدد»  این رژیم(همانطور که این گزارش مدعی است) با هزینه فزاینده‌ای در قالب انزوای بین‌المللی همراه بوده است. اتهامات گسترده‌ای مبنی بر نسل‌کشی در غزه علیه اسرائیل مطرح شده است و دادگاه کیفری بین‌المللی نیز نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو را به جنایت علیه بشریت متهم کرده است، اتهاماتی که اسرائیل آنها را رد می‌کند.

 آنچه اما به گفته «آسوشیتدپرس» نگرانی اسرائیل را بیش از پیش برانگیخته، افت بی سابقه سطح حمایت از این رژیم در داخل ایالات متحده است. این افت پس از آن شتاب گرفت که برخی منتقدان اسرائیل بر این باور شدند که این رژیم آمریکا را به جنگ دیگری در خاورمیانه کشانده است؛ موضوعی که دولت ترامپ گاه آن را معتبر جلوه داد.

با تبدیل شدن جنگ به بن بست در تابستان، منتقدان برجسته اسرائیل در برخی انتخابات مقدماتی مهم حزب دموکرات در سراسر آمریکا به پیروزی دست یافتند و بیش از نیمی از اعضای دموکرات مجلس نمایندگان به کاهش کمک ها به اسرائیل رأی دادند. همچنین اسرائیل با انتقادات فزایندهای از جناح راست نیز مواجه شد.

علاوه بر وخامت احساسات مثبت نسبت به اسرائیل در آمریکا، امکان برقراری روابط قوی تر با سایر کشورها نیز کمرنگ تر شده است. به نظر می رسد عادی سازی روابط بین اسرائیل و عربستان سعودی هر روز دورتر از دسترس می شود.

اولریخسن در این باره اظهار داشت: «درگیری هایی که از ۷ اکتبر منطقه را فراگرفت، باعث شد مقامات سعودی رهبری کنونی اسرائیل را عاملی در بی ثباتی منطقه ای بدانند و در نتیجه در حال حاضر آن را شریکی دیپلماتیک قابل تعامل نبینند.»

مشاهده خبر در جماران