جماران
دورانی که فوتبال مترادف با درخشش بود: چرا فیفا استفاده از جواهرات را ممنوع کرد
در گذشته بازیکنان می توانستند از جواهرات درون زمین استفاده کنند اما چند سال است که فیفا این کار را ممنوع کرده است.
ورزشی جماران، زمانی زمین فوتبال فراتر از جایی برای تاکتیک و شاهکارهای فیزیکی بود؛ صحنه ای برای فردیت واقعی بود. در سال های ۷۰، ۸۰ و ۹۰ بازی ها با قوانین سفت و سخت، سانسور تلویزیونی و پروتکل های امنیتی سختگیرانه که امروز می بینیم، گره نخورده بود. بازیکنان آزادانه شرایط اجتماعی، باورهای مذهبی و استایل شخصی خود را در جریان یک بازی رسمی نشان می دادند.
(گزارش حاوی تصویری دلخراش است)
به نوشته تریبونا، زنجیرهای طلایی نور ورزشگاه ها را منعکس می کردند، صلیبهای بزرگی که هنگام دویدن بالا و پایین میپریدند و حلقههای درخشان در انگشتان ستارهها، حال و هوای منحصر به فردی ایجاد کرده بود و فوتبالیستها را مانند ستارههای راک اصیل نشان میداد.
اکنون بر اساس قانون IFAB (هیئت بین المللی فوتبال) استفاده از هرگونه جواهرات در زمین بازی ممنوع است چون آن برای بازیکنان خطر دارد. با این حال این تغییر شخصیت محض به متحدالشکلی یک شبه اتفاق نیفتاد. این نشان میدهد که چگونه فوتبال از یک بازی که توسط شخصیتهای جسور هدایت میشد، به یک صنعت بسیار قانونمند تبدیل شد که در آن تصویر یکی شده شفاف حرف اول را میزند.
فوتبال در این مسیر کمی استایل خود را از دست داد؟ و چگونه نسل مدرن با روش های جدید نشان داد که بیرون از زمین چه کسی است؟
زمانی که جواهرات بخشی از فرهنگ بازیکنان بود
برای اینکه بدانید چرا بازیکنان عادت داشتند با جواهرات سنگین در زمین حاضر شوند باید به حال و هوای آن دوران نگاه کنید. از دهه ۷۰ تا ۹۰ مد، تمام قوانین کسل کننده و محافظه کارانه را شکست. دوران ابراز وجود وحشیانه و خودبزرگ بینی محض بود. جواهرات بیانگر شخصیت و سمبل قدرت بود.
برای خیلی از بازیکنان که از محله های پایین در آمریکای جنوبی، آفریقا و اروپای کارگری می آمدند، یک زنجیر طلا یا گوشواره پر از الماس معنای بیشتری از بهتر دیده شدن می داد. آن سندی بود که نشان دهند بالاخره موفق شدند. آن یک عنوان قابل حمل بود که نشان می داد بر فقر غلبه کردند و به قله رسیدند. فوتبال در آن زمان اصالت بیشتری داشت چون بازیکنان تکه هایی از فرهنگ خیابانی و زندگی هایشان را بدون فیلتر مستقیم در زمین حمل می کردند.
در اواخر دهه ۹۰ این گرایش به اوج خود رسید. اسطوره هایی همچون پاتریک کلایورت، لوییس فیگو، پاول ندود، روبرتو باجو و یان رایت کیت های خود را با انگشتر، دستبند و گردنبند ترکیب می کردند.
ترکیب کردن لباس ورزشی ساده با درخشش فلزات گرانبها به آن ها اجازه می داد برند شخصی بسازند خیلی قبل تر از اینکه شبکه های اجتماعی وجود داشته باشند. باورنکردنی می شد اگر می توانستیم ویدئوهای GRWM (شبکه اجتماعی که کابران روتین زندگی خود را به اشتراک می گذارند) بازیکنان دهه ۹۰ را ببینیم تا نگاه کنیم چگونه جواهرات خود را برای روز بازی انتخاب می کردند و دلیل آن چه بود.
وسواس دنیای فوتبال در تجمل گرایی به این اندازه بزرگ بود که موجب جنجال بین المللی شد. فقط کافی است ماجرای "حادثه دستبند بوگوتا" در سال ۱۹۷۰ ذکر شود. بابی مور، کاپیتان تیم ملی انگلیس به اشتباه متهم به دزدی یک دستبند الماس و زمرد در فروشگاه هتلی در کلمبیا هنگام خرید کردن شد.
به همین خاطر چهار روز در زندان بود تا اینکه دیپلمات های بلندمرتبه دخالت کردند تا نامش را از این اتهام پاک کنند. اگرچه این اتهامات کاملا ساختگی بودند اما کل این رسوایی نشان داد که فوتبال حرفه ای و جهان جواهرات گرانبها چقدر بهم مرتبط هستند.
نمادهایی که زیورآلات را ماندگار کردند
زیورآلات در زمین بازی هرگز یک چیز تصادفی نبود و معنای عمیقی داشت. برای برخی از آن ها یک باور بود. به عنوان مثال، پله. زمانی که برزیل قهرمان جام جهانی ۱۹۷۰ شد، یک مدال طلا اختصاصی با تصویر مریم مقدس دریافت کرد. برای پله، این موضوع خودنمایی نبود. او از شکست در جامی که فکر میکرد آخرین تورنمنتش خواهد بود، وحشت داشت و برای او، آن گردنبند مدرکی بود که نشان میداد قدرتی برتر پشت او است. حمل نشان ایمان روی سینه، به خصوص در میان بازیکنان آمریکای لاتین خیلی مد بود.
سپس دیگو مارادونا بود که جواهرات را در جهت مخالف استفاده می کرد. برای دیگو، زرق و برق شورش و نگرشی ناب بود. مصداق بارز افراط و تفریط بود. در دوران اوجش، با زنجیر طلایی و گوشواره الماس وارد زمین می شد. زمانی که در جام جهانی ۱۹۸۶ با "دست خدا" تاریخ سازی کرد، این کار را با الماس های درخشان انجام داد.
علاقه زیاد مارادونا به تجمل به یک اسلحه برای پلیس مالیات ایتالیا تبدیل شد که مدعی بود ستاره آرژانتینی از زمان حضورش در ناپولی میلیون ها یورو به آن ها بدهکار است. هر بار که دیگو پا به ایتالیا می گذاشت، ماموران منتظر بودند تا جواهراتش را مصادره کنند. در سال ۲۰۰۶، دو ساعت رولکس مارادونا را در یک بازی خیریه گرفتند. چند سال بعد، در حالی که اسطوره آرژانتینی در یک کلینیک در ایتالیا به سر می برد، گوشواره الماسش را مصادره کردند و آن را با قیمت ۲۵ هزار یورو به حراج گذاشتند. زیورآلات مارادونا از یک استایل به غنیمت دولتی تبدیل شد.
روبرتو باجو حال و هوای کاملا متفاوتی داشت. اکسسوری هایش عمیقا روحانی بودند. باجو در طول دوران ورزشی اش با آسیب دیدگی های دردناک مبارزه کرد و باور بودایی اش ابزاری برای نجاتش شد. بر اساس جمله مشهورش، باورش کنترل را در دست گرفت، زمانی که توانایی های جسمانی اش محدود شدند. تمام انرژی او آرامش و قدرت درونی را منتقل میکرد که با نمایشهای متظاهرانه و پر سر و صدای دیگر ستارگان کاملا در تضاد بود.
نمی شود درباره استایل بازیکنان صحبت کرد و به رود گولیت اشاره نکرد. او با موهای بافته شده و زنجیر طلایش، یکی از چهره های برجسته جهان بود در حالی که در میلان می درخشید. کسانی مانند گولیت، مارادونا، پله و باجو از طریق ظاهر خود نشان می دانند چه شخصیتی دارند. دقیقا همین امر بود که آن دوران فوتبال را بسیار غنی و فراموشنشدنی کرد.
چرا فیفا در نهایت گفت بس است
هر چقدر آن زرق و برق جذاب به نظر برسد، استفاده از جواهرات در زمین بازی فاجعه در شرف وقوع بود. فوتبال، ورزشی پر از برخوردهای فیزیکی است. ترکیبی از تکل های با سرعت بالا، دوئل های هوایی و این زنجیرهای فلزی می تواند منجر به خفگی یا پارگی عمیق شود. با این حال بیشترین و بدترین آسیب را انگشترها می رسانند. اگر انگشتر به یک چیزی گیر کند، زمانی که شما سریع حرکت کنید، می تواند منجر به آسیب دیدگی شدید شود که پوست تا بافت استخوان را پاره می کند.
دو داستان کاملا ترسناک نشان می دهند که طلا جایی در زمین ندارد. نخستین آن به نری پومپیدو، دروازهبان آرژانتینی که قهرمان جام جهانی ۱۸۹۶ شد، مرتبط است. او در جریان تمرین با رئال بتیس در سال ۱۹۸۹، برای گرفتن تیر دروازه پرید و حلقه ازدواجش به یک میخ زنگ زده گیر کرد، زمانی که افتاد، حلقه گیر کرد. جراحان به سختی توانستند انگشت او را از قطع شدن نجات دهند اما این به عنوان یک هشدار جدی در مورد خطر استفاده از حلقه در طول یک بازی بود.
با این حال حادثه بدتر در سال ۲۰۰۴ در جریان بازی لیگ سوییس رخ داد. پائولو دیوگو که به تازگی ازدواج کرده بود و بازیکن سروته بود تصمیم گرفت حلقه اش را درنیاورد. در جریان بازی یک پاس گل زیبا داد و با پرش از روی نرده فلزی خواست آن گل را با هواداران جشن بگیرد. هنگام بازگشت به زمین، متوجه نشد که حلقه اش به نرده گیر کرده است. زمانی که افتاد دو بند انگشت اولش که از نرده آویزان مانده بود، قطع شدند.
او از درد فریاد می زد در حالی که دستش پر از خون شده بود. دیوگو مستقیم به سمت داور رفت تا از او کمک بگیرد. در این لحظه دیوانه وار، داور به آن آسیب دیدگی ترسناک نگاه کرد و بر اساس قانون عمل کرد و به دیوگو به خاطر شادی اش کارت زرد نشان داد. کارکنان ورزشگاه بالاخره بند انگشت گمشده را پیدا کردند اما آنقدر آسیب دیده بود که پزشکان نتوانستند پیوند بزنند. این اتفاق تکان دهنده به یک خبر جهانی تبدیل شد و بهترین مدرک بود تا فیفا برای همیشه استفاده از جواهرات در زمین را ممنوع کند.
جنگ فوتبال علیه فردیت
ممنوعیت استفاده از جواهرات تنها یک شروع بود. مدت ها قانون می گفت بازیکنان حق استفاده از چیزهای خطرناک را ندارند. تا سال ۱۹۹۷ طول کشید تا IFAB به صورت رسمی اعلام کند که جواهرات خطر دارند. با این حال بازیکنان به سرعت یک راه فرار پیدا کردند: به جای درآوردن انگشتر و گوشواره هایشان آن را محکم با چسب پزشکی می پیچیدند.
در سال ۲۰۰۴ IFAB با درک اینکه یک لایه نازک چسب هیچ کاری برای جلوگیری از له شدن انگشت توسط یک حلقه فلزی محکم انجام نمیدهد، آن راه فرار را بست. دو سال بعد قانونی که امروز میشناسیم وضع شد: استفاده از هرگونه جواهرات ممنوع است و داوران باید قبل از ورود به زمین، هر بازیکنی را که در تونل است، از نظر فیزیکی بررسی کنند.
با این حال فیفا تنها به ممنوعیت استفاده از جواهرات بسنده نکرد. این سازمان تصویری کاملا شفاف و استاندارد از هر نظر می خواست. زمستان سرد ۲۰۱۰ را به یاد دارید که بازیکنانی همچون کارلوس توس و سمیر نصری شروع به استفاده از شال گردن کردند. IFAB استفاده از آن را ممنوع کرد به این دلیل که ممکن بود بازیکن حریف با سرعت بالا شال گردن را بگیرد و منجر به مصدومیت شدید شود.
سپس به زیر پیراهنی رسید؛ دهه ها بازیکنان از زیر پیراهنی های خود به عنوان یک بیلبورد تبلیغاتی رایگان استفاده می کردند. همچنین از آن برای نقل و قول های مذهبی، تبریک تولد یا جمله به یادماندنی "چرا همیشه من؟" ماریو بالوتلی، هنگام شادی پس از گل استفاده می کردند. با این حال، دقیقا پیش از جام جهانی ۲۰۱۴، IFAB به این سرگرمی پایان داد. پیام های شخصی، سیاسی و مذهبی را ممنوع کرد و استدلال کرد که برای داوران خیلی سخت است بفهمند آن یک جمله تحریک آمیز در فرهنگ های مختلف بوده است یا نه.
خیلی عجیب بود که در اواخر آن سال کمی از خود انعطاف پذیری نشان داد. پس از یک دوره آزمایشی طولانی، IFAB به شکل رسمی استفاده از پوشش سر را مجاز دانست که آن چراغ سبز برای استفاده از حجاب برای بازیکنان مسلمان و دستار برای مردان سیک بود. این تنها تعادل ظریفی که مقامات فوتبال همیشه سعی در حفظ آن دارند را برجسته میکند: اجرای دقیق امنیت و بیطرفی جمعی، بدون پاک کردن کامل هویت کسانی که بازی میکنند.
حتی اکنون عادت های قدیمی به سختی از بین می روند
با وجود قوانین نوشته شده و تهدیدهای مداوم جریمه شدن، عادت های قدیمی و خرافات همچنان در صحنه های بزرگ دیده می شوند.
به جام جهانی ۲۰۲۲ نگاه کنید. ژول کونده در جریان دیدار فرانسه و لهستان در یک هشتم نهایی، ۴۱ دقیقه توانست با گردنبند طلایی بازی کند. در حالی که آن زنجیر روی پیراهن آبی مدافع فرانسوی می درخشید در بازرسی تونل داوران آن را ندیدند.
در نهایت داور خط متوجه آن شد و به داور اصلی اطلاع داد. او بازی را متوقف کرد تا کونده سریع گردنبند را دربیاورد. صحنه خنده داری بود چون کادرفنی فرانسه سریع به گوشه زمین دوید تا به کونده برای درآوردن گردنبند کمک کند.
دیدیه دشان، سرمربی وقت تیم ملی فرانسه، به شدت عصبانی بود. او در نشست خبری بعد از بازی این خشم را پنهان نکرد و گفت که کونده خوش شانس بوده است که مقابلش نبوده است چون خودش زنجیر را پاره می کرد. دشان گفت: "شما با ساعت و عینک دودی بازی نمی کنید، به همین خاطر گردنبند کاملا ممنوع است." سرمربی فرانسوی اذعان کرد که کونده خیلی خرافاتی است و در تمرینات زنجیر بر گردن دارد اما تاکید کرد که استفاده از آن در یک بازی رسمی اشتباه بزرگی است.
کونده شانس آورد که با کارت زرد جریمه نشد چون بدون بحث به حرف داور گوش کرد. داوران تنها زمانی جریمه می کنند که بازیکن نخواهد آن کار را انجام دهد. با این حال این اپیزود خیلی عجیب یک چیز را نشان داد: در فوتبال مدرن، اهمیتی ندارد چقدر بازیکن بزرگی باشید. زمانی که با جواهرات وارد زمین می شوید، قوانین به خرافات شما اهمیتی نمی دهند.
برندسازی شخصی ناپدید نشد و به بیرون از زمین انتقال داده شد
تنها کافی است که نگاه کنید بازیکنانی همچون کونده، کیلیان امباپه و مایکل اولیسه چگونه لباس می پوشند. هیچکس نمی تواند به طور جدی بگوید بازیکنان استایل و نگرش خود را از دست دادند. پُز، خانه جدید و مطمئن تری پیدا کرد. فوتبال مدرن سکوی کاملا جدیدی را خلق کرد: راه رفتن در تونل ها قبل از بازی که اکنون به یک ژانر عکاسی مستقل تبدیل شده، شبکه های اجتماعی و همکاری با خانه های مد جهانی.
اکنون بازیکنان در زمین بازی جواهرات اختصاصی استفاده نمی کنند اما بیرون از آن چرا و نسبت به نسل قبلی این جواهرات اهمیت بیشتری از لحاظ شخصی، فرهنگی و احساسی دارد. برای ستاره های جدید، جواهرات شخصی به یک ابزار برای داستان سرایی در سطحی دیگر تبدیل شده است.
برای مثال، رافائل لئائو، وینگر چپ میلان و پرتغال را در نظر بگیرید. او به طراح مشهور آمریکایی، بنی دا جولر، سفارش ساخت یک گردنبند منحصر به فرد را به افتخار بایرو دا جامائیکا، محله مهاجران در آمورای پرتغال، جایی که او بزرگ شده است، داد.
این قطعه که پر از الماس و طلا است، شامل جزئیات سهبعدی خیرهکنندهای مانند یک دیش ماهواره کوچک روی نمای ساختمان، الماسهای وارونه و نقل قولی در پشت آن است: "هرگز فراموش نکن از کجا آمدهای." آن نشان دهنده احترام به ریشههایش است و یادآوری همه چیزهایی است که مجبور بوده است به آن ها غلبه کند.
ویکتور اوسیمن که همچنین با بنی دا جولر همکاری می کند مسیر داستان سرایی کاملا متفاوتی را انتخاب کرد. پس از اینکه دچار شکستگی از صورت در دیدار برابر اینتر در اواخر سال ۲۰۲۱ شد، مهاجم نیجریه ای مجبور شد برای همیشه از ماسک مخصوصی برای محافظت از صورتش استفاده کند.
آن را به جواهرات انتقال داد. دقیقا ماسک مشابهی را سفارش داد که از یک کیلو طلای صورتی درست شده و پوشیده از ۲۷۵ قیراط الماس بود. او یک سمبل پزشکی از آسیب دیدگی شدید را برداشت و آن را به نشانه ای از انعطاف پذیری تبدیل کرد که اثبات توانایی اش در غلبه بر موانع در مسیر انتخاب شدن به عنوان بهترین بازیکن آفریقا در سال ۲۰۲۳ بود.
الکس ایووبی، هافبک فولام روی معنویات تمرکز کرده است. او همیشه گردن آویزی به شکل دست های دعا کننده به همراه دارد که هدیه پدر و مادرش و متبرک شده است. برای ایووبی آن نماد فیزیکی باورش به مسیحیت و حمایت بی دریغ خانواده اش است. او بر قوانین مدرن کاملا پایبند است و پیش از ورود به زمین با احتیاط آن را از گردنش در میاورد.
تیم های فوتبال نیز هنگام جشن گرفتن عناوین بزرگ به شکل مستقیم از ورزش های آمریکایی همچون بسکتبال ان بی ای و فوتبال آمریکایی (NFL) تقلید می کنند. پس از قهرمانی فرانسه در جام جهانی ۲۰۱۸، پل پوگبا و آنتوان گریزمان، رهبران این تیم با جیسون بورلی هیلز تماس گرفتند. آن ها انگشترهای قهرمانی عظیمی به سبک ان بی ای برای تمام تیم سفارش دادند. انگشترها، الماس هایی به رنگ پرچم فرانسه داشتند که نتایج تمام بازی های حذفی و نام و شماره هر بازیکن رویش حک شده بود.
آیمریک لاپورت این انرژی را حفظ کرد. پس از قهرمانی اسپانیا در یورو ۲۰۲۴، به جواهرساز ام جی جونز بریتانیایی ۹۰ گردنبند طلا اختصاصی پوشیده از الماس برای هر بازیکن و اعضای کادرفنی سفارش داد. علاوه بر این، آن ها در جعبه های مخصوصی با نمایشگرهایی که بهترین لحظات جام را نشان می داد، تحویل داده شدند.
این قضیه در سطح باشگاهی هم دیده شد. پاری سن ژرمن به مناسبت سیزدهمین قهرمانی تاریخی اش در لیگ یک فرانسه، روبانهای مدال سنتی را کنار گذاشت. در عوض، باشگاه با متیاس کیس هنرمند و میسون کریستوفل (برند نقره فرانسوی)
همکاری کرد تا مدالهای قهرمانی منحصر به فردی که از زنجیرهای ضخیم و زیبا آویزان بودند را عرضه کنند.
آیا یک روز دوباره از جواهرات در زمین استفاده خواهد شد؟
زمانی که مردم می پرسند آیا زرق و برق به فوتبال برخواهد گشت، باید به ورزش های آمریکایی همچون فوتبال آمریکایی و بیسبال نگاه کرد که بازیکنانش همچنان همیشه با جواهرات می درخشند.
تضاد با فوتبال آمریکایی کاملا آشکار است. فوتبال آمریکایی ورزش بسیار خشن و پر برخوردی است اما بازیکنان می توانند از گوشواره و گردنبند بدون مشکل استفاده کنند. ستاره هایی کنونی مانند جاستین جفرسون، بازیکن تیم مینهسوتا وایکینگز زمانی که وارد زمین می شود زنجیر الماس ۲۰۰ هزار دلاری روی گردنش می درخشد.
چگونه می توانند؟ اساسا NFL زنجیر را یک ریسک قابل قبول میداند. بازیکنان به سادگی آن ها را زیر پدهای بزرگ شانه خود قرار میدهند. آن ها همچنین معمولا زنجیرهای پاره شدنی استفاده می کنند که به راحتی در صورت کشیدن توسط کسی جدا میشوند و خطر خفگی را به طور کامل از بین میبرند.
با این حال باز هم اتفاق های باورنکردنی رخ می دهد. در سال ۲۰۱۷، عکیب طالیب، بازیکن تیم دنور برانکوز در جریان بازی گردنبند طلای مایکل کرابتری، بازیکن تیم رایدرز را پاره کرد. داوران حتی پرچم نینداختند چون پاره کردن زنجیر بر اساس قوانین خطا محسوب نمی شود.
پس چرا فیفا و IFAB آن زنجیرها را ایمن اتخاذ نمی کنند؟ ساده است، بازیکنان زره نمی پوشند. نه کلاه کاسکت دارند و نه پدهای بزرگ شانه که از آن ها محافظت کنند. با پوست در معرض دید و برخورد مداوم با قفسه سینه یا کشیده شدن پیراهن، هر قطعه فلزی به سرعت به یک سلاح تبدیل میشود. خطر گیر کردن انگشت در زنجیر هنگام تکل خیلی بالا است.
علاوه بر این، آسیب دیدگی های وحشتناک دیوگو و پومپیدو یک سابقه همیشگی ایجاد کرد. در ورزش مدرن که ادعاهای آسیب دیدگی و پرداخت های بیمه میلیونی است، هیچ ارگانی ریسک قانونی اجازه دادن به استفاده مجدد از اکسسوری خطرناک را نمیپذیرد.
آیا بالاخره میتوانیم شاهد یک توافق باشیم؟ جایگزین های ایمنتری از قبل وجود داشتند: بسیاری از ورزشکاران متاهل در NFL و MMA اکنون حلقههای سیلیکونی انعطاف پذیر دست می کنند. اگر آنها گیر کنند، به سادگی جدا میشوند و خطر آسیبدیدگی انگشت را کاملا از بین میبرند. اما با دانستن سیاست سختگیرانه IFAB که در آن حتی چسب های پلاستیکی ممنوع هستند، نباید امید خود را از دست داد. دوران باشکوه دهه ۸۰، زمانی که بازیکنان میتوانستند در یک بازی رسمی یک صلیب طلای سنگین یا یک زنجیر بر گردن داشته باشند، برای همیشه تمام شده است.
مشاهده خبر در جماران