کدخبر: ۱۷۲۳۰۰۲ تاریخ انتشار:

امام چه گفت که اسیران در بند زندان‌های عراق ناراحت شدند؟

جمعی از رزمندگان اسلام در زندان های رژیم بعث عراق محبوس بودند و زیر شکنجه انواع اذیت ها را تحمل می کردند. سخنی از امام که به گوششان می رسید، انگار دنیا را به آنها می دادند اما یک جمله ای از امام بسیار برایشان ناراحت کننده بود.

به گزارش خبرنگار جماران، بیست و ششم مرداد ماه که می شود یک خاطره شیرین که تلخی را با خود همراه دارد، تلخی سال های جدایی، تلخی شکنجه و آزار دلاورمردان ایرانی، تلخی جای خالی امام وقتی فرزندانش بازگشتند، در ذهن ها جان می گیرد. علی علیدوست قزوینی یکی از آزادگانی است که به روایت سال های دوری از وطن پرداخته است، سال های اسارت در زندان های رژیم بعث. وی گفته است:

 نامه ای که از حضرت امام به دست بچه ها می رسید تا مدت ها باعث بالا رفتن روحیه بچه ها‌‎ ‎‌می شد؛ مثلاً، این جمله حضرت امام که فرمودند: «اینجانب از دور دست و بازوی‌‎ ‎‌قدرتمند شما را که دست خداوند بالای آن است می بوسم و بر این بوسه افتخار‌ می کنم»‌‎[۱]‎‌، وقتی به اردوگاه رسید، باعث تقویت روحیه بچه ها شد؛ همچنین آن جمله‌‎ ‎‌معروف دیگر که فرمودند: «اسرا در چنگال دژخیمان خود سرود آزادی اند و احرار‌‎ ‎‌جهان آنان را زمزمه می کنند».‌‎[۲]‎‌ این جمله داخل یکی از نامه ها بود. هر کدام از این نامه ها‌‎ ‎‌که می رسید برای شش ماه ما را تغذیه روحی می کرد.‌

‌‌جمله ای هم از حضرت امام به دست ما رسید که نگران کننده و ناراحت کننده بود. آن‌‎ ‎‌روز، یکی از دوستان آمد و گفت که حضرت امام نوشته است: «اگر روزی اسرا برگشتند‌‎ ‎‌و من در بین شما نبودم، سلام مرا به آنها برسانید و بگویید که خمینی خیلی به فکر شما‌‎ ‎‌بود». این جمله بسیار ناراحت کننده بود. حقیقت این است که اگر به یکی از اسرا‌‎ ‎‌می گفتند پدر یا مادرت بیمار است، نگران نمی شد، ولی اگر به او می گفتند حضرت امام‌‎ ‎‌مریض یا ناراحت است، خیلی برایش سخت بود.‌

‌‎ ‎

برشی از کتاب رنج غربت؛ داغ حسرت، ص ۱۶

۱. صحیفه امام؛ ج ۱۶، ص ۱۴۳.

۲. همان؛ ج ۲۱، ص ۱۴۷.

مشاهده خبر در جماران