کدخبر: ۱۷۲۱۹۷۹ تاریخ انتشار:

جماران

لیگ برتر در محاصره سؤال‌ها؛ ۱۸ تیم، ورزشگاه‌های محدود و قراردادهای نجومی

لیگ برتر فوتبال ایران در حالی از ۲۳ مرداد آغاز شد که کمبود ورزشگاه، قراردادهای نجومی، نبود مربی خارجی، تقویم فشرده و ضعف آکادمی‌ها، پرسش‌هایی درباره کیفیت برگزاری این فصل و آینده فوتبال ایجاد کرده است.

جماران ورزشی،  الهام کهزادی: سوت آغاز لیگ برتر از جمعه ۲۳ مرداد به صدا درآمد؛ فصلی که ۱۸ تیم را در رقابتی طولانی به میدان بفرستد، در همین ابتدای فصل چند سؤال بزرگ بیرون از زمین فوتبال شکل گرفته است؛ سؤال‌هایی که پاسخ آنها می‌تواند سرنوشت یکی از پرمخاطب‌ترین رقابت‌های ورزشی کشور را تحت تأثیر قرار دهد.

آیا زیرساخت‌های فوتبال ایران برای برگزاری یک لیگ ۱۸ تیمی آماده است؟ وقتی هنوز برای برگزاری مسابقات برخی تیم‌ها با مشکل ورزشگاه مواجه هستیم، چگونه قرار است این فصل بدون جابه‌جایی‌های مکرر و اختلال در برنامه مسابقات برگزار شود؟ از سوی دیگر، افزایش چشمگیر رقم قرارداد بازیکنان در شرایطی اتفاق افتاده که کیفیت فنی بسیاری از آنها الزاماً متناسب با این ارقام نیست. در چنین شرایطی، نقش واسطه‌ها و ایجنت‌ها در بازار نقل‌وانتقالات و قراردادها بیش از همیشه محل بحث است.

 

لیگ ۱۸ تیمی در شرایطی که ورزشگاه نداریم

یکی از نخستین چالش‌های فصل جدید، مسئله زیرساخت است. فوتبال ایران برای برگزاری لیگ برتر به ورزشگاه‌های استاندارد و آماده نیاز دارد، اما در عمل با محدودیت جدی در تعداد ورزشگاه‌های قابل استفاده روبه‌رو هستیم.

این مسئله برای دو تیم پرطرفدار پایتخت، استقلال و پرسپولیس، نمود بیشتری دارد. ورزشگاه آزادی در شرایط فعلی امکان میزبانی مسابقات این دو تیم را ندارد و آنها باید برای برگزاری دیدارهای خانگی خود به گزینه‌هایی مانند ورزشگاه شهدای قدس یا ورزشگاه دستگردی فکر کنند.

مسئله فقط پیدا کردن یک زمین برای برگزاری مسابقه نیست؛ ورزشگاه، بخشی از زیرساخت اصلی لیگ حرفه‌ای است و کیفیت چمن، امکانات، ظرفیت، شرایط امنیتی و امکان میزبانی منظم مسابقات همگی باید در نظر گرفته شوند.

حالا پرسش این است وقتی فوتبال ایران در تأمین ورزشگاه برای برخی تیم‌های بزرگ با مشکل مواجه است، آیا افزایش تعداد تیم‌ها از ۱۶ به ۱۸ تیم تصمیمی منطقی و قابل اجرا بوده است؟

 

لیگ بدون مربی خارجی؛ انتخاب اقتصادی یا یک عقب‌گرد؟

فصل جدید لیگ برتر یک ویژگی کم سابقه دیگر هم دارد؛ هر ۱۸ تیم حاضر در مسابقات با مربی ایرانی وارد رقابت خواهند شد و خبری از سرمربی خارجی روی نیمکت تیم‌ها نیست.

البته نمی‌توان این اتفاق را جدا از شرایط اقتصادی فوتبال ایران بررسی کرد. افزایش هزینه‌ها، محدودیت‌های مالی، شرایط اقتصادی و همچنین تبعات جنگ و مشکلات موجود، جذب مربیان خارجی را دشوارتر کرده است.

با این حال، غیبت کامل مربیان خارجی یک سؤال مهم را ایجاد می‌کند: آیا فوتبال ایران از نظر فنی توانسته مربیان داخلی را به اندازه‌ای توسعه دهد که این خلأ را جبران کنند؟ یا این اتفاق بیشتر نتیجه فشارهای اقتصادی است تا یک انتخاب کاملاً فنی؟

قراردادهای نجومی؛ کیفیت کجای این معادله است؟

یکی از جدی‌ترین بحث‌های این فصل، رشد قابل توجه رقم قرارداد بازیکنان است. ارقام قراردادها در سال‌های اخیر افزایش چشمگیری داشته، اما مسئله اصلی اینجاست که آیا کیفیت فنی بازیکنان نیز به همان اندازه افزایش پیدا کرده است؟

در بازار فعلی فوتبال ایران، گاهی فاصله میان رقم قرارداد و کیفیت واقعی بازیکن محل سؤال است. همین موضوع باعث شده نقش دلال‌ها و ایجنت‌ها نیز بیش از گذشته مورد توجه قرار بگیرد؛ افرادی که در روند مذاکره و جابه‌جایی بازیکنان نقش دارند و می‌توانند بر قیمت‌گذاری بازار تأثیر بگذارند. اینجا یک سؤال اساسی مطرح می‌شود که چه نهادی باید بر این بازار نظارت کند؟

اگر قرار است قراردادها هر سال بالاتر بروند، باید سازوکاری هم وجود داشته باشد که مشخص کند بازیکن در ازای این رقم چه ارزش فنی و اقتصادی برای باشگاه ایجاد می‌کند. نبود نظارت مؤثر، می‌تواند فاصله میان قیمت بازیکن و کیفیت واقعی او را بیشتر کند.

چرا آکادمی‌ها هنوز راه نجات فوتبال ایران نیستند؟

راه‌حل این مشکل را شاید بتوان در جایی پیدا کرد که سال‌ها است کمتر از ظرفیت واقعی آن استفاده شده است: آکادمی‌ها.

باشگاه‌های ایرانی اگر بتوانند آکادمی‌های خود را به شکل حرفه‌ای توسعه دهند، به جای اینکه برای هر فصل مجبور باشند مبالغ سنگینی برای خرید بازیکن هزینه کنند، می‌توانند بخشی از نیاز خود را از بازیکنان جوان و پرورش‌یافته در مجموعه خودشان تأمین کنند.

این اتفاق دو نتیجه مهم خواهد داشت؛ نخست، هزینه باشگاه‌ها برای جذب بازیکن کاهش پیدا می‌کند و دوم، مسیر جوان‌گرایی در فوتبال ایران جدی‌تر می‌شود.

در واقع، فوتبال ایران برای کاهش تورم قراردادها فقط به نظارت بیشتر نیاز ندارد؛ نیازمند تولید بازیکن است. هرچه عرضه بازیکن باکیفیت بیشتر شود، وابستگی باشگاه‌ها به خریدهای گران‌قیمت نیز کمتر خواهد شد.

 

فصل شلوغ فوتبال ایران؛ سازمان لیگ چه برنامه‌ای دارد؟

اما شاید مهم‌ترین سؤال این فصل، نه از دل نقل‌وانتقالات، بلکه از دل تقویم مسابقات بیرون بیاید.

در فصل پیش‌رو تنها لیگ برتر را نداریم. مسابقات لیگ قهرمانان آسیا و لیگ نخبگان آسیا در برنامه قرار دارد و تیم ملی نیز رقابت‌های جام ملت‌های آسیا را پیش رو خواهد داشت. از سوی دیگر، بازی‌های آسیایی ناگویا نیز برگزار می‌شود و تیم امید ایران در این رقابت‌ها حضور خواهد داشت.

مجموع این مسابقات یعنی فوتبال ایران با یک تقویم بسیار فشرده مواجه خواهد بود؛ تقویمی که نیازمند برنامه‌ریزی دقیق، هماهنگی میان تیم‌ها و مسابقات باشگاهی و ملی و البته پیش‌بینی وقفه‌های احتمالی است.

سؤال اصلی اینجا است که آیا سازمان لیگ برای چنین تقویم فشرده‌ای برنامه‌ای دقیق و عملیاتی دارد؟

این پرسش زمانی جدی‌تر می‌شود که حتی در سال‌های گذشته، لیگ با تعداد تیم کمتر نیز با مشکلاتی در زمان‌بندی و برگزاری منظم مسابقات مواجه بوده است. حالا با حضور ۱۸ تیم و افزایش تعداد مسابقات، کوچک‌ترین بی‌نظمی می‌تواند زنجیره‌ای از تغییر برنامه‌ها را به دنبال داشته باشد.

 

فصل جدید، فقط یک رقابت فوتبالی نیست

لیگ بیست و ششم اگرچه روی کاغذ با حضور ۱۸ تیم آغاز می‌شود، اما در عمل آزمونی برای مجموعه فوتبال ایران است؛ آزمونی که از کیفیت زیرساخت‌ها و مدیریت ورزشگاه‌ها آغاز می‌شود، به اقتصاد فوتبال و قراردادهای بازیکنان می‌رسد و در نهایت به توانایی سازمان لیگ برای مدیریت یک تقویم شلوغ ختم خواهد شد.

فوتبال ایران در آستانه فصلی قرار گرفته که در آن همزمان باید به فکر نتیجه‌گیری باشگاه‌ها، حضور در رقابت‌های آسیایی، تیم‌های ملی و امید، جوان‌گرایی و کنترل هزینه‌ها باشد.

حالا باید دید در پایان فصل، پاسخ این سؤال‌ها چه خواهد بود: آیا لیگ ۱۸ تیمی توانست بدون بحران زیرساختی و بی‌نظمی تقویمی به پایان برسد؟ آیا قراردادهای نجومی با کیفیت فنی بازیکنان تناسب داشت؟ و آیا فوتبال ایران بالاخره توانست از ظرفیت آکادمی‌ها برای ساختن نسل جدید بازیکنان استفاده کند؟ پاسخ این سؤال‌ها، شاید مهم‌تر از جدول نهایی لیگ باشد.

مشاهده خبر در جماران