یادداشت؛
قاسمزاده، تحلیلگر همیشه دلسوز
خبر درگذشت دکتر قاسمزاده خیلی تلخ بود. در چهار دهه گذشته، همیشه یک تحلیلگر قدرتمند بود. کمتر کسی داریم که این همه زمان، اصلیترین کارش تحلیل سیاسی بوده باشد.
خبر درگذشت دکتر قاسمزاده خیلی تلخ بود.
در چهار دهه گذشته، همیشه یک تحلیلگر قدرتمند بود. کمتر کسی داریم که این همه زمان، اصلیترین کارش تحلیل سیاسی بوده باشد.
در ایام جنگ ایران و عراق، در رادیو و تلویزیون و بهعنوان معاون برونمرزی صداوسیما، مرتب به توطئههای عراقی و آمریکایی توجهها را جلب میکرد.
هر وقت در هر موضوع سختی، نظرات گوناگون مطرح میشد، دیدگاههای قاسمزاده تعیینکننده بود. در ایام جنگ ایران و عراق، مشاور شورای تبلیغات جنگ بود.
مرد فکر و اندیشه بود. بیشتر اوقات در حال مطالعه بود. تحصیلکرده خارج بود و متون را از منابع اصلی پیگیری میکرد.
وی داماد مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی، رئیس وقت قوه قضائیه، بود. اما کمتر کسی او را به این نسبت میشناخت. خودش بود و تحلیلها و نوشتههای عمیقش.
فقط یک بار که امام خمینی بیانیه معروف هشتمادهای را صادر کردند و نسبت به ظلمهایی که در دادگاهها و توسط مسئولان قضایی انجام میشد هشدار دادند، قاسمزاده دبیر آن ستاد شد. و انصافاً برای جلوگیری مقطعی از ستمهای قضایی موفق بود. اما وقتی دید کاری پیش نمیرود، آنجا را رها کرد. با آزادگی اینها را میگفت.
قاسمزاده بیشتر عمر سیاسیاش را در تلویزیون و در کنار محمد هاشمی بود. بعدها هم البته در جایگاههای غیرسیاسی در دوران لاریجانی مانده بود.
وقتی من در لبنان نماینده صداوسیما بودم، قاسمزاده معاون بینالملل سازمان صداوسیما و بهعبارتی رئیس مستقیم من بود. چه صادقانه مشکلات را حل میکرد.
وقتی آقای خاتمی کاندیدا شد، باز در مجموعه مشاوران و اندیشهداران کنار ایشان قرار گرفت و مشورتهایش مورد عمل قرار میگرفت و بعدها هم جزو مشاوران آقای خاتمی بود.
از آنجا که او به نویسندگی و تولید اندیشه معروف بود، مرحوم دعایی او را به روزنامه اطلاعات دعوت کرد. سالها بود که عملاً سردبیر روزنامه اطلاعات بود و در مناسبتهای مهم، خودش هم یادداشت میداد. تا لحظه مرگش در روزنامه اطلاعات ماند.
این اواخر دچار افسردگی شدیدی از شرایط شده بود. قاسمزاده از آنهایی بود که برای هدفهای والایی به انقلاب روی آورده بود. از آنهایی بود که همیشه برای آسیبهایی که انقلاب و کشور دچار آن میشد غصه میخورد. کمتر میشد سخنان غیرجدی با او گفت. در تهِ هر طنزی هم دلسوزی برای کشور بود.
تا اینکه بر اثر عارضه قلبی، جان به جانآفرین تسلیم کرد و دوستانش را در شوک فرو برد.
این مصیبت را به خانوادهاش، به بیت مرحوم آیتالله موسوی اردبیلی، به کارکنان صداوسیما و روزنامه اطلاعات و به همه دوستانش که خالصانه دوستش داشتند، تسلیت میگویم.
مشاهده خبر در جماران