کدخبر: ۱۷۲۱۱۴۹ تاریخ انتشار:

یادداشت؛

سایهٔ ابرواقعیت بر خاکستر جنگ/ تحلیل دستکاری حقیقت و رویافروشی رسانه‌ای به جامعهٔ ایران از منظر ژان بودریار

در جهان مدرن، رسانه ابزاری برای بازنمایی (Representation) واقعیت بود؛ آیینه‌ای که نهایتاً انعکاسی صادقانه یا دستکاری‌شده از جهان بیرون ارائه می‌داد. اما ژان بودریار، فیلسوف و جامعه‌شناس پسامدرن فرانسوی، مدعی شد که در عصر رسانه‌های جمعی، این معادله به کلی دگرگون شده است.

مقدمه: رسانه از نگاه ژان بودریار؛ از بازنمایی تا وانمایی

در جهان مدرن، رسانه ابزاری برای بازنمایی (Representation) واقعیت بود؛ آیینه‌ای که نهایتاً انعکاسی صادقانه یا دستکاری‌شده از جهان بیرون ارائه می‌داد. اما ژان بودریار، فیلسوف و جامعه‌شناس پسامدرن فرانسوی، مدعی شد که در عصر رسانه‌های جمعی، این معادله به کلی دگرگون شده است.

به باور بودریار، ما از عصر بازنمایی وارد عصر وانمایی (Simulation) شده‌ایم. در این وضعیت، رسانه‌ها دیگر اخبار جهان را گزارش نمی‌کنند، بلکه منطق خودِ رسانه، سری کاملی از وانموده‌ها (Simulacra) را بازتولید می‌کند؛ نشانه‌ها و تصاویری که به هیچ حقیقت عینی در دنیای بیرون ارجاع نمی‌دهند، بلکه خود جایگزین واقعیت می‌شوند. حاصل این فرایند، پیدایش ابرواقعیت (Hyperreality)است؛ وضعیتی که در آن، تصویرِ ساخته‌شده توسط رسانه، از خودِ واقعیت برای ذهن مخاطب واقعی‌تر، جذاب‌تر و باورپذیرتر می‌شود.

با تکیه بر این چارچوب نظری، می‌توان منطق عملکرد رسانه‌های فارسی‌زبان خارج کشور در جریان جنگ اخیر و شیوهٔ برخورد آن‌ها با جامعهٔ ایران را تحلیل کرد؛ جریانی ساختاری که در آن حقیقتِ عریانِ جنگ مسخ شد و مفهومی به نام جنگ رهایی‌بخش به‌عنوان یک ابرواقعیتِ خودبنیاد به مخاطبان عرضه گردید.

 

۱. پیش‌وانمایی و زمینه‌سازی نمادین: تسخیر ذهن‌ها پیش از شلیک اولین موشک

در چارچوب نظری بودریار، هیچ حادثهٔ بزرگی در دنیای جدید ناگهانی رخ نمی‌دهد؛ بلکه پیش از وقوع فیزیکی، در دستگاه نشانه‌ای و ساختار رسانه‌ها بازسازی و آماده‌سازی می‌شود. او این فرایند را پیش‌وانمایی (Pre-Simulation) می‌نامد؛ یعنی زمینه‌سازیِ نمادین برای رویدادی که قرار است در آینده رخ دهد تا وقتی حادثه اتفاق افتاد، ذهن مخاطب قبلاً برای پذیرش آن کاملاً برنامه‌ریزی شده باشد.

این فرایندِ پیش‌وانمایی از مدت‌ها پیش از آغاز درگیری نظامی، در سه مرحلهٔ ساختاری کارکرد یافت:

 

الف) ساختِ «نشانه‌های بن‌بست» و القای درماندگی آموخته‌شده

برای اینکه جامعه‌ای گزینهٔ ویرانگری مانند جنگ خارجی را بپذیرد، ابتدا باید تمام گزینه‌های دیگر در ذهن او معدوم شوند. رسانه‌ها با تمرکز مداوم و یک‌جانبه بر انسداد، این پیام را بازتولید کردند که هیچ راهی از درون وجود ندارد. وقتی رسانه توانست عدم امکان تغییر داخلی را به یک ابرواقعیتِ قطعی تبدیل کند، ذهن مخاطب را به سمتی سوق داد که دخالت نظامی خارجی را نه یک تجاوز، بلکه تنها راه باقی‌مانده ببیند.

این جریان از سالها قبل با تزریق ناامیدی و نادیده گرفتن پویایی‌های مدنی و ظرفیت‌های تغییر درون‌زا، در قالب پروژه‌هایی همچون بازتولید انسداد سیاسی ،سیاه‌نمایی مطلق و عقیم سازی صندوق رأی از طریق تحریم انتخابات را در دستور کار قرار داد؛ روندی که دقیقاً در برهه‌هایی مثل دوران اصلاحات تشدید گردید که جامعهٔ مدنی ایران در حال تمرین پویایی‌های اصلاحی و تکیه بر توان داخلی برای بهبود شرایط بود.

 

ب) معکوس‌سازی نشانه‌ها؛ تبدیل خشونت به واجب اخلاقی

بودریار نشان می‌دهد که چگونه رسانه‌ها معنای واقعی واژه‌ها را جابه‌جا می‌کنند. در این بازتعریف نشانه‌ای:

  • مفهوم حمله نظامی به دفاع از حقوق بشر تغییر نام یافت.
  • تخریب زیرساخت‌ها و تهدید جان شهروندان، به‌عنوان هزینه‌ای ضروری و ناچیز برای رسیدن به یک خیر بزرگ‌تر بازتعریف شد.

این وارونه‌سازی نشانه‌ای باعث شد که بخش‌هایی از جامعه، حمله نظامی را نه یک کارزار مرگ‌بار، بلکه یک کنش اخلاقی و نجات‌بخش از سوی جامعه جهانی تلقی کنند.

 

ج) عادی‌سازی و حساسیت‌زدایی تدریجی (Desensitization)

جنگ نمی‌توانست بدون حساسیت‌زدایی قبلی وارد ذهن مخاطب شود. رسانه‌ها از طریق گنجاندن مداوم سناریوهای جنگی در برنامه‌های تحلیلی، گمانه‌زنی‌های روزمره درباره زمان دقیق حمله، و مصاحبه با چهره‌هایی که جنگ را گزینه‌ای معقول و حتمی معرفی می‌کردند، افکار عمومی را دچار عادی‌سازی روانی کردند. جنگ از یک فاجعه غیرقابل تصور به یک رخداد در انتظار وقوع تقلیل یافت، رخدادی که مخاطب پیشاپیش برای سررسید آن لحظه‌شماری می‌کرد.

در منطق بودریار، جنگ پیش از آنکه با تسلیحات نظامی بر روی زمین آغاز شود، در صحنهٔ نمایشِ نشانه‌ها به پیروزی میرسد. رسانه‌ها با دستکاری اولویت‌های ذهنی مردم، جامعه را به نقطه‌ای رساندند که خود، خواهانِ همان سناریویی شود که در نهایت حیات مدنی‌اش را به خطر می‌انداخت.

 

۲. دستکاری حقیقت و خلق جنگِ استریل: از تماشای صحنه تا انباشت وانموده‌ها

بودریار در سال ۱۹۹۱ با نگارش کتاب جنجالی جنگ خلیج فارس رخ نداده است، شوک بزرگی به محافل فکری وارد کرد. منظور او انکار انفجارها، ویرانی‌ها یا کشته‌شدن انسان‌ها نبود بلکه تأکید داشت آنچه تودهٔ مردم از طریق رسانه‌هایی نظیر CNN به تماشا نشستند، نبرد واقعی روی زمین نبود، بلکه یک نمایش تلویزیونیِ استریل، دیجیتالی و مهندسی‌شده بود.

در جریان نبرد اخیر نیز رسانه‌ها دقیقاً همین الگوی وانمایی را به کار بستند. حقیقتِ عریانِ جنگ شامل وحشت، آسیب به زیرساخت‌ها، فقر، مرگ بی‌گناهان و ناامنیِ عمیق روانی برای میلیون‌ها انسان روی زمین است. اما در چرخهٔ وانمایی رسانه‌ای این طور بازتعریف شد:

  • پاک‌سازی امر واقعی: خشونت و رنج انسانی از تصویر حذف شد و جای خود را به گرافیک‌های پیشرفتهٔ سه‌بعدی، نقشه‌های تعاملی حملات و ویدیوهای های‌تک از لحظهٔ شلیک داد.
  • بازی کامپیوتری کردن جنگ: نبرد وحشتناک میدانی، به یک مسابقهٔ استراتژیک جذاب تقلیل یافت که در آن موشک‌ها و بمب‌ها نه ابزار ویرانی و گرفتن جان غیرنظامیان بلکه نشانه‌های اقتدار یا نجات جلوه داده شدند که تنها بر سر نظامیان و طرفداران حکومت میبارد

به بیان بودریار، رسانه با حذف بُعد انسانی و زمختِ حادثه، یک وانمودهٔ پاکیزه از جنگ ساخت تا مخاطب بدون احساس گناه یا رعب عمیق، به تماشاگر منفعل این سیرک تکنولوژیک تبدیل شود.

 

۳. رویافروشی رسانه‌ای: «جنگ رهایی‌بخش» به مثابه یک نشانه‌ی مصرفی

جامعهٔ ایران در سال‌های اخیر، تحت فشارهای خردکنندهٔ اقتصادی، انسداد سیاسی و خستگی روانی، در وضعیتی از فرسودگی و انتظار برای تغییر به‌سر می‌برده است. رسانه‌های فارسی‌زبان با بازتولید این ناخودآگاهِ زخمی، مفهوم جنگ رهایی‌بخش را فرموله‌بندی و بسته‌بندی کردند.

در نظریهٔ بودریار، در جامعهٔ سرمایه‌داری متأخر، کالاها نه برای کارکرد واقعی‌شان، بلکه برای ارزش نشانه‌ای (Sign-value) خود مصرف می‌شوند. در این راستا، ایده‌ی جنگ رهایی‌بخش به یک نشانه‌ی مصرفی تبدیل شد:

  1. ارائهٔ فرمول جادویی: فرآیند طولانی، پیچیده، دردناک و درون‌زای دستیابی به دموکراسی و آزادی، به یک «دکمه» یا «حملهٔ نظامی خارجی» تقلیل داده شد.
  2. کالاسازیِ امید: آزادی که نیازمند اراده، کنشگری و پرداخت هزینهٔ واقعی در صحنهٔ اجتماعی است، به یک «محصول رسانه‌ای» تبدیل شد که مخاطب می‌توانست آن را با تماشای شبانه‌روزی تلویزیون یا دنبال‌کردن اخبار مصرف کند.
  3. پنهان‌سازی غیاب حقیقت: ایده‌ی «منجی‌گرایی از طریق بمب» این حقیقت تاریخی را پنهان کرد که جنگ‌ها ذاتاً ساختارهای زیستی و مدنی یک جامعه را نابود می‌کنند، نه آنکه لزوماً دموکراسی به ارمغان بیاورند.

نکتهٔ کلیدی بودریار: ابرواقعیت زمانی پیروز می‌شود که امیدِ بسته‌بندی‌شده در تصویر از واقعیتِ سختِ روی زمین گواراتر شود. مخاطبی که از واقعیت خسته است، ترجیح می‌دهد به آغوش این ابرواقعیتِ شیرین اما مجازی پناه ببرد.

 

۴. مسخ در ابرواقعیت و انفعال جمعی

نتیجهٔ این رویافروشی رسانه‌ای، شکل‌گیری نوعی انفعالِ همراه با هیجان در بخشی از جامعه بود. وقتی رسانه، سناریوی سقوط به دست عامل خارجی یا امید به تغییر از طریق معجزهٔ نظامی را به عنوان واقعیتِ مطلق جا می‌زند، ارادهٔ جمعی جامعه شکننده می‌شود.

مخاطبانی که روزانه ساعت‌ها در میان اخبار جنجالی، لایوهای استودیویی و تحلیل‌های خوش‌بینانه غوطه‌ور بودند، به تماشاگران سریالی تبدیل شدند که منتظر بودند قسمت بعدیِ این جنگِ رهایی‌بخش روی صفحهٔ گوشی یا تلویزیونشان پخش شود. در این وضعیت، کنشگریِ واقعیِ اجتماعی جای خود را به مصرفِ نشانه‌های امید داد؛ همان چیزی که بودریار آن را بی‌حس‌شدگیِ توده‌ها در برابر بمباران نشانه‌ها می‌نامد.

 

 

نتیجه‌گیری: ضرورت بازخوانی حقیقت از میان غبار نشانه‌ها

نگاه ژان بودریار به ما یادآوری می‌کند که در عصر رسانه‌های مدرن، بزرگ‌ترین تهدید صرفاً سانسور اخبار نیست، بلکه تولید واقعیت‌های جعلی و جایگزین است. رسانه‌های فارسی‌زبان در جریان جنگ اخیر، با بازاریابیِ مفهوم جنگ رهایی‌بخش، حقیقتِ مخرب و ویرانگرِ نبرد نظامی را پشت یک ابرواقعیتِ جذاب پنهان کردند. آن‌ها رویا فروختند تا رنجِ عینیِ صحنه به چشم نیاید.

هرچند نگاه بودریار به قدرتِ انحصارطلبانهٔ ابرواقعیت تا حدی تقدیرگراست و بلعیده شدنِ امر واقعی را فرایندی اجتناب‌ناپذیر می‌داند، اما عبور از این دام رسانه‌ای برای جامعه، نیازمند آگاهی و تکاندن آگاهانهٔ غبارِ ابرواقعیت از ذهن است. جامعه تنها زمانی می‌تواند مسیرِ واقعی خود را تعیین کند که مرز میان اراده و کنش واقعیِ درون‌زا را از تصاویرِ استریل و وعده‌های منجی‌گرایانهٔ استودیویی بازشناسد و حقیقتِ زمخت اما واقعی را به وانموده‌های جذابِ رسانه‌ای ترجیح دهد.

مشاهده خبر در جماران