الشرق الاوسط؛
از سوئز تا هرمز؛ نفت چگونه مرکز ثقل منازعات خاورمیانه شد؟
سه عامل خلیج فارس را به مرکز ثقل جهان تبدیل کرده است. نخست، کشورهای این منطقه ۴۸ درصد ذخایر اثباتشده نفت جهان و بزرگترین ذخایر گاز را در اختیار دارند. دوم، روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰ درصد عرضه جهانی، از تنگه هرمز عبور میکند. بنابراین ایران، عربستان، امارات و عمان، بهعنوان کشورهای ساحلی، میتوانند بر امنیت انتقال انرژی و قیمت جهانی آن اثر بگذارند. سوم، شکلگیری نظام «پترودلار» پس از سال ۱۹۷۴ و قیمتگذاری نفت با دلار آمریکا، امنیت خلیج فارس را به قدرت دلار و سلامت کل اقتصاد جهانی پیوند داده است.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، حسین شبکشی، روزنامهنگار و بازرگان سعودی، در یادداشتی در روزنامه «الشرق الاوسط» مینویسد مرکز ثقل منازعات خاورمیانه بهتدریج از کنترل کانال سوئز به تسلط بر نفت خلیج فارس و تنگه هرمز منتقل شده است. این تحول از دهه ۱۹۵۰ آغاز شد و پس از جنگ هشتساله ایران و عراق آشکارتر شد؛ بهگونهای که به باور او، در بیشتر بحرانهای مهم منطقه، نفت علت پنهان یا اصلی درگیری بوده است.
پیش از کشف ذخایر عظیم نفت، اهمیت خاورمیانه عمدتاً به موقعیت جغرافیایی آن و کانال سوئز بازمیگشت؛ مسیری که حدود ۳۰ درصد تجارت جهانی از آن عبور میکرد. زمانی که مصر در سال ۱۹۵۶ کانال را ملی کرد، بریتانیا، فرانسه و اسرائیل برای حفظ نفوذ بر این گذرگاه وارد جنگ شدند. جنگهای ۱۹۶۷ و ۱۹۷۳ میان مصر و اسرائیل نیز بر همان جغرافیا، یعنی صحرای سینا و کانال سوئز، متمرکز بود. در آن دوران، موضوع اصلی کنترل مسیر تجارت جهانی بود.
اما جنگ اکتبر ۱۹۷۳ نقطه عطفی ایجاد کرد. کشورهای عربی نفت را به ابزار فشار سیاسی تبدیل کردند و جهان برای نخستینبار دریافت که تصمیمات تولیدکنندگان خلیج فارس میتواند اقتصاد جهانی را دگرگون کند. در جنگ ایران و عراق از ۱۹۸۰ تا ۱۹۸۸، مناقشه بر سر اروندرود و دسترسی به میادین نفتی از عوامل مهم درگیری بود. در سال ۱۹۹۰ نیز صدام حسین با حمله به کویت در پی تسلط بر حدود یکپنجم ذخایر نفت جهان و پاککردن بدهیهای سنگین عراق بود.
در حمله سال ۲۰۰۳ آمریکا به عراق، دلیل رسمی نابودی سلاحهای کشتارجمعی عنوان شد، اما نویسنده نفت عراق و سرنگونی صدام را اهداف راهبردی مهم این عملیات میداند. از سال ۲۰۱۱ نیز الگوی درگیریها به جنگهای نیابتی در یمن، سوریه و منطقه خلیج فارس تغییر کرده است؛ جنگهایی که بهطور مستقیم یا غیرمستقیم با امنیت خطوط لوله، کنترل تنگه هرمز و تأثیرگذاری بر قیمت جهانی نفت ارتباط دارند.
سه عامل خلیج فارس را به مرکز ثقل جهان تبدیل کرده است. نخست، کشورهای این منطقه ۴۸ درصد ذخایر اثباتشده نفت جهان و بزرگترین ذخایر گاز را در اختیار دارند. دوم، روزانه حدود ۲۱ میلیون بشکه نفت، معادل ۲۰ درصد عرضه جهانی، از تنگه هرمز عبور میکند. بنابراین ایران، عربستان، امارات و عمان، بهعنوان کشورهای ساحلی، میتوانند بر امنیت انتقال انرژی و قیمت جهانی آن اثر بگذارند. سوم، شکلگیری نظام «پترودلار» پس از سال ۱۹۷۴ و قیمتگذاری نفت با دلار آمریکا، امنیت خلیج فارس را به قدرت دلار و سلامت کل اقتصاد جهانی پیوند داده است.
شبکشی نتیجه میگیرد موضوع اصلی دیگر صرفاً کنترل مسیر، مانند کانال سوئز، نیست؛ بلکه کنترل سرچشمه انرژی، یعنی میادین نفتی و تنگه هرمز، اهمیت دارد. سوئز همچنان گذرگاه تجارت است، اما خلیج فارس انبار انرژی جهان محسوب میشود. تا زمانی که نفت نیروی حیاتی اقتصاد جهانی باقی بماند، خلیج فارس محور ثبات جهانی خواهد بود: «نفت همچنان کلید است و خلیج فارس درِ آن.»
مشاهده خبر در جماران