آتلانتیک؛
میلیاردها دلار هزینه، یک روز تا عقبنشینی؛ عربستان هم نمیتواند به ترامپ اعتماد کند
آتلانتیک مینویسد تنها یک روز پس از امضای توافق هستهای آمریکا و عربستان، ترامپ با طرح شروطی تازه درباره ممنوعیت غنیسازی و پیوستن ریاض به توافقهای ابراهیم، مفاد اعلامشده را زیر سؤال برد؛ چرخشی ناگهانی که نشان داد حتی سرمایهگذاریهای چندمیلیارددلاری سعودیها در مجموعههای وابسته به خانواده ترامپ نیز نتوانسته تضمینی برای ثبات تصمیمهای واشنگتن و قابلاعتماد بودن دیپلماسی رئیسجمهور آمریکا فراهم کند.
به گزارش سرویس بینالملل جماران، بر پایه گزارشی از دیوید فرام، توافق هستهای غیرنظامی میان آمریکا و عربستان که در ۲۲ ژوئیه ۲۰۲۶ توسط وزیران انرژی دو کشور امضا شد، پس از نزدیک به ۲۰ سال پیگیری ریاض، قرار بود زمینه فعالیت شرکتهای آمریکایی در ساخت و بهرهبرداری از نیروگاههای هستهای عربستان را فراهم کند و حتی احتمال ایجاد تأسیسات غنیسازی اورانیوم را نیز در بر بگیرد. گزارشها همچنین حاکی بود که برخلاف رویکرد دولتهای پیشین آمریکا از زمان باراک اوباما، این توافق الزام به عادیسازی روابط عربستان با رژیم صهیونی را کنار گذاشته و راه را برای غنیسازی اورانیوم هموار کرده است؛ موضوعی که به گفته برخی ناظران میتواند در آینده مسیر دستیابی عربستان به توانایی ساخت سلاح هستهای را نیز باز کند.
با این حال، تنها یک روز پس از اعلام توافق، دونالد ترامپ در شبکه اجتماعی خود ادعا کرد که توافق شامل غنیسازی اورانیوم نمیشود و اجرای آن کاملاً مشروط به پیوستن عربستان به توافقهای ابراهیم و به رسمیت شناختن رژیم صهیونی است. این اظهارات، بدون هماهنگی با مقامهای سعودی، موجب سردرگمی در ریاض و واشنگتن شد و مشخص نیست که آیا ترامپ قصد تغییر مفاد توافق را دارد یا صرفاً موضعی رسانهای اتخاذ کرده است. همچنین سرنوشت توافق در کنگره نیز نامشخص است؛ هرچند کنگره میتواند آن را متوقف کند، اما برای این کار به اکثریتی نیاز دارد که بتواند وتوی احتمالی رئیسجمهور را نیز خنثی کند.
به نوشته فرام، عربستان طی سالهای اخیر سرمایهگذاری گستردهای روی ترامپ و خانواده او انجام داده است؛ از جمله قراردادهای اعطای امتیاز به سازمان ترامپ با ارزشی بالقوه چند میلیارد دلاری و سرمایهگذاری کلان در صندوق سرمایهگذاری خصوصی متعلق به جرد کوشنر. با وجود این حمایتهای مالی، تغییر ناگهانی موضع ترامپ این پرسش را برای ریاض ایجاد کرده که چرا این سرمایهگذاریها به نتیجه مورد انتظار نرسیده است.
این تحول در شرایطی رخ داده که عربستان از نظر امنیتی نیز با چالشهای جدی روبهرو است. به نوشته نویسنده، شکست سیاستهای ترامپ در قبال ایران، موجب تقویت موقعیت تهران و افزایش نفوذ آن بر تنگه هرمز شده و احساس ناامنی ریاض را تشدید کرده است. در چنین شرایطی، عربستان ممکن است دستیابی به توان هستهای را برای بقای خود در خاورمیانه پساآمریکایی ضروری بداند.
مدافعان توافق هستهای آمریکا و عربستان سالها هشدار داده بودند که در صورت خودداری واشنگتن، ریاض ممکن است به روسیه یا چین برای فناوری هستهای و همکاریهای نظامی روی آورد، اما تجربه نیز چندان امیدوارکننده نبوده است. توافق آشتی ایران و عربستان با میانجیگری چین در سال ۲۰۲۳ نتوانست از حملات موشکی ایران به عربستان در ماههای اخیر جلوگیری کند. همچنین گفته میشود عربستان در دهه ۱۹۹۰ برنامه هستهای پاکستان را تأمین مالی کرده و دو کشور سال گذشته پیمان دفاعی مشترکی امضا کردهاند، اما اتکای امنیتی به پاکستان نیز به دلیل روابط اقتصادی گسترده ریاض با هند، گزینه مطلوبی ارزیابی نمیشود.
فرام در پایان با اشاره به سابقه ترامپ در اعلام تصمیمهایی که بعداً از آنها عقبنشینی کرده است، از جمله دستور خروج شرکتهای آمریکایی از چین در سال ۲۰۱۹ که سه روز بعد لغو شد، تعلیق اجرای قوانین مهاجرتی در مزارع، هتلها و رستورانها در ژوئن ۲۰۲۵ که چند روز بعد لغو شد و همچنین وعدههای متعدد درباره تعرفهها و عملیات نظامی که هرگز اجرا نشد، نتیجه میگیرد که هنوز مشخص نیست شرط جدید ترامپ درباره به رسمیت شناختن اسرائیل نیز به سیاستی عملی تبدیل خواهد شد یا خیر. نویسنده معتقد است همانگونه که متحدان سنتی آمریکا از غیرقابل پیشبینی بودن سیاست خارجی ترامپ دچار سردرگمی شدهاند، حتی کشورهایی مانند عربستان که میلیاردها دلار برای جلب نظر او و خانوادهاش هزینه کردهاند نیز دیگر نمیتوانند به ثبات و قابلاعتماد بودن دیپلماسی او اطمینان داشته باشند.
مشاهده خبر در جماران