خاطرات حسن روحانی از رهبر شهید/ روایت یک جلسه مهم درباره پایان جنگ ایران و عراق/ نامه امام به بحثها پایان داد
حسن روحانی در بخشی از خاطراتش از رهبر شهید، نحوه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و تصمیمگیری درباره پایان جنگ هشتساله ایران و عراق که روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ اعلام شد را روایت کرده است: ۲۳ تیر ۱۳۶۷ وقتی از جبهه با آقای هاشمی برمیگشتیم، ایشان به من گفت که به تهران برسم با سران قوا خدمت امام میرویم و خیلی صریح شرایط جبهه و میدان را برای ایشان توضیح میدهیم. ضمن اینکه یک نامهای قبلاً آقای محسن رضایی راجع به جنگ نوشته بود که خدمت امام داده شده بود، یک نامهای هم دولت یعنی وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه راجع به وضع اقتصادی کشور نوشته بودند که آن هم خدمت امام داده شده بود.
حجتالاسلاموالمسلمین حسن روحانی، رئیسجمهوری اسلامی ایران در دورههای یازدهم و دوازدهم، در گفتوگویی تفصیلی، خاطرات خود را از رهبر شهید انقلاب اسلامی، حضرت آیتاللهالعظمی سیدعلی خامنهای بیان کرده است.
حسن روحانی در بخشی از این خاطرات، نحوه پذیرش قطعنامه ۵۹۸ و تصمیمگیری درباره پایان جنگ هشتساله ایران و عراق که روز ۲۷ تیر ۱۳۶۷ اعلام شد را روایت کرده است: ۲۳ تیر ۱۳۶۷ وقتی از جبهه با آقای هاشمی برمیگشتیم، ایشان به من گفت که به تهران برسم با سران قوا خدمت امام میرویم و خیلی صریح شرایط جبهه و میدان را برای ایشان توضیح میدهیم. ضمن اینکه یک نامهای قبلاً آقای محسن رضایی راجع به جنگ نوشته بود که خدمت امام داده شده بود، یک نامهای هم دولت یعنی وزارت اقتصاد و سازمان برنامه و بودجه راجع به وضع اقتصادی کشور نوشته بودند که آن هم خدمت امام داده شده بود. بیست و سوم تیرماه، شب جمعه، سران قوا خدمت امام میرسند و در آن جلسه تصمیمگیری میشود که قطعنامه ۵۹۸ و آتشبس پذیرفته شود. اول بنا بود که مسئولین به نحوی اعلام کنند بعد امام حمایت کنند. اما امام فردایش یعنی روز جمعه پیغام میدهد برای آقای هاشمی که این کار را من خودم انجام میدهم و شما در جلسهای، مسئولین عالی کشور را دعوت کنید و برایشان شرح بدهید. این جلسه مسئولین کشور در روز یکشنبه بیستو ششم تیرماه ۶۷ در دفتر ریاستجمهوری تشکیل شد. رئیسجمهور، ریاست این جلسه را برعهده داشتند. آنجا اول آقا مقداری صحبت کردند راجع به جنگ، از ارتش آقای حسنی سعدی فرمانده نیروی زمینی ارتش صحبت کرد و از سپاه هم آقای شمخانی صحبت کرد. در آن جلسه اکثر اعضای دولت، فرماندهان عالی نیروهای مسلح، امام جمعهٔ استانها، برخی از اعضای خبرگان و دیگر مسئولین حضور داشتند. در آن جمع آقای محتشمی هم که وزیر کشور بود، صحبت کرد با لحن خیلی تند که وسط آن صحبت تند، حاج احمدآقا وارد جلسه شد. احمدآقا چون پایش درد میکرد روی یک صندلی نشست و چند دقیقهای به حرفهای آقای محتشمی گوش کرد و گفت صبر کنید! صبر کنید! دست کرد در جیبش و نامه امام را درآورد و برای جلسه خواند، آن نامه در واقع پایان بحث بود. امام در آن نامه ۲۵ تیرماه میگویند که فرمانده سپاه نوشته اینقدر تانک و اینقدر هواپیما میخواهیم و… بعد هم گفته در عین حال حاضریم بجنگیم که این دیگر شعاری بیش نیست. البته آن نامه بعدها منتشر شد. آن نامه را احمدآقا خواند و تقریباً آن نامه همه را آرام کرد و هم در بُهت فرو برد تا ظهر شد و بعد از نماز و ناهار، بعدازظهر جلسه با حضور افراد معدودی ادامه یافت. امام جمعهها، اعضای خبرگان و اکثراً نظامیها و خیلی از مسئولین دیگر رفته بودند. آقا بود، با تعدادی از وزرا و چند نفر از نظامیها بحث شد که ما چه کار کنیم برای پایان جنگ. یکی گفت کشوری را واسطه کنیم برای آتشبس. یکی گفت آتشبس را یکجانبه اعلام کنیم، آقای بهزاد نبوی گفت الجزایر را واسطه کنیم. اکثر اعضای جلسه هم میگفتند که قطعنامه ۵۹۸ پذیرفته شود. معلوم بود که بهترین راه همان قطعنامه ۵۹۸ است که عراق هم پذیرفته بود و ما هم آن را رد نکرده بودیم. در نهایت همین تصویب شد و بنا شد که آیتالله خامنهای به عنوان رئیسجمهور و رئیس شورای عالی دفاع این را ابلاغ کنند به نمایندگی ما در نیویورک که به دبیرکل سازمان ملل اعلام شود که ایران قطعنامه ۵۹۸ را پذیرفته است. در روز دوشنبه ۲۷ تیر پذیرش قطعنامه اعلام شد.
مشاهده خبر در جماران