تحلیل «هیل» از پیامدهای بازگشت آمریکا به جنگ تمامعیار با ایران؛ چهار خطر راهبردی پیشروی واشنگتن در صورت تشدید درگیری
«کالین مین»، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در تحلیلی برای تارنمای خبری «دِ هیل» نوشته است که تصمیم احتمالی دونالد ترامپ برای بازگشت به جنگ تمامعیار با ایران، با هدف شکستن بنبست تنگه هرمز و افزایش فشار بر تهران در مذاکرات هستهای، چهار خطر و چالش کلیدی و راهبردی را برای واشنگتن به همراه خواهد داشت.
به گزارش سرویس بین الملل جماران، «کالین مین»، روزنامهنگار و تحلیلگر سیاسی، در تحلیلی برای تارنمای خبری «دِ هیل» نوشته است که تصمیم احتمالی دونالد ترامپ برای بازگشت به جنگ تمامعیار با ایران، با هدف شکستن بنبست تنگه هرمز و افزایش فشار بر تهران در مذاکرات هستهای، چهار خطر و چالش کلیدی و راهبردی را برای واشنگتن به همراه خواهد داشت.
۱. تخلیه ذخایر راهبردی تسلیحاتی آمریکا
نخستین چالش عمده، مصرف بیسابقه مهمات و تسلیحات ارتش آمریکا است. در دور نخست درگیریها و پیش از برقراری آتشبس، ارتش ایالات متحده بیش از ۱۳ هزار پرتابه جنگی شلیک کرد.
بر اساس ارزیابی مرکز مطالعات راهبردی و بینالمللی، آمریکا در این کارزار تقریباً ۵۰ درصد از ذخایر موشکهای پاتریوت، بیش از نیمی از ذخایر سامانههای دفاع منطقهای در ارتفاع بالا، موسوم به «تاد» یا THAAD، و بیش از ۴۵ درصد از موشکهای ضربتی دقیق PrSM خود را مصرف کرده است.
کارشناسان نظامی برآورد میکنند که حتی در صورت تأمین بودجه لازم از سوی کنگره، بازسازی و جایگزینی این زرادخانه بیش از چهار سال زمان خواهد برد. این وضعیت نگرانیها درباره تضعیف آمادگی نظامی واشنگتن برای مقابله با تهدیدهای احتمالی دیگر، بهویژه سناریوی حمله چین به تایوان، را بهشدت افزایش داده است.
۲. خطر بروز رکود عمیق اقتصادی
دومین چالش به پیامدهای گسترده و مخرب جنگ در حوزه اقتصاد و انرژی مربوط میشود. ذخایر راهبردی نفت ایالات متحده در پایینترین سطح تاریخی خود قرار دارد و همین مسئله، توانایی آمریکا برای جذب شوکهای ناشی از اختلال طولانیمدت در عرضه انرژی را کاهش داده است.
ادامه این وضعیت میتواند خطر جهش شدید قیمت انرژی و افزایش تورم را بهطور جدی بالا ببرد. سازمان همکاری و توسعه اقتصادی هشدار داده است که تداوم اختلال در عرضه انرژی ممکن است نرخ رشد اقتصاد جهانی را از ۲.۱ درصد به ۱.۸ درصد کاهش دهد.
بر اساس این ارزیابی، جهان ممکن است بار دیگر با سطحی از رکود اقتصادی مواجه شود که از زمان همهگیری کووید-۱۹ و «رکود بزرگ» تاکنون بیسابقه بوده است.
۳. ایجاد تلاطم در انتخابات میاندورهای آمریکا
سومین چالش، تأثیر مستقیم ادامه جنگ بر افکار عمومی آمریکا و چشمانداز انتخاباتی جمهوریخواهان در انتخابات میاندورهای ماه نوامبر است.
نتایج نظرسنجیها نشان میدهد این جنگ از همان ابتدا در میان افکار عمومی آمریکا محبوبیت چندانی نداشته است. بر اساس این نظرسنجیها، ۶۰ درصد از رأیدهندگان آمریکایی معتقدند ورود به این درگیری «ارزشش را نداشته است» و ۷۹ درصد نیز بر این باورند که ارتش آمریکا برای مدتی طولانی درگیر این بحران باقی خواهد ماند.
کارشناسان حوزه داده و افکارسنجی تأکید میکنند که رأیدهندگان آمریکایی بیش از سیاست خارجی، تحت تأثیر وضعیت اقتصادی، هزینههای روزمره و قیمت بنزین قرار میگیرند. ازاینرو، نوسانات اقتصادی ناشی از ادامه جنگ میتواند مستقیماً بر سبد آرای حزب جمهوریخواه و جریان سیاسی حامی دونالد ترامپ تأثیر منفی بگذارد.
۴. انزوای آمریکا و افزایش فاصله با متحدان عرب
چهارمین خطر، افزایش فشار بر روابط واشنگتن با شرکا و متحدان منطقهای آن است. حملات متقابل موجب شده است سامانههای دفاعی کشورهای متحد آمریکا، از جمله بحرین، قطر، کویت، عمان و اردن، بهطور مداوم در معرض آزمایش و فشار قرار گیرند. در همین حال، دو نفتکش اماراتی نیز هدف حمله قرار گرفتهاند.
بسته شدن تنگه هرمز، بهعنوان شریان حیاتی صادرات انرژی منطقه، میتواند جریان صادرات نفت و گاز را مختل کند و آسیب جدی به برنامههای توسعه اقتصادی کشورهای منطقه، بهویژه در حوزههای گردشگری، خدمات و سرمایهگذاری وارد سازد.
کشورهای حاشیه خلیج فارس خواهان پایان یافتن درگیریها هستند؛ بااینحال، درخواست اخیر دونالد ترامپ برای دریافت کارمزد ۲۰ درصدی از کشورهایی مانند عربستان سعودی، امارات، قطر، بحرین و کویت، در ازای تأمین امنیت محمولهها و کشتیهای تجاری، با واکنش منفی و مقاومت رهبران عرب روبهرو شده است.
این واکنشها از شکلگیری شکافی فزاینده میان ایالات متحده و متحدان منطقهای آن حکایت دارد؛ شکافی که در صورت ادامه جنگ، ممکن است بیش از گذشته روابط واشنگتن با کشورهای عربی را تحت تأثیر قرار دهد.
مشاهده خبر در جماران