کدخبر: ۱۷۱۸۵۳۴ تاریخ انتشار:

چین برنده نبرد وجهه شد؛ آیا جایگاه جهانی آمریکا رو به افول است؟

از آنجایی که تصویری که مردم از کشورها دارند به یکی از مهمترین منابع قدرت در نظام بین‌الملل تبدیل شده است ، به نظر می‌رسد پکن در این زمینه پیشرفت چشمگیری داشته است، آن هم در زمانی که واشنگتن با کاهش بی‌سابقه جذابیت خود، حتی در داخل کشورهایی که دهه‌ها جزو نزدیکترین متحدانش بوده‌اند، مواجه شده است.

به گزارش جماران، رقابت بین ایالات متحده و چین دیگر محدود به اقتصاد، فناوری، مسابقه تسلیحاتی یا نفوذ نظامی نیست، بلکه به عرصه حساس‌تر و تأثیرگذارتری گسترش یافته است: افکار عمومی جهانی.

از آنجایی که تصویری که مردم از کشورها دارند به یکی از مهمترین منابع قدرت در نظام بین‌الملل تبدیل شده است ، به نظر می‌رسد پکن در این زمینه پیشرفت چشمگیری داشته است، آن هم در زمانی که واشنگتن با کاهش بی‌سابقه جذابیت خود، حتی در داخل کشورهایی که دهه‌ها جزو نزدیکترین متحدانش بوده‌اند، مواجه شده است.

گزارش‌های منتشر شده توسط کریستین ساینس مانیتور، واشنگتن پست و هیل نشان می‌دهد که نتایج آخرین نظرسنجی مرکز تحقیقات پیو صرفاً نشان‌دهنده یک تغییر گذرا در احساسات جهانی نیست، بلکه به یک تغییر قابل توجه اشاره دارد، زیرا چین اکنون در اکثر کشورهای مورد بررسی از تصویر مثبت‌تری نسبت به ایالات متحده برخوردار است، تحولی که نشان دهنده معکوس شدن تصویر دو سال پیش است.

افول قدرت نرم آمریکا

این نظرسنجی شامل بیش از ۴۲۰۰۰ نفر در ۳۶ کشور بود و نشان داد که در ۲۷ کشور، شهروندان اکنون چین را مطلوب‌تر از ایالات متحده می‌دانند، در حالی که واشنگتن تنها در شش کشور، عمدتاً در منطقه آسیا و اقیانوسیه ، برتری خود را حفظ کرده است.

این نشان دهنده کاهش آشکار قدرت نرم آمریکا است، در مقابل، بهبود تدریجی توانایی چین در معرفی خود به عنوان یک قدرت باثبات و یک شریک قابل اعتماد.

نتایج این نظرسنجی نشان داد که برای اولین بار در تقریباً دو دهه گذشته، چین در تعداد زیادی از کشورهای مورد بررسی، از نظر تأثیرات مثبت جهانی از ایالات متحده پیشی گرفته است.

در کانادا، یکی از نزدیکترین متحدان ایالات متحده، دیدگاه مثبت نسبت به واشنگتن از ۵۷ درصد در سال ۲۰۲۳ به ۳۳ درصد در آخرین سنجش کاهش یافته است، در حالی که دیدگاه مثبت نسبت به چین از ۱۴ درصد به ۴۴ درصد افزایش یافته است.

 

 

شی مقابل ترامپ

اعتماد جهانی به رهبران آمریکا و چین همچنان پایین است، اما شی جین پینگ، رئیس جمهور چین ، در ۲۲ کشور مورد بررسی، اعتماد بیشتری نسبت به دونالد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا داشته است.

تصویر چین در داخل ایالات متحده در میان اکثر آمریکایی‌ها منفی باقی ماند، به طوری که در نظرسنجی پیو در سال ۲۰۲۴، ۸۱ درصد از آنها دیدگاه نامطلوبی نسبت به چین داشتند، در حالی که تنها ۱۶ درصد دیدگاه مطلوبی داشتند. امروزه، ۷۱ درصد یا بیشتر از آمریکایی‌ها می‌گویند که دیدگاه نامطلوبی نسبت به چین دارند.

درصد کسانی که چین را «دشمن» ایالات متحده می‌دانند، در مقایسه با سال‌های گذشته کاهش یافته است، اگرچه اکثریت آمریکایی‌ها هنوز آن را رقیب اصلی خود می‌دانند.

در سال ۲۰۲۳، حدود ۳۸ درصد از آمریکایی‌ها چین را «دشمن» ایالات متحده می‌دانستند و این درصد در سال ۲۰۲۵ به حدود ۲۵ درصد کاهش یافت. در مقابل، درصد کسانی که چین را «رقیب» خود می‌دانند از حدود ۵۰ درصد به نزدیک به ۶۰ درصد افزایش یافت.

در روزنامه کریستین ساینس مانیتور، نویسنده آن اسکات تایسون استدلال می‌کند که به نظر نمی‌رسد دولت ترامپ برای مقابله با این تغییر آماده باشد، 

زیرا هنوز رابطه با پکن را بیشتر از منظر معاملات اقتصادی می‌بیند تا یک رقابت استراتژیک بلندمدت.

 

 ترامپ بر روابط شخصی تمرکز دارد

تایسون به نقل از کارشناسان آمریکایی گفت که رئیس جمهور ترامپ رابطه شخصی خود با رئیس جمهور چین را بیش از حد ارزیابی می‌کند و معتقد است که آنها می‌توانند از طریق تفاهم مستقیم به مسائل اصلی بپردازند، در حالی که چین رقابت با ایالات متحده را یک فرآیند مداوم می‌داند که با تغییر در دولت‌ها متوقف نمی‌شود.

این گزارش نشان می‌دهد که این رویکرد با کاهش تعداد کارشناسان متخصص در امور چین در نهادهای آمریکایی همراه بوده است، چه به دلیل بازسازی شورای امنیت ملی و چه کوچک‌سازی دستگاه اداری، و این امر در توانایی واشنگتن برای تدوین یک سیاست منسجم در قبال پکن منعکس شده است.

مقامات سابق معتقدند که تصمیمات بیشتر بداهه و کمتر مبتنی بر یک چشم‌انداز استراتژیک روشن شده‌اند.

در مقابل، واشنگتن پست - در گزارشی به قلم جاشوا یانگ روزنامه‌نگار - ادعا می‌کند که چین صرفاً با تکیه بر اشتباهات واشنگتن به این پیشرفت دست نیافته است، بلکه در سال‌های اخیر برای اصلاح گفتمان سیاست خارجی خود تلاش کرده است.

پس از دوره‌ای از آنچه «دیپلماسی گرگ جنگجو» نامیده می‌شد و با خشونت و رویارویی مشخص می‌شد، پکن به سمت معرفی خود به عنوان یک قدرت مسئول که خواستار ثبات، همکاری اقتصادی و احترام به حاکمیت کشورها است، حرکت کرده است؛ گفتمانی که در بسیاری از نقاط جهان گوش شنوا پیدا کرده است.

پاکستان برجسته‌ترین نمونه از جایگاه رو به رشد چین در نگاه سایر کشورها است، به طوری که ۹۰ درصد از شرکت‌کنندگان در مقایسه با تنها ۱۵ درصد از ایالات متحده، دیدگاه مثبتی نسبت به چین ابراز کرده‌اند - تفاوتی که نشان دهنده تأثیر سرمایه‌گذاری‌های عظیم چین در چارچوب کریدور اقتصادی چین-پاکستان است.

 

سیاست‌هایی که افول آمریکا را تسریع کرد

این روزنامه می‌افزاید که مجموعه‌ای از سیاست‌های بحث‌برانگیز ایالات متحده، از جمله تعرفه‌های گسترده ، تنش با متحدان، جنگ علیه ایران، کاهش کمک‌های خارجی و همچنین اظهاراتی که نگرانی‌هایی را در مورد تعامل با کانادا ، گرینلند و تعدادی از کشورهای آمریکای لاتین ایجاد کرده است، در تسریع این تغییر نقش داشته‌اند.

به نوشته این روزنامه، این سیاست‌ها بسیاری از کشورها را بر آن داشته است تا در مورد میزان اتکای خود به ایالات متحده به عنوان یک شریک بلندمدت، تجدیدنظر کنند.

یانگ به نقل از جاشوا کورلانتزیک، محقق مستقر در واشنگتن در شورای روابط خارجی متخصص در امور آسیا و روابط ایالات متحده و چین، گفت که دو سال گذشته «این ایده را که ایالات متحده شریک قابل اعتمادی برای ثبات است، تضعیف کرده است»، در حالی که چین به سرعت از این فرصت برای گسترش حضور سیاسی، رسانه‌ای و دیپلماتیک خود بهره‌برداری کرده است.

این تغییر محدود به اروپا نیست، بلکه به آفریقا، آسیا و آمریکای لاتین نیز گسترش یافته است، جایی که سرمایه‌گذاری‌های چین به یکی از مهم‌ترین ابزارها برای افزایش نفوذ تبدیل شده است. ابتکار «کمربند و جاده» دیگر فقط یک پروژه اقتصادی نیست، بلکه با تأمین مالی بنادر، راه‌آهن، حمل و نقل و شبکه‌های انرژی به ابزاری برای ایجاد تصویر مثبت از چین در کشورهای در حال توسعه تبدیل شده است.

 

تأثیر سرمایه‌گذاری

واشنگتن پست توضیح می‌دهد که پاکستان برجسته‌ترین نمونه این تغییر است، چرا که ۹۰ درصد از شرکت‌کنندگان در مقایسه با تنها ۱۵ درصد از ایالات متحده، دیدگاه مثبتی نسبت به چین ابراز کردند، تفاوتی که نشان دهنده تأثیر سرمایه‌گذاری‌های عظیم چین در چارچوب کریدور اقتصادی چین-پاکستان است.

در آفریقا نیز اوضاع مشابه است. پکن پروژه‌های زیرساختی را در غنا، نیجریه، کنیا و آفریقای جنوبی تأمین مالی کرده است، در حالی که حضور آمریکا به دنبال کاهش برنامه‌های USAID و کاهش نمایندگی دیپلماتیک آمریکا در تعدادی از کشورهای آفریقایی به طرز چشمگیری کاهش یافته است.

در مقابل، چین به گسترش شبکه دیپلماتیک و رسانه‌ای خود ادامه داد و حضور فزاینده‌ای در شکل‌دهی افکار عمومی داشت.

در آمریکای لاتین، نشریه هیل خاطرنشان می‌کند که دیدگاه‌ها نسبت به چین اندکی مثبت‌تر از دیدگاه‌ها نسبت به ایالات متحده شده است، نه به دلیل افزایش قابل توجه محبوبیت پکن، بلکه در نتیجه کاهش مداوم وجهه واشنگتن.

محققان خاطرنشان می‌کنند که بسیاری از مردم آمریکای لاتین اکنون ایالات متحده را مداخله‌گرتر در امور سایر کشورها می‌دانند، در حالی که چین را شریک اقتصادی متمرکز بر سرمایه‌گذاری و تجارت می‌دانند.

 

این شکاف حتی از نظر آزادی‌ها نیز در حال کاهش است

با وجود این پیشرفت چین، این نظرسنجی یک پارادوکس مهم را آشکار می‌کند: اکثر شرکت‌کنندگان در تعداد زیادی از کشورها  هنوز معتقدند که ایالات متحده بیشتر از چین به آزادی‌های فردی احترام می‌گذارد، اما شکاف بین این دو کشور در مقایسه با سال‌های گذشته به وضوح در حال کاهش بوده است.

این بدان معناست که برای بسیاری از مردم، ملاحظات اقتصادی و ثبات سیاسی اکنون به عنوان معیاری برای قضاوت در مورد کشورها، با ارزش‌های دموکراتیک در رقابت هستند.

تعدادی از محققان هشدار می‌دهند که موفقیت چین در بهبود وجهه خود به این معنی نیست که به یک مدل سیاسی ترجیحی تبدیل شده است، بلکه نشان دهنده این اعتقاد فزاینده در میان مردم است که رشد و ثبات اقتصادی ممکن است از گفتمان سنتی در مورد دموکراسی، به ویژه در کشورهایی که با چالش‌های توسعه‌ای و بحران‌های اقتصادی روبرو هستند، مهم‌تر باشد.

در مقابل، ایالات متحده هنوز در کشورهایی مانند ژاپن، کره جنوبی، هند، فیلیپین ، کشورهایی که با آنها اتحادهای امنیتی دارد یا با چین اختلافات مستقیم دارند، برتری آشکاری دارد که تأیید می‌کند ژئوپلیتیک هنوز نقش مهمی در شکل‌دهی افکار عمومی ایفا می‌کند.

نتیجه‌گیری اصلی هر سه روزنامه این است که رقابت بین واشنگتن و پکن دیگر فقط بر سر اندازه اقتصاد یا تعداد ناوهای هواپیمابر نیست، بلکه به نبردی برای اعتماد، تأثیرگذاری و توانایی ترغیب مردم تبدیل شده است.

اگر ایالات متحده همچنان سرمایه معنوی خود را از دست بدهد، در حالی که چین به گسترش حضور اقتصادی و دیپلماتیک خود ادامه می‌دهد، توازن قدرت جهانی می‌تواند در سال‌های آینده دستخوش تغییر عمیق‌تری شود، نه تنها به این دلیل که چین از نظر نظامی قوی‌تر شده است، بلکه به این دلیل که در نبرد برای وجهه خود موفق شده است، نبردی که ممکن است شکل نظم بین‌المللی را در دهه‌های آینده تعیین کند.

 

 


 

مشاهده خبر در جماران