کدخبر: ۱۷۱۸۳۷۴ تاریخ انتشار:

تحلیل گر اتریشی: مراسم تشییع میلیونی در تهران رویدادی تاریخی در مقیاس جهانی بود

دکتر «دیتر راینیش»، تاریخ‌نگار و مدرس اتریشی اظهار کرد: مراسم تشییع رهبر شهید ایران در تهران را رویدادی تاریخی‌ ـ جهانی و فراتر از سوگواری معمول دانست که پیام ایستادگی و دفاع مردم ایران از کشورشان را به جهان مخابره کرد.

به گزارش جماران، به نقل از  ایسنا، آیین وداع و تشییع پیکر رهبر شهید انقلاب اسلامی و همراهان ایشان، در روزهای میانی تیرماه ۱۴۰۵ با حضور بی‌نظیر توده‌های مردم از سراسر کشور در پایتخت برگزار شد. طبق برنامه‌ریزی ستاد بزرگداشت، مصلای امام خمینی (ره) در روزهای شنبه ۱۳ و یکشنبه ۱۴ تیر، میزبان باشکوه سوگوارانی بود که ازدحام چشمگیرشان زمان برنامه را ساعت‌ها تمدید کرد. در ادامه این مراسم تاریخی، روز دوشنبه ۱۵ تیرماه نیز خیابان‌های تهران شاهد حضور پرشور اقشار مختلف جامعه در ابراز وفاداری به قائد امت بود تا یکی از بزرگ‌ترین تجمعات مردمی معاصر رقم بخورد.

این رویداد تاریخی غافلگیرکننده در شرایطی برگزار شد که منطقه در اوج تنش‌های ژئوپلیتیکی و نظامی ناشی از تجاوزات نظامی رژیم صهیونیستی و آمریکا علیه ایران قرار داشت. حضور میلیونی، منسجم و بی‌حادثه مردم در خیابان‌های تهران، فراتر از یک سوگواری سنتی، دکترین بازدارندگی و وفاداری ملت به آرمان‌های کشور را به عمیق‌ترین شکل ممکن در کف میدان به تصویر کشید.

در چنین شرایطی، دکتر «دیتر راینیش»، تاریخ‌نگار، روزنامه‌نگار و مدرس دانشگاه اهل اتریش که به عنوان ناظری بین‌المللی برای پوشش این مراسم به ایران سفر کرده بود،  به واکاوی ابعاد عینی این رویداد، شاهکار لجستیکی پایتخت و واهی بودن روایت‌های رسانه‌های غربی پرداخته است که در ادامه این گفت‌وگو را می‌خوانید.

دیتر راینیش با بیان اینکه آنچه در این سفر مشاهده کرده «بسیار فراتر از یک مراسم سوگواری» بوده است، گفت: این مراسم نه‌تنها یک رویداد تاریخی در مقیاس جهانی، بلکه نمایانگر تحولات ژئوپلیتیکی امروز جهان بود و مردم ایران با حضور خود پیامی روشن از ایستادگی، مقاومت و دفاع از کشورشان به جهان مخابره کردند.

 

حضور میلیونی در تهران فراتر از یک عزاداری سنتی

او در گفت‌وگو با ایسنا اظهار کرد: «من یک هفته در تهران و در جریان مراسم تشییع حضور داشتم. آنچه دیدم، جمعیت عظیم و مردم عادی حاضر در مراسم، بسیار فراتر از یک مراسم عزاداری بود. این یک رویداد تاریخی در مقیاس جهانی بود؛ رویدادی که بخشی از تغییرات ژئوپلیتیکی است که امروز در جهان شاهد آن هستیم. مراسم وداع با آیت‌الله سید علی خامنه‌ای نیز بخشی از همین تحولات بود.

وی ادامه داد: آنچه دیدم، حضور میلیون‌ها نفر بود و باید اعتراف کنم که واقعاً پیدا کردن واژه‌های مناسب برای توصیف آنچه تجربه کردم بسیار دشوار است. احساسات، برداشت‌ها و عواطفی که در این سفر با آن‌ها روبه‌رو شدم، بسیار گسترده بود. اما آنچه دیدم تنها سوگواری مردم برای رهبر شهیدشان نبود؛ بلکه نوعی بسیج مردمی در حمایت از ملت، کشور و دولت خود در برابر امپریالیسم بود. من این وضعیت را «سوگواری سیاسی» توصیف می‌کنم. مردم عزادار بودند، اما از طریق همین عزاداری یک پیام سیاسی به غرب، به دونالد ترامپ و به نخبگان سیاسی اتحادیه اروپا ارسال می‌کردند؛ پیامی مبنی بر اینکه آماده‌اند از کشور خود دفاع کنند و در کنار میهن‌شان بایستند.

این مدرس اتریشی گفت: من تاکنون در هیچ جای دیگری در جهان با چنین صحنه‌ای مواجه نشده‌ام. به کشورهای زیادی در بیشتر قاره‌های جهان سفر کرده‌ام، اما هرگز در تمام عمرم چنین تجربه‌ای نداشته‌ام.

 

 

ابطال افسانه‌های غربی با شاهکار لجستیکی در پایتخت

راینیش ادامه داد: مراسم تشییع در تهران که از روز جمعه با حضور هیأت‌های رسمی آغاز شد، سپس در مصلی ادامه یافت و در نهایت با حضور میلیونی مردم در روز دوشنبه همراه شد، فوق‌العاده منظم و با برنامه‌ریزی دقیق بود. حتی از همان لحظه‌ای که از فرودگاه وارد تهران شدم و در مسیر بزرگراه حرکت می‌کردم، همه‌چیز شگفت‌انگیز بود. تقریباً روی هر تیر چراغ برق پرچم نصب شده بود، در هر چهارراه تصاویر و بنرها دیده می‌شد و فضای شهر کاملاً متفاوت بود. در تمام طول شبانه‌روز، مردم در خیابان‌ها و میدان‌های مختلف حضور داشتند. در محله‌ها غرفه‌ها، ایستگاه‌های پذیرایی و سکوهای مختلف برپا شده بود و هر جا قدم می‌زدید، مردم به‌صورت رایگان آب، آبمیوه، و میوه و دیگر اقلام پذیرایی را در اختیار افراد قرار می‌دادند.

وی گفت: از نزدیک می‌شد دید که این یک بسیج مردمی بود، نه رویدادی که دولت آن را صرفاً سازماندهی کرده باشد؛ برخلاف تصویری که رسانه‌های غربی تلاش می‌کردند ارائه دهند. مردم خودشان در خیابان‌ها حضور داشتند و این حضور کاملاً واقعی بود. البته منظور من این نیست که شهرداری تهران نقشی نداشت؛ چرا که آن‌ها در حوزه لجستیک بسیار قوی عمل کردند. هماهنگی رفت‌وآمد این حجم از جمعیت در روز یکشنبه به سمت مصلی که به‌طور کامل پر شده بود و همچنین ساماندهی میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها در روز دوشنبه، بی‌نظیر بود. همه چیز به‌درستی برنامه‌ریزی شده بود؛ مترو بدون کوچک‌ترین مشکلی کار می‌کرد و این مسئله واقعاً شگفت‌انگیز است؛ زیرا ما در اروپا زمانی که یک مسابقه فوتبال با تنها ۵۰ هزار تماشاگر برگزار می‌شود با بحران حمل‌ونقل مواجه می‌شویم، اما در اینجا میلیون‌ها نفر در خیابان‌ها بودند و مغازه‌ها، مترو و حمل‌ونقل عمومی بدون وقفه و منظم به کار خود ادامه می‌دادند.

 

 

شکست سناریوی فشار واشنگتن در پیوند عمیق ملت با آرمان‌ها

این تحلیل‌گر اتریشی با اشاره به پیام‌های مخابره‌شده از این مراسم تصریح کرد: «پیامی که ایران به جهان فرستاد، پیامی کاملا روشن از ایستادگی و سرسختی بود؛ پیامی مبنی بر اینکه اراده این مردم را نمی‌توان در هم شکست. آن‌هم با وجود دهه‌ها محاصره اقتصادی امپریالیستی، جنگ ژوئن گذشته، تجاوزگری‌های مداوم آمریکا و اسرائیل و حتی در شرایطی که آمریکا ریل‌های راه‌آهن تهران-مشهد را درست هم‌زمان با برگزاری این مراسم بمباران کرد.

بنرها و پوسترهای خیابانی، مقاومت مردم ایران را به فرهنگ عاشورا و کربلا پیوند می‌زدند. این پیام قوی علیه امپریالیسم آمریکا به گوش جهانیان رسید و فکر می‌کنم دقیقاً به همین دلیل است که آمریکا امروز تهاجمی‌تر شده است؛ زیرا آن‌ها فهمیده‌اند که به واسطه این پیوند عمیق مردمی، هرگز قادر به در هم شکستن ایران نخواهند بود.»

 

احساسات جاری در خیابان‌های تهران غیرقابل جعل است

راینیش در ادامه به صمیمیت مردم ایران و خاطره‌ای ماندگار از حضورش در مصلای تهران پرداخت و گفت: تجربه‌ای که در این سفر داشتم، حقیقتاً فراموش‌نشدنی است. یکی از ماندگارترین لحظات سفرم زمانی بود که روز اول به مصلای تهران رفتم و با دوربینم شروع به فیلمبرداری کردم. در اروپا، مردم اغلب به رسانه‌ها بدبین هستند؛ به دلیل فشارهای رسانه‌ای، تبلیغات جهت‌دار و فضای دوقطبی، مایل نیستند جلوی دوربین صحبت کنند چرا که نگرانند حرفی بزنند که با خط رسمی رسانه‌ها هم‌خوانی نداشته باشد. اما در تهران، قضیه کاملاً برعکس بود. مردم خودشان پیش من می‌آمدند و می‌پرسیدند «چرا اینجایی؟». همه‌چیز صمیمانه، باز و عاری از هرگونه پیش‌داوری بود. می‌گفتند «خوشحالیم که اینجا هستی و تشکر می‌کنیم که گزارش می‌دهی و واقعیت درون کشور را به جهان نشان می‌دهی.» یک پیرمرد حتی پس از اینکه متوجه شد من چه کسی هستم، پیشانی مرا بوسید و صمیمانه بابت انتقال صدای مردم ایران و شرایط این کشور به دنیا تشکر کرد.

 

 

 

وی به خاطره‌ای در بازگشت از تهران به شهر مادری‌اش اشاره کرد و گفت: در مسیر برگشت، وقتی از تهران به استانبول و سپس به وین پرواز می‌کردم، در هواپیما با مردی اهل اصفهان هم‌کلام شدم که ساکن واشنگتن بود و هنوز هم چند ماه از سال را در آمریکا سپری می‌کرد. وقتی درباره مشاهداتم با او صحبت کردم، جمله‌ای به من گفت که کل سفر مرا خلاصه کرد؛ او گفت: «ببین، احساساتی که در خیابان‌ها جریان دارد، هرگز نمی‌تواند دروغ باشد.»

این مدرس و تاریخ نگار اتریشی تصریح کرد: احساسات واقعی که من در این خیابان‌ها دیدم قابل جعل نیست و این واقعیتی است که مردم در غرب باید آن را درک کنند، اما به دلیل حجم سنگین تبلیغات رسانه‌ای از درک آن محروم هستند.

 

فرهنگ پویای گفت‌وگوی سیاسی و گشاده‌رویی بی‌حد و مرز ایرانیان

او در پایان درباره تصویری که از ایران پس از این سفر با خود به اتریش برده است اظهار کرد: اگر بخواهم ایران را برای یک خارجی، به‌ویژه یک غربی توصیف کنم، خواهم گفت ایران دقیقاً نقطه مقابل آن چیزی است که در رسانه‌های غربی می‌شنوید و می‌بینید. تصویری که سیاستمداران و مفسران غربی ارائه می‌دهند با واقعیت روی زمین هیچ ارتباطی ندارد. من با مردمی بسیار صمیمی، باز، پذیرا و با یک پایتخت سرزنده و پرجنب‌وجوش روبرو شدم که هیچ پیش‌داوری در مواجهه با خارجی‌ها ندارند.

راینیش گفت: برخلاف کلیشه‌های رایج مبنی بر اینکه مردم در ایران از ابراز عقیده واهمه دارند، من شاهد یک فرهنگ پویا و زنده و تعاملی سیاسی بودم. مردم در خیابان‌ها ترسی از صحبت کردن درباره سیاست با من نداشتند و دیدگاه‌های بسیار متنوعی را به اشتراک می‌گذاشتند. اگرچه نظرات و تحلیل‌های متفاوتی درباره روند مذاکرات و یادداشت تفاهم میان ایران و آمریکا وجود داشت، اما قدر مشترک، تقریباً تمام کسانی که با آن‌ها صحبت کردم، مخالفت صریح با امپریالیسم، صهیونیسم و اراده جدی برای دفاع از کشورشان داشتند؛ تفکراتی که نشان‌دهنده پویایی جامعه ایران است.

وی افزود: واقعیت این است که من احتمالاً شبیه به یک شهروند عادی یا متوسط اروپایی به ایران نیامدم؛ چرا که دوستان ایرانی بسیار زیادی دارم. سال‌هاست در فعالیت‌های فرهنگی و دیپلماتیک سفارت ایران در اتریش و آلمان شرکت می‌کنم و تحولات سیاسی، فرهنگی، اجتماعی و تاریخی ایران و به‌طور کلی غرب و مرکز آسیا را  به دقت زیر نظر دارم. حتی اولین باری که به منطقه غرب آسیا یعنی فلسطین سفر کردم، به ۲۰ یا ۳۰ سال پیش در دهه ۹۰ میلادی برمی‌گردد که به عنوان یک کودک به همراه خانواده‌ام به این منطقه آمدم. بنابراین با درک بهتر و پیش‌داوری‌های بسیار کمتری نسبت به یک اروپایی متوسط وارد ایران شدم.

این تاریخ‌نگار اتریشی خاطرنشان کرد: آنچه در این سفر مرا به شدت شگفت‌زده کرد، سطح فوق‌العاده سازماندهی تهران، صمیمیت، گشاده‌رویی و پذیرایی بی‌حد و مرز مردم بود. فکر می‌کنم این فضا خود یک دعوت‌نامه بزرگ برای همه مردم دنیاست تا به ایران بیایند، این کشور را از نزدیک ببینند و متوجه شوند کشوری که من شخصاً و بدون واسطه تجربه کردم، هیچ ارتباطی با آن تصویر هولناکی که در رسانه‌های غربی ارائه می‌شود، ندارد. سفر من در جریان این مراسم‌ها، این حقیقت را بیش از پیش ثابت کرد و امیدوارم مردم بیشتری به ایران سفر کنند تا خودشان به تماشای واقعیت بنشینند و صرفاً دنباله‌رو پروپاگاندای ساخته‌شده توسط دشمنان ایران نباشند.

 

مشاهده خبر در جماران