کدخبر: ۱۷۱۷۷۵۱ تاریخ انتشار:

آیا قیمت بنزین، ترامپ را مجبور به کاهش تنش‌ها با ایران خواهد کرد؟

قیمت بنزین حساس‌ترین شاخص در این زمینه است، زیرا نشان‌دهنده هزینه‌ای است که مصرف‌کننده آمریکایی روزانه تجربه می‌کند، برخلاف قیمت نفت که همچنان شاخصی است که بیشتر توسط سرمایه‌گذاران و متخصصان دنبال می‌شود تا عموم مردم.

به گزارش جماران، الجزیره در گزارشی نوشت: افزایش قیمت بنزین در ایالات متحده ، پس از تشدید تنش‌ها بین آمریکا و ایران، بحث در مورد محدودیت‌های توانایی اقتصاد آمریکا در مقاومت در برابر تشدید نظامی را دوباره داغ کرده است. با هر افزایش قیمت نفت یا اختلال در کشتیرانی، این سوال دوباره مطرح می‌شود که آیا فشارهای اقتصادی به عامل مهمی در محاسبات دولت رئیس جمهور دونالد ترامپ تبدیل خواهند شد یا خیر .

داده‌های انجمن اتومبیل آمریکا (AAA) نشان داد که میانگین قیمت یک گالن بنزین معمولی از ۳.۷۹ دلار به ۳.۸۸ دلار و میانگین قیمت یک گالن گازوئیل در مقایسه با ۴.۷۷ دلار به ۴.۸۱ دلار افزایش یافته است، در حالی که کالیفرنیا با حدود ۵.۳۸ دلار در هر گالن، همچنان ایالتی با بالاترین میانگین قیمت‌ها است.

این افزایش در ظاهر زیاد به نظر نمی‌رسد، اما اندکی پس از کاهش قیمت پس از توافق آتش‌بس موقت رخ می‌دهد که نشان دهنده انتقال سریع تنش‌های ژئوپلیتیکی به بازار انرژی ایالات متحده است و همین امر، قیمت سوخت را به یکی از حساس‌ترین شاخص‌ها برای دولت ایالات متحده، به ویژه با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، تبدیل می‌کند.

 طبق گزارش فایننشال تایمز، این فشار محدود به افزایش قیمت انرژی نیست، زیرا تحولات هفته‌های اخیر نشان می‌دهد که کاخ سفید مداخله برای تحت فشار قرار دادن شرکت‌ها جهت کاهش قیمت‌ها را آغاز کرده است. ترامپ از پمپ بنزین‌ها خواست تا قیمت حدود ۲.۵۰ دلار در هر گالن را هدف قرار دهند و آنها را تهدید کرد که در صورت عدم کاهش قیمت‌ها با «مشکلات بزرگی» مواجه خواهند شد. او همچنین اعلام کرد که والمارت به درخواست دولتش، قیمت هزاران قلم کالا را کاهش داده است، در زمانی که تورم ایالات متحده در ماه مه به ۴.۲ درصد افزایش یافت که بالاترین سطح آن در سه سال گذشته است.

 

چرا ترامپ حمله را در ابتدای آخر هفته آغاز نکرد؟

محمد ممدوح النویله، تحلیلگر اقتصادی، معتقد است که الگویی که دولت در ماه‌های گذشته دنبال کرده، استفاده از تهدید نظامی به عنوان ابزاری برای اعمال فشار در مذاکرات را نشان می‌دهد، در حالی که فاصله زمانی وجود دارد که به میانجی‌های منطقه‌ای اجازه می‌دهد تا برای مهار تشدید تنش تلاش کنند.

النویله در مصاحبه خود با الجزیره نت خاطرنشان می‌کند که انجام حملات در طول آخر هفته به بازارها زمان می‌دهد تا تحولات را قبل از شروع جلسات معاملات جهانی هضم کنند، که ممکن است واکنش‌های فوری را در مقایسه با انجام آنها در ساعات بازار محدود کند.

مصطفی یوسف، اقتصاددان، تأخیر در انجام حملات را به برداشت دولت از رفتار بازار مرتبط می‌داند و توضیح می‌دهد که سرمایه‌گذاران به این نتیجه رسیده‌اند که حملات محدود، رویدادهای کوتاه‌مدتی هستند که لزوماً به یک جنگ تمام‌عیار منجر نمی‌شوند و این امر تأثیر مستقیم آنها بر بازارها را در مقایسه با مراحل اولیه بحران کاهش می‌دهد.

یوسف در مصاحبه خود با الجزیره نت اضافه می‌کند که دولت آگاه بود که هرگونه تشدید گسترده تنش می‌تواند به سرعت بر قیمت نفت و بنزین تأثیر بگذارد، و این امر زمان‌بندی عملیات نظامی را بخشی از مدیریت هزینه‌های اقتصادی درگیری می‌کند و نه فقط مدیریت نبرد نظامی.

 

فشار سیاسی واقعی از چه سطحی آغاز می‌شود؟

قیمت بنزین حساس‌ترین شاخص در این زمینه است، زیرا نشان‌دهنده هزینه‌ای است که مصرف‌کننده آمریکایی روزانه تجربه می‌کند، برخلاف قیمت نفت که همچنان شاخصی است که بیشتر توسط سرمایه‌گذاران و متخصصان دنبال می‌شود تا عموم مردم.

به گزارش فایننشال تایمز، نزدیک شدن میانگین قیمت بنزین در آمریکا به ۴ دلار در هر گالن، آغاز چیزی است که سرمایه‌گذاران آن را «نقطه درد» توصیف می‌کنند، جایی که افزایش قیمت سوخت از یک نوسان در بازارهای انرژی به یک مسئله روزمره و انتخاباتی تبدیل می‌شود که مصرف‌کنندگان در پمپ بنزین‌ها آن را تجربه می‌کنند.

این روزنامه به نقل از خورخه مونتپیکه، تحلیلگر نفتی اونیکس کپیتال، نوشت: با توجه به حساسیت رأی‌دهندگان آمریکایی به قیمت سوخت و ارتباط مستقیم آن با هزینه‌های حمل و نقل، غذا و سفر، بنزین با قیمت بیش از ۴ دلار در هر گالن می‌تواند به یک «قاتل سیاسی» تبدیل شود.

این بدان معنا نیست که رسیدن قیمت بنزین به ۴ دلار به طور خودکار تشدید تنش‌ها را متوقف می‌کند، اما نشان‌دهنده آغاز افزایش هزینه‌های جنگ در داخل کشور است، به خصوص اگر قیمت بالاتر از این سطح تثبیت شود، نه اینکه برای مدت کوتاهی از آن فراتر رود.

این تخمین بر اساس تاریخچه اخیر بازار سوخت ایالات متحده است، زیرا عبور از این سطح در بحران‌های قبلی با افزایش فشار بر دولت‌های ایالات متحده برای اقدام جهت کاهش قیمت‌ها، چه با برداشت از ذخایر نفتی، اعمال فشار بر شرکت‌های انرژی یا تسریع تلاش‌های دیپلماتیک، مرتبط بوده است.

در مقابل، مصطفی یوسف معتقد است که مهمترین عامل نه تنها قیمت بنزین، بلکه ثبات قیمت نفت بالای ۱۰۰ دلار در هر بشکه است، زیرا اگر نفت خام برای مدت طولانی در این سطح باقی بماند، بازگشت بنزین به زیر ۴ دلار دشوار خواهد بود و این امر فشارهای تورمی بر اقتصاد آمریکا را افزایش خواهد داد.

او اشاره می‌کند که قیمت نفت در روزهای اخیر از حدود ۶۹ دلار به نزدیک ۷۹ دلار در هر بشکه افزایش یافته است، افزایشی که هنوز نشان دهنده فشار محدودی است، اما اگر نفت از مرز ۱۰۰ دلار عبور کند و بالاتر از آن قرار گیرد، می‌تواند به فشار سیاسی بیشتری تبدیل شود.

مصطفی خاطرنشان می‌کند که موضوع فقط بنزین و نفت نیست، بازارها همچنین بازده اوراق قرضه خزانه‌داری ایالات متحده ، عملکرد سهام و انتظارات تورمی را زیر نظر دارند، به خصوص که همگرایی این شاخص‌ها در یک جهت، هزینه ادامه جنگ علیه اقتصاد ایالات متحده را افزایش می‌دهد.

 

آیا کاخ سفید از واکنش وال استریت می‌ترسد؟

مصطفی یوسف، کارشناس اقتصادی، معتقد است که ترامپ به واکنش وال استریت و رأی‌دهندگان آمریکایی، به‌ویژه با نزدیک شدن به انتخابات میان‌دوره‌ای، حساس‌تر است و خاطرنشان می‌کند که واکنش ایران - اگر محدود باقی بماند - ممکن است تأثیر سیاسی کمتری نسبت به افزایش مداوم قیمت بنزین یا کاهش بازارها داشته باشد.

او می‌گوید ایران ، حتی اگر تلافی کند، سعی خواهد کرد از انجام حملاتی که باعث تلفات قابل توجه آمریکایی‌ها می‌شود، خودداری کند، در حالی که تأثیر افزایش قیمت‌ها و کاهش سهام همچنان روزانه توسط میلیون‌ها آمریکایی احساس می‌شود.

در مقابل، محمد ممدوح النویله، تحلیلگر اقتصادی، خاطرنشان می‌کند که دولت، بازارها را در تقابل با ملاحظات نظامی قرار نمی‌دهد، بلکه تلاش می‌کند هر دو مسیر را با هم مدیریت کند.

اعتقاد بر این است که واشنگتن علیرغم سقوط بازارهای سهام، به حملات نظامی ادامه داد، اما در عین حال اقداماتی را برای محدود کردن انتقال اثرات بحران به اقتصاد انجام داد، چه با نظارت بر بازارهای انرژی و چه با دنبال کردن تحولات در حمل و نقل دریایی و بیمه.

تحقیقات فدرال رزرو نشان می‌دهد که رابطه‌ی روشنی بین ثروت بازار سهام و هزینه‌های مصرف‌کننده وجود دارد. مدل‌های اقتصادی سنتی تخمین می‌زنند که افزایش یک دلاری در ثروت بازار، هزینه‌های سالانه را حدود ۳ تا ۷ سنت افزایش می‌دهد. وقتی قیمت‌ها کاهش می‌یابند، این اثر معکوس می‌شود؛ صاحبان دارایی احساس می‌کنند ثروتمندتر نیستند و هزینه‌ها را کاهش می‌دهند یا خریدهای عمده را به تعویق می‌اندازند.

 

اگر بازارها سقوط کنند چه اتفاقی می‌افتد؟

ترامپ از زمان بازگشت به کاخ سفید، عملکرد بی‌سابقه شاخص‌های سهام را به یکی از برجسته‌ترین شواهد مورد استفاده خود در دفاع از سیاست‌های اقتصادی‌اش تبدیل کرده و بارها افزایش بازار را به قدرت اقتصاد آمریکا و بهبود حساب‌های پس‌انداز و بازنشستگی مرتبط دانسته است ، که باعث می‌شود هرگونه سقوط گسترده در سهام، یکی از مهم‌ترین پیام‌هایی را که دولت در خطاب به رأی‌دهندگان به آن متکی است، تضعیف کند.

النویله خاطرنشان می‌کند که این سناریو می‌تواند اقتصاد ایالات متحده را به حالت رکود تورمی سوق دهد ، به طوری که رشد کند می‌شود در حالی که قیمت‌ها بالا می‌مانند و این یکی از پیچیده‌ترین سناریوها برای سیاست‌گذاران پولی است.

او خاطرنشان کرد که رکود بازار نه تنها بر سرمایه‌گذاران تأثیر می‌گذارد، بلکه بر تصمیمات شرکت‌ها نیز تأثیر می‌گذارد. فروش‌های بزرگ معمولاً منجر به تعویق سرمایه‌گذاری، توقف استخدام و کاهش هزینه‌های سرمایه‌ای می‌شود که به تدریج بر رشد اقتصادی و بازار کار تأثیر می‌گذارد.

از سوی دیگر، النویله معتقد است که این سناریو، فدرال رزرو را با معضل دشوارتری روبرو می‌کند. اگر افت بازار سهام ناشی از افزایش قیمت نفت و تورم باشد، آنگاه کاهش نرخ بهره برای حمایت از اقتصاد می‌تواند فشارهای تورمی را تشدید کند، در حالی که حفظ نرخ بهره بالا، فشار بر بازارها و مشاغل را افزایش می‌دهد.

 مصطفی یوسف به نوبه خود توضیح می‌دهد که ادامه این وضعیت برای چند ماه ممکن است دولت آمریکا را مجبور به ارزیابی مجدد سیاست‌های خود کند، به خصوص اگر با افزایش قیمت بنزین و کاهش اعتماد مصرف‌کننده همزمان شود، زیرا رأی‌دهنده آمریکایی بیشتر از تحولات نظامی دوردست، مستقیماً تحت تأثیر افزایش هزینه‌های زندگی قرار می‌گیرد. 

او اضافه می‌کند که هرگونه کاهش شدید در وال استریت می‌تواند بر شانس جمهوری‌خواهان در انتخابات میان‌دوره‌ای تأثیر بگذارد، که این امر باعث می‌شود دولت بیشتر به 

دنبال راه‌هایی برای مهار تشدید تنش باشد، چه با بازگشت به مسیر دیپلماتیک و چه با اتخاذ اقدامات اقتصادی برای کاهش فشار بر بازارها.

از سوی دیگر، چالش پیش روی دولت محدود به عملکرد بازارهای مالی نیست؛ نظرسنجی‌ها نشان می‌دهد که هزینه‌های زندگی در حال تأثیرگذاری بر رأی‌دهندگان است. یک نظرسنجی فایننشال تایمز نشان داد که ۶۷ درصد از رأی‌دهندگان از نحوه مدیریت هزینه‌های زندگی توسط ترامپ ناراضی هستند، در حالی که ۵۸ درصد معتقدند که جنگ با ایران ارزش هزینه‌های اقتصادی آن را نداشته است.

 

هزینه‌های حمل و نقل دریایی و بیمه چگونه تحت تأثیر قرار خواهد گرفت؟

حمل و نقل دریایی سریع‌ترین حلقه انتقال اثرات هرگونه تشدید نظامی در خلیج فارس به اقتصاد جهانی است، زیرا پیامدهای این تنش محدود به قیمت نفت نیست، بلکه به هزینه حمل و نقل و تأمین آن و سپس به قیمت کالاها و زنجیره‌های تأمین گسترش می‌یابد.

تحولات اخیر نشان می‌دهد که بازارهای دریایی با سرعت بیشتری نسبت به بازارهای نفت به تشدید تنش‌ها واکنش نشان داده‌اند. به گزارش بلومبرگ، به نقل از کارگزاران و کارشناسان بازار بیمه دریایی در لندن، پس از حملات به سه کشتی تجاری در این هفته، حق بیمه خطر جنگ برای عبور از تنگه هرمز افزایش یافته است، در حالی که درخواست‌ها برای پوشش بیمه کاهش یافته است که نشان دهنده بی‌میلی فزاینده صاحبان کشتی برای استفاده از این آبراه است.

طبق گزارش این آژانس، حق بیمه در حال حاضر بین ۲ تا ۶ درصد از ارزش کشتی است، در حالی که این رقم قبل از آغاز درگیری در فوریه گذشته، کسری از ۱ درصد بود. 

در اوج درگیری‌ها، حق بیمه به نزدیک به ۱۰ درصد از ارزش کشتی رسید، اما پس از اعلام آتش‌بس موقت بین واشنگتن و تهران به کمتر از ۲ درصد کاهش یافت و با از سرگیری تنش‌ها، دوباره افزایش یافت.

بر اساس تخمین‌های مارکوس بکر، رئیس جهانی بیمه دریایی در مارش، این بدان معناست که بیمه کردن یک نفتکش ۱۰۰ میلیون دلاری می‌تواند در بالاترین حد نرخ‌های فعلی، 

تنها ۶ میلیون دلار برای هر سفر هزینه داشته باشد، اگرچه برخی از شرکت‌ها تخفیف‌هایی دریافت می‌کنند که هزینه واقعی را کاهش می‌دهد.

این تصویر همچنین اظهارات نیل رابرتز، رئیس بیمه دریایی و هوایی در انجمن بازار لویدز، را تأیید می‌کند که به شینهوا گفته بود هزینه‌های بیمه «مطابق با ریسک تغییر می‌کنند» و توضیح داده بود که این هزینه‌ها پس از امضای یادداشت تفاهم بین ایالات متحده و ایران در ماه ژوئن کاهش یافته بود، اما پس از هدف قرار گرفتن کشتی‌های تجاری در این هفته دوباره افزایش یافت.

به گزارش فایننشال تایمز، تأثیر تشدید تنش‌ها تنها به تنگه هرمز محدود نمی‌شود، زیرا فشارها به دریای سرخ نیز کشیده شده است ، جایی که حق بیمه خطر جنگ به حدود ۱٪ از ارزش یک کشتی افزایش یافته است، در حالی که پیش از از سرگیری حملات به کشتی‌های تجاری، این رقم حدود ۰.۴٪ بود.

این نشان می‌دهد که شرکت‌های کشتیرانی نه تنها با افزایش هزینه‌های بیمه مواجه هستند، بلکه با یک معضل عملیاتی برای انتخاب بین عبور از مناطق پرخطر یا توسل به مسیرهای دریایی طولانی‌تر و گران‌تر نیز مواجه هستند.

مصطفی یوسف، کارشناس اقتصادی، معتقد است که ادامه این شرایط، تعداد فزاینده‌ای از کشتی‌ها را به تغییر مسیر خود، به ویژه از طریق دماغه امید نیک، سوق خواهد داد که به معنای افزایش زمان سفر، مصرف سوخت و هزینه‌های عملیاتی و در نتیجه افزایش هزینه حمل و نقل کالا حتی در صورت تثبیت قیمت نفت است.

او اضافه می‌کند که این افزایش به شرکت‌های حمل و نقل محدود نمی‌شود، بلکه به تدریج به تمام بخش‌های اقتصاد، از واردکنندگان، سپس کارخانه‌ها، سپس عمده‌فروشان و خرده‌فروشان و در نهایت به مصرف‌کننده نهایی گسترش می‌یابد که این امر فشارهای تورمی را در زمانی که اقتصاد جهانی از کندی رشد رنج می‌برد، افزایش می‌دهد.

از سوی دیگر، محمد ممدوح النویله، تحلیلگر اقتصادی، خاطرنشان می‌کند که خطر نه تنها در خود افزایش قیمت‌ها، بلکه در تداوم آنها پس از پایان بحران نیز نهفته است. او معتقد است که شرکت‌های بیمه بلافاصله پس از اعلام آتش‌بس یا توافق سیاسی، ریسک‌ها را دوباره قیمت‌گذاری نمی‌کنند، بلکه برای اطمینان از ثبات، مدت زمان بیشتری را صبر می‌کنند. این بدان معناست که هزینه‌های حمل و نقل و بیمه حتی پس از توقف خصومت‌ها نیز ممکن است بالا باقی بمانند.

او اضافه می‌کند که این پدیده باعث می‌شود تأثیر بحران‌های ژئوپلیتیکی طولانی‌تر از خود رویدادهای نظامی باشد، زیرا بازگرداندن اعتماد به مسیرهای دریایی بیشتر از بازگرداندن آرامش سیاسی طول می‌کشد.

این پیامدها محدود به بخش حمل و نقل نیستند، بلکه به بازارهای انرژی و کالا و زنجیره‌های تأمین جهانی نیز گسترش می‌یابند. هرگونه افزایش در هزینه‌های حمل و نقل یا بیمه، در هزینه حمل و نقل نفت، گاز، مواد اولیه و کالاهای صنعتی منعکس می‌شود که باعث افزایش قیمت تولید و مصرف و افزایش فشار بر نرخ تورم در سطح جهانی می‌شود.

 

مشاهده خبر در جماران