روزنامه لبنانی: میراث شهید خامنهای به شکل مکتب سیاسی زنده باقی خواهد ماند
تهران امروز شاهد مراسم تشییع عظیمی برای رهبر شهید آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران بود. این رویداد فراتر از ماهیت صرفا عزاداری و سوگواری، میراث سیاسی و استراتژیکی را برجسته میکند که ساختار دولت ایران و توازن قدرت منطقهای را برای بیش از سه دهه شکل داده است.
به گزارش جماران، به نقل از ایسنا، روزنامه الاخبار لبنان نوشت: «امروز، تهران شاهد مراسم تشییع پیکر مردمی عظیمی برای رهبر شهید آیتالله سید علی خامنهای، رهبر معظم انقلاب اسلامی ایران بود که در طول بیش از ۳۶ سال رهبری خود، تأثیر عمیقی بر تاریخ ایران و منطقه گذاشت. زندگینامه سیاسی این رهبر شهید نشان میدهد که او از معدود افرادی در تاریخ معاصر است که در اوج قدرت خود در یک حمله خارجی ترور شده است. این امر بُعدی نمادین به شخصیت او میبخشد که به نمادی از مقاومت و امتناع از تسلیم شدن در برابر دشمنان، حتی به قیمت جانش تبدیل شده است.
میراث شهید خامنهای از لحظه تشییع پیکرش فراتر میرود؛ این میراثی سیاسی، استراتژیک و نهادی است که ایران و منطقه را تغییر شکل داده است. در اینجا، بازگشت به نقطه عطف سال ۱۹۸۹ ضروری است، زمانی که ایشان یک دهه پس از انقلاب، در شرایطی بسیار پیچیده رهبری را به دست گرفت. ایران تازه از جنگ فرسایشی هشت ساله با عراق بیرون آمده بود و با چالشهای دشواری در بازسازی زیرساختهای نظامی و اقتصادی خود روبرو بود. در بحبوحه این چالشها، شهید خامنهای گذار از روحیه انقلابی به روحیه دولتسازی و تحکیم پایههای حکومت را رهبری کرد و یک چارچوب نهادی قوی ایجاد کرد که چهره ایران مدرن را شکل داد.
بنابراین، رهبری ایشان صرفا ادامه رویکرد امام خمینی(ره) نبود بلکه یک پروژه مهندسی سیاسی جامع با هدف تبدیل ایدئولوژی انقلاب به یک نظام دولتی پایدار بود. او با موفقیت مفهوم «ولایت فقیه» را از قلمرو نظری و معنوی خود به یک چارچوب نهادی، حقوقی و اداری کاملا یکپارچه منتقل کرد. این امر امکان ایجاد یک دولت-ملت با ساختارهای قوی و زیرساخت سیاسی مقاوم در برابر فروپاشی را فراهم کرد. این تغییر اساسی به سمت نهادینهسازی، شکست تمام پیشبینیهای غرب در مورد فروپاشی نظام ایران را توضیح میدهد. امروزه، با وجود ترور رهبران ارشد و فرماندهان نظامی در طول جنگ اخیر، ساختار حکومت دچار فروپاشی نشده است. دلیل این امر آن است که به لطف چشمانداز شهید خامنهای، جمهوری اسلامی نظامی است که حتی در غیاب رهبر خود قادر به فعالیت و ادامه حیات سیاسی است.
از نظر استراتژیک، دومین رکن پروژه شهید خامنهای، تکیه بر «استقلال نظامی» بود. رهبر شهید با اعتقاد به اینکه ضعف نظامی و وابستگی به قدرتهای خارجی، نقاط ضعفی هستند که اجازه حمله به نظامها را میدهند، سرمایهگذاریهای عظیم را به سمت تولید دفاعی داخلی به ویژه در حوزههای موشک و پهپاد منتقل کرد؛ قابلیتهایی که اثربخشی خود را در جنگهای اخیر ثابت کردند. در این چارچوب، سپاه پاسداران انقلاب اسلامی تحت رهبری ایشان به یک سازمان استراتژیک جامع با ابعاد نظامی، اطلاعاتی و اقتصادی تبدیل شد. این سازمان حتی به قدرتمندترین بازوی اجرایی برای سیاستهای اصلی در امور داخلی و منطقهای تبدیل شد.
مرزهای جغرافیای ایران هرگز حد نهایی چشمانداز شهید خامنهای نبودند، بلکه مهمترین جنبه میراث ایشان در تغییر شکل معادلات منطقهای از طریق تدوین آنچه اکنون به عنوان «محور مقاومت» شناخته میشود، نهفته است. قبل از دوران ایشان جنبشهای مقاومت در لبنان، فلسطین و جاهای دیگر بدون هماهنگی استراتژیک فعالیت میکردند. با این حال، تحت هدایت فکری و حمایت همهجانبه ایشان این جنبشها به یک شبکه یکپارچه ژئوپلیتیکی، نظامی و ایدئولوژیک تبدیل شدند که از مدیترانه تا دریای سرخ و از عراق تا یمن امتداد دارد. این شبکه در تقویت قابلیتهای بازدارندگی خود و تغییر قوانین امنیت منطقهای موفق شد و دشمنان منطقهای و بینالمللی را مجبور به ارزیابی مجدد هزینههای ماجراجوییهای خود کرد. علاوه بر این، فلسفه شهید خامنهای مبتنی بر دکترین «استقلال استراتژیک» بود که در آن او هرگونه اتکا به قدرتهای خارجی برای امنیت و توسعه را نه یک راه حل بلکه یک «تله استراتژیک» میدانست که در نهایت منجر به از دست رفتن حاکمیت و عزت ملی میشود.
در قلب این چشمانداز، دفاع از آرمان فلسطین همچنان یک «خط قرمز» و اولویت اصلی بود. شهید خامنهای بارها تأکید کرد که هرگونه توافق با رژیم صهیونیستی به بحرانها پایان نمیدهد بلکه بیثباتی را عمیقتر میکند و راه را برای نفوذ قدرتهای خارجی به قلب جهان اسلام باز میکند. با وجود هزینههای سنگین تحمیل شده توسط جنگ غزه و درگیریهای لبنان در سالهای ۲۰۱۴ و ۲۰۱۵، مواضع رهبر شهید همچنان پابرجا ماند. ایشان در سالهای پایانی عمر خود، نیروهای مقاومت را نمادهای مقاومت توصیف کرد و تأکید کرد که توانایی آنها در مقاومت در برابر حملات مستقیم و امتناع از تسلیم، کلید واقعی پیروزی نهایی است.
علاوه بر موارد فوق، چشمانداز شهید خامنهای بر ضرورت یک پروژه تمدنی جامع متمرکز بود که او آن را «تمدن نوین اسلامی» مینامید. ایشان از طریق سخنرانیها و بیانیههای خود، به دنبال تدوین یک مدل جهانی بود که در آن جهان اسلام هویت فرهنگی خود را بازیابد، منابع انسانی و اقتصادی خود را برای رهایی از هژمونی غرب سرمایهگذاری کند و یک مدل مستقل از توسعه و حکومت ارائه دهد. همچنان که این آرمان در قالب برنامههای استراتژیک با ابعاد اجرایی، مانند «اقتصاد مقاومتی»، «تحول نرمافزاری» و «جهاد تبیین» متبلور میشد، ایران از این طریق تلاش میکرد تا هسته مرکزی این تمدن باشد، چه از طریق دستیابی به خودکفایی علمی، چه از طریق استقلال اقتصادی یا بازدارندگی نظامی.
همزمان با ادامه مراسم تشییع پیکر در تهران، تحلیلگران در مورد سرنوشت مسیری که شهید خامنهای ترسیم کرد، تردید دارند. پاسخ ممکن است در ماهیت نظام ایران باشد که به لطف فرآیندی که رهبر شهید رهبری کرد، با موفقیت به یک سیستم نهادی تبدیل شد. بنابراین، فقدان رهبر عالی به معنای فروپاشی این مسیر نخواهد بود بلکه تحت مدیریت سیستمی که تصمیمگیرنده نهایی شده است، ادامه خواهد یافت. علاوه بر این، میراث شهید خامنهای با پیکر ایشان به خاک سپرده نخواهد شد بلکه یک مکتب سیاسی زنده باقی خواهد ماند که دو ستون برجسته و غیرقابل مذاکره آن استقلال و عزت ملی است.»
مشاهده خبر در جماران