در آستانه برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب؛
پیام تسلیت سوزناک رئیس پارلمان لبنان در روز وداع با رهبر شهید
نبیه بری رئیس پارلمان لبنان در پیامی حماسی و سرشار از احساس به مناسبت تشییع پیکر رهبر شهید با تاکید بر مفاهیم وحدت و پیوند ناگسستنی میان لبنان و ایران، جراحات وارده به جمهوری اسلامی را جراحتی بر پیکر تمام لبنانیهای شریف دانست.
به گزارش جماران، به نقل از فارس؛ نبیه بری رئیس پارلمان لبنان در آستانه برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در پیامی با تأکید بر پیوندهای تاریخی و روحانی میان لبنان و ایران، از رهبر شهید بهعنوان تجلی «یک امت در یک مرد» و الگویی جاودانه برای نسلها یاد کرد و بر تداوم راه مقاومت و پایبندی به آرمانهای مشترک تأکید ورزید.
وی پیام خود را با آیه ۱۱۱ سوره توبه در باب شهادت آغاز کرد و نوشت:
(إِنَّ اللَّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِینَ أَنْفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُمْ بِأَنَّ لَهُمُ الْجَنَّةَ یُقَاتِلُونَ فِی سَبِیلِ اللَّهِ فَیَقْتُلُونَ وَیُقْتَلُونَ وَعْدًا عَلَیْهِ حَقًّا فِی التَّوْرَاةِ وَالْإِنْجِیلِ وَالْقُرْآنِ وَمَنْ أَوْفَى بِعَهْدِهِ مِنَ اللَّهِ فَاسْتَبْشِرُوا بِبَیْعِکُمُ الَّذِی بَایَعْتُمْ بِهِ وَذَلِکَ هُوَ الْفَوْزُ الْعَظِیمُ﴾
*همانا خدا جان و مال اهل ایمان را به بهای بهشت خریداری کرده، آنها در راه خدا جهاد میکنند پس (دشمنان دین را) به قتل میرسانند و (یا خود) کشته میشوند، این وعده قطعی است بر خدا و عهدی است که در تورات و انجیل و قرآن یاد فرموده، و از خدا با وفاتر به عهد کیست؟ پس از این معاملهای که کردید بسی شاد باشید که این به حقیقت سعادت و پیروزی بزرگ است.
رئیس پارلمان لبنان در ادامه نوشت: سرورم، ای امام!
برخی واژهها معنایی فراتر از آن دارند که در فرهنگهای لغت بگنجند.
برخی موضعگیریها از مرزهای زمان فراتر میروند، و برخی مردان چناناند که از شمار افراد فراتر میایستند؛ آنگونه که گفته میشود: امتی در قامت یک مرد.
در روز وداع تو، ای رهبر امت و شهیدِ شاهد؛
ای امام، تو همچون خاطرهای برای نسلها و الگویی جاودانه و فراموشنشدنی باقی خواهی ماند… آنان بازمیگردند و ما نیز به مواضع پیشرو و پیشگام شما بازخواهیم گشت؛ همان مواضعی که ظالمان، مستکبران و متجاوزان را به آشفتگی و بیخوابی واداشت: «نه شرقی و نه غربی… و [اینکه] یاری رساندن به مظلومان، عبادت است».
این همان انقلاب اسلامی ایران است؛ آنچه با همراهی امام سید موسی صدر زیستیم و با پیوند و اتصال به امام فقید آیتالله سید روحالله الموسوی خمینی و همراه ایشان شهید مصطفی چمران، با آن تجربه کردیم؛ آن زمان که امام صدر با مرکب قلم خود، «ندای پیامبران» را نگاشت و شرق و غرب را به خاطر ایران و لبنان مخاطب قرار داد.
ای سفرکرده مقیم و شهید، ای امام سید علی خامنهای؛ پیش از دیدار، شما ؟[برایم] خورشیدی درخشان برای سپیدهدمی نو بودید. و چه بسیار که گوش، پیش از چشم، شیفته میشود. هنگامی که نخستین بار در اوایل دهه نود میلادی با شما دیدار کردم، من را به آستانه امامان بزرگ رهنمون شدید و تمام آنچه را که بود، آنچه باید باشد، آنچه ما باید در آن باشیم و آنچه بر آن استوار باشیم و آنچه میتواند زخمها را التیام بخشد و به جای ورق زدن صفحات بیشمار در یک کتاب عمل کند را خلاصه کردید.
آن عبارت را هرگز فراموش نمیکنم که فرمودید: «برادر عزیزم، استاد نبیه، از طریق تو به جنبش امل، برادران و خواهران عزیز میگویم که گوشت من از گوشت تو و خون من از خون توست، صلح تو صلح من و جنگ تو جنگ من است؛ ما از نسل یکدیگر هستیم. وحدت، وحدت و باز هم وحدت، در تمامی عرصهها».
ما با این گفتمان وحدتآفرین خو گرفتهایم؛ گفتمانی که اکنون بر هر زبان و لبی جاری است و بر پایه مقابله با دشمن صهیونیستی بنا شده؛ دشمنی که پیش از بزرگسالان، کودکان و پیش از جوانان، پیران را هدف قرار داد تا روح مقاومت را در لبنان از ریشه برکند.
دشمنی که کشور را چنان ویران کرد که برخی روستاها دیگر اثری از آنها باقی نمانده است و دریایی از شهیدان، مجروحان، اسیران و مردان استواری بر جای گذاشت که همچنان بر آتش آرمان، بر ماشه مقاومت و بر پاسداری از وصیت ایستادهاند. و ماشهی سلاح استوارند، پابرجا ماندهاند و ما وصیت را پاس داشتهایم.
سرورم، ای امام، ای شهیدِ سفرکرده حاضر در یاد ما؛
ما هنوز در ماه محرم هستیم و مصیبت، همچنان بزرگ و سنگین است، اما چراغ هدایت همچنان میدرخشد… و امام حسین (ع) همچنان جهتِ قطبنما و فریاد طنینانداز در طول تاریخ است: آغوشهایی که پاک گشتند، نیاکانی که خوش نام شدند، غرورآفرینایی که سر خم نکردند و جانهای آزادهای که ترجیح دادند به جای پذیرش فرمان فرودستان، در مسیر عزت و کرامت جان بسپارند؛ و هر چقدر هم که بهای این فداکاریها گران باشد، ما هرگز راهمان را تغییر نخواهیم داد
ای از سلاله امامان، که تقدیر شما و امامان چنین بوده است که مظلومانه و با خیانت به شهادت برسید و با ضربات از پشت، به آسمان عروج کنید؛ همانگونه که شما در محراب نماز بودید و قرآن در میان دو دستتان قرار داشت... آه، شب قدر!
سرورم، در آخرین سفر تو از تهران به نجف، به کربلا و سامرا و در نهایت به مشهد مقدس و حرم مطهر رضوی، من شما را با دعا و آن فریاد جاودانه یاد میکنم: «گویا بندبند وجودم را گرگهای بیابان میان نواویس و کربلا، از هم میدرند؛ و هر روز، عاشوراست».
در مقام شما، کلمات سرشار از عبرتهای جاودانه است. در وداع با شما، سخنانی را که در آخرین دیدارمان در مراسم تسلیت به شهادت رئیسجمهور سید ابراهیم رئیسی و همراهان شهیدش، گفتم، تکرار میکنم؛ و آن را خطاب به حضرت رهبر سید مجتبی و به برادران در رهبری جمهوری اسلامی (دولت و ملت) میگویم: «همانا هر جراحتی که به برادران در جمهوری اسلامی ایران وارد میشود، زخمی است که هر لبنانی شریفی را میآزارد».
سرورم، شریفترین مرگ، شهادت است.
زمین، با کسانی که در آن پناه میگیرند، شکوه و طهارت مییابد؛ چرا که شریفترین رهگذران را میپذیرد؛ شهیدانی که در کنار پیامبران، اولیا، ائمه و صدیقین قرار میگیرند و چه نیکو همدمانی هستند. «إنا لله و إنا إلیه راجعون و حسبنا الله و نعم الوکیل» (ما از آن خداییم و به سوی او بازمیگردیم و خداوند ما را بس است و چه نیکو وکیلی است).
مشاهده خبر در جماران