تحلیل دو نظامی سابق آمریکا از حملات شب گذشته در جنوب ایران/ برتری از آن ایران است
دو مقام سابق نظامی آمریکا بر این باورند که حملات اخیر به اهدافی در جنوب ایران حاکی از آن است که آمریکا به شدت نیازمند تغییر موازنه قدرت در خلیج فارس است اما نه تنها توانایی انجام این کار را ندارد، بلکه به شدت هراس آن دارد که این اقدامات به یک درگیری تمام عیار دیگر تبدیل شود.
به گزارش جماران، آنتونی آگیلار، افسر سابق نیروی ویژه و مارک مونتگومری، دریادار بازنشسته آمریکایی در دو مصاحبه مجزا، حملات اخیر آمریکا به مناطق جنوبی ایران و واکنش سخت نظامی ایران به این حملات را تحلیل و تأکید کردند که در موازنه قدرت جاری، همچنان برتری از آن ایران است؛
ایشان مدعی هستند که واشنگتن در تلاش برای تغییر این موازنه، در حال افزایش نیروهای خود در منطقه است و همزمان میکوشد از درگیری تمام عیار پرهیز کند؛ زیرا نمیتواند هزینههای راهبردی آن را تحمل نماید. ایشان همچنین بر این باورند که آمریکا میکوشد از طریق خٌرده دستاوردهای تاکتیکی، ضعف راهبردی آشکار خود را در برابر توان پهپادی و موشکی ایران، پنهان کند.
آمریکا با انجام این حملات، به دنبال تقویت موقعیت خود در مذاکرات است
از نگاه آنتونی آگیلار، حملات اخیر آمریکا به جزیره سیری، قشم و دیگر نقاط ساحلی جنوب ایران، واکنش به حمله پهپادی ایران علیه یک نفتکش نیستند، بلکه بخشی از یک عملیات از پیش طراحیشده برای تضعیف تدریجی توان ایران در کنترل تنگه هرمز به شمار میروند.
به اعتقاد او، انتخاب اهدافی همچون سامانههای ارتباطی و زیرساختهای دریایی نشان میدهد واشنگتن در پی از بین بردن قابلیت ایران برای اعمال حاکمیت عملی بر تنگه هرمز است؛ زیرا این آبراه اکنون مهمترین اهرم راهبردی تهران در مذاکرات با آمریکا محسوب میشود و البته به این هدف با چنین حملاتی نرسیده است.
آگیلار معتقد است ایران پس از جنگ تلاش کرده با تعیین مسیرهای عبور کشتیها و اعمال قواعد جدید، چارچوب تازهای برای مدیریت تنگه هرمز ایجاد کند، اما آمریکا با حملات محدود و مستمر درصدد جلوگیری از تثبیت این وضعیت و بازگرداندن شرایط به وضعیت پیشین است. از نظر او، تکرار حملات به اهداف مشابه در سواحل جنوبی ایران بیانگر اجرای یک طرح نظامی از پیش آماده است که هدف نهایی آن کاهش مستمر توان بازدارندگی و اهرم فشار ایران در تنگه هرمز و تقویت موقعیت آمریکا در مذاکرات آتی است.
درگیری نظامی گستردهتر میان آمریکا و ایران بسیار محتمل است
به عقیده این نظامی بازنشسته، حملات محدود اما مستمر آمریکا و پاسخهای متقابل ایران نشان میدهد که دو طرف در حال حرکت در چارچوب یک تنش کنترلشده هستند و هنوز خواهان ورود به یک جنگ فراگیر نیستند.
به باور او، هر دو طرف تلاش میکنند ضمن حفظ بازدارندگی و نمایش اراده خود، از عبور از آستانهای که به یک درگیری تمامعیار منجر شود، اجتناب کنند. آگیلار این وضعیت را نمونهای از راهبرد «اقدام متقابل محدود» میداند تا دامنه درگیری از کنترل خارج نشود. با این حال، او هشدار میدهد که این الگوی مدیریت بحران بسیار شکننده است و هرگونه اشتباه محاسباتی، حملهای با تلفات غیرمنتظره یا سوءبرداشت از نیت طرف مقابل میتواند چرخه تنش را از سطح کنترلشده خارج کرده و به رویارویی نظامی گستردهتری میان ایران و آمریکا منجر شود.
او برای توضیح بیشتر، به تجربه توافق مونیخ ۱۹۳۸ اشاره و تأکید میکند همانگونه که آن توافق تنها یک وقفه موقت پیش از تشدید جنگ جهانی دوم بود، هرگونه کاهش تنش میان ایران و آمریکا نیز ممکن است صرفاً یک فرصت تاکتیکی برای هر دو طرف جهت تقویت توان نظامی، ترمیم زیرساختها و بازنگری در راهبردهای خود باشد.
تا زمانی که تهدید اسرائیل پابرجاست، حزبالله باید مسلح و آماده باشد
آگیلار تأکید میکند که آینده حزبالله و مفهوم حاکمیت لبنان به یکدیگر گره خوردهاند و همین موضوع، پرونده لبنان را به یکی از پیچیدهترین محورهای اختلاف میان ایران، آمریکا و اسرائیل تبدیل کرده است. آگیلار توضیح میدهد: «آمریکا و اسرائیل میکوشند دولت لبنان را وادار کنند تا استقرار کامل ارتش لبنان در جنوب این کشور و حذف تدریجی نقش نظامی حزبالله را تسهیل کند؛ از سوی دیگر ایران و متحدانش به درستی هشدار میدهند که چنین اقدامی، ناقض موازنه بازدارندگی در برابر اسرائیل است و تا هرزمان که تهدیدات امنیتی از جانب اسرائیل پابرجاست، حفظ توان نظامی حزبالله همچنان ضروری است.»
به اعتقاد آگیلار، اختلاف بر سر اینکه احترام به حاکمیت لبنان به معنای خروج فوری و کامل اسرائیل است یا خروجی تدریجی و مشروط، در کنار مسئله خلع سلاح یا حفظ جایگاه نظامی حزبالله، موجب شده است که اجرای هرگونه توافق با موانع جدی روبهرو شود. نظر او این است که نقش حزبالله غیرقابل مذاکرهست و ارتش لبنان و حاکمیت دولت لبنان، باید تصمیم بگیرند که در کدام سو میخواهند قرار بگیرند.
اقدامات آمریکا برای تضعیف اهرم فشار ایران در تنگه هرمز
دریادار مونتگومری، ضمن اشاره به حملات اخیر آمریکا به ایران و واکنش شدید ایران به این حملات، به مقامات آمریکایی یادآور میشود که ایران همچنان از موقعیت جغرافیایی در تنگه هرمز به عنوان یک اهرم فشار مهم برخوردار است.
او سپس به مقامات ایرانی هشدار میدهد که تهران در گذشته با تهدید بستن تنگه یا حمله به کشتیها میتوانست بر بازار انرژی و کشورهای عربی حوزه خلیج فارس فشار وارد کند، اما اکنون آمریکا درصدد است تا از طریق این حملات اهرم مذکور را تضعیف کند.
او به چند مورد از اقداماتی اشاره میکند که در راستای هدف مذکور در حال انجام هستند؛ از جمله توسعه سریع سامانههای رهگیری پهپاد در کشورهای شورای همکاری خلیج فارس، افزایش توان آمریکا برای حفاظت از خطوط کشتیرانی، ادامه حملات به زیرساختهای نظامی ایران در سواحل و جزایر مشرف به تنگه هرمز و همچنین برنامه عربستان و امارات برای گسترش خطوط لوله صادرات نفت که وابستگی آنها به عبور از تنگه را کاهش میدهد.
واشنگتن در مسیر افزایش نیروهای خود در محدوده دریایی پیرامون ایران حرکت میکند
دریادار مونتگومری راهبرد کنونی آمریکا را مبتنی بر «پاسخ متناسب» و فرسایش تدریجی توان نظامی ایران میداند، نه حرکت به سمت یک جنگ فراگیر. به گفته او، واشنگتن در حال حاضر مایل به گسترش حملات به اهداف راهبردی نیست و میکوشد اهداف زیرساختی را هدف قرار دهد؛ زیرا احساس میکند دست یافتن به برخی پیروزیهای تاکتیکی میتواند آنچه را که آمریکا در تنگه هرمز مطلوب میداند، به وجود آورد.
از نظر این فرمانده سابق آمریکایی، هدف اصلی این حملات، کاهش تدریجی توان ایران برای اعمال فشار بر کشتیرانی و صادرات نفت و در عین حال پرهیز از اقداماتی است که موجب جهش ناگهانی سطح تنش شود. او البته احتمال میدهد این روند همزمان مقدمهای برای افزایش حضور دریایی آمریکا در تنگه هرمز نیز باشد؛ به این معنا که واشنگتن با هدف قرار دادن پدافند ساحلی ایران، شرایط را برای استقرار ناوها امنتر میکند.
آمریکا در برابر توان پهپادی ایران، از ضعف راهبردی رنج میبرد
مونتگومری آسیبپذیری پایگاههای آمریکا در منطقه در برابر حملات پهپادی ایران را یک ضعف راهبردی توصیف کرد و گفت خسارتهای واردشده نشان میدهد واشنگتن برای مقابله با تهدید پهپادهای ارزانقیمت و گسترده، فاقد آمادگی لازم و کافی است. او تأکید میکند آمریکا احتمالاً مجبور خواهد شد آرایش نظامی خود را تغییر دهد؛ به این معنا که استقرار دائمی هواپیماها و نیروهای حساس در پایگاههایی مانند العدید قطر یا کویت کاهش یافته و بخش بیشتری از توان هوایی به مناطق امنتر مانند اردن، اسرائیل و غرب عربستان منتقل شود.
از دیدگاه او، این تغییر اگرچه امنیت نیروها را افزایش میدهد، اما هزینه عملیاتی آمریکا را بالا برده و موجب کاهش سرعت واکنش، افزایش نیاز به سوختگیری هوایی و محدود شدن زمان حضور جنگندهها بر فراز منطقه خواهد شد.
آمریکا مجبور است موازنه قدرت را به نفع خود تغییر دهد، اما نمیتواند
دریادار آمریکایی در نهایت درباره احتمال افزایش حضور نظامی آمریکا در خلیج فارس و چشمانداز ادامه یا ازسرگیری جنگ میان ایران و آمریکا توضیح میدهد که واشنگتن احتمالاً به سمت یک عملیات دریایی گستردهتر حرکت میکند و در یک وضعیت بسیار شکننده میکوشد ضمن پرهیز از تشدید درگیری، برای ایجاد بازدارندگی پیشین خود، اقداماتی را ترتیب دهد.
او بر اساس تجربیات خود مدعیست که آمریکا میتواند با افزایش تعداد ناوها، هواپیماها و سامانههای دفاعی مستقر در منطقه، سطح حفاظت از کشتیها را بالا ببرد، اما برای کاهش ریسک چنین عملیاتی ابتدا باید تواناییهای ایران در تنگه هرمز شامل پهپادها، قایقهای تندرو، موشکهای ضدکشتی، مینهای دریایی و سامانههای شناسایی را تضعیف کند که در حال حاضر، نمیتواند این ظرفیتها را به نحوی تضعیف کند که وارد یک درگیری گستردهتر نشود. این درحالی است که ترامپ تمایلی به ورود دوباره به یک درگیری گسترده ندارد و همزمان مجبور است برای تغییر موازنه قدرت به نفع آمریکا، تلاش کند.
مشاهده خبر در جماران